Oh. What. Fun.

Oh. What. Fun.

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Oh What Fun 2025 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Oh. What. Fun. 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-25
Letöltések: 11
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 194 sor.

آخ، چقدر سرده! دستشویی دارم

ای بابا، لعنتی

الآن برمی‌گردم

خواهش می‌کنم تمومش کنید

اون خواهرته! نگاه کن

خواهرت رو نزن

خواهش می‌کنم تمومش کنید

هر سه‌تاتون حسابی به دردسر می‌افتید

یه لحظه وایسا

سلام. کمکی از دستم برمی‌آد؟

سلام. اجازه می‌دین

چند کلمه‌ای با بچه‌هاتون حرف بزنم؟

آه، البته

خب بچه‌ها، من داشتم می‌دیدم و متوجه شدم

که مامانتون اینجا داره خیلی تلاش می‌کنه شما رو خوشحال نگه داره

و فقط می‌خواستم بگم که، اوم... واقعاً باید باهاش مهربون‌تر باشید

باشه؟

چون یه روزی بالاخره اون می‌میره

کریسمس مبارک

اوه، اون‌طوری نگام نکن

«اسکروچ» واسه بداخلاقی‌ش توی تعطیلات معروف شده

اون‌وقت من حق ندارم یه بار از کوره در برم؟

خداحافظ. - حالا که فکرش رو می‌کنم

اصلاً فیلم‌های کریسمسی درباره مامان‌ها کجان؟

من همین‌طوری می‌تونم دوازده تا فیلم درباره مَردا نام ببرم

«تعطیلات کریسمس» هست، «چه زندگی فوق‌العاده‌ای»

«بابانوئل»، «تنها در خانه»، «اِلف»

این یکی، اون یکی، اون پسره، این پسره

اون، اونا

اصلاً همین استیو مارتین واسه خودش قهرمانیه

چون چند روز وقت می‌ذاره تا برسه خونه

توی فیلم «هواپیماها، قطارها و اتومبیل‌ها»

بعد زنِ نازنینش چی گیرش می‌آد؟

همون زنی که تو خونه مونده و مراقب بچه‌ها بوده

آشپزی و تمیزکاری کرده

کلاً حدود ۸۹ ثانیه جلوی دوربین بوده

باید یه فیلم درباره قهرمان‌های واقعی تعطیلات بسازن

یعنی مامان‌ها

من کاملاً برای تعطیلات محبوبم، یعنی کریسمس، آماده بودم

از اول ژانویه داشتم براش برنامه‌ریزی می‌کردم

و داشتم برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام، «زَزی تیمز» رو می‌دیدم

خب دوستان، جایی نرید چون بعد از پیام‌های بازرگانی

سرآشپز «امریل لاگاسی» به ما ملحق می‌شه

و قراره بهمون بگه چطوری یه بوقلمون خوشمزه برای کریسمس درست کنیم

اونم با یه سبک خاص جنوبی

بم! اوه، و یادتون نره

مسابقه سالانه «مامانِ نمونه تعطیلات» زَزی تیمز شروع شده

و فقط یک روز وقت دارید تا مامانِ خودتون رو کاندید کنید

تا برنده سفر رایگان کریسمس به «بربنک» بشه و مهمان برنامه من باشه

این فرصت شماست تا به مامانتون نشون بدید

که چقدر خاصه

پس قبل از اینکه دیر بشه، فرم‌ها رو بفرستید

من به این چیزا نیازی ندارم

سلام عزیزم. سلام

وای خدای من، تازه داری شروعش می‌کنی؟

عزیزم، سرِ هم کردن این کلاً ۴۵ دقیقه تا یه ساعت وقت می‌بره، خب؟

بن و لوسی عاشقش می‌شن

خیلی قطعه داره. موفق باشی

خب، من می‌رم دنبال کارا

چیزی لازم نداری؟ نه، خوبم

فقط با احتیاط رانندگی کن

راستی، بچه‌ها حرفی از اون مسابقه «زَزی» بهت نزدن؟

چون من براشون پیام فرستاده بودم

اوم، مطمئنم که فرستادم

مسابقه؟

مسابقه مامانِ نمونه تعطیلات؟

بچه‌هات باید اسمت رو ثبت‌نام کنن

داستانیه واسه خودش

تو... بهشون گفتی که اسمت رو بدن؟

نمی‌تونم ازشون بخوام که اسمم رو بدن

اون‌وقت می‌شه تقلب

دلم می‌خواد خودشون دلشون بخواد که اسمم رو بدن

منظورم اینه که، اصلاً کی اهمیت می‌ده؟ فقط یه مسابقه مسخره‌ست

واقعاً برام اون‌قدر مهم نیست

دارم می‌بینم

از قیافه‌ت معلومه

فکر کنم بد نباشه یه بار دیگه بهشون پیام بدم

ضرر نداره

«چَنینگ» بچه بزرگمه

اون و شوهرش «داگ» و دوقلوهاشون «لوسی» و «بن»

توی آستین زندگی می‌کنن که کلاً چند ساعت با اینجا فاصله داره

خیلی خوشحالم که نزدیک منه

اون دیگه واسه خودش خانمی شده، ولی من هنوزم هر سال یه سری به مغازه «شولتز» می‌زنم

فقط واسه اینکه بتونه شیرینی‌های «ففرنوس» محبوبش رو بخوره

سلام! - عاشق ففرنوسه

سلام

مامان؟

درخت کریسمس! بابا؟

خیلی باحاله. دینگ‌دانگ

از وقتی بچه بودیم تا حالا، حتی یکی از تزئینات رو هم دور نینداخته

اون یکی مال منه

هی، به کادوها دست نزن

مامان؟

من اینجام! سلام مامان

سلام

مادربزرگ کلر! بیا بغلم

دلم واسه هردوتاتون خیلی تنگ شده بود

هی، فکر کنم صدای کسی رو شنیدم

لوبیا کوچولوی من! اوه، سلام بابا

چطوری. چطوری. چطوری

سلام جذاب. سلام خوشگله

خوبی؟ مرسی که دعوتمون کردی. خوبم

از دیدنت خیلی خوشحالم. من یواشکی می‌رم طبقه بالا

ببخشید. به حرفاتون ادامه بدید. اوه، کمک می‌خوای واسه ساک‌ها؟

کمک نمی‌خوام. خودم از پسش... بذار کمکت کنم

نه. نیک، خودم می‌برم. نیک. نیک. آره، بیا دیگه. مخصوصاً این بزرگتره رو

این واسه تو خیلی سنگینه. بچه‌ها

راستی، شماها چیزی درباره این برنامه نشنیدین؟ اوم

برنامه... «پس تو هم رقصنده‌ای»، شنیدین؟

برنامه مورد علاقه ماست. گرفتمش

بفرمایید. بیاین. خیالم راحت شد

چون داشتم فکر می‌کردم

با این همه بلیط که رو دستم مونده چیکار کنم

واسه تور تعطیلاتِ «پس تو هم رقصنده‌ای»

که فردا می‌آد هیوستون و همه‌مون با هم می‌ریم

هورا

بیا رفیق. همه چی ردیفه؟

خیلی ممنون. دمت گرم. بسیار خب

ممنون. بقیه‌ش با خودت؟

بقیه‌ش با خودم. من می‌برمش

راستی، کسی «بارنابی» رو پیدا کرد؟

بارنابی کیه؟

بارنابی همون «اِلف روی تاقچه» است

که یه جایی توی این خونه یا دور و برش قایم شده

و شب‌ها پرواز می‌کنه می‌ره قطب شمال و به بابانوئل گزارش می‌ده

که کی بچه خوبی بوده و کی بد

آره مامان، می‌دونیم چطوریه

ما هم تو خونه خودمون یه الف داریم

اسمش «پیتِ موذی»ه

اه، پیتِ موذی؟

خیلی ترسناکه

آره، کلاً موذی‌گری ترسناکه

خب. بدو، بدو، بدو، بدو، بدو

خیلی خوب قایم شده. بیاین بچه‌ها، بریم طبقه پایین رو بگردیم

ببینیم اونجا نیست. بدین

باید عجله کنید. بیاین ببینیم می‌تونیم پیداش کنیم

هورا! بدین

خیلی شیرینن. کجاست؟ کجاست؟

آره، واقعاً هستن

خیلی خوشحالم که می‌بینمت

هی

داغه، داغه، داغه، داغه! مواظب باش

ممم

خب، چطوری؟

خوبم... خوبم. آره، می‌دونی که

گشنته؟ نه، خوبم

ما یه چیزایی... بیا، یه کم هویج بخور

باشه

اوه، مرسی

همه چی رو برام تعریف کن

دختر کوچولوی من، انگار تموم غم‌های دنیا روی شونه‌هاشه

اوضاع الآن یه کم به‌هم‌ریخته‌ست، به خاطرِ

هیچ‌کس به آدم هشدار نمی‌ده که هرچی بچه‌ها بزرگتر می‌شن

نظر دادنِ درست و حسابی درباره زندگی‌شون سخت‌تر می‌شه

چقدر عالی

نه، اصلاً... اصلاً عالی نیست

فقط موضوع اینه که من تا حالا داستان معمایی جنایی ننوشتم

این سخت‌ترین چیزیه که تا حالا سعی کردم براش نقشه بچینم و

مطمئنم از پسش برمی‌آی. تو خیلی باهوشی

منظورم اینه که، می‌دونی، بالاخره یه چیزی از خودت درمی‌آری دیگه

اوه، راستی یادم افتاد، اوم

«جولی سِیگر» رو دیدم

و گفت که تو اصلاً سراغ دخترش «آلیسا» رو نگرفتی

می‌دونم. می‌دونم

آخه اصلاً... اصلاً درخواستی که داشتی منطقی نبود

آلیسا درباره بازار بورس می‌نویسه

من رمان می‌نویسم. اصلاً با هم فرق دارن

خب، باشه

خب، حداقل نمی‌تونی براش

از اون نسخه‌های رایگان بفرستی؟

اسم اونا نسخه پیش‌انتشاره و نه، اونا مخصوص منتقدای حرفه‌ایه

از کجا می‌دونی اون منتقد نیست؟

چون نیست

شمع‌ها

باید این شمع‌ها رو بو کنی

مامان

این بوی غروب رو می‌ده

نه. اوم، زَزی تیمز

می‌دونی، همون زَزی

خب، اون یه بخش کامل رو به اینا اختصاص داد

بهشون می‌گن شمع‌های مونوکروم (تک‌رنگ)

یه سبک لوکس و خاصه

می‌خوام یکی از اینا رو بدم به اون «جین وانگ-واسرمن» که اون طرف خیابونه

خب، حتماً خوشش می‌آد مامان

مرسی

عمو سمی اومد! اون اینجاست

عمو سمی اومد

هورا

عمو سمی اومد

اون اینجاست! وقتی اومد قراره غافلگیرش کنیم

عمو سمی اومد

سمی ته تغاری خونواده‌ست

توی پورتلند با نیمه گمشده‌ش «مِی-بل» زندگی می‌کنه

که بالاخره قراره ببینیمش

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left