Doctor Foster

Doctor Foster

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

Doctor Foster S02E04 1080p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 Doctor Foster 2016 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-27
Letöltések: 16
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

آنچه گذشت

بحث سرِ ما بود. با هم خوب می‌ساختیم

ولی اون می‌دونه که من یه روزی بچه می‌خوام

من اینجا به دنیا اومدم. همین‌جا بزرگ شدم. دوستام اینجان. کارم هم همین‌جاست

فقط با تابوت از اینجا میرم. - خوبه که آدم اینو بدونه

بیا. این مالِ بعداً. به سایمون نشونش نده

خفه شو

حمله‌ی وحشیانه‌ای بود

یه چیزی بهش گفتی که الان حتی نمی‌خواد نگام کنه

برام مهم نیست بخوای بهم صدمه بزنی یا منو از سر راه برداری

ما پشتشیم

با هم

دقیقاً

گفتی الان دیگه اینجا خونه‌ی منه؛ وقتی درباره‌ی مامان بهم گفتی

وسایلت رو بعداً برات میارم

شاید بهتر باشه برم. دلم نمی‌خواد، ولی احتمالاً این‌جوری بهتره

می‌تونیم با هم انجامش بدیم

تو بردی. ما می‌زنیم به چاک

مامان

چهارشنبه، ساعت ۸ صبح

مامان

مامان

مامان. تو رو می‌خواد

میگه "مامان" ولی در واقع منظورش "بابا"ست

بی‌خیال دیگه. من خوابم میاد. باید آماده شم

مامان

خوبی؟

مضطرب به نظر میای

مامان

همش دارم به تام فکر می‌کنم. نمی‌تونستیم تو خونه نگهش داریم

نه بعد از اون‌همه اتفاق

می‌دونم

یکی دو هفته بهش زمان میدم، بعد باهاش تماس می‌گیرم. ببینم حالش خوبه یا نه

اون رفته

مهم‌ترین چیز همینه. از زندگی‌مون رفته بیرون

می‌تونیم نفس راحت بکشیم

مامان

مضطرب نیستم. ذوق‌زده‌ام

مامان

مامان

یک، دو، سه، چهار، پنج

یه بار یه ماهی زنده گرفتم

شش، هفت، هشت، نه، ده

بعد دوباره ولش کردم

چرا ولش کردی؟

چون انگشتم رو گاز گرفت

کدوم انگشتت رو گاز گرفت؟

انگشت کوچیکه‌ی دست راستم رو

جما، شوهرت اینو پیش من جا گذاشته بود

این همون چیزیه که اون می‌خواد

تو اونجا نبودی؟ - رفتم دنبال تام

قرار بود بری دنبال تام. گرمت شد. یادت میاد لباسات رو درآوردی؟

دنبال همینه. چطوری به این دست پیدا کرد؟

یا وقتی برای عروسی اینجا بود، یا از توی دفتر

می‌دونیم رفته یا نه؟ هیچ آدرسی روش نیست

یه نفر براش این کار رو کرده. جلوی خونه تابلوی فروشه

استعفا داده. آره، رفته. اینم تیرِ آخرشه

از کجا قضیه‌ی تابلو رو می‌دونی؟ عکسش رو فرستاد

برات عکس فرستاد؟ آره. نذار فکرت رو درگیر کنه

باید برم

همه‌چی مرتبه

عاشقتم

تموم شد

همه‌چی مرتبه، نه؟ آره

یکی دیگه می‌خوای؟

خداحافظ عزیزم. می‌بینمت

خب، رسیدیم

سلام! سلام

سلام عزیزم. خوبی؟

یه کم بدقلق شده بود. باید حواسمون بهش باشه

ببین، اونجا یه ببره. نگاه کن

خوبی عزیزم؟ آره

می‌دونی جما رفته؟ نه

رفته؟ آره، با تام اسباب‌کشی کردن رفتن

خونه‌اش رو گذاشت برای فروش و استعفا داد

خب، این که خیلی خوبه

مگه نه؟ آره. آره، همین‌طوره

خداحافظ، آملی

ببین، دو تا زرافه

درآمدها

یه بوتیکه توی یه مزرعه

اگه از موسیقی خسته شدی، میری توی انبار و هر کاری دلت خواست می‌کنی

از آملی دور بودی

نه کلِ شب رو. باید این کار رو بکنی. تو جوونی

سالته. ۲۵ سالته ۲۴

باید زندگی خودت رو داشته باشی

باهام میای چون می‌خوای با "جز" بخوابی

نه! فقط به خاطر اون نیست

سلام! کارلی

سلام. چه خبر؟ خوبم. تو چی؟

خوبم. بهترین دوستم، کِیت

سلام

خوبی؟

آره. همدیگه رو دیدین؟

خیلی وقت پیش

سرم شلوغه، فعلاً. خداحافظ

جوِ سنگینی بود

کارلی! داری این کار رو برای اون می‌کنی؟

برای کی؟ جما؟

آمارم رو می‌گیری، تعقیبم می‌کنی؟

بی‌خیال بابا. من دارم راه خودم رو میرم. نمی‌بینی؟

امروز همین‌طوری اتفاقی بهم خوردیم؟

دقیقاً وقتی که اون... چی؟

امروز صبح یه یادداشت گذاشت

چی؟ که سایمون باهاش خوابیده

خوابیده؟ نه

ازش پرسیدی؟ باید نگرانت کنه

چی؟ کسی که یه بار خیانت کنه، همیشه خیانت می‌کنه

اگه یه مرد بتونه این کار رو بکنه... اون همچین کاری نمی‌کنه

می‌خواستم بپرسم، ولی تو بهش اعتماد داری. باشه، حله

اون چی بود؟

بالاخره ناهار می‌خوریم یا نه؟ باید یه کاری انجام بدم

چی شده؟ بعداً می‌بینمت

سلام مارک. وقتش آزاده؟ آره

بیام تو؟ نه. نه، خوبه

سلام. سلام

کلاسات تموم شد؟ نه

ناهار بخوریم؟ بریم کافه؟

نه، اونجا باز تهش می‌شینی سرِ کارت. ساندویچ سفارش بده همین‌جا بخوریم

چی بخوریم؟ همون همیشگی. مرغی چیزی

یه لحظه

دارن غذا رو میارن

حالا که اون رفته، بالاخره می‌تونیم اینجا زندگی کنیم

خوبه، نه؟ باز داری درباره‌ی اون حرف می‌زنی

اتفاق مهمیه. حسش فرق می‌کنه

اینجا دیگه مالِ ماست

می‌خوای یه فرصت دیگه به تام بدی؟ قبلاً درباره‌اش حرف زدیم

می‌دونم عذاب وجدان داری. مست بود، ۱۵ سالش بود و نادون

اگه برای آملی اتفاق می‌افتاد چی؟

این اصلاً مثل اون نیست. خفه شو! اون قرار نیست با ما زندگی کنه

این بحث قراره ادامه پیدا کنه؟ بیا بابا

چه خبره؟ چرا فقط بهم نگفت؟

جما؟ دو سال پیش. وقتی عکسای ما رو پیدا کرد

احتمالاً می‌خواست عمق فاجعه رو بفهمه. می‌خواست بدونه چه خبر بوده

چرا یه عکس از اون توی گوشیته؟

با لباسی که انگار می‌خواد بره مهمونی

وقتی رفتی گوشیت رو چک کردم، چون ظاهراً بهت اعتماد ندارم

از پاب اومدم بیرون. قیافه‌اش وحشتناک بود

پس ازش عکس گرفتی. خب چرا؟

یه عکس گرفتم و براش فرستادم

دو بار سعی کردی جواب بدی ولی من هنوز نمی‌فهمم

چرا عکس گرفتی. و حالا چرا براش فرستادیش؟

فکر کنم برای اینکه تحقیرش کنم

که تحقیرش کنی؟

مثل یه زامبی داشت تلوتلوخوران می‌اومد سمت من

مثل یه فاحشه‌ی معتاد

با لی اونجا بودم، رفیقای قدیمی. اونم داشت داد و بیداد می‌کرد

فکر کردم این‌جوری دهنش بسته میشه

بعدش هم می‌خواستم براش بفرستم تا ببینه چه شکلی شده بود

چرا برات مهمه؟ من

واقعاً روت تأثیر گذاشته، نه؟ پارانویا

قضیه ساده‌ست

اون رفته، و این خوبه

چی؟

با تمام وجود دارم سعی می‌کنم این شک رو که داری بهم دروغ میگی نادیده بگیرم

قول میدم دروغ نمیگم

بفرما

سلام

اوه، سیانه. بعضی وقتا اینجا می‌بینمت

دوستِ دانشگاهِ سایمون؟ آره

همه‌چی خوبه؟ آره، ممنون. تو چطوری؟

سرم شلوغه. یه دکتر کم داریم

شنیده بودم. حتماً شنیدی

بدون هیچ هشدار یا خبری. ولی خب، باید به زندگی ادامه داد

بهتره برم. اون واقعاً رفته؟

آره. یهو ناپدید شد، همون‌طور که شوهرت پیش‌بینی کرده بود

اون پیش‌بینی کرده بود؟ آره

گفت یه ماه دیگه میره. درست هم از آب دراومد

اون از کجا می‌دونست؟ سایمون رازهای زیادی داره

همون‌طور که خودت بدون شک می‌دونی. چی؟

وای خدا، فقط یه شوخی بود

گوش کن. نباید جزئیات رو چک می‌کردم

ولی همه این کار رو می‌کنن، مگه نه؟ بیا

توی سایت "پاترز" آگهی شده. توی عکسا که خوب به نظر میاد، نه؟

خودم هم وسوسه شدم

راستش نه

خب، من دیگه برم. به‌زودی می‌بینمت

صاحبش یهو مجبور شد جابه‌جا بشه. می‌دونی کجاست؟

متأسفم، نه. آشپزخونه و پذیرایی

پنجره‌هاش رو به باغه و ناهارخوری هم اونجاست

نورش عالیه

فضای بزرگ و خوب با کابینت‌های تقریباً مدرن

ولی شاید بخواین به سلیقه‌ی خودتون تغییرش بدین. کلی هم جا برای وسایل داره

می‌خوای خودت یه چرخی بزنی؟ من طبقه‌ی پایینم، کاری داشتی بگو

ممنون

اقامت در ردفورد، شبی ۶۰ پوند

من از املاک "پاترز" هستم

دارم خونه رو به یه خریدار نشون میدم. طبقه‌ی بالاست

من فقط باید اینجا رو مرتب کنم

باشه

خیلی از اینا دور ریخته میشن ولی یه سری‌هاشون باید نگه داشته بشن

روشون برچسب می‌زنم که با هم قاطی نشن

کیت. اینجا چیکار می‌کنی؟

ببخشید، شما همدیگه رو می‌شناسین؟

میشه یه لحظه تنهامون بذارین؟ آره

کنجکاوی؟ اشکالی نداره. لازم نیست توضیح بدی

گوش کن. من دارم میرم. چیزی برای از دست دادن ندارم

بهت میگم چی دیدم. هفته‌ی پیش اینجا چه اتفاقی افتاد

قرار بود با جما یه نوشیدنی بخورم، ما معمولاً پنجشنبه‌ها این کار رو می‌کنیم

رسیدم دم در که صداشون رو شنیدم. جما و شوهرت داشتن با هم سکس می‌کردن

More Farsi Persian subtitles for Doctor Foster

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left