Az első 200 sor.
سلام؟
کسی اونجاست؟
دارین گوش میدین؟
امیدوارم، چون شما تنها کسی هستین که
ممکنه داستان دیوانهوار من رو درک کنه
همهچیز از یه هفته پیش شروع شد
ولی صبر کنین، قبل از اینکه بگم چی شد
بیاین اول یکم از سابقه ماجرا بگم
توی هزار سال گذشته
فدراسیون با
گونهی هوشمند برخورد داشته ۴۶۳۳
یعنی بیش از ۳۷ تریلیون نفر
بین اون همه موجود زنده، فقط یکی مثل من وجود داشته
یک واحد تطبیقپذیری سریِ «میل»
فقط یک «سم»
شگفتانگیز نیست؟
در کلِ فضا و زمان، من تک و منحصربهفردم
من ۲۱۷ روز پیش ساخته شدم
توی دنیایی به اسم «کاسک» و من تنها
کدِتِ فوتونیک آکادمی هستم
هی، سم. سلام
سمنهَمِر! آه
سامورایی. جنسیس
سمبرگر
جِیدِن. سمرونی
دارِم
از وقتی اومدم اینجا، ۶۸۴ بار
بار ۶۸۴
توی این ۹۷ روزی که اینجام، با مدلهای مختلف اسمم صدام کردن
ملکه سم، سمالینا
از دیارِ سمونیتا
این یکی موردعلاقمه
من فرستادهی آیندهی کاسک در فدراسیون هستم
که همونطور که میدونین، مسئولیت خیلی بزرگیه
که از کلی کارهای کوچیکتر تشکیل شده
حفظ صلح
روابط دیپلماتیک
حل اختلافات
اوه! فرستاده بودن کار سختیه
و تا جایی که فهمیدم، همیشه هم خوب پیش نمیره
مثلاً همین الان، یکی از کارهای اصلیم
توضیح دادنِ «ارگانیکها» به خالقهامه
ولی خب همیشه هم به این سادگی نیست
نگاه کنین
خالقهای من هم مثل خودم فوتونیک هستن
ولی هیچوقت دنیای ما رو ترک نکردن
مأموریت اولویت اوله، رفیق
واسه همین ازم میخوان که
همهچیز رو دربارهی ارگانیکها توضیح بدم
مفهوم غذا، اینکه ناوگان ستارهای چیه و چرا
کدِتها هیچوقت از مأموریتهای اولویت اول رد نمیشن
حتی اگه واقعاً باید رد بشن
همه: انجامش بده، انجامش بده، انجامش بده
انجامش بده
دارِم از موز متنفره
اون یه «کایونیه»
گونهی اون بیش از حد
«پلیفنول اکسیداز» تولید میکنه که باعث میشه غذاهای پرپتاسیم
بلافاصله بعد از بلعیدن، فاسد بشن
نشون دکتر بده. دهنتو باز کن. آره. اوه
اون خودش این رو میدونه
ولی با این حال
هیچوقت چک نمیکنه که توی خوراکش موز نباشه
اوه، راستی؟
کایونیها اکلیل بالا میارن
داشتم میگفتم
خالقهام ازم میخوان که
همهچیز رو در مورد ارگانیکها توضیح بدم
مشکل اینجاست که
ارگانیکها آشفته
پیچیده و
غیرقابلپیشبینی هستن
واحد تطبیقپذیری سریِ میل
اوه
سلام
اینها همونهایی هستن که داشتم دربارهشون میگفتم
برای دریافت گزارش با شما تماس گرفتیم
اینها خالقهای من هستن
هر هفته، چیزهایی رو که اینجا یاد گرفتم بهشون گزارش میدم
و هفتهی پیش با این شروع کردن
لطفاً هدف از
انتخاب واحدهای اخیرتون رو توضیح بدید
اوه، شرط میبندم میدونم قضیه چیه
در مورد واحد اختیاریِ موسیقیه؟
یه خلاصه بگم: ارگانیکها خیلی وقت پیش
گونهی ما رو ساختن ولی فقط به چشم خدمتکار بهمون نگاه میکردن
اصلاً خوب نبود
بعد از رفتنِ اونا، خالقهای من به درک و آگاهی رسیدن
جامعهشون رو ساختن
و حالا میخوان با بقیهی گونهها ارتباط برقرار کنن
که خوبه، ولی میترسن
ارگانیکها دوباره بخوان ازمون سوءاستفاده کنن
که اصلاً خوب نیست
میتونیم به ارگانیکها اعتماد کنیم؟
من اینجام تا جواب همین رو پیدا کنم
میتونم بپرسم چرا نواختنِ «تِرمین» رو انتخاب کردی، سم؟
خب، اول اینکه
موسیقیه دیگه
مگه میشه دوستش نداشت؟
دوم اینکه، تولید صدا توسط میدانهای الکترومغناطیسی
بر اساس اصول خازنی و هتروداینینگ
خیلی باحال به نظر میرسید
همش همینه؟
حتماً معنای عمیقتری برات داشته؟
آره، حتماً
از اصول خازنی یا هتروداینینگ؟
دارم میپرسم موسیقی چه احساسی بهت میده
چیزی که تو حس میکنی به مأموریتت ربطی نداره
ولی من فکر میکردم مأموریتم
درک ارگانیکهاست تا بتونم اونا رو براتون توضیح بدم
موسیقی به ما کمکی نمیکنه
که بفهمیم آیا جامون امنه یا نه
تا دنیامون رو به روشون باز کنیم
بهم اعتماد کنین، من تمام فکرم پیشِ مأموریته
فقط دارم
با بعضی از رفتارهای غیرقابللمسشون کلنجار میرم
«رفتار غیرقابللمس ارگانیک» رو تعریف کن
اِم، مثلاً همین امروز صبح
دارِم یهو تصمیم گرفت که نمیتونیم از فضای مشترک استفاده کنیم
اونا داشتن چیزی رو تجربه میکردن که بهش میگن «جنگ بر سر قلمرو»
بین ما و دانشکدهی جنگ
بدوی و عقبافتادهست
تا وقتی که دارین
کلاسهای خیلی پیشرفتهی ما رو اشغال میکنین
چون اون گیاهای سخنگوی احمقتون آزمایشگاه فنی ما رو داغون کردن
ناتوانی شما در پیشبینیِ گیاهای
سخنگوی احمق ما باعث خرابی آزمایشگاهتون شد، پس
تو همون سمتِ خودتون توی سالن بمونین
مبادا بیعرضگیتون واگیردار باشه
اوه، جدی؟ نمیتونی این کار رو بکنی
جِیدِن
توی منطقهی پرواز ممنوعی
ببین، هان؟
بامزهست
استاد، من
یا یه مثال دیگه
ارگانیکها یه چیزی دارن به اسم
«میل و خواسته»
گشاد شدنِ مردمک چشم
بالا رفتن دمای بدن
افزایش جریان خون در صورت
و بقیهی جاها
همهشون نشانههای فیزیکی اون میل هستن، اما
اونا حتی با هم حرف هم نمیزنن
پرسوجوی مستقیم هم انجام دادی؟
راستش رو بخواین، آره
خجالت میکشی پیشنهاد رابطه بدی؟
چی؟ واسه همینه که
میلت رو پنهان میکنی؟
همینجوری توی راهروها راه میری و از مردم این چیزا رو میپرسی؟
کششت خیلی تابلویه
آره، ولی... به یه روش باحال، مگه نه؟
نه، اصلاً هم باحال نیست
اونم همین فکر رو میکنه؟
به هر حال، اوضاع یکم... پیچیدهست، میدونی
الان بین دانشکدههای ما شکرآبه، واسه همین من فقط
دارم چراغخاموش جلو میرم. آفتابی نمیشم
ولی فرومونهات چی؟
از جلو چشمم دور شو
میبینین دارم در مورد چی حرف میزنم؟
وقتی خودشون نمیتونن خودشون رو توضیح بدن
من چطوری قراره این کار رو بکنم؟
آکادمی یه سمینار پیشرفته
تحت عنوانِ
«مواجهه با پدیدههای غیرقابلتوضیح» ارائه میده
معتقدیم که همهی جوابهای سوالاتت رو
توی این درس پیدا میکنی. فوراً ثبتنام کن
ترم تقریباً تموم شده
ح-حتماً. همین الان
ناامیدتون نمیکنم
اون موقع... اوه
خیلی کلافه بودم
ولی اونا من رو توی مسیری انداختن
که زندگیم رو عوض کرد
یه فرستادهی دیگه
مثل من
خیلی عجیبه، نه؟
سلام. استاد ایلا؟
من «سم» هستم، از کاسک
باید توی کلاس شما ثبتنام کنم چون لازم دارم
که همین ترم، چیزهای غیرقابلتوضیح رو توضیح بدم
آه
بلندپروازانهست
ولی الان فصل میانترمه و تو کلی درس رو از دست دادی
جبرانشون میکنم
من دادهها رو آنی پردازش میکنم. متاسفم
شاید سال دیگه. آخه
من وظیفهای دارم
در قبالِ کاسک
این میتونه پروژهی میانترمم باشه
حل کردن معمای بنجامین سیسکو
خب، بذارین برگردیم عقب
بنجامین سیسکو کاپیتان مشهور ناوگان ستارهای بود
که نقش مهمی در پایان دادن به جنگ «دومینیون» داشت
و اونجا جونِ میلیاردها نفر رو نجات داد
اوه، و اواخر عمرش هم متوجه شد
که توسط موجودات فضاییِ خداگونه ساخته شده
و کاملاً انسان نبوده
منظورم اینه که
اینجا کلی داستان هست
No comments yet. Be the first to leave one.