पहली 200 पंक्तियाँ।
برای حادثه سرقت مسلحانه 28 آوریل ، اصلی ترین جنایتکار ،پسر سوم بزرگ
دیروز وقتی برای دستگیریش رفتیم،فرار کرد.
این یعنی اینکه توانایی های ضد نظارتی قویی داره
اما می تونیم مطمئن باشیم که بیجیانگ رو تررک نکرده.نباید دلسرد بشیم
مستقیم جلو برید- متشکرم- ...بر اساس شواهد و مدارکی که الان داریم
ما باید تقسیم بشیم و یه جستو جوی کامل دیگه انجام بدیم
...مکان های مخفی مشکوک اون
برادر یوان
شیاهویی،اینجا چکار میکنی؟
اخبار رو دیدم
همه از این بابت ناراحت اند،درسته؟
نگرانش نباش،کوفته آوردم
نامزد من عالیه
بیا بریم.تاوقتی که داغه باید پخششون کنیم- بریم-
بخش هایی از کارهنوز کامل نشده
پس این پرونده هنوز تموم نشده- رئیس-
!شیاهویی اینجاست! بیاتو! بیاتو
!رئیس یانگ.سلام به همه
ادبتون کجا رفته؟
!سلام،خواهر
اشکالی نداره
امروز چه غذای خوشمزه ای آوردی؟
.شما هیچ کدوم هنوز شام نخوردید، درسته؟براتون کوفته آوردم
این پست فطرت ها روحیه ـشون رو از دست دادن
شما پسرا چیزی نمیخواین بخورین؟باشه!خودم میخورم
!هی ،صبر کن
!آروم،آروم- !به همتون میرسه-
سیر هم هست
اینجا،اینجا،اینجا
!مزش عالیه ،زن داداش- خیلی خوبه-
برادر یوآن،خواهر شیاهویی عالیه،چرا هنوز ازدواج نکردید؟
غذا برای ساکت کردنت کافی نیست؟زود باش بخور
!شیائوهویی یه دختر فوق العادست
.خیلی فهمیدست .بازمان بندی مناسبی اینجا میاد
زودتر باهاش ازدواج کن
هنوز چی کم داری؟بذار بدونم
زمان ندارم
دیگه چی؟
پول هم ندارم
این دومورد،درباره ی این دوتا کمکی نمیتونم بهت بکنم
!اما هرطور شده باید باهاش ازدواج کنی.این یه دستوره
!بله،قربان- خوبه-
خب پس،من زودتر میرم
مزش خوب نیست؟به نظر میاد زیاد نخوردی
یکم دیگه هم بخور
توام بکم میخوای؟
من خوبم.میتونیم خونه غذا بخوری.بذار اینا تمومش کنن
برادر یوآن تو نمیخوری؟
من؟من خوبم.هرروز از این غذا ها تو خونه میخورم
شما پسرا بخورید
سلام،آقا.چی دوست دارید؟
میخوام یه دسته گل بخرم.نظری ندارید؟
برای عشقتون یا دوستتون؟
اوه،برای همسرم.امروز سالگرد ازدواجمونه
زنبق چطوره؟هزاران سال هست که سنبل هارمونی و هماهنگیه.
البته،پس زنبق میبرم
سفید یخورده شومه
اوه،صورتیش روهم داریم- حتما،حتما-
.شنیدم امروز یه پرونده داشتی.ولی بازم رفتی گل خریدی
واست دردسر ساز نیست؟
,نه نیست.معمولا،بخاطر اینکه سرم با کار شلوغ شده
یه مدت طولانیی شده که برات گل نخریدم
تائو تائو کجاست؟
تائو تائو خونه ی پدره.یادته که فردا کلاس پیانو داره
اینجوری راحت تره- اوه،باشه-
این کل هارو دوست داری؟
خیلی خوبن.میرم غذا درست کنم
!شروع کن
قیافش عالیه
نه تنها قیافش عالیه،مزشم خیلی خوبه
من درباره ی تو صحبت نمی کردم،درباره ی تو صحبت می کردم
عجیب نیست که تو زیبا ترین دختر مدرسه بودی
تو چندسالته؟هنوزم خیلی پرحرفی
اما واقعا،اگه بخوای بهش فکر کنی
ما پونزده ساله باهمیم
بچمون هم بزرگ شده.پیرشدیم نه؟
منظورم اینه که،من درحال حاضر خیلی راضی ام
راضی از این؟
،امروز همچین استیک خوشمزه ای برات درست کردم
،نه فقط بخاطر اینکه سالگرد ازدواجمونه
.بخاطر یه چیز دیگه ام هست
شنیدم که ممکنه آخرای نیمه ی دوم سال ارتقا پیدا کنی
این یه جشنه که پیشاپیش بهت تبریک بگم
از کی در این مورد پرسیدی؟
من از کسی نپرسیدم.منشی لی خودش بهم گفت
!داداش بزرگه
میائو میائو؟
!اومدی خونه- !آره-
زن داداش کجاست؟- همین جاست.بیات-
!زن داداش
!جیانچو،اومدی
اینو همکلاسی دانشگاهم که توی یه فروشگاه کار میکنه پیشنهاد کرد
ماسک دارویی گیاهی چینی.ضد پیری و ضد چین و چروکه
یکی برات برداشتم
لازم نبود
بشین اینجا
،میائو میائو- بله؟-
نباید روی پایان نامه ـت کار کنی؟
تازه تمومش کردم
واقعا؟- آره-
پس یعنی قدم بعدی باید پیدا کردن شغل باشه
برنامت چیه؟
هنوز کار پیدا نکردم.خیلی سخته
وقتی شروع به تحصیل کردم یخورده سنم بالا بود
به علاوه،مدرک من فقط کاردانیه نه لیسانس
جیانچون،پیدا کردن شغل برای خواهرت خیلی مهمه
باید کمکش کنی
من؟من هرکسی رو که میشناسم توی نیروی پلیس کار میکنه.چه ربطی داره؟
به مرکز تبادل استعاد رفتی؟
هر روز میرم
اما سنم مانع میشه(که کار بهم بدن)
بعلاوه اکثر شغل ها به حداقل مدرک لیسانس احتیاج دارن
تازه،بازار کار سطح و مقاطع بازرسی داره
بدون پارتی و ارتباط،سخته که کار پیدا کنی
.اشکالی نداره.اگه نتونستم کار پیدا کنم،فوقش میرم ظرف میشورم.من میتونم از پس خودم بربیام
گرسنه نمیمونم
این چطوره؟
با پدرم صحبت میکنم.ارتباطات اون
هیلی بیشتر از جیانجون هست
!مرسی،زن داداش
چیزی خوردی؟- چی؟-
یکم خوردم
ولی انگار شما چیزی نخوردین درسته؟
وااو،زن داداش خیلی دوست داشتنیه،حتی میدونه چطور استیک بپزه
بیا،بیا،یکم امتحان کن. از دست پخت زن داداشت بچش
،جیانچو
درواقع امروز سالگرد ازدواجمونه
.نمی دونستم میای برای همین سهم غذات رو نپختم
نظرت چیه دفعه ی بعد یه چیز مخصوص برای خودت بپزم؟
باشه،البته
من اشتهام زیاده این برام کافی نیست
من الان میرم،از دنیای خودتون لذت ببرید
من بدرقش می کنم
باشه- !من رفتم،زن داداش-
به سلامت برگرد
یادت نره از چیزی ک برات خریدم استفاده کنی
من رفتم- خدافظ-
داداش مشکلی نیست،لازم نیست بدرقه ـم کنی
صبر کن
میخواستم ازت بپرسم
چقدر برای خریدن کادوی زن داداشت خرج کردی؟
فقط چند صد یوآن
اون زن داداشه منه،این مقدار پول که چیزی حساب نمیشه
!اون حدود نیم ماه از هزینه های زندگی توعه
داداش،چیکار میکنی؟
هی،وایسا!من واقعا نیازی ندارم
این حدود هزار یوانه.باید بگیری
!نمیخوام- مزخرفات رو کنار بذار،بهم گوش بده-
!نمیخوامش- !باشه،باشه-
بهم گوش بده،میائو میائو
دنیای واقعی شبیه مدرسه نیست
بیشتر مراقب باش
،در آینده اگر مشکل مالی پیدا کردی یا هر مشکلی داشتی
،بیا پیش من.اگر هم سرم با پرونده شلوغ بود
بیا از زن داداشت درخواست کن.مثل غریبه ها نباش،باشه؟
.داداش،شنیدی؟زن داداش گفت برای پیدا کردن کار کمکم می کنه
خیلی خب،خیلی خب.زودباش برگرد
زودباش برگرد به دنیای عاشقانتون- توی راه برگشت مواظب باش،باشه؟-
نگران نباش
خیلی آزارار دهنده ای
کجا بودی؟
.چی؟تو گفتی که امروز وقت نداری غذا درست کنی،پس یکم غذا گرفتم
مگه توافق نکردیم که امروز سالاد بخوریم و یکم وزنمونو کم کنیم؟
!وزن من شده 132 پوند
خب چی میشه اگه 60 کیلو شده باشی؟
جوری نیست که همه بفهمن
کی میتونه مثل تو باشه؟هرچقدر میخوری وزن اضافه نمیکنی
!مزش خوبه
شنیدم که امروز دوباره برای نجات یه نفر مجبور شدی از طناب نجات استفاده کنی
چطوری همیشه یه همچین کار های خطرناکی انجام میدی؟
،توی دایره ای که من هستم
خیلی چیزای خطرناکی وجود داره
چیزی که امروز اتفاق افتاد مهم نبود.چیه،نگرانم شدی؟
چطور نگران نباشم؟
بعلاوه،کار من خیلی هم امنه
.هرروز،توی دفتر تمبر اسناد نشستم
خیلی کسل کننده ست
اتفاقا کار خوبی داری
آدمای زیادی هستن که میخوان شغل تورو داشته باشن،اما از پسش بر نمیان
لازم نیست هرروز بری بیرون،یه کار با ثباته
.تنها چیزی که داره ثباته.هیچ پیشرفت شغلی واسه ی من نداره
.اگه به این فکر کنم که قراره تا دهه های آینده این کار رو انجام بدم،قطعا میمیرم
،اخیرا،اقتصاد خوب پیش میره
.شنیدم که موقعیت های مختلفی توی انواع زمینه ها وجود داره
یه نگاهی به این بنداز
این چیه؟
میخوای استعفا بدی؟
این چیزیه که من هرروز سرکار انجام میدم:
اولین کاری که صبح انجام میدم ،جارو کردن همه ی طبقه هاست
بعد،باید برای هرکدوم از رئیس ها چای دم کنم
بعدشم بقیه ی صبح رو صرف خوندن روزنامه می کنم
من تخصص اقتصاد دارم
من باید توی بانک یا شرکت اوراق بهادار کار کنم
شنیدم که اخیرا،بانک ها و شرکت های اوراق بهادار خیلی محبوب شدن
من نامه ی اسعفا نوشتم اما هنوز تحویلش ندادم
میخواستم اول نظر تورو بدونم
نظر من؟
امیدوارم توی پیدا کردن شغلی که عاشقشی موفق باشی
پس با استعفای من مشکلی نداری؟
تا وقتی که خوشحال باشی،هر کاری که بخوای بکنی حمایتت می کنم
No comments yet. Be the first to leave one.