Az első 165 sor.
یکی بود یکی نبود، در اعماق جنگل
یه شکارچی پیر و همسرش زندگی میکردن
و اونا بیشتر از هر چیزی، دلشون یه خانواده میخواست
خب، آرد لازم داریم، کلی آرد
هی بچهها، این همه جنسی که زدم رو ببینین
نمونهها مجانیه. الان برمیگردم
آه
بفرما، اینم از این
با روشهای پایدار آسیاب شده و خیلی تصفیهشدهست
اوه
شاید بتونی روی بعضی از مواد اولیهت کوتاه بیای؟
تو حاضری روی کیفیت صدات کوتاه بیای؟
راستش، دارم به نوشتن چند تا آهنگ جدید فکر میکنم
واسه اجرا
جدی؟
آره، ولی نمیدونم در مورد چی
میتونی یکیشونو دربارهی من بنویسی
تو خیلی الهامبخشی
ناشناس؟
الو؟
مارشال
شنیدم از اون خونهی متروکه انداختنت بیرون
اگه کاری از دستم برمیآد
اه، مامان
ببخشید، صدات رو نمیشنوم
نه، باید انجامش بدم
اوه، ببخشید
حواسم نبود
و اونا بهم گفتن که من بهترین گزینهم
واسه برنامهی ترکیبیشون
منم گفتم، حتماً
واقعاً فکر میکنی نقشهی فیونا عملی میشه؟
اگه یه ماه پیش ازم میپرسیدی، میگفتم نه
ولی از وقتی برگشته، واقعاً خودشو جمعوجور کرده
سلام فیونا. چطوری؟
فقط میخواستم بهت بگم که هماهنگ کردم
ساعت ۵ با ادارهی پارکها جلسه داشته باشیم
دیر نکنیا، باشه؟
وقت بلند شدنه
دیجی اسلایم در خدمت شماست
تو این بعدازظهر قشنگ
امروز یه روز جدیده
و من باید یه مراسم خیریه راه بندازم
و واسش تبلیغ کنم
دیشب کنسرت دیجی فلیم غلغله بود
انگار همین دیروز بود که پسر طلاییمون داشت
تو گاراژهای کوچیک برنامه اجرا میکرد
هوم. آره. چطوری اینقدر معروف شد؟
نمیدونم چطور اینقدر گل کرد
اون نه تنها یه تیکهی جذاب و درجهیکه
بلکه این بچه تو روابط عمومی هم یه نابغهست
من به دیجی فلیم نیاز دارم
اه، باید باهاش حرف بزنم
ولی خانما، خیلی هیجانزده نشین
اون صاحب داره
نه نه، این کاملاً کاریه
چیزی که میتونین داشته باشین
تکآهنگ جدیدشه که دارم هدیه میدم
همین الان تماس بگیرین
میتونم بهش زنگ بزنم
البته دیگه شمارهشو ندارم
چون گوشیمو عوض کردم
ولی همهی پاتوقهاشو میشناسم
منتظر چی هستی؟ هیچی
موفق باشی
خب، نتیجه چی شد؟
به تُردیِ خیارشورهای پریزمو نمرهی هشت یا نه میدم
این بالاترین امتیاز تا به حال تو این برنامهست
ایول! خیارشورام حرف ندارن
تازگیها خیلی تو کفِ خیارشورهای ریزم
همین الانم دارم بهشون فکر میکنم
هی
اوه، ببین کی اینجاست
سلام سایمون. اوه، بله
سلام
سلام اسکاراب
چه خبر مرد؟ به این زودی دلت واسم تنگ شد؟
میخوایم یه آرزو بکنیم تا فین خوب بشه
حالش خیلی وخیمه
اه
انگار هستهی زمان چند میلیثانیه
ناهماهنگ شده
میشه یه چکیش کنی؟ بله پریزموی بزرگ
راستش تازگیها تو برآورده کردن آرزوها به مشکل خوردم
نگاه کن
اه، شرمنده بچهها. دیگه جادوی آرزویی واسم نمونده
چی به سرت اومده "پی"؟ قدیما معرکه بودی
من
منو این همه راه بیخودی کشوندی اینجا
خیلی خب بچهها، خواهش میکنم. فعلاً
ولی تو که
هوم. اه
انگار جادوی آرزو دیگه کنسله
یعنی مگر اینکه یه استاد آرزوی دیگه بشناسی
فی! پیامت رسید
نگران نباش، ردیفیم
فیونا؟
فیونا؟
فیونا؟
اوه
نه-نه
الو؟
دارم با "کیک"ِ گربه حرف میزنم؟ - اوهوم
جیاف هستم، مسئول استعدادیابی برنامهی "چیرز"
چیرز؟ بله، همون چیرز معروف
داشتیم عکسها و بیوگرافیت رو نگاه میکردیم
شما نویسندهی ارشدی؟
نه، من نویسنده نیستم. من مسئول هماهنگی استعدادها هستم
و میخوام واسه یه حضور افتخاری رزروت کنم
خب، حتماً. - عالیه
میتونی همین الان بیای استودیو؟
آدرس رو واست پیامک میکنم. تو راهم
هر کی تو تلویزیونه پول پارو میکنه
شاید بتونم کافه رو فقط با خودِ خودم بودن نجات بدم
اوه
انگار جابهجا شده
این رو تو چه دستهبندیای بذارم؟
بله، سلام. صفحههای موسیقی محلی رو میخرین؟
اینا مال مادرم بود. اوم، یه نگاهی بهشون میندازیم
باید با اینا مراقب باشی دخترِ تازهوارد
فلیکس! داری تعقیبم میکنی؟
نه بابا، من همیشه میام اینجا
پس امیدوارم اخراج نشم
کی کارت تموم میشه؟
اوه، خانم
حالت خوبه؟ اون رئیس احمق و عوضیم
فقط چون زیاد جایزه دادم اخراجم کرد
بازی به هر حال تقلبی بود
تقلبی؟
چی گفتی؟
آره، اسباببازیها هم مفت میارزیدن
فقط از دیدن گریهی بچهها بدم میآد
دلت نمیخواد یه غریبه برات وِر بزنه
در مورد این خرابشده
نه، آمارِ کثافتکاریهاشون رو بده به من
پاپکورن بیات میدن دست مردم
حتی مجبورم کردن اون پیشبند احمقانه رو بخرم
اون نمایش "کوچکترین اسب دنیا" هم در واقع
یه پونی با سایز معمولی بود
لابد بعدش هم میخوای بگی که اون خونهی ارواح
واقعاً روح نداره
ببخشید
میدونم چی ممکنه حالت رو بهتر کنه
چرخوفلک؟
تا حالا سوارش شدی؟
خیلی قدیمی و داغونه
بیخیال، فقط یه بار امتحانش کن
بهت گفتم که این قراضهست
خیلی خب، منظرهش اونقدرا هم بد نیست
راستی، من فیونا هستم. فلیکس
اوه-اوه
اوه نه، بستهست. چه بدشانسیای
فیونا، انتظار نداشتم
چطوری؟
اه، سلام هانتر
فِنِل؟ فیونا
سلام. سلام
از اون ژاکتت خیلی خوشم میآد
اوه
اوم
شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟
این دوروبر داشتیم ناهار میخوردیم
و فکر کردم میتونیم بیایم چرخوفلک سواری
من و فلیم هر وقت میایم اینجا، سوارش میشیم
هی، واسه جلسه با ادارهی پارکها آمادهای؟
No comments yet. Be the first to leave one.