पहली 200 पंक्तियाँ।
ژائو کینگفن
. ده سال دنبالت بودم
... الان مطمئنم که تو
. برادر کوچکتر منی
برادر بزرگ؟
! تو نمردی
. من باید به شخص توی ارابه یه چیزی بگم
چی میخوای بگی؟
. به من بگو
چیزی که فقط
. میتونم به اون بگم
! کافیه
کی هستی؟
. یه آدم
چه نوع آدمی؟
. یه مرد گمشده
کجا میخوای بری؟
... به
فرد جوان
قسمت 1
شایعات در دنیای نظامی
. پیچیده که یین بوهو شدیدا بیماره
... قبل از اینکه بمیره، اون پسرخوانده ی بزرگش جی چوآن رو رئیس میکنه
. و دستور میده تا در طول یکسال اتحاد هائوران رو از بین ببره
. همه ی مردم در دنیای نظامی در وحشتن
. صبح زود
. تمرین شمشیرزنی
.. امروز ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت
. دهمین سالروز مرگ پدی و مادرمه
. من به کاح قدیمی توی غرب میرم
. یکم درد داشت
. ده سال گذشته
کِی میتونم برادر کوچیک گمشدمو پیدا کنم؟
، وی کی
از کسی که بهت گفتم پیداش کنی
خبری دستگیرت شد؟
. شما دنبال مردی با یه جای زخم پشت گوشش هستین
، این روزا
. تمام اعضای عمارت عقابو فرستادم دنبالش
... اما
انگار که آب شده رفته تو زمین
. بدون هیچ اثری از خودش
! بیاین کمکم کنین
. مراقب باش
،کینگفن
چی شده؟
،برادر یو
. زیرسر اون افراد شرور و نابکاره
! کمک
! کمک
. لعنتی
، برادر یو
. فعلا خدانگهدار
خدانگهدار؟
کجا داری میری، کینگفن؟
. کوه کینگجو
. تا جی چوآن خبیثو بکشم
چی؟
. صبرکن، کینگفن
. درود استاد
، در دنیا
. افق فکری خیلی مهمه
. در بالا بایست م به دوردست خیره شد
... میتونین از دیدگاه من
. نکته برداری کنین
. لطفا فرمان بدین
.. من
. از ارتفاع میترسم
، کینگهونگ
. میدونم که مشتاقی مجرما رو قلع و قمع کنی
اما، اگر شیطان رو بکشی
صد هزار سواره نظام
. فوری برای انتقام میان
اگه اینطوری بشه، کل شهر غرق در جنگ میشه
. و همه ی مردم معمولی با جنگای پی در پی آسیب میبینن
چطور میتونی اینکارو کنی؟
. شرمنده، من کور شدم
... مخبر ما پیامی فرستاده که
رهبر جدید جی چوآنه
. حواستون جمع باشه
، خب
. من چندتا ایده دارم
، به نظرم
جی چوآن بعد از اینکه
شنید کینگ هونگ
، دنیای رزمی رو هدایت کرده
مشتاقه تا
با تو
. هم پیمان بشه
، پس
ما باید یه عملیاتی رو
دسیسه کنیم
، تا با اون هم پیمان بشیم
تا به درون اونا نفوذ کنیم
. و ضعف اون شیطان رو پیدا کنیم
، در زمان مناسب، با خبرچینمون دست به یکی کنیم
، و نقشه شون برای حمله به اتحاد هائوران رو بگیریم
. و نقشه رو به اتحاد خودمون بدیم
، اما
من کودنم
. توی ارتباط با بقیه خوب نیستم
، کینگفن
میتونی با یه ازخودگذشتگی کوچیک
صلح رو به
دنیا تقدیم کنی؟
. از هیچ تلاشی دریغ نمیکنم
در جهان شناخته شده که
که یو کینکینگ، زیبای چشمگیر خانه ی فحشای بایهو
. یه مربی عالی برای ارتباطاته
اون با افراد مختلفی از
. زمینه های گوناگون مواجه شده
، استاد منظورش اینه که اگه بتونیم بااون مشورت کنیم
. یه امتیاز عالی برای کینگفن میشه تا با جی چوآن هم پیمان بشه
گفته شده که
یا شاید ازجانب خود استاد فاش شده که
بانو یو
. با اون ارتباط نزدیکی داره
ارتباط نزدیک دارن؟
چطور ممکنه؟
. دیروز اولین روز ملاقات بود
اون از من خواهش کرد
تا توی اتهاما استثنا قائل شم
. اتحاد الان ثروتمند نیست
. من ازتون خواهش میکنم
اما
تو و کینکینگ
. به هم میخورین
، مبارز ژائو
. مهارت در دوست یابی پیچیده س
، اگه تصمیمت رو نگرفتی
. لطفا برگرد
. نگران نباشید
من بیچاره شده بودم
. و تمام احتمالات عقب شینی رو قطع کردم
، از اونجایی که عقیده ی خوبی داری
من دونسته های زندگیمو بهت
. منتقل میکنم
. لطفا
. یه دقیقه
چی شده؟
. اتحاد هائوران از بد به بدتر داره نزول میکنه
. مبارز ژائو اینطوری خسیسانه لباس پوشیده
. تعجبم نداره که همیشه حالت چهره ی مظلومی داره
. نمیتونم دیگه تحمل کنم
. فکر میکردم با بقیه مردا فرق داری
، ولی تو احمقی
. خیلی احمقی
. بهم میزنیم
شما چطوری منو میشناسین؟
. لطفا اینو بپوش
. مراقب باش ! بابا
. برادر بزرگترم دوباره خوراکی منو ازم گرفت
. ندویین
. نه، من نگرفتم
. مامان، داره دروغ میگه
منو دیدی که وسایلتو بردارم؟
. بالااا
. بیا اینجا، برادر بزرگتر
، بابا
. منم میخوام برم بالا
. باشه
. توهم بیا
. مراقب باشید
. حواسمون هست، مامان
. من بالاترم
. نه، من بالاترم
. من بالاترم
. مراقب باش
، قربان
کبوتر نامه بر پیامی آورده که
فردی که شما دنبالش میگردین
. پیدا شده
اون کجاست؟
. در فاحشه خونه ی بایهو
. بریم
. اینه
گفته شده که
. چشمها پنجره ی روح هستن
مبارز ژائو، لطفا به من نگاه کن
با محبت و
. عاشقانه
، باشه
اینطوری؟
. برو کنار
، قربان
. اینجا افراد زیادی میان
، اگه تک به تک بررسی کنیم
. احتمالا زیادی جلب توجه میکنیم
. کاری به نجیب زاده ها نداریم
اما اگر
، ونِ بزرگ بو ببره
میترسم که
. آشوب بزرگی راه بندازه
. بذار راه بندازه
. بگرد
. چشم
. بگردین
. چشم
، وی چی
لطفا حواست به پله ها باشه
No comments yet. Be the first to leave one.