The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 7

रिलीज़ जानकारी

The Vampire Diaries S07E06 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S07E06 HDTV XviD-AFG
The Vampire Diaries S07E06 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S07E06 480p HDTV x264-mSD
The Vampire Diaries S07E06 480p HDTV x264-RMTeam
The Vampire Diaries S07E06 720p HDTV x265 ShAaNiG
The Vampire Diaries S07E06 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Vampire Diaries S07E06 720p HDTV X264-DIMENSION
The Vampire Diaries S07E06 1080p HDTV X264-DIMENSION
टिप्पणी द्वारा Em@d
► سمیرا، عماد ◄ | IranFilm

टैग

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
प्रकाशित: 2015-11-13
डाउनलोड: 71
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

...آنچه در "خاطرات خون آشام" گذشت

چی بین تو و استفن گذشته؟

من عشق اول زندگی استفن بودم

استفن، با جولیان آشنا شو

جولیان مردی بود که تو نباید عاشقش می شدی

...استفن سالواتوره خبر داره

که تو ازش حامله ای؟ - چی؟ -

...می خواستم خودم شخصاً بهت بگم

اما جولیان یه کاری کرد که هیچ حرفی واسه گفتن باقی نمونه

لطفاً به کسی نگو

نمیگم، قول میدم

سنگ ققنوس می تونه مرده ها رو زنده کنه

ما اشتباه کردیم جو هیچوقت توی اون سنگ نبود

من یه نفر دیگه رو توی بدنش قرار دادم

تو همسر من نیستی

فکر نمی کنم باشم

با همدیگه درستش می کنیم

...سوزوندن بدن اون حرومزاده

می تونه لطف بزرگی به لیلی باشه

می خوام مردی که صدها ساله ...دلش براش تنگ شده رو تحویلش بدم

تا جلوی چشماش، سرشو از بدنش جدا کنم

جولیان خود شیطانه نمی تونم اجازه بدم لیلی اونو برگردونه

اگه این کارو بکنه، خودم جولیان رو می کشم

سه سال بعد از زمان حال

بگو ببینم، چه فکرایی از ذهن یک مرد ...عبور می کنه قبل از اینکه تصمیم بگیره

فکر کنم برم سراغ اون وحشیه"؟"

من همچین انتخابی نکردم

صبر کن. اکریل

آره. خب، بستگی به موقعیت داره

تو چی می خوای، دیمن؟

آخرین بار که با نامزدت حرف زدی کِی بود؟

می بینم که داستان ها خیلی سریع پخش میشه

امروز بهم مسیج داد. چطور؟

چه ساعتی و چی گفت؟

12:18 "نون لازم نداریم؟"

خب، الان تلفنش رو جواب نمیده

...آره، خب دوست نداره که

قبل از پخش، تلفنش رو جواب بده

به درک. برو یه جوری پیداش کن

...دوباره همه قصد جون استفن رو کردن

...و مطمئنم که بزودی از کرولاین

...بعنوان طعمه استفاده می کنن

تا اونو بکشن بیرون

برو کنار

بخاطر وقفه در پخش برنامه عذر می خوایم

من کرولاین هستم

KQBC تهیه کننده اخبار

لطفاً با دقت گوش بدید

من یک پیغام اضطراری برای استفن سالواتوره دارم

خیلی خب

فکر کنم همسرتون واسه شام نمی رسن بیان خونه، درسته؟

تفنگو بگیر. بفرما

...حالا، اولین کاری که باید بکنی

اینه که کاغذ رو با دندون از کاتریج جدا کنی

اون سیخ رو بهم بده

حالا ازت می خوام این کارو بکنی

تا ته فشارش بده

عالیه

تا چه فاصله ای رو می تونم شلیک کنم؟

...خب، اون

اون درختی که چوستش داره ازش جدا میشه رو می بینی؟

نه

این یعنی خیلی دوره

میشه من شلیک کنم؟

نمی دونم. به نظرت اونقدر بزرگ شدی؟

من 11 سالمه

من وقتی اولین بار با تفنگ شلیک کردم، 12 سالم بود

بابا، می تونم

این طور فکر می کنی؟ - آره -

خیلی خب. باشه

بیا بریم یه گوزن پیدا کنیم

بیا

...ببین، نکته مهم اینه که

هیچوقت نباید چشمت رو از روی هدف برداری

فهمیدی؟

!جیکوب

!جیکوب

!جیکوب

!جیکوب! جیکوب

!جیکوب

هی، منم

سلام - جیکوب کیه؟ -

کی؟ - جیکوب -

داشتی اسمشو فریاد می زدی

احتمالاً خواب بد دیدم

فکر کنم بخاطر اینه که روی مبل خوابیدی، طفلکی

چرا اینجا خوابیدی؟

تقصیر منه

...فقط می خواستم بدونین که

آخرین شامپو رو استفاده کردم

والری، نمیدونستم اینجا می مونی

اینجا موند، فعل زمان گذشته فقط واسه یه شب

من باید برم لباس بپوشم

آره. خوشحالمون می کنی

خیلی خب - باشه -

توضیح - چشم -

لیلی می خواد جولیان رو زنده کنه

...والری سعی کرد بدن اونو بسوزونه

...تا لیلی نتونه اونو زنده کنه

ولی این قضیه خیلی خوب پیش نرفت

نمی فهمم این حرفا چه ربطی به مشکل ما داره

باشه. اگه وقتی که لیلی داره ...بازگشت جولیان رو خوشامد میگه

...جولیان بفهمه که والری چی کار کرده میاد دنبالش

آره. ولی بازم نمی فهمم چی به چیه

...خب، شاید فقط بهتر باشه که به من اعتماد کنی

و بدونی که می دونم دارم چی کار می کنم

پس حرفت اینه که ...والری باید ناپدید شه

اسم جدید، شغل جدید

یه کشور دیگه توی نیمکره جنوبی

نه. نه

خب، خودت الان گفتی که اون در خطره

یعنی اگه لازم باشه ...که خودم برسونمش تا فرودگاه

با کمال میل این کارو می کنم

مگراینکه با این قضیه مشکلی داشته باشی

...میدونی... راستش

این روش کنترل ذهن رو خیلی دوست دارم

هر کاری که می کنیم، باید سریع انجامش بدیم

...سنگ ققنوس آدما رو دیوونه می کنه

و روح جولیان بیش از صد سال ...توی اون سنگ بوده

پس هر جایی که اون هست، من باید در دورترین فاصله از اون باشم

ببین، بو، شمشیربازی باید در جریان باشه

درست مثل یه مکالمه

من حرف می زنم. تو گوش کن

من یه کم بیشتر حرف می زنم

پیشرفت کردی. آفرین، دوست من

...آقایون

حیاط پشتی به اندازه کافی بزرگ نیست؟

بو اصرار داشت، نه؟

لطفاً برین بیرون

خب، دستور این خانم جذاب رو که شنیدی

به طور مشکوکی خوشحالی

به نظرت نباید هنوز توی تخت استراحت کنی؟

عشقم، باید دوباره روی پاهام وایسم

...صد سال گذشته رو روی کمرم خوابیدم

البته مگراینکه پیشنهاد دیگه ای داشته باشی که نتونم ردش کنم

باشه

...وسوسه کننده ست

ولی من یه پیشنهاد دیگه دارم

از الان با پیشنهادت موافقم

ما اینجا دشمنانی داریم

والری رو میگی

اون اسم دیگه توی این خونه برده نمیشه

دارم به پسرام اشاره می کنم

پسرات هنوز زنده ان؟

باشه. خب، چندتا کار دارم که باید بهشون برسم

منم دقیقاً همینطور فکر می کنم

...لیلی سالواتوره ازتون دعوت می کنه که"

...در کنار هم آرامش شهر رو جشن بگیریم

...و یک دوست جدید رو هم معرفی کنیم

"امروز عصر، ساعت 5

انگار مامان تونسته دوستش رو زنده کنه

قول میدم که کنارت باشم و عاشقت باشم

سلام - سلام -

...یادته از یه سنگ قدیمی استفاده کردیم

...تا همسرت رو زنده کنیم

ولی نتیجه اش این شد که روح یه نفر دیگه توی بدن اون قرار بگیره؟

واسه چی زنگ زدی؟

چون الان توی بار هستم ...و اتفاقاً جوی تقلبی هم اینجاست

و لپ تاپش رو مثل یه کتاب توی دستش گرفته

...بهم قول دادی که کمکش می کنی

،تا قبل از اینکه کار احمقانه ای بکنه بفهمه که چه کسیه

...آره، ولی هر بار که توی چشماش نگاه می کنم

،همسر به قتل رسیده ام رو می بینم واسه همین می خوام یه کم ازش دور باشم

می دونم که یجورایی برات غیرممکنه

ما نمی دونیم که چه بلایی قراره سر اون بیاد

نمی تونیم همینجوری ولش کنیم به حال خودش

خب، پس حواست بهش باشه

نمی تونم. باید برم میستیک فالز

لیلی سالواتوره داره یه مهمونی ...به مناسبت برقراری صلح برگزار می کنه

که اگه من نرم، احتمالاً نتیجه اش این میشه که نصف دوستام تا لب مرگ برن

...پس لطفاً بیا اینجا، قبل از اینکه یه نفر دیگه

از جو درخواست کنه که خودشو به روانشناس معرفی کنه، باشه؟

کراوات نمی زنی، پس منم نمی زنم

نه تنها کراوات نمی زنم، بلکه اصلاً نمیرم

دعوتنامه اش رو که دیدی جولیان برگشته. تو هم میری

که ببینم جولیان چطوری واسه دوست پسر زامبی و احمقش عشوه می ریزه؟

...مرسی، ولی ترجیح میدم بمونم توی خونه

و ناخن های پامو بگیرم

...اینو می دونی که اون پسر زامبی و احمق

،توی خونه تو زندگی می کنه توی وان تو حموم می کنه

و داره پاستیل های تو رو می خوره

می دونم

اینو هم می دونم که اون ...عشق زندگی مامانه

مامان هم کسیه که کای رو راضی کرد ...تا زندگی الینا رو

...به بانی متصل کنه و باعض شه که من

تا بیشتر از شصت سال آینده رو بدبخت باشم

می خوای به چه نتیجه ای برسی؟

جولیان اونو خوشحال می کنه، استفن

هرچقدر زمان بیشتری رو کنار هم بگذرونن، لیلی خوشحال تر میشه

...و براش سخت تر میشه که ببینه 6 ماه دیگه

قلب جولیان رو می خوام توی بسته بندی بهش تحویل بدم

شش ماه؟

آره، خب حدوداً

بذار حسابی دلش خوش بشه

بذار حسابی واسه ابدیتش ...نقشه بکشه و برنامه ریزی کنه

و بعد یه دفعه ترتیبشو بده

...یه ذره با برنامه ات مشکل دارم

راستش چون می خوام اون حرومزاده رو همین امشب بکشم

سیاتل هم به نظر خوب میاد

برج سوزنی اونجاست

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left