पहली 200 पंक्तियाँ।
روگال
تمام شخصیت ها، اماکن، سازمان ها، مذاهب و اتفاقات
تصویر شده در این سریال، ساختگی هستند
= قسمت چهارم =
سونبه
هوانگ دوک گو چی شد؟- فرار کرد-
چی؟
ماشین پلیس
پلیس؟- آره-
پلیسم طرف ما نیست
بعضی هاشون به آرگوس کمک میکنن
سونبه- کانگ کیبوم-
سونبه، خودشه
تو هم یه نمونه ی شکست خورده ای؟
ماشین پلیسی که بردشو پیدا کردین؟
هنوز نه
باید کاری که سونبه گفتو میکردیم
باید میکشتیمش
سونگ مینا
دیگه تو احساساتی نشو
هنوز نشدم. هنوز وفادارم
چون وفاداریم آوردیمون
حواست پرت نشه
باید آرگوسو نابود کنیم، نه هوانگ دوک گوی تنها رو
برای چی چشماشو خاموش کردین؟
وقتی تحت کنترل نیست، فقط یک فردیه که باید مهار بشه
مگه با روبات سر و کله میزنین
همیشه وضع ما غیر قابل کنترل بوده
یعنی باید بذاریم اون عوضی ها نابودمون کنن؟
مطمئنم خودت میدونی- عصبانیم-
به خاطر اینکه نگرفتیمش؟ یا برا خاموش کردن کیبوم؟
اگه اینا نیست، پس با من سر جنگ داری؟
به خاطر اون حرومزاده ها
دردی که کشیدیم
دیوونم میکنه
چیه؟- نشد ردشو بزنیم-
پلیس گفته هیچ ماشین پلیسی اونجا گشت نمیزده
شما هم میگین من مقصرم؟
نه، مسئول اعضای تیم
من هستم
همش همین؟
من فقط دستوراتو اجرا میکنم
تصمیم گیری برای تیم، کار من نیست
خب فقط
خاموش کردن چشماش براش بس بود
مطمئنم خودشم الان به کاراش فکر کرده
همین قدر اونجا مونده بسه
لطفا آزادش کنین
بهترینا رو آوردیم، اما بیشتر از این نیستن
حیف میشه بندازیمشون، نمیشه بازیافتشون کرد؟
اگه فعالیت مغزیشونو متوقف کنم
میتونم مرگ بافت ها رو کند کنم
زندگیتو در قبال قول یه آینده ی بهتر به خطر انداختی
فکر نکنم هنوز هوس مردن کرده باشی ها
حداقل یه بارم که شده
باید بترکونی یا نه
به زودی دردت هم از بین میره
نگران نباش
کی خرابکارای اداره ی پلیسو جمع میکنین؟
اگه عجله کنیم با خبر میشن
منتظر زمان مناسب باش
با من مثل یه رئیس نالایق برخورد میشه
اصلا براتون مهمه؟
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
توی خیلی از موقعیت ها، اگه نکشیم، کشته میشیم
به تیم من
اجازه ی کشتن بدین
خیلی پافشاری میکردی که روگالت رو
میتونی تو چنین وقتایی تحت کنترل داشته باشی
هنوزم همینو میگم. فقط میخوام قدرت دفاعیمون قوی تر باشه
اونا دارن وحشیانه تر رفتار میکنن باید جلوشونو جور دیگه ای بگیریم
هر کاری میکنن کنن
شاید این عملیات مخفیانه باشه
ولی بازم یه عملیات ملیه
میخوام بهمون اجازه بدین، که از لحاظ قانونی مصون باشیم
بازم سعی میکنم
راضیش کنم
کارت خیلی خوبه
چی شد؟
شاید الان گفت و گو برات زیادی باشه
با منی؟
صد درصد
چی شده؟
...کیبوم شی دیگه میتونی بیای بیرو
چش شده؟
خوبی؟- آره-
خوبم، اما نمیتونم تکون بخورم
برنامه مشکلی نداره
چشمای مصنوعی هم همین
اتفاق عجیبی نیوفتاد؟
نمیدونم
یه لحظه تونستم ببینم و بعد هیچی
عجیبه
وقتی پخش زنده خاموش شد، اوضاع عجیب شد
یعنی یه ارور ساده است؟
فعلا ریستش میکنم
از استرس مردم، نمیشه کارتونو بهتر انجام بدین؟
به خدا دیدن تو ما رو از استرس کشته
انگار قلبت یه کم تند تر میزنه
تغییر دیگه؟
تا اینجا، نرماله
اول چک آپ کنیم
ببین
متوسط دریافت اکسیژن به 170 درصد رسید
نه بابا
یه بخش بسیار زیادیش یه کیفیت مادرزادیه
به این راحتی بالا نمیره
به حال اصلیش برگشته؟
بله فعلا
خاموش کردن چشماش، کار پر ریسکی بود
باید بیشتر مراقب میبودین
توضیح بده
چطور تونست خودش پخشو خاموش کنه؟
همچین چیزی اصلا تو برنامه وجود نداره
جدا؟
پس باید این ارورو بیشتر بررسی کنی
باید ببینیم ایراد الگوریتمه یا
پیشرفت چشمه که به نظر ایراد اومده
باشه بررسی میکنم
ماهیچه هاشو، وقتی تمرین میکنه قوی تر میشن
باورم نمیشه
واقعا لایقی
جرات اینو داری خودت سرخود تصمیم بگیری و خصوصیات بدنی واقعا بی نظیری هم داری
تو مثل یه شمشیر دو لبه ای
تو برای سازمان روگال یه تحدیدی
این بار دومت بود
عذر میخوام
اما فکر نمیکنم اشتباه کرده باشم
درسته که مجبور شدم سخت گیرانه رفتار کنم
اما قصد ندارم در این مورد توضیحی بدم
راستش رو بخواین
مهار کردن عصبانیتم خیلی برام سخته
ما مسئولیت های زیادی داریم اما حق خاصی نداریم
تمام بی عدالتی ها از همین عدم برابری شروع میشه
اگه دست آوردهامون رو بهشون نشون بدیم شاید بتونیم این عدم برابری رو درست کنیم
خب پس من برای روگال امتیاز مثبت میگیرم
حالا که حالت خوب شده، دیگه لازم نیست تو انفرادی بمونی
قربان
به من اعتماد نکنین
منو تحت کنترل خودتون داشته باشین
متوجه هستی این چه چیزی برای تو به همراه داره؟
اما در عوض
به من اون آزادی ای که میتونید بدید رو بدین
آزادی؟
آزادی کار کردن روی فعالیت های گروهی
چی کار میکنی؟- ای خدا واقعا که-
واقعا از دیدنت خوشحالم
ببینم با غذا بازی میکنی؟
گفتی دوست داری غذات تمیز و مرتب باشه
برای من بود؟
همین که به فکرم بودی ممنونم
اینقدر غذا بهم دادن خوردم که دارم میترکم
یه بار مینا، یه بارم سرگروه
بخور
باید بخوری که زنده بمونی
ماموری رو که اعتصاب غذا کرده بود وسوه کردن
ایش
برای چی اعتصاب کنم؟ اعتصاب غذا برای سلامتیم بده
چی؟- اما این خوبه-
بهتر شدی؟ چشمات چطورن؟
اومدی بیرون- اما آخه من اینو برای تو آماده کردم-
یکی یکی، میشه نوبتی بیاین؟
تازه، ببینم مرتیکه، بیسکوییت برام میاری؟ که چی؟
ای بابا من اول سئوال پرسیدم
خوبم، خوبم
به هر حال، میخواستم برای دردسری که درست کردم همتونو دعوت کنم بریم یه چیزی بخوریم
یه غذای حسابی ها- از این درست حسابی هاش-
ای بابا بی خیال سرگروه، شما هم با جمع باش دیگه، فضا رو سنگین نکن
جلوی در میبینمتون
خب میبینم که اونم غذای مجانی رو دوست داره
خب انجامش بدیم
سنگ کاغذ قیچی- سنگ کاغذ قیچی-
دارم میزنم
وای نایس شات
لعنت، اشتباه شد اشتباه شد
شماره ی نُه
هیونگ توپ صورتی- ساکت باش-
چهل و پنج درجه ببرش بالا
چی شد؟- برای بیلیارد-
مگه باید از قدرت استفاده کرد؟
باید از تکنیک استفاده کرد، ای خدا
حالا اینقدر عصبانی نشو
یه بار دیگه بزن، یه فرصت دیگه بهت میدم
کی وای میسته؟ ما هم میخوایم بازی کنیما
نایس
ای بابا سرگروه بی خیال ریلکس باش اینجوری بترسونیم، میتونم بازی کنم اصلا؟
چون وقت نداریم بریم غذا بخوریم غذای چینی سفارش بدیم همینجا بخوریم
نه گفتم براتون یه غذای خوب میخرم دیگه آخراشه، بریم بیرون
اگه جرات دارین یه قدم بردارین
چی کار میکنین؟ الان این تقلب نیست؟
...توپ
ای خدا
آسته؟
یا هدف بزرگی داره؟
چیه؟ یاد قدیمای خودت افتادی؟
برام مهم نیست قبلا کی بودم
چطوره در مورد اینکه
قراره در آینده کی بشم صحبت کنیم؟
متوجه شدم، واقعا نمیتونی با هوانگ دوک گو ارتباط برقرار کنی؟
ما قبلا با هم خیلی خوب کار میکردیم
No comments yet. Be the first to leave one.