Az első 191 sor.
صبح بخیر
دیشب رو توی یه کلمه برام توصیف کن
من میگم جادویی. آخی
این فوقالعادهست
دیشب عالی بود. آره
شب فوقالعادهای بود. و همینطور امروز صبح
و نصفهشب. آره
مطمئنم یه جا در حالی که دستگاه سیپپ (CPAP) وصل بود، سکس کردیم
آره، مجبور شدم بکشمش
آره، مجبور شدم سیپپ رو دربیارم
دیشب عالی بود. سکس خیلی خوبی داشتیم
من لذت بردم. اوم، فکر کنم به اونم خیلی خوش گذشت
پوزیشنهای مختلفِ زیادی رو امتحان کردیم
قطعاً یه پوزیشن موردعلاقه داره
حالا که روی کاناپهایم، شاید دوباره بهزودی همینجا ببینمش
وای خدای من
صبح بخیر. شب اول تموم شد
دیشب چطور خوابیدی؟ مثل یه بچه راحت خوابیدم
آره. فکر کنم خیلی خوب با هم چفت میشیم
آره. و حس خوبی داشت
تا بعد از ساعت نه خوابیدیم
آره. یه رکورد جهانیه
آره
امروز تولد کانره. ۳۲ ساله شد رفت
بچهها، تمام آرزوهاش برآورده شد
آره، تا همین ساعت ده صبح. اون دقیقاً همینجاست
این ویوی لعنتی
اوه! باورنکردنیه. واسه گشتوگذارِ امروز لحظهشماری میکنم
عجب منظرهی محشری. وای. این دختر
این منظرهی منه، واسه همیشه. خوشبهحالت
دیگه گیرِ من افتادی
دیشب محشر بود. واقعاً بود
چطوری میتونی این همه چیز رو توی سرت تصور کنی؟
میدونم
نمیدونم. از اون چیزی که فکر میکردم هم فراتر بود
و میدونستم حضوری هم همونطوری میشه، با اینکه شاید تو این حس رو نداشتی
نه، منم میدونستم که حضوری هم همونطوری میشه
ما از همون روز اول خیلی با هم راحت و روراست بودیم
اوهوم
و خیلی صادق بودیم، و خیلی
همدیگه رو همونطور که هستیم قبول کردیم، واسه همین خیلی راحت بود
واقعاً حس میکنم خیلی خوب همدیگه رو کامل میکنیم
اوهوم. و چقدر هم به هم میآییم. واقعاً بهم میآییم
حس میکنم تمام زندگیمون داشتیم تمرین میکردیم
چه از نظر رابطه، چه هر چیز دیگهای
و تقدیر این بود که دقیقاً همینجا همدیگه رو ببینیم
کاملاً باهات موافقم. آره
تمام اون سختیها و تمام
لحظههای نهچندان خوب، حس میکنم منو واسه تو آماده کردن
حس درستیه. خیلی خوبه. واسه همینه که عاشق این دخترم
عشق واسه تو هم کوره؟
ظاهراً که هست. ظاهراً
آره. جواب داد چون تو هم واقعاً جذابی
منم... تو هم همینطور
پنج سال دیگه خودمون رو کجا میبینیم؟
کلی ماجراجویی کردیم. اوهوم
توی قطب جنوب شیرجه زدی توی آب یخ
تیکش رو از لیست زدم. من فقط تماشا کردم چون قرار نیست همچین اتفاقی بیفته
منصفانهست. اوم، شنا با کوسهها؟
پایهٔ اون یکی هستم
اوکی. آره. با ترسهام روبرو شدم
خب قطب جنوب واسه من؛ واسه تو دیگه کجا بریم؟
پرتغال، اسپانیا
واقعاً دوست دارم برم پرتغال. همونجا که رونالدو به دنیا اومده. ببخشید
اون دروازهبانه کیه؟ تام هاوارد؟ تیم هاوارد؟
تیم هاوارد. ولی اون آمریکاییه
آره راست میگی. کجا به دنیا اومده؟ میخوای بریم اونجا رو ببینیم؟
نه، قبلاً دیدمش. آدم عجیبیه. اوه! دروازهبانها
منظورم اینه که حالا داری میفهمی. فوتبالیستها
به جز بکام، گیرِ یه... افتادی
بیخیال بابا. اون حتی بازیش هم خوب نیست
من فقط پاش اسپایس رو دوست دارم
احترام میذارم. قطعاً زوج خوبی هستن
دوستداشتنیان. ما هم تلاش میکنیم مثل اونا بشیم
اوکی. اوه! صد در صد
امیدوارم منم به اندازهی اون معرکه باشم
کار سختی نیست
همین الانشم همون بالاهایی. اوهوم
قبوله. شرط میبندم. از چند لحاظ
آره
وقتِ مهمونیه
داریم آماده میشیم! جشن تولد مفصلِ کانر
واسه دیدن همه هیجان داری؟ هیجانزدهام
واسه دیدن پسرا هیجان داری؟ پسرا
دیدار با دار و دسته! پسرای من
فکر کنم دخترا نیاز دارن سیر تا پیازِ قضایا رو بدونن
احتمالاً. پس خوش میگذره
خوش میگذره که همو ببینیم و حرف بزنیم
موهام خوبه؟ شونهم... اوه لعنتی
وای خدای من
چته تو؟
اون چیزه قراره امشب سر جاش بمونه؟
میخوای بریم یه چیزی بنوشیم؟
خوبه. خیلی باحاله
من مزکال، آناناس و رزماری دارم
"رزماری،" مثل اسم بچهمون
سلام
سلام! خیلی خوشحالم
چه خبر؟ از دیدنت خوشحالم پسر
من مثل دوانتا، جس بودم
سلام، من بریتنی هستم. از آشناییت خوشبختم. کریس. از آشناییت خوشبختم
سلام
سلام
چه خبر بچهها؟
رفقای خودم
اوه، خدای من
اما! سلام
چه خبر بچهها؟ سلام دختر گل
اونو بده به من. بده به من
سلام! چطوریم؟
الکس
خیلی جذابه
صاحب تولد کجاست؟ اوه آره
واقعاً یه جشن تولد بزرگه. به معنای واقعی کلمه
خیلی ممنونم
سلام همگی! سلام! هی، من جردن هستم. از آشناییتون خوشبختم
سلام، من اما هستم. از آشناییت خوشبختم. خوشبختم
خوشحالم میبینمت. منم همینطور
دیدن کانر کلی احساسات رو زنده کرد
تجربه عجیبی بود
هی بچهها، ممنون بابت استقبال گرمتون
بزنیم به سلامتی! بزنیم
دیشب چی شد؟ چی شد؟ هیچی
کلی، مثلاً، معاشقه و این حرفا
همه چی به جز سکس. اون واقعاً جنتلمن بود
میگه: "اجازه دارم مثلاً به سینههات دست بزنم؟"
منم گفتم: "بزن دست رو!" صد در صد
تو هم گفتی "لحظهشماری میکنم که بمالمشون به صورتت."
لحظات زیادی بود که با خودم میگفتم
"اگه از هم جدا نشیم، دیگه به هم وصل میشیم."
تو خیلی قوی هستی. من با خودم میگفتم: "لباسام رو دربیار."
من و مایک روی اون تختِ روزانهٔ لعنتی داشتیم حسابی حال میکردیم
عاشق این حرفاتم
همه دخترا قطعاً رابطه فیزیکی داشتن
و مردِ بیچارهی من بینصیب مونده
اون زن خیلی وفاداریه، ولی خب معلومه که قراره بهمون خوش بگذره
اون میگه: "تو خیلی کار رو سخت میکنی." منم میگم: "ببخشید."
"خیلی کار رو سخت میکنی، پاپی!" منم میگم: "تو خیلی سختش میکنی!"
"خیلی سختش میکنی!"
هر وقت آماده باشیم سکس میکنیم
ولی دلم واسش میسوزه
پاهاتو باز کن عزیزم. دوستت دارم، ولی
نگاهشون کن! انگار قفل شدن
آره، تو رسماً انگار به خون مسیح قسم خوردی
باید منو بکنید تو قفس. منو دور نگه دارید
شاید باید این کار رو بکنی تا امشب به مردِ منم یه چیزی برسه
میخوای بری پیش دوستات؟ ها؟
میخوای بری پیش دوستات؟
دوست داری؟ آره، میتونیم بریم
فرقی نمیکنه. من همینجا با تو داره بهم خوش میگذره
میدونی، اصلاً دلیل اصلی بودنم اینجا تویی
واسه همین اینجاییم، مگه نه؟
اتفاقاً داشت میگفت که یه جورایی ناراحته
چون باهاش لب نگرفتی. اوه جدی؟
آره. واو. عجیبه
خیلی بلند
چطوریم؟ خوب؟
خوشحالی؟
نوشیدنی میخوای؟ خوبی؟ نه، خوبم
باشه، الان برمیگردم
همه اینجا جذابن. هیچ شکی درش نیست
ولی فکر کنم با آدمِ خودت، قضیه توی یه... سطحِ دیگهست
کریس رو دیدی؟ همه رو دیدم
نازن، مگه نه؟ خیلی نازن
کریس خیلی نازه. اوکی
حس نمیکنم کسی واقعاً اونی باشه که انتظار داشتم
جدی؟ اوهوم
خوب یا بد؟ قصد و غرضت چیه؟
قصدت چیه؟ کارهای بد
این ماییم. برای باقی زندگیمون
هنوز با اکست حرف نزدی؟
داره دو به هم زنی میکنه. داره بذرِ شک رو میکاره
منم گفتم: "نمیخوام زیاد لو بدم، ولی سلیقهت خوبه."
هی، من پایهم. پسرا باحالن
اون حسابی شماها رو جو میکنه
در واقع همه لنگه همن. مدل موهای مشابه، ریشهای مشابه
اون مرد خوشتیپیه. اگه چشمهام رو تنگ کنم، انگار "همه مثل همن."
هی، سخت نگیر. کدوم به کدومه؟
واو! - گاباگول
کدوم یکی؟
میتونستیم... نمیدونم
آخر شب
من یه قدم جلوترم
میخوام صادق باشم. این اون چیزی نبود که انتظار داشتم
انتظار داشتم این قضیه یه ذره عمقِ بیشتری داشته باشه
عجیبه؟ مثلاً، نمیدونم
یه جورایی حس میکنم همهمون اینجا خیلی سطحی هستیم
حس میکنم رابطههای عمیقی با آدما برقرار کردم
و فکر میکردم همچین لحظاتی داشته باشیم که مثلاً بگیم: "وای خدای من، تو بری هستی؟"
من فقط راه افتادم همه رو بغل کردم و میگفتم: "من بریام."
اونا هم میگفتن: "میدونم."
No comments yet. Be the first to leave one.