Proof

Proof

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 1

रिलीज़ जानकारी

Proof S01E09 SerialDL
टिप्पणी द्वारा jacktery
► jacktery ارشیا و◄ || SerialDL.Net

टैग

other
प्रकाशित: 2015-08-15
डाउनलोड: 20
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

... آنچه در "اثبات" گذشت

هلیما، من نمی تونم زود به کنیا برگردم

من می تونم با ایوان حرف بزنم، مطمئنم می تونه یه وام بگیره

متشکرم ولی می خوام این رو با شرایط خودم ادامه بدم

تو یه تجربه‌ی نزدیک به مرگ داشتی - مثل همونی که خودت داشتی -

چیز خوبی از ادامه دادن این تحقیقات در نمیاد

چرا اینقدر برات مهمه؟ - به همون دلیلی که برای تو مهمه -

چون اگه چیزی از این چیزا واقعی باشه

یعنی ما می تونیم یه بار دیگه ویل رو ببینیم

تو یه دکتر محترم هستی که به عنوان کار دومت

داری روی زندگی پس از مرگ تحقیق می کنی

شما همه باید مقدس بودنی رازی رو که

می تونه یه شغل رو نابود کنه بدونید

مامان؟

مامان؟

!مامان

!مامان

چارلز؟

ما یه اهداکننده‌ی قلب برای مریضت داریم، برینان

باید همین الان بیای

کارولین؟

شنیدی؟

آره

خیلی خوبه، سریع میام اونجا

خیلی خب

اهدا کننده آدام گلن، اون 34 ساله بوده

توی صخره نوردی به سرش صدمه شدیدی رسیده

نشونه‌ای از فعالیت مغزی دیده نشده

به غیر از این، وضعیت جسمی عالی

رضایت دادن؟

یه کارت اهدا تو کیف پولش پیدا کردیم

خبرشو دادن؟

قلبش تو وضعیت خوبیه

و مریض من میگیرتش درسته؟ نمی خوام سر این دعوا کنم

کریس یک ساله که منتظره

اونو به عنوان مریضت انتخاب کرده U.N.O.S

گروه خونی اهدا کننده کمیابه و با مریض یکیه

قلب ماله توئه

به کریس خبر دادین؟

فکر کنم قبل از اینکه تلفن رو قطع کنیم خودشو رسوند اینجا

دکتر تایلر باید اعتراف کنم که داشتم فکر می کردم

این روز هیچوقت نمیرسه - به شک انداختیم کریستوفر -

من به شما شک نداشتم

این قلب قدیمی، خیلی بهش ایمان نداشتم

آره، خوب این یذره جلوتر میبرتت

کی عمل می کنید؟ امروز؟

به دانش آموزام قول دادم که به فارق‌التحصیلی شون برسم

بهتره منو یه دروغگو نکنید دکتر

چندتا آزمایش دیگه انجام میدیم

ولی دلیلی نمی بینم که نتونی سر قولت بمونی

بهت که گفتم، همه چیز درست میشه

هی، میتونی درباره‌ی اهدا کننده چیزی بهم بگی؟

عزیزم، لطفا الان فقط روی سلامتی خودت تمرکز کن

باید بهش گوش کنی

تقریبا همیشه این کارو میکنم

من دارم جلوی یه تغییر رو میگریم

حلت چطوره؟ - خوب -

دارم روی یه چیزی کار می کنم که باید بهت نشون بدم

بدترین زمان رو انتخاب کردی، یه عمل قلب دارم

پس کی میتونی بیای؟

نشنیدی چی گفتم؟

خیلی به زمان حساسه

پس یه عمل قلب

همه چیز خوبه؟

آره، هر وقت تونستی بیا پیشم

پس، خبری داری؟

اوه، آره، میدونی که سعی داشتم کارای پدر هلیما رو جبران کنم

خب، آخرین بانک درخواست وام من رو رد کرد

نه، چرا؟

من یه شهروند آمریکایی نیستم

من نه همسری دارم و نه کمکی

ولی تو یه دکتری

آره، برای اونا فقط یه خارجی با لباس آزمایشگاهم

شاید باید تجدیدنظر کنی

نه - ولی ایوان میتونه کمک کنه -

من نیازی به خیریه ندارم - این خیریه نیست -

اون میتونه بهت وام بده

یا میدونم که اون مشتاقه که بخاطر کار کردن روی تحقیقات بهت حقوق بده

مرسی ولی، نمی تونم

خب، اگه وام نگیری چی میشه؟

باید گزینه های دیگه رو در نظر بگیریم

مثل برگشتن به کنیا؟

باید بذاری با ایوان حرف بزنم

نمی خوام به کسی مدیون باشم

ولی واقعا ممنونم که می خوای کمکم کنی

این فقط برای تو نیست

... میدونم این تحقیقات مهمن

فقط درباره‌ی تحقیقات هم نیست

من می خوام که تو بمونی

... چون

چون واقعا دوست دارم باهات ناهار بخورم

... و من

من یه چند وقتی هست که این احساس رو دارم

خب، چه احساسی داری؟

...متأسفم، من - نه، لازم نیست -

... نه، فقط

... خیلی چیزا هست - متوجهم -

چیزا پیچیدن

خانوم گلن؟

من دکتر تایلر هستم

واقعا برای شرایطی که دارین متأسفم

اگه می خواید میتونم بیرون منتظر بمونم

اوه، نه

این ماله اونه

تموم صبح زنگ می خورد

اون قرار بود این هفته یه رستوران باز کنه

و این فروشنده ها مدام زنگ میزنن و من نمی دونم چی بگم

متأسفم، آدام الان نمی تونه رومیزی بخره

آدام در دسترس نیست

باید خاموشش کنم

میدونید که با اهدا کردن دارید یه کار فوق العاده می کنید

متأسفم، تصمیم گرفتم زیر تیغ جراحی نفرستمش

میدونم همه اینا خیلی سریع داره اتفاق میفته

باید از زمانتون استفاده کنید - من به زمان نیاز ندارم، من اهدا نمی کنم -

همسرتون یه کارت اهدا امضا کرده بود

این چیزی بود که ایشون می خواستن

نمی خواید به خواسته هاشون احترام بذارید؟

اون کارتو خیلی سال قبل امضا کرده بود قبل از اینکه با هم آشنا بشیم

وقتی اون کارتو امضا کرده بود درباره‌ی همسر آیندش فکر نمی کرده

مطمئنم که می خواد کاری که حس می کنم درسته رو انجام بدم

می دونم که قبول کردن این در حال حاضر خیلی سخته

ولی کار دیگه‌ای نیست که ما بتونیم براش بکنیم

... ولی اون میتونه زندگی رو به

می دونم که دیگه نمی تونم بدستش بیارم

ولی اگه اون ماشین رو خاموش کنم اون به دلیل خوبی میمیره

و من دیگه اونو نمی بینم، من برای این آماده نیستم

ترجیح میدم بیام اینجا و دستش رو نگهدارم تا بالای قبرش وایستم

واقعا فکر می کنی اون می خواد اینطوری بمونه؟

متصل به همه‌ی اون ماشینا؟

مرگ همسرتون برای کس دیگه‌ای میتونه خیلی مهم باشه

من تصمیمم رو گرفتم

و می خوام الان باهاش تنها باشم

چارلز باید درباره‌ اهداکننده‌ی قلب باهات صحبت کنم

شنیدم، زنش قبول نمیکنه، متأسفم

آره، ما به رضایت اون نیازی نداریم همسرش یه کارت اهدا امضا کرده بود

بدونه سرپرستی، این کار قانونی نیست

آره، ولی میتونیم باهاش بجنگیم

آره، امیدوار بودم که می تونستیم

اون یه وکیله، یکی از بهترین های این شهر

نمی تونیم باهاش وارد بحث بشیم

U.N.O.S نه تنها می بازیم بلکه صلاحیت ما به خطر میفته

و اگه این بیمارستان صلاحیت عمل پیوندش رو از دست بده

همه‌ی مریضا تأثیر پیدا می کنن

چارلز

سوژه‌ی مناسب مریض من خیلی سخت پیدا میشه

من اونو با نوار و چسب سر پا نگه داشتم

متأسفانه تنها گزینمون اینه که اونو به لیست برگردونیم

اون شانس دیگه‌ای نخواهد داشت، این حکم مرگه

متأسفم ولی اگه قراره کسی با نوار و چسب کسی رو سرپا کنه من رو تو شرط میبندم

ببخشید

کارولین؟

اینجا چیکار می کنی؟

من اینجا کار می کنم

نه، نه، من اینجا کار میکنم

اینجا جایه که...، من حتی واقعا نمی دونم تو چیکار می کنی

ولی با وجود تو اینجا راحت نیستم

... نه از وقتی که اومدی تو خونم، نه

کارولین، چی شده؟

هیچی، ما فقط داریم حرف می زنیم

من پاتریشیا الکات هستم

دکتر تایلر چند سال قبل عمل قلب من رو انجام داد

و الان به نظر میرسه هر طرفی که می چرخم تو هم اونجایی

تو توی دست های کمک رسان کار می کنی، نه؟

بله - آها -

ما بخاطر همه کاری که سازمان شما برای مریضا انجام میده ممنونیم

افتخار بزرگیه

به نظرم کسایی که خیلی به مرگ نزدیکن سزاوار بهترین مراقبت هستن

خب، بهتره من برم، ببخشید

کارولین، این درباره‌ی چی بود؟

میدونم که بخاطر اهدا ناراحتی

ولی نمی تونی این خستگیت رو سر داوطلب ها خالی کنی

شنیدم یکی دنبالم میگشت

توی حیاط، اسمش رو نگفت

هلیما

اینجا چیکار میکنی؟

خب اومدم تو رو ببینم

امیدوار بودم بهم زنگ بزنی و خبر بدی که داری میای

می خواستم یه سورپرایز باشه

خب، البته که هستش

از دیدنم یذره خوشحالی، نه؟

البته که هستم

ولی فکر کردم بعد از صحبتمون

میدونم چی گفتی

باور نکردم این حس واقعیت باشه

فکر کنم خداحافظی کردن با کسی که خیلی ازش دوری کار آسونی باشه

وقتی درست روبروت وایستادن خیلی آسون نیست

هلیما، تو نباید میومدی

اون شبی که اینو بهم دادیو یادته؟

برای تولدت، البته که یادمه

هنوز داریش

هیچوقت درش نمیارم

وقتی بهش نگاه می کنم

به تو که روبروی من وایستادی فکر می کنم

که بهم میگی دوستم داری و با بوسه منو به خواب میبری

ولی برای یک بوسه‌ی دیگه برگشتی

نمی تونستی برای شب بخیر گفتن بیای

نه تا صبح بعدیش

... هلیما

ما خوشحال بودیم زدان

قبل از اینکه تبدیل به قرار های کاری با پدرم بشه

More Farsi Persian subtitles for Proof

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left