Az első 200 sor.
میدونی چیه داداش، بین خودمون بمونه
همیشه فکر میکردم آخرش من اونیم که یه روز تیر میخوره
ولی تو هم همین فکرو میکردی
راستی، از اینجا خوشم میاد
خیلی باکلاسه، ولی با سلیقه چیده شده
میدونی داداش، همونطور که همیشه میگفتیم
اون موقعهایی که با هم کار میکردیم
یا قوی زندگی کن یا بمیر
چی بود اون جمله؟
آخرالزمان بهت میاد
چته تو؟
شوهرم اون تو داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه
و دو تا از بچههام هم گم شدن
میدونم
سعی کرد پیداشون کنه؟
نه
قبل از اینکه تیر بخوره، فقط داشت سعی میکرد اوضاع اینجا رو سر و سامون بده
خب، بیرون مثل میدون جنگه
برای برگردوندنشون به اینجا، دعا و آرزو تنهایی کافی نیست
وقتی بهم زنگ زدی، حسابی شوکه شدم
آره، گزینههای زیادی نداشتم
خب، معلومه دیگه
چی لازم داری، جنا؟
حس میکنم کنترل اینجا داره از دستم خارج میشه
میخوای کمکت کنم دوباره کنترلشو به دست بگیری؟
آره، لازم دارم کمکم کنی بفهمم چطوری
خب، اون بیشتر اهل فکر کردن و نقشه کشیدنه، داداش
من بیشتر مرد عملم
پس بیا تمومش کنیم
میخوای بهم نشون بدی کجا باید برم؟
آره
هوم
تا چند دقیقهی دیگه باید برم برای تمرینات نظامی
نه، نه، نمیخواد بری
همینجا بمون و گردنمو بمال
خیلی دلم میخواد، ولی باید برم
امروز چه برنامهای داری؟
خب، منم تمرین دارم
نه، نه، به اِوان گفتم که تو نمیتونی
نمیتونم؟
اینکه نباید تمرین کنی چون
چون چی؟
عزیزم، فقط یه ذره ورزشه
در واقع برای بچه هم خوبه
خب، تیر خوردن... من که قرار نیست تیر بخورم
تیر نمیخورم
استرسش چی؟ استرس؟
آره
باورت میشه؟ راستش یه جورایی ازش خوشم میاد
تو یه درمانگری هستی که از جنگِ الکی لذت میبره
من تراپیستتم
اوه، واسه همینه که اینقدر داغونم؟
ژاکلین، تو لنگه نداری
هوم
واسه شام خونهم
خونه
دقیق نشونه بگیر، سرباز
باید بهت بگم که به درجه سرجوخگی ترفیع گرفتم
اووه، خب، پس دقیق نشونه بگیر، سرجوخه
تام
بله؟
دوستت دارم
دوستت دارم
بابا، اون... اون تفنگ رو گرفته سمت من
ایب شلیک کن! این کارو نکن
آقای مکگاوین، اگه صدامو میشنوی، بهت شلیک شده
باید باهام بمونی، باشه؟
رفیق، لطفاً ادامه
یالا
خواهش میکنم، خواهش میکنم
دووم بیار
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
شلیک کن
ببخشید دیر کردم
اشکالی نداره
چی شده؟
هیچی
پسر، چه خبره؟
اون روز
همینجا
آره
خب، فقط باید درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم
قضیه تو و کلر چی شد؟
رابطهتون چطور پیش میره؟
آره، فکر کنم، اوم
فکر کنم باهام بهم زد، واسه همین
چی؟ چرا؟
نمیدونم پسر. من عوض شدم
خانوادههای ما با هم فرق دارن
آره
خب، خانواده راس که قطعاً با بقیه فرق دارن
اونم نه به یه روش خوب، میدونی، مثلاً ببین
این آدمای پولدار
یه حصار ۱۲ فوتی که دور تا دورش سیمخاردار کشیدن
اونقدر غذا که یه شهر رو سیر میکنه
همهش واسه خودشون
و یه گاوصندوق با یه میلیون فشنگ و مسلسل
که با یه رمز یه جا قایمش کردن
امتحانش همینه
چه فکر کنن خودی هستی چه نه
مثل بقیهی چیزا، اینم فقط پیش خودشون نگه میدارن
انگار ارث باباشونه
قبلاً هیچکس اینو نگفته بود
آره، درسته
خب، میدونی کی ازش خبر داره؟
اون کِلره
این صدای آژیر حمله است
نفوذ به حریم امنیتی، مرز شرقی
تمام نیروهای واکنش سریع، تجمع در ایستگاههای شرقی
بهمون حمله شده
تکرار میکنم، به اقامتگاه حمله شده
پسر، باید بریم
گفتن همینجا بمونیم، پس
نه
باید بجنگیم
نه اینکه قایم بشیم
ولی ما که قایم نشدیم
باید بری اون پایین و به کلر نشون بدی واقعاً کی هستی
واحد واکنش سریع ۲، مستقر در ایستگاه
پست نگهبانی شماره ۶، به گوشم
قراره چیکار کنیم؟
تمام واحدهای واکنش سریع، گزارش بدن
واحد واکنش سریع ۴، گزارش یه مورد مشکوک خاکستری. تمام
تا وقتی از هویت هدف مطمئن نشدید، شلیک نکنید
ایستگاه ۱۲، زیر آتیش هستیم
پستهای نگهبانی، بیسیم رو اشغال نکنید
کریستین
با واحد ۳ تو جنگل شرقی تماس بگیر
تمام ساکنین، عقبنشینی کنید به سمت باغ سیب
تکرار میکنم، تمام ساکنین به سمت باغ سیب عقبنشینی کنن
جف
وضعیت چطوره؟
نقطه تجمع رو از دست دادن، دارم عقب میکشم
اون پایین هیچ نظم و فرماندهیای وجود نداره
تعداد دشمن؟ نامشخص
باید حواسمون باشه ساکنین به نیروهای خودمون که دارن عقبنشینی میکنن شلیک نکنن
جورجی و لیف بالا تو سوئیت هستن
و اِیب چی؟
جف، فکر کنم اون پایین باشه
باید بیاریمش بیرون
اِیب، موقعیتت کجاست؟
اِیب جواب بده
هی، خودیم، خودی
همینجا میمونیم، نمیدونیم کجان
تکون نخور! کلر! صبر کن! صبر کن
کلر
کلر
حالت خوب میشه، فقط همونجا بمون، باشه؟
بچهها، پناه بگیرید، از جاتون تکون نخورید
صبر کن. هی
هی، گرفتیش؟
سمت چپت
چطوری، داداش کوچیکه؟
چطوری، داداش کوچیکه؟
هی! سمت تپه
زدمش
تیر خوردی؟
بخواب زمین
به خودت بیا، مرد
کلر چی؟
میبینمش، میبینمش
جف، اینجا بدجور بلبشوئه، مرد. همه جا نیروهای خودی هستن
سرتو بگیر پایین! سرتو بگیر پایین
تام رینولدز و کلر راس تیر خوردن. اوضاعشون خیلی خرابه
۱۲ جنگل شرقی. بخش
مفهومه، ایوان. اون جنگل رو امن کن
بسیار خب بچهها، حرکت کنید
حرکت! برید جلو
حرکت کنید
در حال حرکت
نفر آخر
دشمن داره عقبنشینی میکنه
برو، حرکت! حرکت
یا خدا
یا خدا
خوبی؟ حالت خوبه؟
کیف کمکهای اولیه کجاست؟
این خونِ اون نیست
انگار بازوش زخم شده، بجنبید
خیل خب، بیاید بلندش کنیم
بجنبید دیگه، راه بیفتید
نه
نه
ازتون میخوام که اینجا رو ترک کنید
نه
تام
باشه. چیزی نیست
من پیشتم
چرا این کارو کردی؟
شما... مردمو مسموم کردید
همین الان اونو ببند
نمیتونم. نمیتونم
حتی با امداد هوایی هم دیگه فایده نداره
دکتر، اون صداتون رو میشنوه
دو تا تیر خورده به
آره، ولی باید بهش کمک کنی
من برای سر و کله زدن با همچین فاجعهای آموزش ندیدم
نمیتونم یه روده داغون که چند جا سوراخ شده رو درست کنم
محض رضای خدا، من فقط جراحی غبغب انجام میدادم
No comments yet. Be the first to leave one.