पहली 197 पंक्तियाँ।
«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»
:سیرک مرگبار بخش دوم
« ترجـمـه از: عرفـــان و مـحمــد » @erfanam7
چادرها دیگه توی سیرک کالیگاری برپا نیستن
... هر پژوهشگری که به پسکرانهها در حال سفره
نمیتونه بفهمه که اصلا اینجا سیرکی بوده
تنها چیزی که باقی مونده ... گودالهای حفر شده
... چند تیکه چوب سوخته
و خاکستره
،شبی این چنین
به هیولاهای ترسناک که در تاریکی ،کمین کردند فکر میکنم
و میخوام بدونم کدوم قسمت هیولا ترسناکترین جای اونه
،بعضیا میگن دندون یا پنجه یا موهاش
اگه آلرژی داشته باشید
به عقیدهی من ترسناکترین قسمت هر هیولایی ،شکم اونه
،چون اگه شکم هیولایی رو دیدین به این معنیه که شما رو بلعیده
،و به همین دلیل ... "عبارت "درون شکم هیولا
به معنای "جای وحشتناک که شانس فرار پایین داره" ست
،اسم من لمونی اسنیکت ـه ،و قبل از اینکه این قسمت تموم بشه
"عبارت "درون شکم هیولا سه بار درش بکار برده میشه
اون تعدادی که تا الان به کار بردم رو حساب نکردم
و به همین دلیل، من جای شما بودم ،دیگه نگاه نمیکردم
... قبل از اینکه این داستان اونقدر ترسناک بشه
که حس کنین خودتون درون شکم هیولا هستین
این سری که گفتم هم حساب نیست
.وقت زیادی نداریم کنت اولاف هر لحظه ممکنه برسه
و ما درون شکم هیولا هستیم
چرا بعنوان یه پیشگو لباس پوشیدین؟
یه پیشگو، فقط یه کتابداره که دود و آینه داره
،ممکنه که شما رو توی مدرسه پروفراک از دست داده باشم ولی هیچوقت فراموشتون نکردم، یا دوستاتون رو
،بعد از اینکه کواگمایرها دزدیده شدن
برای نجاتشون به شهر رفتم
اونجا بود که با ژاک اسنیکت آشنا شدم ملحق شدم VFD و به
واحد آتشنشانان داوطلب - اونام سعی داشتن که کواگمایرها رو نجات بدن -
توی دهکدهی دوستداران ماکیان نزدیک بود که گیرشون بیاریم
ولی اولاف ما رو اسیر کرد
با اِزمی یه قراری گذاشتم که ما رو از زندان آزاد کنه
.ژاک اونجا موند من رفتم که شجاعترین مامور رو پیدا کنم
VFD این سیرک جاییه که اطلاعات رو جمع آوری میکنه
مادام لولوـی واقعی وجود نداره
این یه اسم مستعاره که هر داوطلبی که اینجا مستقر بشه، بهش میدن
یه پست چرخشیه
مادام لولوـی قبلی تاکسی من رو برداشت ... و به بیمارستان بُرد
تا یه ظرف شکر خیلی مهم رو باز پس بگیره قبل از اینکه اِزمی دستش بهش برسه
ولی اون برنگشت
... و ژاک
خب، اونم برنمیگرده
سعی کرد بهمون کمک کنه - خیلی شجاع بود -
.کواگمایرها الان جاشون امنه ما نجاتشون دادیم
خیلی خوشحالم که اینو میشنوم
شما واقعا بچههای فوقالعادهای هستید
ولی اولاف الان اینجاست و ما توی خطر بزرگی هستیم
سعی کردم معطلش کنم تا مادام لولوـی قبلی برگرده
اون میدونه که چیکار کنه
.ولی داره شک میکنه نمیدونم تا کی میتونم گولش بزنم
.تو ما رو گول زدی لباس مبدل معرکهایه
.شما هم همینطور نزدیک بود که نشناسمتون
چطور شناختی؟
یه درخشش خاصی توی چشمه که نشون میده آدم تیز هوشی هستین
تمام داوطلبان همچین چشمانی دارن
... مادام لولو
اولیویا - اولیویا -
ما یه پیام از ژاک پیدا کردیم که گفته شاید یکی از والدینمون از آتش سوزی نجات پیدا کردن
تو به کنت اولاف گفتی که حقیقت داره
.ببخشید بچهها فقط اینو بهش گفتم که اینجا نگهش دارم
ولی اگه ژاک باور داشته که یکیشون نجات پیدا کرده
.پس باید صددرصد حقیقت داشته باشه تحقیقاتش هیچوقت غلط از آب در نیومده
داشتم از این کتاب میخوندم
تاریخچه ناقص از سازمانهای مخفی
پیداش کردین
یه مقر مخفی در کوهستان مورتمین داره VFD
،اگه واقعا یکی از والدینتون زندهاس اینجا جاییه که باید باشه
پس ما باید اونجا بریم - من شما رو میبرم -
،ژاک بهم گفت که مقر توی این نقشهست
ولی بنظر نمیاد که نشانهگذاری شده - میشه ببینمش؟ -
نشانههای روی نقشه رمزی هستن
.این خط آبی جریان آبه اون خونههای سبز اردوگاهها هستم
.ببین، درهی چهار باد VFD
ولی توی دره هیچ نشانهگذاری نیست
فقط یه یه لکهی کوچیک قهوهای که حتما ژاک تصادفا روش قهوه ریخته
.شاید که تصادفی نبوده مقرهای مخفی باید به شکل مخفی نشانهگذاری بشن
فکر کنم لکه مقر مخفیه
باید یه راهی واسه رسیدن به اونجا پیدا کنیم
ما نمیتونیم جایی بریم تا مادام لولوـی قبلی با تاکسی برگرده
واگنای ترن هوایی موتور دارن؟
.دارن، ولی کار نمیکنن رادیاتورش همش داغ میکنه
بنظر میاد مشکل تسمه پروانه باشه
باید گشتاور رو از موتور منتقل کنی که رادیاتور رو خنک کنه
،میتونم راهش بندازم ولی ممکنه تمام شب طول بکشه
پس اول صبح راه میافتیم
من کتابخونهام و غذا واسه سفر رو جمع میکنم
میتونم تا اون موقع حواس کنت اولاف رو پرت میکنم
از همون لحظهای که توی کتابخونهام ... پا گذاشتین
میخواستم به شما کمک کنم
،ما همه کسانی که عاشقشون بودیم رو از دست دادیم ولی همدیگه رو پیدا کردیم
و قول میدم، اگه یکی از والدینتون واقعا زنده باشه، ما پیداشون میکنیم
ولی الان واقعا باید عجله کنیم قبل از اینکه کنت اولاف برگرده
یه چیزی هست که متوجه نمیشم
،بودن VFD پدرمادرمون توی همینطور کنت اولاف
یه سازمان شریفه VFD پس یا شرور؟
ژاک گفت که یه زمانی سازمان شریفی بوده VFD
،اونا خودشون رو وقف خاموش کردن آتیش کرده بودن هم بصورت عملی و هم تلویحی
.و بعد شقاق بینشون رخ داد میدونی معنیش چیه؟
اختلافی بین اعضای یک سازمان
تعدادیشون تصمیم گرفتن که بهتره که آتیش روشن کنن
،و بعد یک شب در اپرا ... یه ظرف شکر
،خانومها آقایون !وقتشه که یه وقفه بندازیم
- عجله کنین -
سریع باشین
.اگه توی یه چادر هستین اگه توی یه کالسکه هستین
،اگه توی دستشویی هستین !دستاتون رو بشویین و بیاین بیرون
از اینطرف دوستان
ظاهرمون چطوره؟
روبانت
خیلی خب
،خانومها و آقایون، پسرا و دخترا عجیبالخلقهها و آدمای عادی
... من با خوشحالی اعلام میکنم
که یه جاذبهی جدید در سیرک کالیگاری درست کردیم
،این خبر جدیدیه چون این پاپ کورن خیلی موندهست
خبر خوبیه، آقا
،این نمایش قراره که خیلی سرگرم کنندهتر بشه
نه فقط بخاطر اینکه من توش هستم
کی اینجاست که با هنر باستانی جادوگیری آشنایی داره؟
صبر کن. جادوگرانهای؟
بمعنای جادو
!اوه! جادوگری سعی داری بگی جادوگری
آره! جادوگری
کاملا درست گفتی
،تعجب میکنم که میتونی صدا رو بشنوی، دختر جون با اون چیزی که توی گوشت هست
چی؟
!نظاره کنید
!مبهوت کنندهست - !باورنکردنیه -
.اونقدرا جالب نبود اگه کبوتر بود یه چیزی
جدا؟
خب، پس این چی؟
،یه روسری. دو تا روسری چطوره ... سه تا روسری
عزیزم، داری میترسونیش
خیلی خب. باشه
.یکی دیگه. اینم کبوترت مُرده، دست درد نکنه
خیلی خب، این یکم جالب بود
میدونی چی خیلی جالبه؟
جالبتر از 17 تا روسری و یه کبوتر مُرده؟
!نظاره کنید
!یه گودال از شیرهای گرسنه
خانومها آقایون، یه سوپرایز خیلی ویژه براتون دارم
،شیرها گوشتخوار هستن که یعنی گوشت میخورن
این یه سوپرایز نیست - همه اینو میدونن -
ولی به این شیرها هیچ گوشتی داده نشد
.یه ذره غذا بهشون داده نشده اونا حسابی گرسنهان
بنظر بیرحمانه میاد - و چیز دیدنی هم نداره -
فردا برگرد، آقای وقفه انداز
وقتی که ما بصورت اتفاقی یکی از عجیبالخلقههای خانهی عجیبالخلقهها رو انتخاب میکنیم
و هنگامی که شیرها اونا رو میبلعن ما تماشا میکنیم
... از واکنش افراد در مقابل این خبر
،که یکی قراره توسط شیرها خورده بشه میتونید خیلی چیزها رو دربارهی یه نفر بفهمید
... بیشتر آدمای شرور هیجانزده میشن
درحالی که بیشتر آدمای عادی وحشتزده میشن
یه نفر ممکنه نتونه که شادی خودش رو پنهان کنه
در حالی که یه نفر دیگه ممکنه که تظاهر کنه که شادمانه
اگه که در لباس مبدل باشه
،بالاخره، بعضیا ممکنه که ترسیده باشن ولی هنوز میتونن یه چیز مفید رو پیدا کنن
،یه چیز بلند و آهار دار ،که برای زیاد کردن خشونت خاصی طراحی شده
،ولی برای چشم تیزبین به شکل یه راه حل بنظر میاد
کنار گودال شیر، چهرهات رو دیدم
یه راهحل پیدا کردی - تالیتالی گرانده -
منظورت اون نودل بزرگه که اولاف ازش بعنوان شلاق استفاده میکنه
میتونم ازش بعنوان تسمه پروانه برای تعمیر موتور ترن هوایی استفاده کنم
میتونیم امشب وقتی همه خوابن درستش کنیم - شام آمادهست -
ازش لذت ببرین. ممکنه آخرین تام کا گای" باشه که میخورید"
تام کا" چی؟" - ،سوپیه که توی تایلند میخورن -
،حاوی مرغ، سبزیجات، قارچ، زنجبیل
شیر نارگیل و آب شاه بلوطه
چابو زنجبیل رو با دندونای گرگیش خرد کرد
،با اینکه یه هیولای وحشی ـه ولی توی آشپزخونه خیلی کمک میکنه
،اگه عجیبالخلقه نبود میتونست در آینده یه آشپز معرکه بشه
در هر صورت یه آشپز معرکه میشه
نه اگه شیرها بخورنش
اعتراف میکنم، من خیلی با این برنامهی بلعیدن حال نمیکنم
،ولی مشتریای سیرک هیجانزده بودن پس واسه کار کاسبی خوبه
همه از خشونت خوششون میان
مخصوصا وقتی که با خوردن نامرتب ترکیب شده باشه
این مسئلهی مهمی نیست
هیچکدوم از شما نباید برای سرگرمی خودش رو به کشتن بده
کارهای بهتری هست که بجای خورده شدن انجام بدیم
مثل چی؟ - مثل، هر چیزی -
هیچوقت نمیدونی که فرصت کی در خونهات رو میزنه
باز کنین، عجیبالخلقهها
.زود باشین. میخوام باهاتون حرف بزنم - دارم عجله میکنم، خانوم اسکوالر -
بیاین بهترین رفتارمون رو نشون بدیم
هر روز یه آدم عادی نمیاد باهامون حرف بزنه
.ما رفتار خوبی نشون میدیم من یه حالت عجیب غریب هم انجام نمیدم
.من فقط از دست چپم استفاده میکنم نه صبر کن. دست راستم ... چپم
،من اِزمی ژیژی جِنِویو اِسکوالِر هستم
،همونطور که از لباسم مشخصه من عاشق عجیبالخلقهها هستم
خیلی لطف داری - بله، همینطوره -
من این لباس رو مخصوصا دادم بسازن که نشون بدم چقدر عاشق عجیبالخلقههام
،میبینین، این حیوون خشک شده روی شونهام
No comments yet. Be the first to leave one.