All About Eve

All About Eve

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

रिलीज़ जानकारी

All About Eve 1950 1080p
All About Eve 1950 720p
टिप्पणी द्वारा qwerty11
فقط آپلود کردم

टैग

1080
720p
720
प्रकाशित: 2019-03-22
डाउनलोड: 139
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

...شايد جايزه ي بزرگ سارا سيدونز

.براي شما ناشناخته باشد

...اين جايزه از تبليغات جنجالي و تجاري عظيمي

نظير آنچه پيرامون (افتخارات) مشکوکي ...چون جايزه ي پوليترز

و جوايز ديگري که سالانه از سوي جامعه ي سينمايي .اعطا مي شوند برپا مي شود، محروم بوده است

.اين مرد ظاهرا محترم بازيگري پيشکسوت است

و چون بازيگر است، زماني دراز به حرف زدن .ادامه خواهد داد

.مهم نيست حرف هايش را مي شنويد يا نه

.اما مهم است بدانيد کجا هستيد و چرا اينجا هستيد

.اينجا تالار پذيرايي انجمن سارا سيدونز است

...مناسبتي که ما را اينجا گرد آورده است

ضيافت سالانه ي اين انجمن و اعلام افتخارآميزترين .جايزه اي است که تئاتر ما مي شناسد

.جايزه ي بزرگ سارا سيدونز

...اين ديوارهاي مقدس همانند بسياري از

...کساني که در اين جا حضور دارند، به کساني

.چون موجسکا، آدارهان و ميني فيسک نگريسته اند

.صداي منسفيلد در اين تالار طنين انداخته است

بعيد مي دانم پنجره هاي اين تالار بعد از مرگ او .گشوده شده باشند

...جايزه هاي کوچک تر چنان که

.مي بينيد، اعلام شده اند

.جوايز کوچک تر به نويسنده و کارگردان اختصاص دارند

...چون وظيفه ي آنها اين است که صرفا برجي را بنا کنند

تا جهان بتواند نوري را که بر تارک آن مي درخشد ...را تحسين کنند

و تا امروز نوري که درخشان تر از ايو هرينگتون .چشم ها را خيره کند، ندرخشيده است

...ايو

.اما اطلاعات بيشتر درباره ي ايو

.در واقع همه چيز درباره ي ايو بماند براي اندکي بعد

...شما که کتاب نمي خوانيد

به تئاتر نمي رويد، به راديوهاي سانسور نشده ...گوش نمي دهيد

،و درباره ي دنيايي که در آن زندگي مي کنيم ...هيچ نمي دانيد

.شايد لازم باشد تا خود را به شما معرفي کنيم

.نام من اديسون دو ويت است

.من در تئاتر عرق نمي ريزم، چيزي توليد نمي کنم

.من منتقد و مفسر تئاتر هستم

.وجود من براي تئاتر ضروري است

.اين کارين ريچاردز است

.او زن يک نمايشنامه نويس مي باشد

.به عبارت ديگر، خويشاوندي اش با تئاتر سببي است

...در پيشينه و محيطي که او در آن بزرگ شد

هيچ چيزي نبود که او را از رديف ((اي)) وسط .به صحنه ي تئاتر نزديک تر آورد

...با وجود اين، در آخرين سال تحصيلات او در رادکليف

.للويد ريچاردز درباره ي نمايشنامه نويسي سخنراني داشت

.سال بعد کارين، خانم للويد ريچاردز بود

.در تئاتر دو نوع تهيه کننده داريم

يکي از اين دو نوع، دوستان ثروتمندي دارند که ...حاضرند زياني را -- البته اگر مشمول معافيت

مالياتي باشد، به جان بخرند. اين نوع از تهيه کنندگان .به هنر ناب علاقه مندند

نوع دوم تهيه کننده اي است که ...به روي صحنه بردن هر نمايش

برايش به معناي خطر بالقوه ي ورشکستگي اش .يا رونق کارش است

.اين گونه تهيه کننده به دنبال پول درآوردن است

.ماکس فابيان از اين دسته است

او تهيه کننده ي نمايشي است که ...جايزه ي سارا سيدونز را براي

.ايو هرينگتون به ارمغان آورد

.مارگو چنينگ ستاره ي تئاتر است

.او نخستين بار در سن 4 سالگي به روي صحنه رفت

...((در نمايش نامه ي ((روياي شب تابستاني

...نقش يک پري را بازي کرد

...و به نحو غيرمنتظره اي بدون لباس به روي صحنه رفت

.و از آن روز ستاره باقي مانده است

.مارگو يک ستاره است، يک ستاره ي واقعي

.او هرگز کمتر از اين نبوده و نخواهد بود

...ظاهرا سخنران محترم، پس از مرور

...تاريخچه ي انجمن سارا سيدونز

...به تاريخ بازيگري

...از لحظه اي که تسپيس اول از صف هم سرايان خارج شد

...به دليل اصلي حضور

.ما به اينجا رسيده است

...من افتخار مي کنم

که اين شانس را داشته ام که .زندگي خود را در تئاتر بگذرانم

بازيگر ناچيزي که ساعات عمرش را ...در کنار سن خراميده است

...و افتخار مي کنم که 40 سال است

.سخنگوي اصلي انجمن سارا سيدونز بوده ام

...39بار، اين نشانه ي بزرگترين افتخار دنياي تئاتر را در

.دستاني که شايسته اش بوده اند، نهاده ام

شک ندارم که در اينجا بازيگري سالخورده تر از من .حضور ندارد

.امروز من دوران بازنشستگي خود را مي گذرانم

...اين جايزه هرگز به کسي جوان تر از بازيگري

...که امروز آن را دريافت مي کند، اعطا نشده است

و چه بامعناست که اين جايزه از دستان من ...به دستان او منتقل شود

.دستاني چنين جوان، بانويي چنين جوان

.جوان از نظر سال، اما با قلبي به قدمت تاريخ ادبيات

برخي از ما اين شانس را داشته ايم که .او را از نزديک بشناسيم

...ما آن سوي زيبايي و هنر او

.که ملتي را به تحسين واداشته است را نيز ديده ايم

...ما فروتني او، دلبستگي اش و وفاداري او

.به هنرش را نيز مي شناسيم

...و عشق او را، عشق بي پايان و ژرفش را به همه ي ما

.عشق او به آنچه هستيم و به کاري که مي کنيم، به تئاتر

...او يک آرزو

...يک نياز و يک رويا بيشتر نداشته است

...که به ما تعلق داشته باشد

.و امشب روياي او به حقيقت پيوسته است

.بنابراين ما هم اين رويا را براي او داريم

...اعضاي محترم انجمن، خانم ها و آقايان

...جايزه ي بزرگ

...سارا سيدونز

.به خانم ايو هرينگتون تقديم مي شود

!آفرين

!آفرين

!آفرين

...ايو... ايو، دختر طلايي

...دختر روي جلد مجلات، دختر همسايه

...دختري بر اوج فلک

.روزگار به مراد ايو چرخيده است

.هر جا که او مي رود، زندگي همان جاست

...مقاله ها در معرفي اش نوشته شده است

...اين که چه مي خورد و چه مي پوشد

...چه کسي را مي شناسد، کجا بوده است

...و کي به کجا مي رود

...ايو

...همه، همه چيز را درباره ي ايو مي دانيد

.چه چيزي هست که بتوان دانست و شما نمي دانيد

کي بود؟

چند وقت پيش بود؟

.انگار يک عمر گذشته

...للويد هميشه مي گفت در تئاتر

يک عمر يک فصل نمايشه و .يک فصل نمايشي يک عمره

...حالا ماه ژوئنه

...اون وقت اکتبر بود، اوايل اکتبر

.همين اکتبر گذشته

.شب بود، نم نم بارون مي باريد

يادم مي آد از راننده ي تاکسي خواستم ...منتظر بمونه

...کجا بود؟ غريبه

...عادت کرده بودم

.همون جا ببينمش، هر شب و هر شب

داشتم دنبال دختري مي گشتم که هرگز .با اون حرف نزده بودم

.مي خواستم بدونم کجاست

...خانم ريچاردز

.پس اينجايي

...يکهو به نظرم عجيب اومد که نبودي

چرا فکر کردين ممکنه نباشم؟

چرا بايد باشي؟

6شب در هفته، هفته هاي متوالي، فقط براي .تماشاي مارگو چنينگ

.حتي ورود و خروجش به تئاتر

از اينکه با شما حرف مي زنم، ناراحت نشدين؟ .نه، به هيچ وجه

.شما رو زياد ديدم. خيلي دل و جرات مي خواست

حرف زدن با کسي که فقط زن يه نمايشنامه نويسه؟

.بي اهميت ترين رده در سلسله مراتب چهره هاي مشهور

.شما بهترين دوست مارگو چنينگ هستين

.شما و همسرتون هميشه با اون هستين

...و آقاي سمپسون

اون چه شکليه؟

.بيل سمپسون؟ اون، اون يه کارگردانه

.بهترين کارگردانه .خودشم حتما باهات موافقه

بگو ببينم، تو در فاصله ي ورود و خروج مارگو چي کار مي کني؟

کز مي کني کنار در و منتظرش مي موني؟

!نه

.نمايش رو مي بينم

نمايش رو مي بيني؟

تو همه ي اجراهاي نمايش رو ديدي؟

.بله

...اما همه چيز به کنار

پولش رو از کجا مي آري؟

.بليط براي ايستاده ديدن زياد گرون نيس

.از پسش بر مي آم

...همين الآن مي برمت پيش مارگو

...اوه، نه

.اون بايد تو رو ببينه

.نه، نمي خوام خودم رو بهش تحميل کنم

.اون من رو جزو يکي از هواداران متملقش حساب مي کنه

.اون طرفدار ديگه اي مث تو نداره

.يعني نمي تونه داشته باشه

...منظورم اينه که با اين سر و وضع

سر و وضعت خيلي خوبه. در ضمن اسمت چيه؟

در ضمن اسمت چيه؟

.ايو

.ايو هرينگتون

.شب بخير

.شب بخير خانم ريچاردز

.شب بخير

.شب بخير .شب بخير

شما هم اين بو رو احساس مي کنين، نه؟

...اين عطر جادويي رو

.يه دقيقه صبر کن

.فرار نکني ها

.مي تونستي همين رمان رو درباره ي شمال بنويسي

.سلام

.سلام کنسرت چطور بود؟

.گمون نکنم بتونين بگين، ما جنگ رو باختيم

.بهتره بگين از گرسنگي از پا در اومديم

.و اين درست همون چيزيه که ازش سر در نمي آرم

از حرف هايي که در اين رمان درباره ي .زن هاي تشنه ي عشق جنوب مي گه

.عشق تنها چيزيه که ما تو جنوب، هرگز تشنه اش نبوديم

.مصاحبه ي مارگو با خبرنگاري از جنوب

به محض چاپ اين مصاحبه، باز هم گتيسبرگ رو .گلوله بارون مي کنن

.جايي که گلوله بارون شد، فورت سامتر بود .هيچوقت توي فورت سامتر بازي نکردم

.عزير دلم توجه کن

.للويد، عزيز دلم، دل و جرات داشته باش

...برام يه نمايشنامه بنويس در مورد يه زن معمولي و خوب

.که شوهرش رو مي کشه

.کرست تازه اي لازم داري .برام بخر

همين اندازه؟ .البته

.اين شوخي ها روز به روز برام بي مزه تر مي شن

.سالخورده در درخت زار)) نمايشنامه ي فوق العاده ايه))

.به اين ميگن زن وفادار و خوب .نظر منتقدها که اينطور بود

.مسلما نظر تماشاگرها هم همين بود

.سالن هاي پر، پيش فروش بليط ها از 4 ماه پيش

،فکر نمي کنم دو نمايشنامه ي آخر للويد .برات بد بوده باشن

.تند نرو

.آروم بگير، بچه. همش تقصير اين دهن گنده ي منه

...گاهي وقتا به شدت عصبي ام مي کني

More Farsi Persian subtitles for All About Eve

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left