पहली 167 पंक्तियाँ।
صبح بخير آمريکا
من حس ميکنم که امروز روز محشري ميشه
خورشيد توي آسمون لبخند به لب داره
و با نورش به نژاد آمريکايي احترام ميذاره
اوه، پسر، با غرور ميشه گفت
صبح بخير آمريکا
اين سريال مخصوص افراد بزرگسال ميباشد و الفاظ رکيک سريال هم زيرنويس شده
فرانسين الان ساعت 5.58 دقيقه است
دو دقيقه مونده به اخطار شام - ... بابا، تو نميتوني با مامان مثل -
شرمنده هيلي دستم خورد بهش
... گفتم تو نميتوني فقط
عجيبه ... فکر کنم فقط بايد صبر کنيم
تا من توي دستم بوق نداشته باشم - باشه -
صدام رو قطع کن ولي نميتوني فکرم رو قطع کني
اوه، يه دفترچه خاطرات محرمانه. بذار بببينم - هي. اين شخصيه -
يه دختر يهودي بود که دفترچه خاطرات داشت
آخر سر ... واسش بد تموم شد
ولي ديگه نميخوام در مورد فران درشر" حرف بزنم"
فکر کردي که ميخوام يه جوک هولوکاستي بگم خجالت بکش
لعنت بهت راجر يه ميليون بار بهت گفتم
سيگار کشيدن توي خونه ممنوعه - و منم بهت گفتم که سيگار نعناييه -
پس از يه سيب سالم تره
شام خدمت شما - اين ديگه چه کوفتيه؟ -
اين لازانيا - لازانيا مال شبهاي پنج شنبه است - سه شنبه ها غذاي دريايي داريم
ما دو روز رو از دست داديم؟
آزمايش من نتيجه داد؟
نه. فقط ميخواستم که يه چيز متفاوت انجام بدم
ما غذاي پنج شنبه رو سه شنبه نميخوريم
اين شام کنسله
خب تو لازانيا رو ريختي دور؟ - نه -
فقط مجبورم يه راهي پيدا کنم که سه شنبه مزه ي تازگي بده
ولي امشب غذاي مونده از چهار شنبه است
پس مجبورم که غذاي دريايي رو جوري درست کنم که مزه اش طوري باشه که انگار ديروز درست شده
... اگه من زندگي ام اينطوري پيش بره
خيلي طول نميکشه که کله ام رو بکنم توي فر
ليندا، ببين. خانومهاي حشره اي ان
واسه زنهاي خونه دار اون خانومهاي حشره اي همه چي دارن
يه زندگي سريع و يه راه رفتن با حرکت آهسته
اونا افاده اي ان، فرانسين
... يه دختر بايد خيلي بيچاره باشه که بخواد باهاشون همدم بشه کريستي -
منو يادته؟ فرانسين
چقدر آرزو دارم که پوستت رو بکنم و بپوشمش و جاي تو باشم
منظورم اينه که، سلام
اون، فرانسين. وقتش رو ندارم که بهانه ي حرف نزدن باهات رو بيارم
خانومهاي حشره اي و من داريم غذا واسه مراسم خيريه ي امشب توي "بوو" ميخريم
آه - اين اسم گالريه -
آه؟ - "نه، "بوو -
آه - خواهش ميکنم -
تو اصلا ميدوني گالري هنري چيه؟ - ... "اگه منصف باشيم، "کيسي -
گالري ها توي شبکه ي بدبخت ها خيلي کم تبليغ ميشن
هي، ليندا ميخواي به اون حراجي اشياء هنري بريم؟
نميتونيم شب 15 روزه ي پازل مونه
ما اينقدر مونده که پل رو بپوشونيم
ولي حال نميده اگه يکم تغييرش بديم؟ - راست ميگي -
بذار بقيه ي پازل رو بدون نگاه کردن به جعبه اش بچينيم
نديده کار کنيم
اوه، خداي من
رد بشين. چيزي واسه ديدن نيست
فقط يه زن که با چرخ هاي خريد زير شده و مُرده
يا چيزي واسه ديدن هست؟
بايد به با سگه چيکار کرد؟ به نزديکترين فاميلش بديم؟
بنظر کلي کار اداري داره - نه، وايسين -
من سگ اون زن مُرده رو ميبرم
بالاخره يکي رو گير آوردم که باهاش فريزبي بازي کنم
سگ خوب
دفترچه خاطرات هيلي خيلي معرکه است
اينو گوش کن. من اينقدر سرگرم ياد گرفتن ... نظريه ي حقوق زنان بودم
من هيچوقت نتونستم ... مهمترين سئوال رو بپرسم
من واسه يه مرد به اندازه کافي خوشگل هستم؟ - اون احساسات داره -
دارين چيکار ميکنين؟ - هيلي، خوبه. اينجايي -
من مچ استيو رو گرفتم - پدر سوخته -
ببين، من فقط ميخوام که تو رو بشناسم
اشکال داره که من بخوام که خواهر خودم رو بشناسم؟
"و بخونم که تو توي پارکينگ "تاکو کينگ به مربي "اشوارتز" حال دادي
بذار بيام بيرون
چي ميشه اگه شاشم بياد؟
نه. نه. نه. نه
من اين بعدالظهر ها رو که با تو روي کاناپه باشم خوشم مياد
اين ديگه چه کوفتيه؟
اين "فاسي"ـه صاحبش کشته شده، و اون يه خونه ميخواد
.امکان نداره ما اسميت هستيم و اسميت ها سگهاي مردونه دارن
اين سگ ديگه زن تر از اين نميشه حتي اگه 20 تا آلت زنونه داشته باشه
... و بعد ميشه يه تغيير يافته ي عجيب غريب
يا يه سمبولي از باروري
ولي - فراموشش کن، فرانسين -
ما الانش هم يه چيز دخترونه و آزار دهنده داريم اسمش راجره
خيلي خوب، باشه. ولي اگه نميخواي نگهش داري بايد يه خونه واسش گير بياري
فهميدم - بهشت قبول نيست -
اوه، باشه
هي. من اينو واسه شليک به مردم لازم دارم
اوه. محض رضاي خدا تو اشتباهي دستت گرفتيش
يه مهموني حيوونات دست آموز خوش اومديد ممنون که با ما همراه هستين
خوشحالم که ما تنها کسايي نيستيم که تو اين بوق سگ بيداريم
هي. اين برنامه قراره پول پيشخون آشپزخونه رو واسمون در بياره
منظورت پيشخون آشپزخونه توئه؟ من گرانيت ميخواستم
بهرحال، امروز استن اسميت داره دنبال يه خونه واسه دوست کوچيکش ميگرده
درسته. اين "فاسي"ـه - واکسنهاش رو زده؟ -
البته. چرا که نه؟ - خب، سلام. خوشتيپ. تو چقدر خوشگلي -
اوه خدا
نه. از دندونات استفاده نکن اون بدش کياد
خب، اين حل شد. بعدا ميبينمتون
فرانسين چرا اينقدر خوشگل لباس پوشيدي؟
اون دختراي سريال "دِ ويو" قراره بيان اينجا و لباسهام رو عوض کنن، مگه نه؟
من ميرم به گالري هنر
من ميخوام که روي خانومهاي حشره اي تاثير خوبي بذارم
خب، لباسام رو عوض نميکنن؟
اگه ازم خوششون بياد ... اونوقت ميشه، خدافظ زندگي عادي
... و سلام خيريه هاي هيجان انگيز
... کارهاي اجتماعي و کلوپ کتابخوني
جايي که مست کنيم و از شوهرهامون بخاطر کمبود علاقه شکايت کنيم
چي شد؟ شرمنده من حواسم نبود
نه حتي يذره
... پس، تو از جنگل جون سالم بدر بردي
... برگشتي پيش اربابت
و انگار که ياد گرفتي که چطوري زنگ بزني
جالبه تو رو مثل دلاوران ميکشم
بايد سوراخ هام رو تميز کنم همه شون گرفته ان
استن. مسواکت کجاست؟ - لعنت بهت، راجر -
من از اين عادت هاي مضخرفت حالم بهم ميخوره
باسنم نه
سگ باهوش برنامه عوض شد - فاسي ميمون
چه بد که اين هدر بره خب، فکر کنم هميشه يه "اي بي" هست
آره، من دشمنهايي که توي "اي بي" دارم رو ميکشم
"سلام. خوش اومدين به "بوو
خانوم برگه تون
ميتوني اينکار رو بکني تو خيلي چيزا از هنر ميفهمي
اينجان
خانوم. شما برگه پارکينگتون يادتون رفت
اوه
لباسم، ديگه هيچوقت خانومهاي حشره اي رو تحت تاثير نميذارم
تنها فرصتي که واسه تنوع زندگي ام داشتم از دست دادم
لطفا به رييسم نگو من خيلي اين کار رو لازم دارم
من خيلي فقيرم که نميتونم يه شلوار بگيرم که زيپش بالا بمونه
و لطفا به کسي نگو ما اينجا جنگ خروس داريم
خب خروست واقعا موهام رو خراب کرد
فرانسين
انگار که تو بيشتر از اون چيزي که فکر ميکرديم باهامون نقاط مشترک داري
دارم؟ - ... دليل اصلي اينکه خانومهاي حشره اي دور هم جمع شدن -
اينه که حال کردنهامون رو باهم مقايسه کنيم
... من با مربي تنيسم، باغبونم
و گذاشتم که پسر همسايه وقتي که حموم ميکردم منو ببينه
و معلومه که تو با پيشخدمت حال ميکني
اوه، نه
تو حال ميکردي مگه نه، عزيزم؟
آره من به همسرم خيانت ميکنم
به خانومهاي حشره اي خوش اومدي
خب، "کريستي"، "هکتور" نميتونه واسم با حقوق پيشخدمتي الماس بخره
ولي يه جور ديگه بهم ميرسه
اوه، اره مثل يه اسب
اون عاشق هويجه حتما
ميتونم چند تا نامه عاشقونه واسه ناهارمون بيام
باشه خدافظ
فرانسين عزيزم
من همش دارم به تعطيلات آخر هفته ي ... سکسي مون
توي "اپکات" مرکزي - صبح بخير -
نه، من هيچي نميشنوم - اوه، روزنامه اينجاست -
فاسي عاشق کميک استريپه
اين تنها چيزيه که ما سرش دعوا داريم - هي کله پوک -
چيپس ها کجان؟ - من پول خوراکي تو رو صرف جايزه دادن به فاسي کردم -
چطور جرات کردي
دوست دارم، فاسي
بذار بيام بيرون وگرنه من همه لباسهات رو پاره ميکنم
پاره کن. اگه متوجه نشدي من فقط همين لباس رو ميپوشم
اگه ما بيشتر از اين اينجا بمونيم من ديوونه ميشه
دارم بهت ميگم ديوونه ميشم - خودت رو جمع و جور کن، پسر -
ما هنوز اميد داريم و اونا نميتونن اميد رو ازمون بگيرن
کلاوس، ميدوني چند وقته که من يه زن نديدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.