पहली 200 पंक्तियाँ।
دوستداشتنیترین خاصیت روز ولنتاین
انتظارِ اتفاقات غیرمنتظرهست
انتظار اینکه یه اتفاق جادویی میتونه بیفته
و شاید اون آدم خاص برگرده توی زندگیت
و تغییر مثبتی توی مسیرش ایجاد کنه
«عشق دردناک است»
،سلام به اهالی میلواکی روز ولنتاین رسیده
و از ایستگاه دابلیوتیامسی 95.9 براتون کلی عشق میفرستیم
چه بخواید یه شب رمانتیک رو بیرون سپری کنید
یا بخواید عزیز بودن یه نفر رو بهش نشون بدید
ما هواتون رو داریم
روی همین ایستگاه بمونید
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
صبح بهخیر
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
صبح بهخیر - سلام، ماروین -
صبح بهخیر - از دیدنت خوشحالم، مارو -
سلام - سلام، ماروین -
چه غلطها؟
زکس
بنگاه فرانتیر، میخوام خونه داشته باشید
اش، منم مارو
تازه رسیدم خونهی امرالد اسپرینگز
یکی روی عکسِ روی تابلوم سیبیلِ هیتلر کشیده
هیتلر
باورت میشه؟ - یه خرده شخصیت داشته باش -
بایستی کار جف زکس از پیک پوینت باشه که داره سر به سرم میذاره
...زده به سرم برم اونجا
بری اونجا چی کار میکنی، مارو؟
براش شام بپزی؟
یارو کمربند مشکی داره
میتونه با انگشت شستش لهت کنه
اه
توی دفتر خبری نیست؟
فقط اینکه واسه روز ولنتاین جشن گرفتن
اگه یه ذره کاغذ رنگی بیفته روی میزم
تا جایی فروش میکنم توی کونت
که قلب برینی
میکشمت
وای، چقدر خوش اخلاقی امروز
بعید میدونم دیگه بتونم این کار رو بکنم، مرو
چی کار؟ - همهش -
کار. زندگی
خیلی دلگیر و جانفرساست
میدونی، حالم بد شده دیگه
حالت بد نیست، افسردهای
درک میکنم
کاملا طبیعیه که روز ولنتاین احساس تنهایی کنی
ببین
هر روز فرصتی برای تغییر زندگیته
،اگه خوشحال نیستی یه کاری در راستاش بکن
الان واقعا
به حرفهای انگیزشی نیاز ندارم، مارو
جدی میگم
آشپزخونهی یه سرآشپز رو داره
با لوازم درجه یک
و یه فضای زیبا برای صبحونههای خانوادگیِ بزرگ
میدونین، حسی که موقع خریدِ خونهی خودم داشتم رو یادمه
انگار واسه اولین بار توی عمرم
یه چیزی کاملا مال خودم بود
یه آزادی خاصی توش هست، میدونید؟
حتی اگه فقط یه ذره باشه
میخواین بدونین بخش موردعلاقهی کارم کدومه؟
میتونم از طریق آدمهای خوبی مثل شما
اون حس قشنگِ آزادی رو بارها و بارها
تجربه کنم
واسه همین میخوام خونه داشته باشید
سادهست
همه وجودم رو میریزم پاش چون معناداره
و چون معناداره، خودم معنا دارم
،اگه چیزی رو دوست داری برو دنبالش
تو چی دوست داری، مارو؟
کارم رو دیگه
وای خدا، چه غمانگیز
کوکی؟ - نه-
اَش، من رئیستم و این یعنی تو باید به حرفِ من گوش بدی
هی دبرا، کوکی میخوری؟
.با کمال میل ممنون، مارو
توبی، سلام! از دیدنت خیلی خوشحالم - سلام -
کوکی میخوری؟ - کوکی آورده -
سلام، جنی - ممنون، مارو. خیلی خوشمزهن -
خیلیخب، حرف از رؤسا شد
کلیف یهکم پیش اومده بود دنبالت
عه؟ دلیلش رو نگفت؟
.نه، توی جلسهست یهکم دیگه برمیگرده
سلام. صبح بهخیر. کوکی میخوری؟ - بازم کوکی؟ ممنون، مارو -
خب، خانواده ریبرز در رابطه با خونهی امرالد اسپرینگز تماس گرفتن
خیلی عجیب و غریبن
ولی خواستن یه نگاهی بهش بندازن
عالیه. قرار بذار
بعد از رویداد بازدید عمومِ امروز
بهنظرم براش سر و دست میشکونن - آره -
ظاهراً یکی خاطرخواه مخفی داره
از طرف کیه؟
مارو، حالت خوبه؟
...آه
یهو حالم بد شد
یه دقیقه وقت لازم دارم
باشه
جشن دفتر رو یادت نره
حیوان دوباره نفس میکشد
و برای اولینبار از وجودِ این میلهها مسرورم
این میلههایی که مرا از خود دور نگه میدارند
مرا از تو دور نگه میدارند
،من به تو سنگ میدهم تو تعادل ترازو را برهم میزنی
،برایم نمک آسیاب میکنی من ناخنهایت را میچینم
ریون؟
نظرت دربارهی مصرع آخر چی بود؟
چی؟
مصرع آخر
تصویرسازیش خیلی مبهم بود؟
بهنظرم میتونی بهتر عمل کنی
برادرت ناکلز میخواد بدونه
که چرا رز داره توی روز ولنتاین بهش ابراز محبت میکنه
میخواد ببینتش
کجاست؟
روحمم خبر نداره
بهم گفتن شاهد کشیدن آخرین نفسش بودی
...و با اینحال
همچنان زندهست
بهت که گفتم، نمیدونم
همکارهات خود واقعیت رو نمیشناسن، نه؟
و حاضرم راز کوچولو و کثیفت رو نگه دارم
به شرطی که اونچه که میخوام رو بهم بگی
رز کجاست؟
میدونم که تو هم داری
و فقط قلبهای دارچینیای که میخورم هم نیست
یه خرده از فرم افتادی، گیبل
اوه، لعنتی
بنگاه فرانتیر، میخوام خونه داشته باشید
.نه، خونه دو طبقهست نمیتونیم یکیش رو برداریم
ممنون
سلام - سلام -
حالت خوبه، رفیق؟
وسط یه یوگای پر شدتم
میشه یه دقیقه بهم وقت بدی؟
آره، البته
گوش کن
به ناکلز بگو نمیدونم کجاست
حله؟
حل نیست
گیبل! همونی که دنبالش بودم
پشمهام پسر، چه ظاهر بههم ریختهای داری
.بیا توی دفترم میخوام باهات صحبت کنم
تو برندهی جایزهی بهترین مشاور املاک منطقهی سال شدی
موفق شدی
تبریک میگم
میخواستم خودم بیام بهت بگم
میدونم خیلی زحمت کشیدی
کلیف
پسر، راه درازی رو طی کردی
بهت افتخار میکنم
آه... ممنون
...این
این برام خیلی ارزش داره
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
اوایل آشناییمون، یه مرد بیهدف و سرگردون بودی
حالا خودت رو ببین
همهش دنبال اهدافتی
ماروین؟
شرمنده
میشه ماشینت رو قرض بگیرم؟
دوچرخهم خراب شده
حتما
خدمتت
اوه، همدیگه رو بغل میکنیم
همدیگه رو بغل میکنیم
.خیلی چیزها یادم دادی، کلیف خواستم این رو بدونی
برام استاد خیلی خوبی بودی
تو زندگیم رو عوض کردی
ماروین، آدمی که خودش نخواد عوض بشه رو نمیشه عوض کرد
بعداً ماشینم رو ازت میگیرم
دیوونهمی؟ ارواح عمهت
چرا اینقدر عصبانیای؟
این نمیخواد تکون بخوره؟ شب شد
رفیق، زنت چطوره؟
برنامهتون واسه روز ولنتاین چیه؟
دوباره بیرونم کرد
پسر، کیرمون نکن
ناموسا جدی میگی؟ - آره -
پشمهام
بهم گفت که به لحاظ احساسی یبسی
«عشقولی»
قبلا اینجوری صدام میکرد، باشه؟
باشه، اصلا هرچی
عشقولیِ کیری
ببین، شاید بهتر باشه بهش زنگ بزنی
...و عذرخواهی کنی بابتِ اینکه
به لحاظ احساسی یبسی، میدونی؟
شاید بهتر باشه بیای کیرم رو بخوری
شاید بهتر باشه کونت بذارم
شاید بهتر باشه این کار رو بکنی
...میدونی - چی، حرومزاده؟ -
ممکنه واقعا بذارم
هی، هی
خودشه؟
چیه؟ - هی، مرلو -
این پسره گیبل بالاخره راه افتاد
خب، عجیبه، پسر
احتمالا میخواد بره با رز ملاقات کنه
No comments yet. Be the first to leave one.