पहली 200 पंक्तियाँ।
™ حـــســــام بــا افـتـخـار تـــقـــديــم مــيــکـــنــد ™ .::.:: W w W . 9 M o V i e . C o ::.::.
« فـــــصـــــل سوم • قــــســمـــت شـــشـــم » « اين قسمت : "گاي" به سمت نمايندگي تبليغات ميره »
ديدن اين سريال به افراد سن پايين توصيه نميشه و براي رعايت امانت ترجمه کلمات عيناً بيان ميشه
بابايي ، نکن
ساعت دهُ نيمه چرا نخوابيدي ؟
ميترسم "سالي"
ميدونم تو "توماس اديسون" نيستي
از چي ميترسي ؟
ميترسم وقتي چراغ ها رو خاموش کني
چه اتفاقي ميوفته
الان خونم
هيچي نميتونه بهت آسيب بزنه
بغير از اين اتاق بهم ريخته ـت
اتاقت رو منظم کن منم برات چراغ خواب ميارم
باشه
بخواب
چي فهميدي ؟ هيچي
مطمئنم اونا ميخوان مجبورمون کنن تعطيلات هم کار کنيم
و "کاسگرو" هم دير کرده
همه لطفاً توجه ميکنن ، لطفاً ؟
فقط يه لحظه طول ميکشه
و تکرار هم نميشه
"اين حقيقت نداره آقاي "هوکر
بهمون اطلاع رساني شده
که کارگردان و رياست ميخوان براي بازرسي بيان
از پاتنام پول & لو
منظور از اين عمل دوستانه ـست
و البته ارزيابي عملکردمون
"آقاي "هوکر بازرسي از فردا شروع ميشه
سه شنبه ساعت 10
و تا روزِ بعدش ادامه خواهد داشت
معذرت ميخوام ، ميدونيم قرار بود که در چهارشنبه سومِ جولاي
بسته باشيم
اونا از تعطيلات بي اطلاع هستن
ما صرفاً نياز داريم که
همگي فعاليتشون رو به نحو احسند انجام بدن
و مطمئن بشن که ميزها و دفتر ها
ترُ تميز و خوشگل مُشگل باشه
و منظور اينِ که هيچ وسيله اي نبايد براي کاره امروزمون
تداخل ايجاد کنه
خيله خب پس
دان" ميتونيم يه کلام باهاتون صحبت کنيم ؟"
اين قضيه عالي نيست
خب از ناهار به آخره روز موکولش ميکنيم
يه کيک تحويلي دارم
چطوره ؟ کيک واسه چي ؟
فردا آخرين روزه "جوآن"ـه بهت گفتم که
اما اگه ما چهارشنبه هم کار ميکني ، اون روز آخرين روزش نميشه ؟
نميدونم چرا اومده
گرگ" درباره ي اقامتگاهش امروز يا فردا ميفهمه"
مطمئن نيستم ، فکر کنم ميخوان جشن بگيرن
برم يه ذره پول بيارم بهتره براش يه چيزي بخريم
"هري" و "پيت"
ما واسه چگونگي تلوزيون براي روزه چهارشنبه
به معرفي نياز داريم
و البته به روز رساني هاي حساب ها
هر کدومش چند دقيقه براي هر حساب ؟
نه ، چند دقيقه براي هر نفرتون
"و آقاي "کنزي
بهتره ريشت رو بزني
چي ؟ شما مردم چه آدمايي هستيد ؟
شوخي کردم
نيازي نيست هول برتون برداره
فقط فکر کنيد اينم مثل يه مشتريِ بزرگِ ديگه ـست
دارن از اقيانوس پرواز ميکنن تا دکمه هاشون رو جلا بدند ؟
چهارمِ جولاي ماهرانه ـست
در رو ميبندي ؟
انگليسي ها دارن ميان
فکر کنم ميدوني قضيه از چه قراره
يه تئوري دارم که فکر ميکنم ميخوان بيان ديدنِ تو
چرا ؟ اونا نشون دادن که علاقه دارن با تو معامله کنن
از موقعي که توي هيئت رئيسه پارسال
حالِ "داک" رو گرفتي
تحقيق کردن و کارت رو مو شکافي کردن
سعي ميکنن نبوغ آمريکائيت رو کشف کنن
فکر ميکني چيه ؟ رياست ؟
نه ، فکر ميکنم يه چتر خلاقانه بين موقعيتِ «لندن» و «نيويورک» باشه
لندن» ؟» "باي باي "دان
شما دو تا چه قدر هم سليقه ايد
اميدوارم وقتي اونا اومدن بتونيد همين وانمود کردنتون رو ادامه بديد
ببخشيد ؟ بوس و آشتي کنيد
قبل از اينکه برامون دردسر درست کنيد
داري شلوغش ميکني
"خانوم "بلنکنشيپ
"لطفاً يه قرار ملاقات براي آقاي "استرلينگ" و "ديپر توي "آنجلوس" بذاريد
هرچه زودتر من سلمونيِ خودم رو دارم
نيازي نيست بس کنيد
همه مارتين & لوئيس رو ميخوان *دو کُمديني که هميشه باهم بودن*
صلح کنيد
لعنتي
تموم شد ، جان دير" حل شد" *کمپاني اي در ساخت ماشين هاي کشاورزي*
ماشين چمن زني و تراکتور باغ
با پرتابگرِ برف و و حصار شفاف
و کليد
نگاش کن ؛ الان با خودش يه "مستدان" آورده * پستانداري شبيه فيل *
ببخشيد دير کردم
حساب هاي گنده آروم پيش ميره اما "جان دير" تند ميره
"گوش کن آقاي "کلمپيت
بهتره اسبِ آهنيت رو از پذيرائي ببري
ميبرم...بعد از اينکه همگي ديدنش
داره مياد P.P.L نه کِي ؟
فردا صبح و بايد چهارشنبه رو هم کار کنيم
بايد معرفي نمايي کنيم تو به موقش اينکارُ گرفتي
آره به نظر همينطوره
اينجاست
دارم استراحت ميکنم و برادر کوچولوت خوابيده
همش ميخوابه
تو چي کار ميکني ؟
حوصله ـم سر رفته
برو کَلت رو بذار روبروي ديوار
مامان فقط آدماي کسل کننده ، حوصله آدم رو سر ميبرن
ميتونم نازش کنم ؟
بيدارش نکني
بيا اينجا
برو بازي کن
هرچه بخواي ميتوني بخوابي خوک کوچولوئه توي قُنداق
عجب صورت تراشي اي
الان دارم به انگشتاي پام فکر ميکنم
برو تو شهر اون بعديه
خودم قبلاً کردم ميبيني ، اين حقيقت نداره
فکر ميکني کاره زنونه ايه ؟
پدر من بلند قد ترين ، خوش برُ رو ترين
مغرور ترين مَرد «نيويورک» بود و انگشتاش هم مانيکور ميکرد
چهارمين باري بود که قلبش ميگرفت
و خورد به يه درخت
شيشه جلوي ماشين دستش رو قطع کرده بود
ديگه مُرده بود اونا هم دوباره دستش رو جا نزدند
توي تابوت يه دونه دست داشت
اما ناخون هاش عالي بود
داستانت رو باور نميکنم
خيلي خب زد به يه ماشينِ ديگه نه به يه درخت
اين شرکت خودمِ چرا مضطرب باشم ؟
چون فروختيش
پس همين ؟ من اينکارُ با تو کردم ؟
برات نيم ميليون دلار پول جور کردم واقعاً بابتش عذر ميخوام
کسي نگفت تو کاري کردي
عينه "برول آيوز" حرف ميزني *هنر پيشه ي آمريکائي*
يه مشکلي که با "مونا" هست اينه که
شروع کرده روي مردم قضاوت ميکنه
قبلاً اصلا براش مهم نبود
"ببين چي ميگم"دان
دوست ندارم کسي روم قضاوت کنه
"گوش کن "راجر
دستِت درد نکنه خيله خب
مجبور نيستيم ديگه دربارش حرف بزنيم
قول ميدم
منتظره قدر داني بودم
اما اينم قبول ميکنم
ممنون
حالا شايد الان هم پول داري و هم افتخار
به عکاس ها ، سرويس تايپ و دست فروش ها زنگ بزن
و بگو همه ي تحويلي ها بين ساعت 9:30 تا 11 برسه
تا وقتي انگليسيِ اومد ببينه دارن فعاليت زيادي ميکنن
همين الان
چونکه فکر ميکني من
آسون تر تقسيم بندي ميکنم باهام اينطوري ميکني ؟
مادرم اينکار باهام ميکرد
متوجه شدم واسه اولين بار
که خانوما ترجيحاً همواره ـند
هديه ي شرکت بيرون اومده
ميتونيم چند تا فاحشه استخدام کنيم
ممطمئنم نخست وزيرتون از شرکتِ اونا خوشش بياد
منشيِ جنگي
و بهتره اين بحث رو فردا پيش نکشي
معذرت ميخوام منم معذرت ميخوام که
ملاقات فردا روي شما متمرکز نشده
بهتره پارتيِ سوپرايزي شما رو به فرداي تعطيلاتِ موکول کنيم
چرا اينکارُ کردي ؟
چي کار ؟
خانوم "هريس" همه چي رو ميدونه مطمئنم انتظارش رو ميکشيده
ميرم خونه تا براي شوهرم شام درست کنم
و وقتي که تو نيمه هاي شب پاشدي
...و کنجکاوي که چي يادت رفته به من زنگ نزن
صورتِت صافه ريشامُ تراشيدم
چرا ؟ بهم دستور دادن
فردا بازرسي داريم انگليسي
خب به نظر خيلي موفق مياي
گرم يا سرد ؟
کوفته قلقليِ سوئدي يا سالادِ مُرغ ؟
سالاد مُرغ
چراغ خواب رو برداشتي ؟
آره ، براش کتاب هم خوندم تا بخوابه
هنوزم ميترسه
وقتي "بابي" بدنيا اومد اينطوري منزجر نبود
فکر نکنم نسبت به اون منزجر باشه
نزديکش که نميره
تا مجبورش نکنم نميره تو اتاقش
چرا ميخوان بيان بازرسي ؟ نميدونيم
برنامه ي تعطيلاتِ همه رو به تاخير انداختن
امروز به نظر عالي ميومد
کي ؟ "جين"
اصلاً دوست داري توي «لندن» زندگي کني ؟
جدي ميگم
البته
ميتونم يه کالاسکه و يه پرستارِ بچه ي واقعي بگيرم
چي ميدوني ؟
هيچي
کدوم گوري بودي ؟
گفتم ميخوام با دکترا مشروب بخورم
چيزي به من نگفتي زنگ هم نزدي
No comments yet. Be the first to leave one.