The Bold Type

The Bold Type

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

The Bold Type S01E01 AMZN WEBRip NTb-RARBG
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Bold Type زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-28
Letöltések: 38
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

من سر و صدا می‌خوام

همهمه‌ی یه سیستم صوتی می‌خوام

صدای شلاق می‌خوام

یه ذره حسِ زنده بودن می‌خوام

من سر و صدا می‌خوام

همهمه‌ی یه سیستم صوتی می‌خوام

صدای شلاق می‌خوام

یه ذره حسِ زنده بودن می‌خوام

من حسِ زنده بودن می‌خوام

من حسِ زنده بودن می‌خوام

داری چیکار می‌کنی؟

هیچی. فقط

می‌خوام این لحظه یادم بمونه

آره، جین، می‌دونی که الان حدود چهار ساله

داری میای توی همین ساختمون، نه؟

آره، ولی به عنوان دستیار

این دفعه کلاً فرق می‌کنه. اوه، خب

یه زمانی "جوآن دیدیون" هم از همین لابی رد شده

و همین‌طور "مگان دام" و "ریچل سایم"

"نورا افرون" هم اون یه مورد مقاله‌ی آزادش رو همین‌جا ایمیل کرد

ولی بازم، می‌خوام یادم بمونه

که وارد شدن به مجله‌ی "اسکارلت"

به عنوان یه نویسنده، چه حسی داره

خب، حاضری؟

باشه، ولی صف رو نگاه... بیا تو

اوه، باشه. خیلی خب

هی، یالا خانم، راه بیفت دیگه

اوه، ببخشید، دوستم تو حس و حال خودشه

چه بی‌ادب

لورن ازم خواست ۱۰ تا ایده

برای کل تیم نویسندگی بفرستم

منم انقدر هیجان‌زده بودم

که ۲۰ تا فرستادم

خرخون

صبح بخیر کیت. سلام جین

قراره بهترین‌هاشون رو بفرسته برای جکلین

و بعدش اولین ماموریت نویسندگی‌م رو می‌گیرم

باشه. بگیرش

اووه! صبر کن، واسه چی؟

قرار بود تو جلسه‌ی

ارائه‌ی شماره‌ی اوت باشیم

خیلی خب، آروم باش خانمِ کمال‌گرا

می‌بریمت اونجا، ولی اول

باید به سلامتیت بزنیم

در طول چهار سال گذشته، ما سه تا

توی سنگر دستیاری با هم جون کندیم

راستش، من فقط دو سال اونجا بودم

کت، الان وقتِ جینه

باشه، قبول، ولی حقوقِ مدیریت شبکه‌های اجتماعیم

پولِ این شامپاین رو داده، پس... وقتی با هم

به عنوان دستیار شروع کردیم

اصلاً فکرش رو نمی‌کردم که شما دوتا قراره

بهترین دوست‌های من بشید

جین، خیلی برات خوشحالیم

و واقعاً بهت افتخار می‌کنیم. ممنون

هنوز باورم نمی‌شه که واقعاً داره اتفاق می‌افته

منظورم اینه که، شماها می‌دونید وقتی

هردو: یه دختربچه تو کلرادو بودی

که قایمکی تو کمد مجله‌ی "اسکارلت" می‌خوند

باشه، فکر کردم الان وقتِ جینه

ببخشید، همه‌اش مالِ خودت

لحظه‌ی توئه. موفق شدی

به شغل رؤیاییت رسیدی

لورن قبل از ارائه‌ی هیئت‌مدیره قهوه می‌خواد

اوه، تو آشپزخونه‌ست، خودش می‌تونه درست کنه

کت، تو برو. نه

منتظر می‌مونیم تا بتونیم با هم جشن بگیریم

باید بریم جلسه

بریم

جین

تو دیگه نویسنده‌ای

بیا پیش ما بشین

عیبی نداره. برو

ممنون، الکس

دارم با ماشین مشکیم می‌رونم

بنزین رو می‌سوزونم

چرخ‌هام رو آتیش می‌زنم

عشقت رو رها کن

به سمتِ ماشینِ شب‌گرد

صبح همگی بخیر

می‌تونی تپش قلبم رو حس کنی؟

می‌تونی تپش قلبم رو حس کنی؟

می‌تونی تپش قلبم رو حس کنی؟

خب، خیلی خوشحالم که

امروز صبح چهره‌های باهوش، درخشان و جوون

و متنوع شما رو از نظر قومیتی، جنسی

و جنسیتی می‌بینم

تا بتونیم در مورد مسائلی

که واقعاً برای زنِ امروز مهمه گپ بزنیم

لورن، تو شروع کن

و در ادامه‌ی بخشِ سلامت‌مون

یه مقاله‌ی فوق‌العاده داریم

درباره‌ی بهترین راه برای مطرح کردنِ

نگرانی‌های ناخوشایند با متخصص زنان‌تون

می‌خوام یه نکته‌ای رو درباره‌ی کلمه‌ی "پونانی" بگم

توی مقاله مشخصاً گفته شده: "بهش نگید پونانی"

متوجهم، ولی در گذشته با انتقادهایی

از طرف یه گروه‌ کوچک ولی پرسر و صدای هندی روبرو شدیم

که معتقدن از این کلمه

استفاده‌ی ابزاری و ناعادلانه شده

ترجیح می‌دم عوضش کنیم تا از هر نوع واکنش تندی جلوگیری بشه

کسی با کلمه‌ی "واجی‌جی" مشکلی داره؟

آره، خب

دیگه سال ۲۰۰۶ نیست که

می‌تونیم دو صفحه‌ی بعدی رو رد کنیم

مجبور شدیم مقاله رو به خاطر یه مشکل حقوقی حذف کنیم

صبر کن، این همون

داستان هنرمند مسلمان لزبین نیست؟

فکر می‌کنیم این موضوع توی شبکه‌های اجتماعی خیلی صدا کنه

متأسفانه، دیگه بحثش بی‌فایده‌ست

هنرمند اولش موافقت کرد که بذاره عکس‌هاش رو چاپ کنیم

ولی لحظه‌ی آخر زیر قولش زد

چرا تصمیم گرفت کنار بکشه؟

ببینید، من فقط... فکر می‌کنم این داستان ارزش جنگیدن رو داره

برای ما بمبِ کلیکه

تمام ویژگی‌های مدنظر ما رو داره

بدونِ هیچ منظور خاصی

یه حسِ خوب داره، جذابه

و به اندازه‌ی کافی هم سیاسیه

منم مخالف نیستم

اما متأسفانه همون‌طور که لورن گفت

دیگه بحثش بی‌فایده‌ست، پس بریم سراغ موضوع بعدی

بذار بقیه‌اش رو من بگم

می‌ریم سراغ بخشِ "اشتیاق و فداکاری"

این ماه با افتخار تقدیم می‌کنم

"زین کن و بتاز:

از سوارکاریِ با زین تا بدونِ زین"

"پوزیشن‌هایی داریم که تضمین می‌کنیم

صدای ییها-تون رو دربیاره"

فکر کنم قشنگ شوکه‌شون کردیم

نمی‌دونم چطور از این جلسات لذت می‌بری

فقط کافیه به قیافه‌هاشون نگاه کنی

نگه‌دار آسانسور رو

بسوز عزیزم، بسوز

بسوز عزیزم، بسوز

این ماه قراره چقدر با چارلز

سر و کله بزنم؟

مجله‌ی شما درباره‌ی سکسه. اون این رو می‌فهمه

مجله‌ی شما درباره‌ی توانمندسازیِ زنانه

ییها

لورن، من می‌رم ناهارت رو بگیرم

سریع برمی‌گردم بالا

ممنون ساتن. یه آب‌سبزیجات هم بیار لطفا

خونه‌ی من؟

امشب؟ آره

می‌خوام روی پوستم حسش کنم

می‌خوام اون آتیش رو بیدار کنم

آتیش رو توی وجودم روشن کن

نظرت درباره‌ی این چیه؟ زنانِ رئیس اتحادیه‌ها

درباره‌ی اینکه چطور تعداد زن‌ها

توی نقش‌های مدیریتی هنوز خیلی کمه

مهِ گذشته یه چیز مشابه همین رو پوشش دادیم

من این رو نگفتم، ولی پوشش دادیم

یه چیز مشابه همین رو مهِ گذشته

من... من دارم به همه چی شک می‌کنم

به حسِ درونی‌ت اعتماد کن. جین اسلون به چی اهمیت می‌ده؟

امم، جین اسلون به این اهمیت می‌ده که دوباره جلوی جکلین

مثل یه احمق به نظر نرسه

جالبه

الان دوزاریم افتاد

که مشکلِ ایده‌هات کجاست

داری چیزهایی رو پیشنهاد می‌دی که فکر می‌کنی من می‌خوام بشنوم

خوب... تو یه صدایِ تازه‌ای

می‌خوام بشنومش

من و تو

توی دفترم

فردا اول وقت

اوه، فکر کنم حالم داره بد می‌شه

نظرتون درباره‌ی اینا چیه؟

خیلی بزرگه

و هنوزم می‌تونم درد رو تو چشات ببینم. عالیه

خانم‌ها

من دو ساعت گذشته رو

غرقِ تحقیق درباره‌ی اون لزبینِ مسلمان بودم

اون چشه؟

جکلین از همه‌ی ایده‌هام متنفر بود

متنفر نبود. اوه نه، اون فقط

براش عجیب بود که ایده‌هام چقدر خسته‌کننده بودن

هی، اگه کمکی می‌کنه، شنیدم جکلین به لورن می‌گفت

که دنبال یه چیزی

توی مایه‌های "تعقیب کردن در فضای مجازی" می‌گرده

آره، می‌دونی، من قرار نیست

نسلِ بعدیِ زن‌ها رو با

تعقیب کردن در فضای مجازی تشویق کنم. باشه

می‌تونیم درباره‌ی تحقیقاتِ کت راجع به اون لزبینِ مسلمان حرف بزنیم

چون جدی، چی؟ آره

می‌خوام اون هنرمند رو راضی کنم که توی مجله باشه

اوه، نه کت، بیخیالش شو

لورن امروز اصلاً خوشحال نبود

واسه اینه که از هر آدمِ جوونِ

و بلندپروازی احساس خطر می‌کنه

خب، جکلین هم خوشحال نبود

از اون وقفه خوشحال نبود

ولی در واقع داشت بهم می‌گفت که دنبال اون داستان برم

کاش منم مثل اون اعتمادبه‌نفس داشتم

چطوری انقدر با اعتمادبه‌نفس شده؟

امم، لابد بچه که بوده زیادی تحویلش گرفتن

منو به دویدن واداشته

منو واداشته که برای سکه‌ی خردِ تو بازی کنم، آره

مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for The Bold Type

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left