Under the Bridge

Under the Bridge

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 1

रिलीज़ जानकारी

Under The Bridge S01E04 DV HDR 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
टिप्पणी द्वारा Overhaul

टैग

web
HD
1080
x264
720p
720
x265
XviD
प्रकाशित: 2024-05-01
डाउनलोड: 115
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

... آنچه در "زیر پل" گذشت

خواهرزاده‌ام گم شده و !هیچ‌کس ذره‌ای براش اهمیت نداره

به مامان بگو به‌زودی میام خونه

"به خودشون می‌گن "سی.ام.سی

کریپ مافیا کارتل"

یه چیزی بگم، بین خودمون می‌مونه؟

... یکی از مواردی که صحت داشته

موقعیت جنازه این دختر بوده

... این بعدازظهر، در فاصله کوتاهی از

ربکا داره یه کتاب درموردم می‌نویسه قراره بریم نیویورک

شیطان داخل جوزفین بل خونه کرده

ظاهرا بابا ورک سابقه داره

چی؟ - اینا رو از کجا آوردی؟ -

اگه باهام حرف بزنی، شاید بتونم یه‌سری از حقایق رو منتشر کنم

منجیت هیچ ربطی به این قضیه نداره

چکمه‌هات از چه برندیه؟

هوم ... دایی‌ام برای تولدم بهم داده

برند استیو مدن هستن

میایم دیدن والدین احمقت - عالیه -

خوش می‌گذره - آره -

کلی؟ - اونا مال رینا هستن؟ -

به‌خاطر تو این کار رو کردم

«Overhaul :مترجم»

... در 14ام نوامبر سال 1997

کلی الرد من رو کُشت

رینای عزیزم

شاید بعضی‌ها به چشم پایان داستانم بهش نگاه کنن

... اما پدرم همیشه بهم یاد داده

داستان‌ها هیچ شروع و پایانی ندارن

ما همیشه یه تکه‌ای از کل رو می‌بینیم

خیلی‌خب لبخند بزن

... داستان‌های آینده‌مون

داستان‌های نیاکان‌مون هستن

برای درک اینکه چه اتفاقی ... برام افتاد

باید از والدینم شروع کنیم

باید از والدینم شروع کنیم

سال 1951 وارد کانادا شدن

فکر می‌کردن این کشور زیبا رویاهاشون رو به حقیقت تبدیل می‌کنه

موکاند برای اینکه خودآموز ... زبان انگلیسی رو یاد بگیره

ضرب‌المثل‌هایی که توی مدرسه بهش یاد داده بودن رو تمرین می‌کرد

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسه

همیشه در نبرد بودن خوب نیست

یه بز گر، گله رو گر می‌کنه

چون که هم خانواده پدربزرگم و ... هم خانواده مادربزرگم توی هند بودن

تنها چیزی که این دو نفر ... می‌خواستن این بود که

حس تعلق به این سرزمین جدید داشته باشن

... تا اینکه یه روز

حس تعلق، در خونه‌شون رو زد

برای تولد سومان اومدید؟

اومدیم باهاتون درمورد یهوه صحبت کنیم

خیلی دوست داریم توی جامعه‌مون باشید

بفرمایید داخل

داستان من، از خیلی قبل‌تر از اینکه به این دنیا بیام، شروع شده

سلام - سلام. من کلی هستم -

من جو هستم - من اسمم داستی‌ـه -

خوش اومدید ... عه ... ببخشید شما

من مامان کلی هستم سوزان

اوه، من سومان هستم

مثل سوزان‌ـه اما وسطش یه "م" داره

تقریبا یکیه

سلام بچه‌ها. چه خبر؟ - سلام -

سلام - چه خبر؟ -

اصلا دلم نمی‌خواد کفشم رو در بیارم

جو، بی‌خیال نباید این حرف رو بزنی

مشکلی نیست سلام

اگه می‌خواید، می‌تونید کفش‌هاتون رو در نیارید

ما می‌خوایم توی خونه‌مون راحت باشید

خوبه

چطوره بریم طبقه بالا رو نشون‌تون بدم؟

حتما - خیلی‌خب -

بفرمایید - اینجا اتاق نشیمن‌ـه -

خونه قشنگی دارید - ممنون -

خیلی خوش‌حال می‌شم برای شام بمونید - اوه نه، ممنون -

دفعه‌های بعد

اون بره‌ست؟

توی خونه مادرِ مادربزرگم توی هندـه

من به‌دنیا اومدنش رو دیدم

می‌خوای بازم عکس ببینی؟ - آره، حتما -

خیلی‌خب، اینجا با دوست‌های ... پدر و مادرم رفته بودیم پیک‌نیک

آقای ورک، خونه خیلی قشنگی دارید

ممنون - خونه کلی هم خیلی قشنگه -

حتی جکوزی هم داره

ظاهرا از خانواده با اصل و نصبی میای، کلی

این خیلی باحاله این رو کجا گرفتید؟

... اوه - اوه، اپکات. نمایشگاه جهان -

آره، من دو بار رفتم

راستش، این مال سفرمون به ژاپن‌ـه

دو هفته آسیا بودیم

واقعا عالی بود - کلی، تا حالا رفتی آسیا؟ -

خب، خواهر و برادر هم داری؟

آره، این امان‌ـه، برادر کوچک‌ترم ... و این

می‌شه بقیه خونه‌تون رو ببینیم؟

البته. آره بریم بهتون نشون بدم

بیاید، از این‌طرف

نوشیدنی‌ای چیزی می‌خواید؟

سومان، چیه؟ - هر چی می‌خواید، بگید -

دارن از خونه‌مون تعریف می‌کنن

این دخترها همچین چیزهایی ندارن ... و اگه به اونا کمک کنیم

عملا به رینا کمک کردیم

روز به روز داره شبیه اونا می‌شه

بی‌خیال

اون زمان، ما هم اونجوری که پدر و مادرمون می‌خواستن، نبودیم

هوم؟ یادته؟

سال 1979، پدرم از هند اومد کانادا تا خواهرش رو ملاقات کنه

فکر می‌کرده به پایان سفرش رسیده

اما در واقع داشت مهم‌ترین بخش زندگی‌اش رو شروع می‌کرد

منجیت

تا الان، ده دوازده بار مرکز شهر رو دیدی

ممکنه آخرین باری باشه که می‌بینم

و می‌خوام وقتی برمی‌گردم یه‌عالمه عکس به مامان بدم

انقدر مطمئن نباش که قراره بری

یه فکرهایی توی سرته، نه؟

گفتی این خانواده، اهل "پنجاب" هستن؟

آره

خیلی آدم‌های مهمان‌نوازی هستن

... با خودم گفتم

!بد نیست با چندتا از مردم اینجا آشنا بشی

خودت می‌دونی که این کشور پر از فرصت‌ـه

چرا این‌طوری می‌گی؟

چه جور فرصتی؟

بیا اینجا

... می‌دونی

نیازی نیست نگران منقضی شدن ویزای توریستی‌ات باشی

اگه اینجا با یه نفر آشنا بشی ... یه نفر که خصلت‌هاتون به‌هم بخوره

!نه

امار، من این کار رو نمی‌کنم

تازه، واقعا فکر کردی اینجا با کسی آشنا می‌شم که ازش خوشم بیاد؟

فقط یه پیشنهاده

انقدر بده که می‌خوام برادرم توی کانادا، پیشم باشه؟

می‌تونی هرموقع خواستی برگردی خونه، هند

واقعا ترغیبت کردن تغییر دین بدی؟

خیلی کار سختی نبود

سلام! خیلی خوشگل شدی

آره، ایشون برادرمه خیلی خوشتیپه

بازم ممنون

راج، لطفا خاموشش کن

سومان

ببین چی آوردم

سومی، یه نفر هست که می‌خوام بهت معرفی‌اش کنم

مهندس‌ـه و یه شاهد یهوه‌ست

!مامان - چیه؟ -

حداقل این‌سری یه پسر خوشتیپ برات پیدا کردم

بزار از مهمونی لذت ببره تارسم

فعلا می‌تونه یه چند سالی صبر کنه تا یه پسر خوب پیدا کنه

این پسر از یه خانواده خیلی خوب میاد

و باید تا تنور داغه، نون رو بچسبونیم

من خبر نداشتم - بهت گفته بودم -

اما می‌تونن زوج خیلی خوبی بشن

خانم مسیحاجر، خیلی از دیدن‌تون خوش‌حالم

من برادر امرجیت هستم

خیلی ازتون تعریف می‌کنه

مشکلی نداره چند لحظه دخترتون رو ببرم؟

امیدوار بودم بتونه بهم نشون بده این بوی خوشمزه از کجا میاد

بیرون غذا هست - اوه، خیلی گرسنمه -

... عه

می‌دونستی امرجیت برادر داره؟

امرجیت کیه؟

وقتی یه همچین بازی‌هایی می‌خوان پیاده کنن حس ششم گل می‌کنه

آره، واقعا نجاتم دادی - من منجیت هستم -

سومان - سومان -

بفرمایید - ممنون -

اینجا اتاقته؟

بزرگه

آره فکر کنم

هی، اسم پرنده‌ات چیه؟

اسموچ

خیلی چندشه که اتاقت در نداره

اینجا چیه؟

اوه، اون کمد مامانمه

اوه، لعنتی

زدیم توی خال

می‌بینی؟ بهت گفتم باید بیایم

... اونا مال مادرِ

مادرِ مادرِ مادربزرگم بودن

اسم‌شون "جومکا"ست

... از امپراتوری گورکانی

قبل از استعمار بریتانیا

... می‌دونید، مادر

مادرم چند سال پیش این‌ها رو بهم داد

... و وقتی رینا بزرگ بشه

... اینا رو هدیه می‌دم

بهش

عاشق این ساری‌ام

ساری موردعلاقه‌امه

آره، خیلی بانمکه نه؟

صد البته ... حیف که اندازه‌ام نیست

وگرنه خیلی دوست دارم امتحانش کنم

داستی، ممکنه اندازه تو باشه

راستش اندازه همه می‌شه

به‌نظرم خیلی بهت میاد داستی می‌خوای بپوشیش؟

عه ... آره

بیا

بیا بریم

... خیلی‌خب، این بلوزشه

بیا. جو، این‌یکی خیلی بهت میاد

باشه - رنگ عالی‌ایه -

می‌خوای وایسی لباس عوض کردن‌مون رو ببینی؟

... البته که نه، من

!بابا، برو - می‌رم شام رو گرم کنم -

More Farsi Persian subtitles for Under the Bridge

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left