पहली 200 पंक्तियाँ।
۱۹۹۲ "غریزه اصلی"؛ معمایی-بزرگسال، آمریکا،
بریم که رفتیم، نیک. خیلی خب
صبح بخیر کارآگاه. یه عکس از این دو تا کارآگاه میخوام
برین عقب مردم، برین عقب
چاکریم. صبح بخیر
اون بالا
اوضاع چطوره، گاس؟ صبح بخیر، پیت
این یارو دیگه کدوم خری بود؟ ستارهی راک، گاس. جانی باز
اسمش هم به گوشم نخورده. قبل از دورهی تو بوده، گاوچرون
هی رونی، کجا قایم شدن؟ طبقه بالا، سمت راست
اواسط دههی شصت، پنج شش تا آهنگ هیت داشت. الان یه کلوپ توی فیلمور داره
نه دیگه، الان دیگه نداره
زمان مرگ معلوم شده؟ تقریباً
شماها کاپیتان تالکات رو میشناسین؟ معلومه
دفتر رئیس پلیس اینجا چیکار میکنه؟ نظارت
اون چیزا رو از دیوار درآوردی؟ ردیفش کردم
دکتر، چی میگه؟ ۹۲ درجه. حدود شش ساعت پیش
پس زمان مرگ حدود ۲ نصفهشبه
یکی میتونه اون پردهها رو بکشه؟
خدمتکار حدود یه ساعت پیش اومد و جسد رو پیدا کرد
اینجا زندگی نمیکنه. شاید کار خودش باشه
سالشه و ۱۱۰ کیلو وزنشه ۵۴
هیچ کبودی روی جسد نیست. کار خدمتکار نیست
هیچوقت نمیشه مطمئن بود
ببخشید
آخرین بار حدود نیمهشب دیده شده که با دوستدخترش کلوپ رو ترک کرده
با چی زدنش؟ یخشکن. توی پذیرایی گذاشتنش
لکههای منی کل ملافهها رو برداشته
خیلی جالبه. قبل از اینکه به اوج برسه، کارش تموم شده
آقایون، این پرونده حساسه
آقای باز از حامیان مالی اصلی مبارزات انتخاباتی شهردار بود
رئیس هیئتمدیرهی کاخ هنرهای زیبا بود
فکر کردم ستارهی راک اند روله
یه ستارهی راک بازنشسته بود
یه ستارهی راک با دغدغههای مدنی و بسیار محترم
پس اون چیه اونجا؟
شبیه کوکائین بسیار محترم با دغدغههای مدنیه
گوش کن کوران، این پرونده قراره کلی فشار برامون درست کنه
هیچ اشتباهی نمیخوام
اسم دوستدختر "باز" چیه؟
"کاترین ترمل، شماره ۱۶۲ دیویسادرو."
با اون وضعی که بسته شده بود، اصلاً شانسی نداشت
باعث افتخاره کاپیتان. چه سحرخیز شدن ایشون
معمولاً قبل از ۱۸ دور گلفش، کارت نمیزنه
جانی و شهردار حتماً خیلی با هم صمیمی بودن
نیک، قرار ساعت ۳ رو یادت نره
میخوای من روی پرونده کار کنم یا نه؟
گفتم یادت نره! خیلی خب
یادم نمیره
صبح بخیر. من کارآگاه کوران هستم. ایشون هم کارآگاه موران
اداره پلیس سانفرانسیسکو. میخوام با کاترین ترمل صحبت کنم
بفرمائید تو
بشینید لطفا. یه لحظه صبر کنید
چه با مزه. تابلوهای پیکاسویِ زنونه و مردونه دارن
نمیدونستم پیکاسو میشناسی. معلومه که میشناسم. همینجا نوشته
واسه زنه بزرگتره
ببخشید که مزاحم شدیم. فقط چند تا سوال داشتیم
شما پلیس منکرات هستین؟ نه، ما دایره قتل هستیم
چی میخواین؟
آخرین باری که جان باز رو دیدین کی بود؟
مرده؟
چرا فکر میکنین مرده؟
خب، اگه نبود که شما اینجا نبودین، بودین؟
دیشب با اون بودین؟
شما دنبال کاترین میگردین، نه من
تو کی هستی؟ من راکسیام
دوستشم
خب راکسی، میدونی دوستت کجاست؟
۱۴۰۲ تو ویلای ساحلیش توی استنسونه. سیدریفت، پلاک
ممنون
دارین وقتتون رو تلف میکنین
کاترین اونو نکشته
دوشیزه ترمل؟
بعدازظهر بخیر. من کارآگاه کوران هستم. ایشون هم کارآگاه موران
ما از پلیس سانفرانسیسکو... میدونم کی هستین
خب، چطوری مُرد؟
به قتل رسیده
خب اون که معلومه
چطوری کشته شد؟ با یه یخشکن
چند وقت بود باهاش بودین؟
باهاش دوست نبودم. فقط باهاش سکس داشتم
چی هستی، فاحشهای؟
نه، آماتورم
چند وقت بود باهاش رابطه داشتین؟
حدود یک سال و نیم
دیشب با اون بودین؟ بله
با اون از کلوپ اومدین بیرون؟
بله. باهاش رفتین خونهش؟
نه. توی کلوپ یه چیزی خوردیم و با هم اومدیم بیرون
اون رفت خونهش و من اومدم اینجا
دیشب کسی پیشتون بود؟
نه. دیشب توی حال و هواش نبودم
بذارین یه چیزی ازتون بپرسم دوشیزه ترمل
از اینکه مرده متاسفین؟
آره
از سکس باهاش خوشم میاومد
ببین، دیگه واقعاً حوصله حرف زدن ندارم
گوش کن خانم، اگه بخوای میتونیم بریم کلانتری حرف بزنیم
پس حقوق قانونیم رو بهم بگو و بازداشتم کن
اونوقت میام کلانتری
وگرنه، گورتون رو از اینجا گم کنین
خواهش میکنم
دخترِ گلیه
ببخشید بث. توی استنسون گیر افتادم
چطوری نیک؟ خوبم
بیخیال بث. خودت میدونی که خوبم. تا کی باید این کار رو ادامه بدیم؟
فکر کنم تا وقتی که واحد بازرسی میخواد
بشین. همهش چرته. خودت هم میدونی
میدونم چرته. ولی با این حال بشین تا بتونیم تمومش کنیم، باشه؟
خب، اوضاع چطوره؟
اوضاع خوبه
بهت که گفتم، باشه؟ اوضاع ردیفه
زندگی شخصیت چطوره؟
زندگی جنسیم خوبه
در واقع از وقتی دیگه تو رو نمیبینم، زندگی جنسیم حسابی داغونه
دستام دیگه پینه بسته
متاسفم
با مشروب در چه حالی؟
سه ماهه لب نزدم
کوکائین چی؟ نه
نه. دارم مثل سگ کار میکنم. مشروب رو هم گذاشتم کنار
حتی سیگار رو هم ترک کردم
سیگار نکشیدن چطوره؟
گنده
حالا، به بازرسی میگی که من فقط یه پلیس معمولیِ
سالمِ دربوداغونم؟
و بذار از اینجا برم، لطفاً؟
باشه
ممنون
هنوز دلم برات تنگ میشه، نیک
حالت چطوره؟ خوبم
تالکات اون توئه. منتظرن. چطور پیش رفت؟
دلش برام تنگ شده
پسر، این دختر وقتی جفت انتخاب میکنه واسه یه عمره
خیلی خب، شروع کنیم. هاریگان
خب، ۳۱ ضربه چاقو به گردن و قفسه سینه خورده
هیچ اثر انگشت قابل استفادهای نیست، ورود به زور نبوده، چیزی هم دزدیده نشده
روی یخشکن هم اثر انگشتی نیست. از هر فروشگاهی میشه خریدش
شالگردن مارک هرمس بود. خیلی گرونه
سالی ۲۰ هزار تا ازش توی کل دنیا فروخته میشه
بطری حاوی کوکائین بود. با کیفیت و خلوص بالا. استنشاقش کرده بوده
مقادیر ناچیزی هم روی لبها و آلتش بود
آقای باز ۵ میلیون دلار ارث گذاشته
وارث مستقیم نداره. سابقه کیفری هم نداره
عشقِ مواد بود. عشقِ دختربازی و عشقِ راک اند رول
عشقِ شهردار هم بود، مگه نه؟
در مورد دوستدخترش چی؟
به اینجا ربطی داره؟ مظنونه؟ مظنونه
بر چه اساسی؟
"دوستدختر: کاترین ترمل. ۳۰ ساله. بدون سابقه. بدون محکومیت
۱۹۸۳ فارغالتحصیل ممتاز از برکلی،
دو رشتهای در ادبیات و روانشناسی
دختر و تنها بازماندهی ماروین و الین ترمل
که در حادثهی قایقسواری در سال ۱۹۷۹ کشته شدند
کاترین ترمل، تنها وارث. دارایی تخمینی: ۱۱۰ میلیون دلار."
شوخی میکنی
"سابقاً نامزد مانوئل واسکز بوده که فوت شده."
اوه، اوه! مانی واسکز؟
مدعی سابق میانوزن. سال ۱۹۸۴ توی رینگ بوکس در آتلانتیک سیتی کشته شد
عاشقشم. ۱۰۰ میلیون دلار پول داره
با بوکسورها و ستارههای راک رو هم میریزه
و مدرکِ بازی با مغز مردم رو هم داره
مدرک ادبیاتش رو یادت رفت. اون نویسندهست
یه رمان با اسم مستعار چاپ کرده. میخوای بدونی موضوعش چیه؟
دربارهی یه ستارهی راک بازنشستهست که توسط دوستدخترش به قتل میرسه
صفحه ۶۷ رو بخون، گاوچرون
میدونی چطوری کلکِ دوستپسرش رو میکنه؟
با یه یخشکن، توی تختخواب
در حالی که دستاش با یه شالگردن ابریشمی سفید بسته شده
دکتر گارنر
از دکتر لامونت خواستم باهامون مشورت کنه. این واقعاً تخصص من نیست
دکتر لامونت آسیبشناسی رفتارهای سایکوپاتی رو در استنفورد تدریس میکنه
و همچنین عضو تیم پروفایل روانشناختی وزارت دادگستریه
دکتر لامونت
من دو تا احتمال میبینم
اول: شخصی که این کتاب رو نوشته، همون قاتل شماست
و قتلی رو که توصیف کرده، با جزئیات دقیق و آیینی اجرا کرده
دوم: کسی که میخواسته به نویسنده صدمه بزنه
کتاب رو خونده و قتل رو دقیقاً مثل اون انجام داده تا اونو متهم کنه
اگه نویسنده این کار رو کرده باشه چی؟ اونوقت با چی طرفیم؟
با یه ذهن منحرف و شیطانی طرف هستین
ببینید، این کتاب باید حداقل شش ماه
یا شاید حتی سالها... قبل از چاپ شدنش نوشته شده باشه
یعنی نویسنده باید از اون موقع این جنایت رو در ناخودآگاهش طراحی کرده باشه
حالا، این حقیقت که اون رو عملی کرده
نشوندهندهی رفتار وسواسی سایکوپاتیه
نه فقط از نظر خودِ قتل
بلکه از نظر مکانیسم دفاعی پیشرفتهای که به کار برده
دکتر، من بعضی وقتا فرقِ خوب و بد رو تشخیص نمیدم
اینایی که گفتی یعنی چی؟
اون قصد داشته کتابش، بهانهی تبرئهاش (آلیبای) باشه. دقیقاً
اون قراره بگه: "فکر کردین من اونقدر احمقم که کسی رو
دقیقاً به همون شکلی که توی کتابم نوشتم بکشم؟"
"من این کار رو نمیکنم چون میدونم که مظنون میشم."
خب، اگه نویسنده نباشه چی؟ اگه کسی باشه که کتاب رو خونده؟
اونوقت با کسی طرف هستین که اونقدر دچار وسواسه
که حاضره یه قربانیِ بیربط و بیگناه رو بکشه
تا تقصیر رو گردن شخصی بندازه که اون کتاب رو نوشته
دارم از یه نفرت وسواسی عمیق حرف میزنم
و فقدان مطلقِ احترام برای زندگی انسان
No comments yet. Be the first to leave one.