Father Brown

Father Brown

Farsi Persian felirat letöltése

13. évad

Kiadási információk

Father Brown 2013 S13E09 The Power of Suggestion 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 9 Father Brown 2013 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-25
Letöltések: 15
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

خانم‌ها! آیا پودر لباس‌شویی‌تون لباس‌های سفید رو تیره و کدر می‌کنه؟

پودر جدید فلیکس فلیکس رو امتحان کنید

فلیکس هر روزِ من رو درخشان می‌کنه

اوه! این مسخره‌ست، ران

کات

مشکل چیه، کاترین؟

کاترین ویل مظهر شکوه و زیباییه

طرفدارهام نمی‌خوان من رو این‌طوری ببینن

نکته‌اش همینه. دیروز که ازش خوشت اومده بود

مردم این‌طوری بهت نگاه نمی‌کنن کاترین

ولی داری عالی انجامش می‌دی

درس اول، اِوای عزیزم؛ همیشه باید از متنی که بهت می‌دن فراتر باشی

اون متن رو من نوشتم

تو موفق شدی از تک‌تک ایده‌های من ایراد بگیری

ممکنه دلیلش این باشه که همه‌شون افتضاح بوده‌ان؟

خب، فقط سه روز وقت داریم تا آگهی نهایی رو تحویل بدیم، پس

می‌دونم از این طرح خوشت نمیاد

ولی این رو هم می‌دونم که فقط تو می‌تونی بهش روح بدی

بهت گفتم، نمی‌تونی کاترین ویل رو توی یه دکور حبس کنی

من به هوا، فضا و نور احتیاج دارم

باید نفس بکشم

البته. بسپارش به من

تو اجازه می‌دی اون هر طوری دلش می‌خواد باهات رفتار کنه

باید هر طور شده نگهش داریم

باید از استودیو بزنیم بیرون

دنبال یه الهام جدید بگردیم

می‌تونیم توی هاید پارک فیلم‌برداری کنیم

بهتر از اون

یه جایی رو می‌شناسم دور از لندن، بدون هیچ مزاحمتی

می‌تونیم از پسش بربیایم

عالیه. من به فرانک زنگ می‌زنم. اِم

شرکت مال اونه. لازم نیست چیزی بدونه

اما باید به یه کشیش زنگ بزنم

پدر، نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم که اجازه دادید اینجا فیلم‌برداری کنیم

باعث افتخاره که دوباره به باغی که

توی بچگی‌هات توش بازی می‌کردی، خوش‌آمد بگم

لطفاً مراقب پشت سرتون باشید

ران، من پدربزرگت رو می‌شناختم

مردِ نازنینی بود

خب، خادم کلیسا بودن براش خیلی مهم بود

اگه می‌فهمید داریم به کلیسای سنت ماری کمک مالی می‌کنیم، خیلی خوشحال می‌شد

خب، مسئولین صندوق تعمیر سقف کلیسا خیلی از شما سپاسگزارن

حالا جناب ساندرسون، ما خیلی مشتاقیم ترفندهای

تجارت تبلیغات رو یاد بگیریم

آره، مثلاً چطور ما رو وادار می‌کنید چیزهایی بخریم که بهشون نیاز نداریم

بیاید بریم یه نگاهی بندازیم

تقریباً آمادست، ران

نویسنده تبلیغاتی‌ من، مِگ ویلسون

جای قشنگی دارید

آه! این شد یه چیزی

اوه، اونجاست

کاترین ویل، ستاره هالیوود، خودشِ خودش

خانم "اس" بزرگترین طرفدارشه

به کمبل‌فورد خوش اومدید، خانم ویل

ایزابل سالیوان، منشی کلیسا

من عاشق کارهای شما هستم

دیدنِ طرفدارهام همیشه باعث خوشحالیه

شاگردِ من، دوشیزه اِوا ریچاردز

یه بازیگرِ آینده‌دار

امیدوارم یه روزی مثل کاترین درخشان باشم

رویاپردازی خوبه عزیزم

خب ران عزیزم، دیالوگ من چیه؟

داشتم به چیزی مثل این فکر می‌کردم

فلیکس اون‌قدر تمیز می‌شوره که حس می‌کنید یه ستاره‌اید

آره. ولی زیاد جالب نیست، مگه نه؟

چطوره بگیم

فلیکس اون‌قدر تمیز می‌شوره که مثل من حس می‌کنید یه ستاره‌اید

این چیزی نبود که من نوشتم. ولی واقعاً خوشم اومد کاترین

خدای من، اون فوق‌العاده نیست؟

قطعاً آدمِ خاصیه

خب، بیاید تمرین کنیم

داریم تمرین می‌کنیم

می‌دونم. بذار امتحانش کنه، بعد یه چیز بهتر پیدا می‌کنیم

خب، اگه همه برای تمرین آماده‌اید

و

حرکت

فلیکس اون‌قدر تمیز می‌شوره

که درست مثل من حس می‌کنید یه ستاره‌اید

عالی بود

قطعاً یه چیزی داشت، اما شاید اگه

نه نه، خودش بود

حالا عزیزم، یه جا دور از این آفتاب برام پیدا کن

می‌تونید از فضای خونه‌کشیش استفاده کنید

دوشیزه پالمر چای و کیک آماده کرده

اِوا، نامه‌های من رو بیار

و شما، خانم... مالیگان

سالیوان. بیاید. براتون یه عکس امضا می‌کنم

اوه، واقعاً؟ چه فوق‌العاده

چه روند مجذوب‌کننده‌ای. مگه نه؟

تصادفاً تلفنی ندارید که بتونم ازش استفاده کنم؟

البته. توی اتاق مطالعه‌ام هست

من توی فیلم "عشق در غبار" عاشقتون بودم

اون‌قدر با سول هابسون هماهنگ بودید که به‌سختی می‌تونستم سر جام بشینم

سولِ عزیز، بازیگر فوق‌العاده‌ای بود

ولی مردِ مزخرفی بود

آدم نباید پشت سر مرده بد بگه، اما واقعاً

اِوا، نامه‌ها چی شد؟

این یکی از طرف بینکی باکستره

همون تهیه‌کننده تئاتر؟

اون دوست عزیز منه. ممکنه درباره تست بازیگری باشه؟

اون‌ها رو ببر به اتاقم توی مهمان‌خونه، دختر خوب

اما... همین حالا

آه اِوا، توی صحنه بهت احتیاج داریم

داره یه کاری برای من انجام می‌ده

پس هر وقت برگشتی

چیزی نمونده تموم بشه، کاترین

من از گپ زدن با خانم... تالیوِر کاملاً راضی‌ام

ببخشید، تلفن کجاست؟ از اون طرف

داری به کی زنگ می‌زنی؟ هیچ‌کس

فقط به دفتر

اِم، میل به کمی کیک دارید خانم ویل؟

دلپذیره

از من رو برنگردون

داری به کی زنگ می‌زنی؟

کاترین، من فقط دارم یه تماس تلفنی می‌گیرم

این وابستگیِ بی‌پایان باید تموم بشه. ما نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم

برندا

اگه بتونیم باعث بشیم یه چیزی حس کنن

مردم بیشتر ترغیب می‌شن چیزی که می‌فروشیم رو بخرن. متوجهم

مجذوب‌کننده‌ست

ران گفت بهم احتیاج دارید. بله

می‌تونی به جای کاترین بایستی

تا بتونیم نما رو چک کنیم؟

فلیکس اون‌قدر تمیز می‌شوره

که درست مثل من حس می‌کنید یه ستاره‌ افول‌کرده و از یاد رفته هالیوودید

یه ذره تند نرفتی؟

ولی واقعیت داشت

نذار کاترین بشنوه

متأسفانه دیگه دیره

کاترین، قصدم این نبود که

یه بازیگر افتضاح باشم؟

برو کنار، تو در حد این حرف‌ها نیستی

ترجیح می‌دم دیالوگ رو همون‌طوری که توافق کردیم اجرا کنم

بدون بداهه‌گویی‌های خنده‌دار اِوا

ران، من آمادم

بله کاترین

خب، بریم برای ضبط

دوربین... حرکت

چیزی شده؟

خوبم. بیاید... فقط ضبط کنیم

در حال ضبط. و

حرکت

فلیکس اون‌قدر تمیز می‌شوره که درست مثل من

حس می‌کنید یه ستاره درخشانید

آخه ستاره‌ها چه ربطی به فلیکس دارن؟

فرانک

کات

ما رو پیدا کردی. عالیه

بدون این‌که به من بگی محل فیلم‌برداری رو عوض کردی؟

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

فرانک هیکس

مدیرعامل فلیکس

اینجا خونه شماست؟ خیلی قشنگه

خب ران

اون شعارِ "فلیکس روزتون رو درخشان می‌کنه" چی شد؟

می‌شه چند لحظه خصوصی صحبت کنیم؟

توی کار تبلیغات هیچ‌وقت بیکار نمی‌مونی

من مشتری‌هام رو می‌شناسم و تنها چیزی که براشون مهمه اینه که آیا پودر ما

لباس‌هاشون رو سفیدِ برفی می‌کنه یا نه

بله، ولی توی تبلیغات وقتی پای آرزوها وسط باشه، بهتر جواب می‌ده

اوه. اوه

ببخشید، داشتم لباس‌هام رو می‌ریختم توی لباس‌شویی

بیاید از این خانمِ محترم بپرسیم

شما با فلیکس می‌شورید، درسته؟

چی مهم‌تره؟

احساسات یا سفیدیِ لباس؟

قطعاً سفیدی

دیدی؟ تو آدم خوبی هستی ران

ازت خوشم میاد

ولی بیا طبق روش من پیش بریم، باشه؟

باشه، ولی بذار من با کاترین صحبت کنم

ممکنه کمی قلق داشته باشه. فقط یه ذره

ما

فکر کنم اگه این‌طوری باشه بهتر جواب بده

به جای کوکتل، دستت

جعبه فلیکس رو بگیری

این چیزی نبود که سرش توافق کرده بودیم

و اگه بتونی بگی

فلیکس لباس‌های سفید رو اون‌قدر درخشان می‌شوره

که چشمم رو می‌زنه

دیالوگ "ستاره" من چی شد؟

زیاد به دل نمی‌نشست

خب، شاید به جاش بتونی

من از یه آماتورِ بی‌استعداد نصیحتِ بازیگری قبول نمی‌کنم، دوشیزه ریچاردز

اوه، بی‌خیال، اون فقط می‌خواست کمک کنه

تو هم خفه شو! تو اصلاً چی می‌فهمی؟

خانم، من توی خیابون مدیسون کار کردم

دختر جون، من توی هالیوود کار کردم

حالا بذارید با کارگردانم تنها صحبت کنم

ای بابا، فقط یه پودر لباس‌شوییه

برندا، کاترین تمام نقش‌هاش رو خیلی جدی می‌گیره

می‌ریم برای ضبط

در حال ضبط

حرکت

فلیکس لباس‌های سفید رو اون‌قدر درخشان می‌شوره

که چشمم رو می‌زنه

واقعاً براش انرژی بذار

یادت نره، تو اینجایی تا فلیکس رو بفروشی

کات

فرانک، نکن

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left