Az első 200 sor.
در قرن بیست و یکم
بشر استعمار فضا رو شروع کرد
و دنیایی رو که در اون زندگی میکرد، گسترش داد
و همینطور خودِ زندگی رو
سیاره لاتیمر
تکون بخور! احمق
از اون طرف برو
بزن به چاک
فسقلیِ روانی
لعنتی
چه غلطی داری میکنی؟
اونجاست! بگیریدش
چی...؟
چه خبره؟
اونجا، سمت آسانسور
بسته شو... یالا، بسته شو
لعنتی
چه غلطی داره میکنه؟
هوشیاری دیجیتالی شد
و در دستگاهی به نام "استک" ذخیره شد
هوشیاری دیجیتالی تبدیل به هویت فرد شد
و بدن، چیزی نبود جز یه ظرف قابل تعویض
در عصری که بدنها به اشیای دور ریختنی به نام "کالبد" تبدیل شدن
مرگ فیزیکی دیگه هیچ ترس و وحشتی در مردم ایجاد نمیکرد
ثروتمندان شروع کردن به لذت بردن از طول عمرهایی
که به اندازه عمر ستارهها طولانی بود
دنیا یه صحنه نمایشه با یه مشت بازیگر و تماشاچی
اگه فرقی به حالت نداره، تو هم برقص، یالا
برای چایی که حالتو جا بیاره، مستقیم برو سمت چپ
اگه میخوای با یه معشوقه مرده همخواب بشی، از اون پشت برو سمت راست
یه کالبد درجهیک برات آماده کردیم
از لاتیمر خسته شدی؟
دستگاه نیدلکست پشت پیست رقص تو رو به یه سیاره دیگه میفرسته
بزن بریم
اونجاست. دنیا یه صحنه نمایشه
بیا اینجا! ...با یه مشت بازیگر و تماشاچی
این یکی از یه سیاره دیگه فرستاده شده
پرونده ۳۰۵ رو بده بهش
نیدلکست؟
تو
یه آینه برام بیار
لااقل یه چیزی تنت کن، باشه؟
هی
آقای تاناسدا گفتن اینو بدیم به تو
بذار رد شم
برین کنار
رئیس نگرانتونه، دوشیزه هالی
تنها بیرون رفتن براتون خطرناکه
برگردین به مقر اصلی
ولم کنین. دارم از این سیاره میرم
شما نمیتونین از من محافظت کنین
این دیگه چه...؟
هالی توگرام؟
بیا با من
دروغگو! گفتی منو نیدلکست میکنی اونور
داری گوش میدی؟
ما با هم توافق کرده بودیم
عضو شماره سه رو بیصدا کن
بیصدا کردن عضو شماره سه. هی
میبینم که با آدمِ من، تاکشی، ملاقات کردی
اون کالبد چطوره؟ بهت میسازه؟
بالاترین مدل بدن سربازی که اونجا موجود بود رو برات آماده کردیم
واکنشهاش خوبه ولی بدجوری به نیکوتین اعتیاد داره
هنوزم تو دنیای مجازی هوس سیگار میکنی، نه؟
دست آدم یادش نمیره
خب آقای تاناسدا
مگه نمیخواستی درباره مرگ برادرت تحقیق کنم؟
بعید میدونم این دختره چیزی بدونه
اون دختر تتوکار سندیکای میزوموتوئه
همون تشکیلات یاکوزایی که برادرم قبلاً رئیسش بود
اون بدون اینکه شک کسی رو برانگیزه، تو رو وارد مقر میزوموتو میکنه
برای وارد شدن نیازی به اون ندارم
شک ندارم. هر چی نباشه تو یه "فرستاده" هستی
اما
راز مرگ واقعی برادرم در مراسم جانشینی نهفتهست
برای اون مراسم به یه تتوکار نیازه
یعنی برای وارد شدن به مراسم به اون نیاز دارم؟
درسته. مراسم دو روز دیگهست
اگه اینو از دست بدیم، باید سالها برای بعدی صبر کنیم
حالت بیصدا دستی غیرفعال شد
ما با هم توافق کرده بودیم
گفتی منو منتقل میکنی! عضو شماره سه رو بیصدا کن
بیصدا کردن عضو شماره سه. چرا
سطح نمایش رو تنظیم کن
دستمزدت همونطوریه که حرف زده بودیم
کینههایی که تو "دنیای هارلان" ازت دارن
کاری میکنم همهشون ناپدید بشن
همین؟
دیگه چی میخوای؟
دستور پایان وارد شد
تاکشی کواچ، آخرین فرستاده زنده که سندیکای سایتو رو از پا درآورد
چی؟ تو تاکشی کواچِ فرستادهای؟
یه سال از مرگ کوئلکریست فالکنر و خواهرت میگذره
دیگه چی داری که از دست بدی؟
روت حساب میکنم، تاکشی کواچ
داریم میریم به مقر میزوموتو
عمراً
تازه، فرستادهها تروریستن. تو یه فراری هستی
فکر کردی داری چه غلطی میکنی؟
اگه اون آدمکش برگرده، کارمون تمومه
این وروجک
مگه من پرستار بچهام؟
دردت چیه؟
هالی، از سندیکای میزوموتو؟
من گینا هستم، از سیتکِ سازمان ملل
باید باهام همکاری کنی
سیتک؟ با من چیکار داری؟
داشتی با سندیکای تاناسدا حرف میزدی
اونا تحت نظارت شدید سیتک هستن
از اون مکالمه بود که دربارت فهمیدم
فکر کردی نمیفهمیم؟
خیلی بیاحتیاطی کردی
مثل خودت
من پرستارشم
بیا اینور
تو از یاکوزاهای میزوموتویی؟
آشغالتر از گنگسترهایی که از بچهها استفاده میکنن، وجود نداره
درخواست پشتیبانی! جوخه دوم، جواب بدین
برو پشت من
اینا با توئن؟
تو چی فکر میکنی؟
کمک
یه "مرگ واقعی"
هوشیاری دیجیتالش دیگه قابل بازیابی نیست
کالبدش... برای مبارزه تقویت شده
سیتک و کالبدهای نینجا
این ماموریت دیگه از این بدتر نمیشه
دنبال اون دخترهست
بازم هستن؟
بیا پایین، هالی
گینا هستم
مبارزهای دشمن واحد رو تار و مار کردن
درخواست جمعآوری اجساد دارم
هالی، از سندیکای میزوموتو
چرا باید یه تتوکار مثل تو رو هدف قرار بدن؟
من... دارم از سندیکای میزوموتو میرم
سیتک داره درباره سندیکای میزوموتو تحقیق میکنه
اون تو چه خبره؟
کی اون مزدورها رو استخدام کرده؟
شینجی
داره نقشه یه کودتا رو میکشه
شینجی... همون رئیس بعدی؟
دارم برت میگردونم به سندیکا. باید باهامون همکاری کنی
نه
یه لحظه صبر کن. ما هم با سندیکای میزوموتو کار داریم
برو کنار
چطوره بازداشتت کنم و تحویل سازمان ملل بدامت؟
آقای پرستار بچه؟
قصد داری با این ریخت و قیافه وارد مقر یاکوزا بشی؟
لعنتی
هیچکدوممون دردسر بیشتر نمیخوایم، مگه نه؟
وایسا
من برنمیگردم اونجا
ولم کن! میخوام از این سیاره برم
بیخیالش شو. تاناسدا به حرفت گوش نمیده
برای مقر یاکوزا، زیادی در و پیکرش بازه
یه هتل رو هم اداره میکنن
به مقر اصلی راه داره
اوگای
هالی. میبینم که باز رفتی بیرون
بهت گفته بودم خطرناکه
اینجا هم همینطور
ممنون از هر دوی شما که هالی رو تا اینجا همراهی کردید
اون همیشه سر خود عمل میکنه
سندیکای میزوموتو با افتخار قدیمیترین هتل مجلل لاتیمر رو تقدیم میکند
"غازهای وحشی"
من اوگای هستم، راهنمای شما
رزرو کردید؟
میتونید فقط برای صرف شام هم تشریف بیارید
اگه اون رو ترجیح میدید، به من اطلاع بدید
البته، سالن کارائوکه در طبقه یازدهم
فقط برای مهمانانی که اقامت دارن باز هست
امیدواریم درک کنید. هالی
خاموشش کن
اوگای آر-ام ۶۲۲۱۷ فقط توسط "گنزو" غیرفعال میشه
گنزو... همون رئیس؟
بله. اربابِ اوگای، گنزو، رئیس سندیکای میزوموتوئه
البته، وقتی جانشینی انجام بشه، این وضعیت تغییر میکنه
هالی
پس برگشتی
هزار بار بهت گفتم تنها بیرون نرو
تو باید گنزو باشی
خاموشش کن، میشه؟
الان چی گفتی؟
این چه طرز حرف زدن با جناب شینجیه؟
دلت میخواد حساابی ازت پذیرایی کنیم؟
انگار اصلاً نیازی به عوض کردن لباس نبود
خفه شو. تقصیر من نیست
ایشون جناب شینجی هستن، رئیس بعدی ما
بهتره احترام بذاری
اون اسلحه رو بکش کنار، مرتیکه
شینجی. این دو نفر بادیگاردهای من هستن
اونا منو از حملهای نجات دادن که توش دو تا از آدمهامون کشته شدن
دوباره بهت حمله شد؟
این
کِن کاکورا هست
و گینا
بازم دلیلی نمیشه که به جناب شینجی بیاحترامی کنه، مگه نه؟
این کار عواقبی داره
جناب شینجی؟ صبر کنید
No comments yet. Be the first to leave one.