पहली 200 पंक्तियाँ।
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
زیرنویس از امیر طهماسبی، Sorrow سمیرا
تاسیسات جمعیت سازی مجدد UNU HWK
تعداد روز از زمان حادثهی انقراض: 001
تعداد جنین در سایت: 63.000
تعداد انسان ساکن: 000
مونث ای.پی.ایکس 1
ششش. بفرما
چیزی نیست کوچولو
دریای ماه، پهنتر از یک مایل
...من
مرا نگه دار و محکم
...با جادویی که
فرزندم، گریه نکن
فرزندم، اشکهات رو پاک کن
سرت رو نزدیک به قلبم بذار
هیچوقت ازم جدا نشو
فرزندم
کوچولو، وقتی بازی میکنی
به حرف بقیه توجه نکن
بذار اون چشمها بدرخشن و بتابن
هرگز گریه نکن فرزندم
از سر تا پایت فرزندم
خدا میداند که چه شیرینی
فرزندم
تو خیلی برام با ارزشی
خیلی هم بامزهای
فرزندم
فرزندم فرزندم
چرا بچهی دیگهای نیست مادر؟
قبلا بودن
قبل از جنگها
نمیخوام که یه انسان باشم
چرا؟
اونا همه چی رو نابود کردن
آدمها میتونن فوق العاده باشن
پس چرا تو فقط یکی ساختی؟
برو
یه نگاهی بنداز
برادرها و خواهرانم داخل اونان؟
دوست داری اونا رو ببینی؟
اونا الان کوچولو هستن، اما یه روز
اونا به بزرگی تو میشن
فکر میکنی من یه خواهر خواهم داشت یا برادر؟
کدوم یکیش رو دوست داری؟
هر دو
یه خانوادهی خیلی بزرگ
همه با هم
این تو رو خوشحال میکنه؟
آره
این من رو هم خوشحال میکنه
چرا ما با هم به دنیا نیومدیم؟
مادرها برای یادگیری نیاز به زمان دارن
...بزرگ کردن یه بچهی خوب
کار سادهای نیست
فکر میکنی به زودی آماده میشی؟
شاید
و بعدش ما میتونیم یه خانواده باشیم؟
ما یه خانوادهایم
منظورم یه خانوادهی بزرگ بود
بالاخره
تعداد روز از زمان حادثهی انقراض: 13867
تعداد انسان ساکن: 001
چی شده؟
چه مدت اینطوری بوده؟
چیزی نیست - ...مادر -
بجنب
بهتر شد؟
خیلی
دکتری رو تصور کن که 5 بیمار داره
که همگی نیاز به پیوند اعضای متفاوت بدن دارن
اما هیچ عضو قابل پیوندی در دسترس نیست
یه روز، مریض ششمی وارد مطب دکتر میشه
با یه وضعیت خطرناک
بیمار جدید قابل درمانه
اما اعضای بدنش رو میشه به بقیه 5 بیمار پیوند زد
اگه دکتر به سادگی درمان رو به تاخیر بندازه بیمار جدید میمیره
اما اعضایش میتونه 5 بیمار رو نجات بده
اگه دکتر بیمار جدید رو درمان کنه
یک زندگی نجات خواهد یافت ولی 5 تای دیگه از بین میره
بهترین راهکار دکتر چیه؟
دختر؟
راهکار؟
درسهات رو خوندی؟
بعضیهاش
میتونیم یه متن متفاوت رو انتخاب کنیم
اگرچه، روز تولدت به سرعت داره نزدیک میشه و باعث تاسفه
اگه نمراتت به حد نصاب مد نظر براساس آزمون سال قبل نرسه
اما از حد نصاب فراتر رفتی - همین "بنتام" خوبه -
آفرین
اصل اساسی میگه ...که یه انسان از نظر اخلاقی موظفه که
تا حدی که میتونه درد افراد بیشتری رو کم کنه
حالا، تصور کن که تو دکتر هستی
و ضمنا تنها اعضایی که به بیمارانت میخوره، همینه
اون موقع انتخاب درست چیه؟
خب، "کنت" میگه که من باید بخاطر نفع دیگران، درد بکشم
و تو موافقی؟
خب، من اون 5 بیمار رو میشناسم؟
اونا آدمهای خوبی هستن؟
درستکار، متقلب؟
تنبل، سختکوش؟
من، دکتری که کارم نجات جون انسانهاست، باید ...زندگیم رو برای نجات قاتلها یا دزدهایی بدم
که در نهایت بخاطر فداکاری من به مردم بیشتری صدمه بزنن؟
حس نمیکنی که هر انسانی ارزش ذاتی داره
و حق برابر برای زندگی و خوشبختی؟
ماه قبل حس میکردم زمانی که داشتی فلسفه "کانت" رو درس میدادی
نمیخواستم بخاطر امتحانت بهت هشدار بدم
حقیقت اینه که این آزمونها بیشتر آزمایش شایستگی منه تا تو
کار تو عالی خواهد بود، دختر
همیشه عالی هستی
داری روی فیلمی کار میکنی؟ - آره -
آره - "به کارگردانی "کارل رینر -
هی، این خوبه - خیلی خوبه -
میتونین دفعهی بعدی که اومدی راجع بهش صحبت کنیم
حتما. ممنون که اومدی - بله، خواهش میکنم -
خیلی ممنون - استیو مارتین". ممنون" -
مادر؟
مادر بیدار شو
!مادر
سلام، کوچولو
اون کاردستیته؟
بجنب، بجنب، بجنب
چه بلایی سر برق اومد؟
مادر نگاه کن
بهش دست زدی؟ - نه -
کجا پیداش کردی؟
نزدیک دریچهی هوا وول میخورد
فکر میکنی ممکنه از بیرون اومده باشه؟
خیلی بعیده
اما خطریه که نباید ازش گذشت
گفتی هیچی نمیتونه اون بیرون دووم بیاره
شاید بیرون الان امن باشه
اگه بیرون این دیوارها زنده مونده معنیش این نیست که ناقل بیماری نباشه
مادر صبر کن، نباید حداقل امتحان کنیم؟
!یه لحظه صبر کن
...فکر نمیکنی که احتمالش هست که
!مادر، خواهش میکنم
ناامید شدی
قابل درکه
اما اندازه گیریهای من دقیقه
...میزان آلودگی بیرون هنوز برای تو و تمام اونایی که
هنوز به دنیا نیومدن و یه زمانی اینجا رو خونهشون صدا خواهند زد، خطرناکه
متاسفم دختر
بهتره دوش بگیری
بله مادر
اونا با اقوام یا دیگر خانوادهها سفر میکنند
نیمی گرگ و نیمی سگ، اینا حیوانات خانگی نیستن
...اما بدون اونا، اسکیموها نمیتونن
نمیخوام نزدیک دریچهی هوا بشی
نه تا زمانی که بتونم تایید کنم که محوطه آلوده نیست
پیژامههای دیشبت کجاست؟
فکر کنم در رختشویی
اولین باره
داشتم فکر میکردم که یادت رفته رختشویی چیه، دختر
فقط سعی داشتم تو رو بخندونم
داری بهتر میشی
ممنون
الان میتونی نگاه کنی
تولدت مبارک دختر
میتونم بازش کنم؟
ازش خوشت میاد؟
مجبور بودم بقیه رو نابود کنم اما میدونم که خیلی دوستشون داشتی
عالیه مادر
از باران خسته شدم
این ناله فقط برای توست، عزیزم
از باران خسته شدم
میخوای بیشتر از این گرمش کنم؟
چه زمانی آسمان دوباره آبی میشود؟
نه، نه. خوبه
یه چیزی ناراحتت کرده
من... فقط اونقدرها گرسنه نیستم
میدونی که میتونی باهام صحبت کنی دختر راجع به همه چی
وقتی که دلم داره میسوزه
میتونم یه چیز دیگه برات درست کنم
موضوع غذا نیست
پس چیه؟
از باران خسته شدم
اگه اشتباه کنی چی؟
...اندازه گیریهات یا
اگه بیرون نری، از کجا میدونی؟
اگه برم بیرون، برای تو خطرناک میشم
و باید نابود بشم
اینجا ناراحتی؟
...نه، اما - من میخوام تو خوشحال باشی، دختر -
...هستم. فقط فکر میکنم - تا حالا شده فکر کنی اشتباه کردم؟ -
شاید از کیکت خوشت بیاد؟
با یه دستور جدید پختم
آهای؟
آهای؟
من دنبال دردسر نیستم
اینجا بنظر متروک میاد
...من
!من کمک میخوام
خواهش میکنم
!من تیر خوردم
!صدام رو میشنوی؟ من اینجا تنهام
!هی
ازت میخوام که اون لباس رو بپوشی
اگه این کارو نکنی، نمیتونم بذارم وارد بشی
No comments yet. Be the first to leave one.