पहली 200 पंक्तियाँ।
این همون فیلمی نیس که قرار بود بسازمش
من میخواستم راجب چیزی فیلم بسازم که فکر میکردیم یه افسانه ی محلیه
،ولی رفتهرفته راجب خودمون شد ینی افرادی که راجب اون قضیه تحقیق میکردن
شما خواهید دید چیزی که قرار بود یه فیلم پولیششده باشه
در طول ساخت رو به زوال میره و کیفیتشو از دست میده
«پت رو آزاد کنین»
اواخر کار، تمام تلاشم این بود که هرچیزی که ممکنه مفید باشه رو پیدا کنم
برخی از هویتها رو مخفی نگه داشتم
،بعد از پایان فیلم باید متوجه دلیلش بشید
شاید طی لحظاتی با خودتون فکر کنید که اصلا چرا به ساخت این فیلم ادامه دادم
من مدام به یه گروه موسیقی پانک که قبلا موردعلاقهم بود فکر میکردم
از اون گروههای سیاسی واقعی
مردم از اونا میپرسیدن که
چرا وقتتونو صرف نوشتن موسیقی میکنین
و بهجاش یه کاری نمیکنین که تاثیرگذاری بیشتری داشته باشه؟
،خب اگه سعی داری آغازکنندهی یه انقلاب باشی
ساخت یه سرود بهیادموندنی خیلی بهتر از اینه که یه سری جزوه پخش کنی که هیچوقت خونده نمیشه
و به مردم چیزی رو بدی که تا همیشه همراهمشون میمونه
خب، بیاین برگردیم به هشت ماه پیش
و از آغازِ کار شروع کنیم
Mehdisk | مترجم .:: @F o o t a g e F a n s ::.
جستجو برای یافتن نوجوان گمشدهای بنام بردلی داوز همچنان ادامه دارد
پرسشها در رابطه با ارتباط این پرونده با جیسون هارتوِل و رابرت دوبرل افزایش یافته
یعنی همان دو نوجوان دیگر آدِلایدی که جسد آنان اوایل سال یافت شد
...محققان برای یاری گرفتن از
،جسد نوجوان پنینگتونی، آرنولد براون امروز صبح در بندر آدلاید یافت شد
اکنون پلیس معتقد است که ارتباطی میان این شش جسد یافتشده وجود دارد
مجامع آنلاین از برخی تئوریهای توطئهی ترسناک به وجد آمدند
کارآگاهان تازهکار به این جمعبندی رسیدند که این 9 قربانی ممکن است تنها آغاز کار باشد
زمزمه های تاریکی مبنی بر ...قتل های آئینی توسط جوامع مخفی به گوش میرسد
مظنونین، افرادی نظیر قضات، سیاسیون
شایعه شده که مالکان تجاری سرشناس نیز در این پرونده دخیلاند
،بنظر میرسد با کندوکاو در این موضوع مسائل بسیار شکبرانگیزی آشکار میشود
اوایل هفته، یکی از بدنامترین قاتلین استرالیا ،بنام مکس لامِش
برای دومین بار منکر تمام اتهامات شد
لامش به عنوان تنها مظنون پرونده
متهم به قتل 9 مرد طی سالهای 1991 تا 2002 شده بود
اما بسیاری گمان میکنند او شریک جرم بوده و افراد دیگری نیز در این کار دخیل بودهاند
صدای افراد بیشماری که تقاضای تحقیقات مجدد بر روی پرونده را دارند همچنان شنیده نمیشود
شایعات همچنان در رابطه با پلیسها پافشاری میکند
خیله خب... هی روزگار
،فعلا تا اینجاشو درست کردم فقط چیزایی که داشتیمو ادیت کردم
بیشترشون چیزاییه که از گوگل درآوردیم
،باید از خودمون چیزای اختصاصی بیشتری بذاریم مثلا مصاحبه با اشخاص
و بخشهای درست شده توسط انیماتورا
فکر میکردیم قراره یه فیلم بسازیم که پر از چیزای خوب باشه
...آره، ما از !این یکی خیلی داغونه
،از اون دوربین خوبه استفاده میکنیم این یکی فقط واسه پشت صحنههاس
چون اینا واسه دهه 90 و 2000 ئه
بخاطر همین با زیباییشناسی اثر هماهنگه - !زیباییشناسی -
اینا فقط واسه صحنه های اضافی و اینان
میدونی، مثلا وقتی یه نفر داره حرف میزنه !کات میزنیم به این دوربین لرزون دستی
«سارا استوارت - تهیهکننده، دوسدختر پاتریک»
میخوایم چیکار کنیم؟
میخوایم بخش مصاحبه رو ضبط کنیم
راجب فیلم حرف بزنیم و چیزایی که ضبط کردیمو توضیح بدیم
،و همزمان با ساخت فیلم این کارو هم انجام میدیم
مثل ریلتی شو ها
که ما راجب چیزایی که دیدیم و آدمایی که باهاشون صحبت کردیم حرف میزنیم
ینی شبیه اعتراف کردن؟
،یه جورایی آره مثه یه دوربین مخصوص اعتراف
راجب چی باید صحبت کنم؟ - هرچی میخوای -
باشه - آره، هرچی میخوای -
،این یه مستنده تو باید حقیقتو بگی
باشه - نذار من بهت جهت بدم -
پس من فقط جواب سوالاتو بدم؟ - آره -
باشه
،سلام عروسکا من سارا استوارتم
"تهیهکننده ی اجرایی مستند "نامآشنا
خب، حالا میشه قضیه رو جدی بگیری که یه معرفی درست حسابی داشته باشیم؟
باشه جدی گرفتم
خب ایده ی ساخت این فیلم از کجا به ذهنت رسید؟
«پاتریک جونز - کارگردان، دوسپسر سارا»
،خب، اگه یه مقدار به عقب برگردیم
من از طریق اسکیتبرد وارد حوزه فیلمسازی شدم
من و رفیقم میرفتیم بیرون و از همدیگه فیلم میگرفتیم
و کارای جالب و اینا انجام میدادیم
و همگی اطراف بندر آدلاید زندگی میکردیم
بخاطر همین واسه اسکیت سواری میرفتیم اونجا
و اونجا جاییه که خیلی از اتفاقات ماجرای "نامآشنا" رخ داده
ینی سالها قبل از اینکه ما بریم اونجا اتفاق افتاده بوده
ولی خب پدر و مادرامون بهمون میگفتن مراقب باشیم
و میدیدیم که اونجا همه جور آدمی رفت و آمد میکرد
چون پلیس مدام اینجاها گشت میزنه پس خیلی مراقب باشید
آره
باشه؟ خونهتون کجاس؟ - ها؟ -
خونهتون کجاس؟
خلاصه بخاطر همین چیزا از بچگی راجب این قضیه اطلاع داشتم
،واسه این کارا وقت ندارم باید برم آماده شم
کثافت
بعد از دبیرستان با خودم میگفتم "وای، خب حالا چیکار کنم؟"
،خلاصه رفتم دانشکده ی فیلمسازی و تمام اون کارا رو انجام دادم
،ینی فیلمبرداری عروسی ،عکاسی از چیزای مختلف
ولی راستش ورود به این صنعت کار سختیه
مخصوصا اگه با آدمای درستی آشنا نباشی
...و اینکه زندگی خرج داره
بخاطر همین توی چند سال اخیر بعنوان تعمیرکار تهویه هوا فعالیت میکنم
پت... خوشحال نبود
،اون توی تنگنا بود فقط زندگی رو میگذروند
راستش فقط میتونم بگم که اون شرایط واقعا وحشتناک بود
خیلی فلاکتبار بود
...بخاطر همین تشویقش کردم که شاید، چه میدونم
به فیلمسازی یه شانس دوباره بده
و اون همیشه راجب قضیه ی نامآشنا حرف میزد
واسه همین بهش گفتم چرا یه مستند راجبش نمیسازی؟
داستان اصلی ماجرای نامآشنا
،اینه که تقریبا توی حد فاصل ده سال نُه تا بچه مفقود شدن
«نامآشنا»
یه آدمی بنام مکس لامش بود که به اتهام اون قتلها دستگیر شد
با خودت میگی تموم شد و رفت، درسته؟
ولی مردم زیاد مطمئن نیستن که چی راسته و چی دروغه
«مکس لامش»
شایعات زیادی وجود داره
و بعضیا معتقدن اون آدم بیگناهه
بعضیا معتقدن اون یه فریبخوردهس
و اینکه پلیس داره قضیه رو ماستمالی میکنه که "اصل کاریا" گیر نیفتن
حالا "اصل کاریا" هرکی که هستن
خلاصه هیشکی واقعا نمیدونه چه اتفاقی افتاده
و بخاطر همینه که داریم این فیلمو میسازیم
و امیدواریم که از ماجرا سر دربیاریم
چیکار میکنی؟ - دوربینو تست میکنم -
ببینم هنوز کار میکنه یا نه
اگه بتونه از رفیقای پلشت خودمون فیلم بگیره پس حله
پس میتونه از هرکسی که میخوایم باهاش مصاحبه کنیم فیلم بگیره
آره واقعا راست میگی
یه کلیپ کوتاه هست که بطور آنلاین پخش شده
که ظاهرا در رابطه با "نامآشنا" ساخته شده
قضیه اینه که یه نفر قبل از ما
داشته یه مستند از ماجرای نامآشنا میساخته
و این ماجرا رو از یه طریقی فهمیده
من هیچ مدرکی پیدا نکردم که بفهمم چه کسی داشته اون مستندو قبل از ما میساخته
همون کسی که ظاهرا "نوار هاوارد" رو پیدا کرده بوده
چیز زیادی ازش متوجه نمیشی ولی... کلیپ دلهرهآوریه
«نوار هاوارد» این فایل در اواسط دهه 2000 و داخل سرویسهای اشتراکگذاری غیرقانونی فایل کشف شده
وقتی پت اونو دید دیگه نمیشد جلوشو بگیری
بنظرم کار لامش بوده، و خدا میدونه که من چقدر به موضوعات جوامع مخفی و تشریفات و قربانی کردن
و تمام شایعات و داستانایی که حول این ماجرا ساخته شده بود اهمیت دادم
خفه شید دیگه - (خدایا از دست این صاریغا (موشجنگلی -
ریدم تو این خونه ی تخمی
وسط این شهر تخمی
دیگه نمیتونم واسه رفتن از اینجا صبر کنم
خب، خوشبختانه داریم میریم
چون تو تمام پلای پشت سرمون توی این شهرو خراب کردی
و خداروشکر وقتی این فیلم منتشر میشه ما فرسنگها از اینجا دوریم
چون میدونم بعدش قراره چه اتفاقی بیفته
پلیس میفته دنبالمون و بازیگرای معروفی میشیم
حتی سیاستمدارا و بقیه ی آدما
ولی اون موقع ما توی لندنِ آفتابی هستیم پس کون لق همشون
!لندن آفتابی - آره، لندن همیشه آفتابیه -
!لندن همیشه آفتابیه
آره
دیگه بیش از حد توی آدلاید زندگی کردم
واسه همین با خودم گفتم این فیلمو راست و ریست کنم
و ازش بعنوان تبلیغ و رزومه استفاده کنم
و بتونم توی انگلیس واسه خودم یه کاری جور کنم
صنعت فیلمسازی اونجا خیلی عظیمتره
اونجا برای امثال من فرصتای زیادی وجود داره
من فقط یه پیک گینس(آبجوی ایرلندی) میخوام و یه ذره چیپس و ماهی
مگه گینس مال ایرلند نیس؟
اونجام دارن دیگه، بلخره به هم نزدیکن
هرچی به دوبلین نزدیکتر باشی آبجوهاش بهتره
منم دلم میخواد برم نیوزیلند و !چندتا کانگورو ببینم
تو کلا همه چیو قاطی کردی
،نیوزیلند گوسفند داره نه کانگورو تو انگلیسم بلخره یه گینس پیدا میشه دیگه
ببین، بهتره وقتی رفتیم اونجا از این چرت و پرتا نگی
فکر نکنم ایرلندیا و اسکاتلندیا دلشون بخواد با انگلیسیا قاطی بشن
!من هیچوقت اونا رو قاطی نکردم
خب منم با خودم گفتم چرا که نه؟ !بیخیال همه چی
من واسه همه چی آمادهم و هرجایی میتونم کار کنم
پس از طرف من مشکلی نداره
خلاصه اگه کارمون نگرفت میتونیم دوباره برگردیم همینجا
پس به خودمون یکسال وقت دادیم تا فیلم رو تولید و تکمیل کنیم
ینی انجام مصاحبه ها و رفتن به لوکیشنها
،و تا وقتی تو آدلایدیم تحقیقاتمونو انجام بدیم چون اتفاقات توی همینجا رخ داده
تو این مدت میتونیم ویزاهامونو اوکی کنیم
پولامونو جمع کنیم، برنامهریزی کنیم
و از اینجا بزنیم بیرون
صداشون تا اینجا میاد
آره، امشب کلانتری میاد سراغمون
!سلام
!درو باز کن
سلااام - !انرژی گرفتیم -
انرژی گرفتیم - بلخره اومدیم -
چه خبره؟ - ما اینجاییم -
ما رسیدیم
بخاطر همین میخواستیم قبل از رفتن با دوستامون کلی وقت بگذرونیم
تا جایی که میتونیم باهاشون باشیم
،چون معلوم نبود چه مدت از اینجا دور میشدیم شاید از اونجا خوشمون میومد
و شاید دیگه دلمون نمیخواست برگردیم
و اگه اونا کمکمون میکردن خیلی خوب میشد چون بودجهمون تقریبا صفره
یا خدا، چرا درو نمیبندین؟
،حتما قفلش کن این اطراف پر از اراذله
...آره، یه نفر آورده بالا
خیلی ذوق دارم - خیلی هیجانزدهم -
همه میرید؟ - همه بدجوری ذوقزدهن -
داداشا؟
خیله خب، دور استخر عینک نزنین
دور استخر عینک بی عینک
شما خیلی خوش شانسین که دارین میرین انگلیس
ما سالهاس که با سارا و پت دوستیم
No comments yet. Be the first to leave one.