Az első 200 sor.
اون پسره شمایی، گروهبان؟
خوبی؟ کی اینو فرستاده؟
ریموند بل آدم خشنیه
من تو چشمای این آدم نگاه کردم
جولی بل، اون در خطره
باید زود دستبهکار شیم
یه کاری میکنیم، ولی با حسابوکتاب
جولی، من افسر ایمانی هستم
اومدم کمکت کنم
جولی
آقا، صدام رو میشنوی؟
هی، آقا
هی، من پلیسم
هواتو دارم. هواتو دارم. هیس، هیس، هیس
پیشتم. نمیخوام بهت صدمه بزنم
من پلیسم. اومدم کمک، باشه؟
هی، اسمت چیه؟ کال هستم. من کالم
کمک. کمک، خواهش میکنم
خواهش میکنم، اون دیوونهست
اون دیوونهست
باشه
باشه، کمکت میکنم. هی
هی، قراره کمکت کنم، باشه؟
از اینجا میبرمت بیرون
خب، هی، کال؟
باشه، کال فقط باید برام دووم بیاری، باشه؟
الان برمیگردم
فقط دووم بیار
این دیگه چیه
یالا
جولی
جولی، منم
من افسر ایمانیام، از پلیس
از بیمارستان بهم زنگ زدی
من اینجا گیر افتادم. کلید داری؟
آره. خوبه. خوبه
باشه، در رو باز کن. دیگه جات امنه
از اینجا میبرمت بیرون
جولی، خوبی؟
صدام رو میشنوی؟
در رو باز کن
نمیتونم
چرا؟ نمیفهمم
پدربزرگ از دستم عصبانیه. میدونم عصبانیه
میفهمم
ولی جولی تو بهم زنگ زدی، یادته؟
کمک میخواستی و من اینجام
کمکت میکنم. فقط باید منو از اینجا بیاری بیرون
پدربزرگ گوشیم رو پیدا کرد. خیلی عصبانی شد
باشه، حتماً خیلی ترسناک بوده
ولی من میتونم تو رو ازش دور کنم
فقط کافیه این در رو باز کنی
آب میخوای؟ نه! نه
نه عزیزم، من آب نمیخوام
ازت میخوام این در رو باز کنی، لطفا
اگه اینجا گیر بیفتم نمیتونم کمکت کنم
جولی، یه مرد طبقه پایین زخمی شده
اون خیلی به کمک نیاز داره. نمیتونیم صبر کنیم
پدربزرگت الان کجاست؟
بیرونه
گفت چیزی جا گذاشته. این خوبه. دیدی؟
اون نمیفهمه که تو بهم کمک کردی
قبل از اینکه برگرده، ما از اینجا رفتیم، باشه؟
پس زود باش، در رو باز کن
من و تو با همیم
از اینجا میبرمت بیرون
باشه؟
جولی، صبر کن. جولی
برگرد. جولی
اوه، نه. نه، نه
یالا
جولی
جولی
کیم، تو خونهی «بِل» یه مشکلی پیش اومده
ایمانی رفته داخل. تو دردسر افتاده
به بقیهی تیم خبر بده. تو و آدام همونجا بیاین پیش من
باشه
خب، امم، واسه آدام و باب یه وضعیت اضطراری پیش اومد
واسه همین اون تو بازداشتگاهه
مک رو میسپارم دست همسایه
و سریع خودم رو میرسونم
جولی. جولی
جولی. جولی
هی، پیشتم. هواتو دارم
بیا. اینجا برات امن نیست. بریم
جولی. پدربزرگ، اون اینجاست
نه، جولی
تمام واحدها گوش به زنگ باشن
چندین گزارش تیراندازی داشتیم
داخل یه خونه در شماره ۴۸۳۲ خیابون فراگوت
هر واحدی که آزاده اعلام حضور کنه
در راهه ۵۰۲۱
به واحدهای اعزامی بگید خیلی احتیاط کنن
یه افسر مخفی تو صحنه داریم
واحدهای ۵۰۲۱ فرماندهی عملیات رو برعهده میگیرن
۵۰۲۱ مفهومه،
سرگرد، من جنوب «راسین» و خیابون چهلمم
مفهومه
وقتی رسیدیم به بلوک، نزدیک بمون
با هم میریم تو. حتماً
بقیهی تیم تو راهن
باید بریم، همین حالا. حرکت
جولی
جولی
خوبی؟
خوبم. اونو برد
مـ... فکر کنم پیاده فرار کرد
امم، یه قربانی مَرد هست
تو زیرزمینه. بدجوری کتک خورده
خیلی خب، کیم با گشتیها هماهنگ کن
نمیتونن زیاد دور شده باشن
میخوام تمام این خیابونا رو زیر و رو کنین
حله
بسیار خب، ۵۰۲۱ در صحنهی تیراندازی
یه قربانی آدمربایی داریم، جولی بل، خردسال
متهم ریموند بل هست، مرد، سفیدپوست، ۵۸ ساله
پیاده به سمت نامعلومی فرار کردن
به واحدها بگید منطقه رو بگردن
۵۰۲۱ یه آمبولانس هم بفرستید. مفهومه،
بسیار خب، خونه پاکسازیه؟
بله قربان
بهم نشون بده کجا
ریموند بعد از اینکه رفتیم سراغش، حتماً اونو قاپیده
نتونسته خودش رو کنترل کنه
هی، کال. کال؟
هی، صدام رو میشنوی؟
آمبولانس تو راهه، باشه؟ کمک داره میرسه
فقط باید یه کم دیگه برامون دووم بیاری
هواتو دارم. پیشتم
جولی بل
جولی بل
جولی بل، پلیس شیکاگوئه، جواب بده
سرگرد، صدام رو داری؟
منتظر بمون، کیم. دانته، پیشش بمون
اگه به هوش اومد، ببین چی میدونه
کِو، شروع کن به گشتن خونه
همهی مدارک رو زیر و رو کن، هر چیزی که بهمون بگه
این عوضی ممکنه کجا رفته باشه
ردیفه. بگو کیم
اثری ازشون نیست
شاید «بِل» یه ماشین این نزدیکا پارک کرده بود؟
آره، ممکنه. خیلی خب، برگرد اینجا
همهی دوربینها رو چک کنین و با همسایهها حرف بزنین
ردیفه
وضعیت اضطراری بود، خب؟
جولی زنگ زد
نقشهت چی بود؟ که اونو بیاری بیرون
بعدش چی؟
مـ... به اونجاش فکر نکرده بودم
اوه، جداً؟
قرار نبود زندگی یه بچه رو به خاطر کمبود مدرک به خطر بندازم
سازمان خدمات خانواده بره به درک
کلهگندهها اومدن، عالی شد
خیلی خب، گوش کن چی میگم
بگو جولی واسه کمک بهت پیام داد
سریع اومدی اینجا، صدای جیغ از داخل خونه شنیدی
وارد شدی و قربانی رو پیدا کردی
فهمیدی؟
آره
بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
افسر ایمانی بدون اجازه زده به جاده واسه خودش؟
همونطور که گفتم، اون یه پیام کمک از طرف یه بچه دریافت کرد
به دستور من اینجا بود
درسته، و وقتی صدای جیغ رو شنید
به جای اینکه درخواست نیروی کمکی بده، به تو زنگ زد
علتش چیه؟
جناب فرمانده، یه بچه گم شده
این میتونه منتظر بمونه. تو تصمیمگیرنده نیستی
میخوام همین الان یه گزارش کامل بنویسی
تو و تکتک اعضای تیمت
ما این کار رو قانونی انجام میدیم
قانونی؟
یه بچه در خطره، اونوقت تو میخوای از کاغذبازی حرف بزنی؟
نه. دوباره میگم، تو تصمیمگیرنده نیستی
افسر من همین الان گزارش کتبیش رو میده
سرگرد. همونطور که گفتم، اون تنها بود
سرگرد
بقیهی تیم من حرفی ندارن بزنن
سرگرد! صبر کن، صبر کن
نه، تا وقتی ما پاکسازی نکردیم نرو اونجا
چی شده، کِو؟
بیا داخل. باید اینو ببینی
یه پنل چوبی کج کنار این نیمکتهای زیر پنجره دیدم
فکر کردم «بِل» اونجا مواد یا اسلحه مخفی کرده
اشتباه میکردم
به آزمایشگاه سیار تشخیص هویت نیاز داریم
تا بیان اینجا و کل خونه رو بگردن، سرگرد
قطعاً مَرده
هر کسی اینا رو گذاشته اینجا، جسدها رو فرآوری کرده
عملاً مومیایی شدن
آنالیز تجزیهی جسد سختتره
به خاطر آهک و نمک
جسدها کاملاً خشک شدن. خیلی خب، حدس اولیهت چیه؟
خب، این مَرد حداقل یه سالی هست که اینجاست
تو آزمایشگاه اطلاعات بیشتری به دست میاریم
این پَت دلانیه
تاتوی ماهِ نیمه یکی از نشانههای شناساییشه
کارتنخواب، معتاد
برادرش یه سال پیش گزارش مفقودیش رو داده بود
اسمش تو لیست ما بود که با «بِل» در ارتباط بود
No comments yet. Be the first to leave one.