Melinda and Melinda

Melinda and Melinda

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

melinda and melinda 2004 720p web h264-rvkd
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Melinda and Melinda 2005 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-29
Letöltések: 12
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

مرد: جوهر زندگی کمدی نیست

تراژدیه

منظورم اینه که توی واقعیت‌های هولناک وجود بشر

ذاتاً هیچ چیز خنده‌داری وجود نداره

اوه، من مخالفم

ببین، فلاسفه بهش می‌گن «پوچ»

چون در نهایت تنها کاری که از دستت برمی‌آد خندیدنه

آرزوهای انسان خیلی مضحک

و غیرمنطقی‌ان. خب

منظورم اینه که اگه واقعیتِ زیربناییِ وجود ما تراژیک بود

نمایش‌نامه‌های من توی گیشه بیشتر از مال تو می‌فروخت

چون قصه‌های من عمیق‌تر با روح آدم‌ها ارتباط برقرار می‌کرد

آره، ولی دقیقاً چون تراژدی

دست روی جوهرِ واقعاً دردناک زندگی می‌ذاره

مردم برای فرار، به کمدی‌های من پناه می‌آرن

نه. نه، نه. ببین، نه، صبر کن

منظورم اینه که تراژدی روبرو می‌کنه، کمدی فراری می‌ده

ببینید بچه‌ها، اصلاً داریم در مورد چی بحث می‌کنیم؟

این‌که واقعیتِ عمیق‌تر توی کمدیه یا تراژدی؟

کی اصلاً می‌تونه همچین قضاوتی بکنه؟

ببین، بذار یه قصه برات بگم و تو بهم بگو

این موضوعِ یه کمدیه یا تراژدی؟

این اتفاق برای چند نفر که می‌شناسم افتاده

خب، یه مهمونی شام کوچیکه

میزبان‌ها دارن سعی می‌کنن روی یکی از مهمون‌هاشون تأثیر بذارن

ناگهان زنگ در می‌خوره

و یهو یه آدم غیرمنتظره پیدا می‌شه

مرد یا زن؟ یه زن

همه‌ی جزئیات رو بهتون می‌گم

و شما بهم بگین کمدیه یا تراژدی

خلاصه، مهمون وارد می‌شه و همه غافلگیر می‌شن، مخصوصاً میزبان

کاشف به عمل می‌آد که اون یه مشکل خاص داره

خدای من، خیلی جالبه

یعنی همین‌طوری بی‌خبر وسط غذا خوردنِ اونا می‌آد تو

چیزی که بهمون گفتی می‌تونه یه کمدی رمانتیک خیلی خوب بشه

خب، واسه اینه که تو دنیا رو کمدی می‌بینی

ولی داری پیامدهای تراژیک رو نادیده می‌گیری

اون درگیری‌هایی که ایجاد می‌کنه

نه، من قضیه رو کاملاً یه جور دیگه می‌بینم

من یه شخصیتِ تنها رو می‌بینم، زنی که شاید تازه از اتوبوس پیاده شده

یه چمدون دستشه

شاید داره با استرس دنبال یه آدرس می‌گرده

زن (از پشت آیفون): بله؟

کیه؟

الو؟

الو...؟

کمکی از دستم برمی‌آد خانم؟

ام، خانواده‌ی اسپرینگر

طبقه آخر

جک: واقعاً خوبه

پیتر: قشنگه. این بلندگوها عالی هستن

آره، واقعاً تمام ظرافت‌های ارکستر رو پخش می‌کنن؛ فوق‌العاده‌ست

دوباره بهم بگو چرا نمی‌تونم یه لیوان شراب سفید بخورم؟

توی هر بارداری همین سؤال رو می‌پرسه

این «کنسرتو در رِ» هستش

بله

خدای من، تو واقعاً استراوینسکی رو خوب می‌شناسی

آره، این موسیقی متن خوبی برای نمایش‌نامه می‌شه

لورل: لی؟

فکر معرکه‌ایه

لورل: برای کارهای نهایی یکم کمک می‌خوام

می‌تونی اون دوتا دیس بزرگ رو بیاری؟

می‌شه دیگه شام رو بخوریم؟

دارم کم‌کم تملق‌گویی‌هام رو تموم می‌کنم

خب، اوضاع چطوره؟

خب، می‌گه به نظرش من برای این نقش عالی‌ام

ولی تهیه‌کننده‌ی لعنتی دنبال یه آدم مشهورتری می‌گرده

نمی‌فهمم چرا این‌قدر قضیه رو بزرگ می‌کنن

منظورم اینه که گفتی تستت خوب بوده

و آخه نقش اصلی هم که نیست

دفعه‌ی اولی که تست دادم بهتر بود

وقتی دوباره صدام کردن نمی‌دونم چی شد

و می‌دونم نقش اصلی نیست لورل

اون هیچ نفوذی نداره؟

اونا یه اسمِ گنده می‌خوان. من آدم معروفی نیستم

تو هم با یه آدم معروف ازدواج نکردی

سالی داشت می‌گفت چقدر از خونه‌تون خوشش می‌آد

چند وقته این‌جایید؟ لورل: شش ماهه

هنوز کارمون تموم نشده. خیلی کارهای دیگه هست که دلمون می‌خواد انجام بدیم

باید یواش‌یواش وسیله بخریم، چون هر چی پول داشتیم دادیم پای خرید این‌جا

اوه، باید قبول کنی که نمی‌شد توی اون خونه‌ی تک‌خوابه بمونیم

پیانو تمام فضای پذیرایی رو اشغال کرده بود

داریم بیشتر از توان‌مون خرج می‌کنیم. نگران می‌شم

ولی لورل مطمئنه که خدا می‌رسونه

فقیرن، اما خوشبخت

قطعاً فقیر. پیتر، تو چیکاره‌ای؟

من وکیلم. آه

لطفاً شوخی نکنید

فکر نمی‌کنی صدای موسیقی یه کم زیاده؟

اون شب دیدمت که داشتی به «مالر» گوش می‌دادی و گریه می‌کردی

باید می‌دیدینش. ساعت ۲ نصف شب بود

داشت به سمفونی دوم مالر گوش می‌داد

و اشک‌هاش روی صورتش جاری بود

خیلی زیبا به نظر می‌رسید. دلم می‌خواست بغلش کنم

آهان

آره، ولی من باید صبح زود بیدار می‌شدم و برای تبلیغ یه مامِ زیربغل فیلم‌برداری می‌کردم، واسه همین

اوه. خب، حداقل کاره دیگه، نه؟ (صدای زنگ آیفون)

فکر کنم قبلاً یکی زنگ زد. شنیدین؟

لی (توی آیفون): بله؟

خب، شماها چطوری با هم آشنا شدین؟ رابطه‌تون چیه؟

اوه، من و کَسی با هم بزرگ شدیم

ما همون دختربچه‌هایی بودیم که توی مدرسه دامن‌های چهارخونه می‌پوشیدیم

جک: آه، چه خوب. و من و لی توی دانشگاه «نورث‌وسترن» آشنا شدیم

اون ستاره‌ی بازیگری بود، یه ورزشکارِ خوش‌تیپ

همه می‌خواستنش. (جک می‌خنده)

ولی لورل به دستش آورد. (در باز می‌شود)

ملیندا؟ سلام

ملیندا؟

سلام. ملیندا، سلام

اوه خدای من. وای

کَسی. اوه

واقعاً جا خوردم

بیا، بذار این‌ها رو ازت بگیرم

خدایا، ببینتت. خیلی به نظر

نه، نگو. نگو به چی فکر می‌کنی

من... من توی اتوبوس بودم

از سه‌شنبه توی اتوبوس «گری‌هاند» بودم

واسه همین مطمئنم قیافه‌م خیلی داغونه

ام، اتوبوس از کجا؟

منظورم اینه که، این‌جا چیکار می‌کنی؟

من، خب... همه‌جا بودم. ام، مجبور بودم مدام جابه‌جا بشم

خب، اتفاقات طوری رقم خورد که

اشکالی نداره سیگار بکشم؟

فقط... (فین‌فین می‌کند)

یکم استرس دارم که این‌طوری بی‌هوا اومدم سراغتون

خب، چرا نمی‌شینی با ما غذا بخوری؟

ایشون جک و سالی الیور هستن

سلام. سلام

من ملیندا روبیشو هستم

برگشتم به فامیلیِ مادرم

فرانسویه. اون پاریسی بود

پسر، انگار یهو از آسمون افتادی پایین

یه صندلی بیارم؟

یه نوشیدنی لازم دارم

شامپاین یا شراب سفید

راستش، من به ویسکی مالت خیلی عادت کردم

یکی از... آشناها من رو باهاش آشنا کرد

خب، من واقعاً باید یه صفایی به سر و صورتم بدم، ام

اگه بشه فقط یه ویسکی مالت بهم بدین

و، اوه، قیافه‌م رو ببین

خدای من. به یه دوش آب گرم احتیاج دارم

آره، باشه، بفرمایید. ام، ما رو ببخشید

لطفاً شروع کنید. این خیلی غیرمنتظره بود

من که می‌گم بود

اصلاً روحتون هم خبر نداشت داره می‌آد؟

اون موقع‌ها هم دیوونه بود، الان هم دیوونه‌ست

نگاهش رو دیدی؟

اون توی اتوبوس بوده

همین الان داشتی می‌پرسیدی چطوری همدیگه رو می‌شناسیم

ملیندا نفر سومِ جمعِ ماست

همه‌مون با هم مدرسه می‌رفتیم

خیلی وقته ازش خبری نداشتیم

آره، اون مشکلات شخصی داشت

برامون نامه نوشت و گفت داره می‌آد نیویورک

از، ام، یادم نیست کجا، شیکاگو یا ایندیانا

و این‌که، می‌تونیم بهش جا بدیم؟

لورل گفت حتماً. من خودم، من

الان وقت بحث در این مورد نیست

بیاین فقط غذا بخوریم و موضوع رو عوض کنیم

خب، یعنی چیکار می‌شه کرد؟

همه‌ی ما دوست‌هایی داشتیم که بی‌خبر اومدن سراغمون. یا فامیل‌ها

عمه‌ت رو یادته که با... من یه تخت اضافه گذاشتم

می‌دونی، اتاق رو براش آماده کردم

اون‌وقت اون وقتی که می‌گه می‌آد، پیداش نمی‌شه

بعد سعی می‌کنیم باهاش تماس بگیریم. هیچ اثری ازش نیست

بعد دو ماه بعد، بی‌خبر زنگ می‌زنه

اونم وسط یه مهمونی شام لعنتی

من... من دارم بی‌انصافی می‌کنم؟

نه، نه. نه، تو کلاً اصل مطلب رو نگرفتی

تو این‌جا همه‌ی مقدماتِ یه کمدیِ انسانیِ لذت‌بخش رو داری

تو توی همه چیز جنبه‌ی طنز رو از دست می‌دی

من یه خیابون باصفا و پر از درخت رو توی «آپر ایست ساید» می‌بینم

یه مهمونی شامه

شوهر داره برای مهمونش چاپلوسی می‌کنه

اون یه فیلم‌سازه

نه. صبر کن

ایده اینه

زن رو کارگردانِ فیلم بکن

اون فقط شوهرِ بازیگرِ بیکارشه

زن داره سعی می‌کنه روی مهمون تأثیر بذاره

و برای یه فیلم مستقل پول جور کنه

داشتم به جنیفر می‌گفتم که استیو ابراز علاقه کرده

که توی فیلم بعدی سوزان سرمایه‌گذاری کنه. اوه

آره، من بیشتر پول رو دارم. من... فقط

دو ساله که دارم سعی می‌کنم راهش بندازم

اوه، من فیلم اولت رو دوست داشتم

اوه، ممنونم. این یکی رو هم ویدیویی می‌سازی؟

اوه، نه. اون فقط واسه این بود که فیلم اولم بود و کلاً ۳۰۰ هزار دلار داشتیم

این یکی حتماً ۳۵ میلی‌متری می‌شه

خب، چقدر لازم داری؟

خب، من حدود چهار میلیون جور کردم

و الان به دو میلیون دیگه احتیاج داریم

مشکل اینجاست که موضوعش خیلی جنجالیه، واسه همین

اوه، آره، موضوعش چیه؟

خب، بذار این‌طوری بگم؛ اکثر بازیگرهاش زن هستن

و اسمش «سوناتِ اخته‌سازی»ـه

آهان. (خنده)

پس، شما احیاناً این‌جا ویسکی مالت ندارید؟

اوه، بذار چک کنم. باشه

عجله کن. دارم کم‌کم تملق‌گویی‌هام رو تموم می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Melinda and Melinda

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left