Az első 200 sor.
اینگرید
نه، اینگرید
من اینجام. چیزی نیست
خوبه عزیزم، آروم باش
من اینجام
هی، اینگرید. اینگرید. اینگرید
اینگرید
اینگرید! اینگرید
خب، ایشون دکتر اینگرید گرین از بخش اطفال هستن. اوم
خیلهخب، میشه لطفاً به گزارش تحویل مریض گوش بدین؟
یه معاینه کامل از فرق سر تا نوک پا میخوام و یکی هم به صدای قلبش گوش بده
در کلوپ ماریندوک یونیون. تموم
از پرسوجوهای محلی چیز خاصی دستگیرمون نشد
اینورا یاد میگیری که با پلیس حرف نزنی
«اینورا یاد میگیری که با پلیس حرف نزنی.»
جالبه. یکی گفت یکی از همسایهها کلید داره
داریم سعی میکنیم پیداش کنیم
اظهارات سایمون گرین هم به دستمون رسید
میگه دنبال دخترش میگشته. دخترش معتاده، واسه همین
نمیخوام به دکوراتور اینجا توهین کنم، ولی شاید جای مناسبی واسه این کار باشه
سایمون از آرون متنفر بود
میدونست همین موضوع اون رو به مظنون قتلش تبدیل میکنه
با این حال امشب رفته به آپارتمانی که آرون توش کشته شد
بعدشم اومده اینجا
اصلاً از کجا میدونست پاتوق موادفروشها اینجاست؟
نمیدونم. شاید فقط میخواسته درباره پیج سوال بپرسه
شاید. ولی چطوری سوال پرسیدن به تیراندازی ختم میشه؟
باشه، قبوله. اوم
پس، سایمون آرون رو کشته
اگه اینطوره، چرا باید پاشه بیاد اینجا؟
اگه آدم باهوشی بود، اینجا آخرین جایی بود که میخواست بیاد
مگر اینکه چارهای نداشته
ترسیده بوده کسی دیدتش و اون آدم هم اینجا بوده
دیشب فقط به اینگرید تیراندازی نشده
به لوتر هم شلیک شده
شاید اون فقط یه قربانی فرعی بوده
شاید سایمون اومده اینجا تا دهن لوتر رو ببنده
باید با احتیاط عمل کنی آیزاک. این مرد تا خرخره وکیل گرفته
زنش تو بیمارستان داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه، پس اون الان
آسیبپذیره؟
اگه بخوایم حقیقت رو از زبون سایمون گرین بکشیم بیرون
شاید فرصتی بهتر از این گیرمون نیاد
چون من
من
یه کم شرورم
دستهای خونین
دستهای خونین
درست همونطور که گفتی
من
یه کم شرورم
تتو در حین انتظار
مگه جور دیگهای هم میشه انجامش داد؟
هی رفیق، این دست من
یه اسکلت و دو تا استخوان ضربدری روش بزن. دو دقیقهای برمیگردم
تو هم داری؟
تتو؟
خودت میدونی که ندارم
خیلی وقته ندیدمت. کی میدونه چه کارهایی کرده باشی؟
برنگرد، دیدی
بذار وقتی همهچیز تموم شد، مفصل دربارهش حرف میزنیم
هی
یادت نره متفاوتش کنی. آره میدونم. قبلاً بهم گفتی
دیمین. اوه، اوه، اوه، آروم باش. هی
جدی؟ داری چیکار میکنی؟ برو عقب
به این میگی متفاوت؟ دو تا گلوله تو سینه. یه سرقته
دو تا، مثل قبلی. اصلاً شبیه قبلی نیست
میفهمن. نه، نمیفهمن
کاملاً متفاوته. خلاقتر باش. داری الکی قضیه رو پیچیده میکنی. نه
لعنتی
صورتم رو دید. زود باش، سوار ماشین شو
ای گندش بزنن
سایمون
ایوان. حالش چطوره؟
اوم
میگن که گلوله
آسیب زیادی زده
اوم، سم و آنیا کجا هستن؟
سم دانشگاهه. آنیا هم خونهست. باشه، خب. اوم
من میرم دنبال آنیا. تو هم به سم زنگ بزن. صبر کن. نه. نه
بهشون نگفتی، نه؟
نمیخوام مجبور بشن با همهی اینها دست و پنجه نرم کنن
سایمون، گوش کن. من نمیذارم اون بچهها هیچ سختیای بکشن
مگر اینکه لازم باشه، ولی اونا باید پیش مادرشون باشن، باشه؟
آره
باشه، اوم
تـ...تو برو دنبال آنیا. منم به سم زنگ میزنم
وای خدای من. وای خدای من
بیا اینجا. بیا بغلم
من خواهرم رو میشناسم
اون بهخاطر تو و بچهها میجنگه
یکم لباس تمیز هم برات میارم
جی. سایمون. واقعاً متاسفم که معطل شدی
خبری شده؟ حالش چطوره؟ اون، اوم
خب، عملش تموم شده
میتونم ببینمش؟ دارن کارای انتقالش به آیسییو رو انجام میدن
متاسفم، فعلاً امکانش نیست
نه، جی، خواهش میکنم. مـ... من باید ببینمش، لطفاً
یکی زیر آخرین پست اینستاگرام هنری کامنت گذاشته
اوم... «بیصبرانه منتظر دیدنت تو هفتهی آینده هستیم.»
پیجش قفله
با این حال، همکارم لو
تونسته صاحب آیکون رو شناسایی کنه؛ یکی از دانشجوهای دانشگاه لنفورده
یه دانشجو؟
اسم پیج گرین برات آشناست؟
هنری داشت با یکی به اسم پیج حرف میزد
من و ابیگیل تلفنی حرف زدنش رو شنیدیم. تو اتاق بغلی بودیم
قصد فضولی نداشتیم
بعد هنری اومد تو و ابیگیل شروع کرد به سربه سر گذاشتنش، میدونی که؟
اوم، «خب، این پیج کیه؟ واسه خودت دوستدختر پیدا کردی هنری؟»
اونم از کوره در رفت
پیج گرین واسش مهم بود
یه چیزی که نمیخواست با کسی در میون بذاره
تماس شما دایورت شده است
۰۷۷ به سرویس پیامگیر صوتی،
حالش چطور بود؟ ناامید، که البته قابل درکه
پسرش گم شده
خب، از من چی میخوای؟
اون یه چیزی بهم داد که تو اتاق هنری پیدا کرده بود
تراکت یه مغازه تتو
«تتو در حین انتظار.»
که عجیبه، چون میگفت هنری اصلاً تتو نداره
یه شماره موبایل روش نوشته شده
ولی مستقیم میره رو پیامگیر. نه اسمی، نه هیچی
میتونی پیگیرش بشی؟
شماره رو برام بفرست ببینم چیکار میتونم بکنم. چیز دیگهای هست؟
آره، پیج گرین؛ همون اسمی که تو شبکههای اجتماعیش پیدا کردی
میخوام باز تو عمق قضیه فرو بری و اطلاعات بیشتری دربارهش پیدا کنی
باشه
چرا نمیای خونهی من؟ با هم موارد رو بررسی میکنیم
اوه، ببخشید. باید برم یه جایی
کجا مثلاً؟
چرا که نه؟
«باید برم خرید.» «باید برم موهام رو رنگ کنم.»
اما «باید برم یه جایی»؟
پروندهی جدیدیه؟
چیزی نیست
تو پروندههای جدید رو از من مخفی نمیکنی، النا
آره، خب، این یکی رو مخفی میکنم
سلام. سلام
لعنتی. ببخشید
من اینگرید هستم
یعنی، تو اینگریدی. من
یا حضرت مسیح
سلام، حضرت مسیح
از دیدنت خیلی خوشحالم. خیلی تعریفت رو شنیدم
کتابت رو خوندم
میشه لطفاً برگردیم به عقب؟
خب، میتونیم تظاهر کنیم. میخوای دوباره از در بیام تو؟
نه، ممکنه فرار کنی
سلام، اینگرید
من سایمونم
سلام، سایمون
سایمون؟
جی؟
فقط میخواستم مطمئن بشم که توضیحات دکتر اینگرید رو متوجه شدی؟
آره، فکر کنم. آره
آنیا. هی، هی، هی. متاسفم. طوری نیست عزیزم
نگران نباش
ولی حالش خوب میشه، مگه نه؟
اوم
دکتر استنفیلد رو یادت هست؟
اون دوست مامانه. قراره کمک کنه تا ازش مراقبت کنن
خب، کی قراره بیدار بشه؟
خب، اوم، مامانت تو کماست
واسه همین ۴۸ ساعت آینده خیلی حیاتیه
بعد از اون بیشتر میفهمن، ولی فعلاً وضعیتش ثابته، باشه؟
بیا اینجا
ممنون که آنیا رو آوردی اینجا، ایوان. بچهها باید کنارش باشن
آقای گرین؟
میشه چند لحظه وقتتون رو بگیریم؟
مزاحم این بیمار نشید، باشه؟
چطوره بریم بیرون حرف بزنیم؟
از این طرف
ببخشید، الان واجبه؟
اینجا؟
معذرت میخوام. همهی ما
ببخشید که اینطوری مزاحمتون میشیم
اما موضوع مهمیه
راستی، من روبی هستم
ایوان پرویدی. خواهر اینگریدم
آره، شباهتتون معلومه
کمتر کسی اینو بهم میگه
خب، اینگرید
اون خوشگلهست
اوه! مطمئنم اونم همین رو درباره شما میگه
ببخشید، مـ... من باید برگردم داخل. بله، البته
از دیدنت خوشحال شدم ایوان. آره
اوه، میتونم یه سوال بپرسم؟
شما با سایمون همکارید؟
بله، ما شریک تجاری هستیم. چطور؟
همینطوری، فقط... کار کردن با شوهرِ خواهر یکم غیرمعموله
سالهاست که میشناسمش. اوم
در واقع طولانیتر از اینگرید. من با هم آشناشون کردم
اوم
اول که سر و کلهتون تو مدرسهی بچهم پیدا شد
بعدشم میاین به بیمارستانی که زنم داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه
ما داریم روی پرونده قتل آرون کوروال تحقیق میکنیم
دوستپسر دخترتون
دیشب، تو همون ساختمانی که اون کشته شد، به همسر شما شلیک شده
منطقی نیست که فکر کنیم اینها بهم ربط دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.