Az első 200 sor.
زندگی مثل یه نقیضه از آهنگ موردعلاقته
درست وقتی که فکر میکنی همه کلماتشو بلدی
غافلگیر میشی، هیچی نمیدونی
راه رو باز کنید، راه رو باز کنید
برید کنار
اون در رو ببندید، لطفاً
برید کنار
لعنت بهش. لعنت بهش
خیلی خب پرستار، تمومش کنیم
زمان مرگ: ۷:۳۰
سریع
یه کاغذ و یه مداد مشکی میخوام
ولی... شاید یکم دارم تند میرم
بهتره برگردیم به اولِ اولش
تمام کتشلوارهای گاباردین با ۳۰ درصد تخفیف
جنکینز آماده پرتاب میشه
و پرتاب سریع سه-دو میره توی
رئیسجمهور نیکسون سوار بر هواپیمای
هوو-هوو-هوو رادیوهاتون رو کوک کنید
وقت برنامه دکتر دمنتوئه
دو ساعت موسیقی دیوانهوار و کمدی خفن
مستقیم از آرشیو... الفی
مگه نگفته بودیم نباید به این آشغالا گوش بدی؟
ولی مامان، این دکتر دمنتوئه
محبوبترین برنامه منه توی کل دنیا
مغزت رو میپوسونه
شانس آوردی بابات اینجا نبود که مچت رو بگیره، آقا پسر
میدونی که اون چه حسی نسبت به اینجور آهنگها داره
آره، میدونم
خیلی خب، حالا برو دست و روت رو بشور
شام تا چند دقیقه دیگه حاضره
الفی، نمیخوای از پدرت بپرسی روزش چطور بود؟
ام، روزت چطور بود بابا؟
چی، روزم چطور بود؟
باز یه فوتی دیگه تو کارخونه داشتیم
اوه خدا، این دفعه واقعاً وحشتناک بود
همون پسره مککینلی بود که هفته پیش شروع به کار کرده بود
مدام بهش میگفتم دور و بر اون دستگاه نپلکه
دور و بر اون خردکن صنعتی، ولی گوش نمیداد که
میخواستم دستم رو دراز کنم و بگیرمش
ولی قبلاً یکی از دستهام رو توی اون ماشین نفرینشده از دست داده بودم
خب به هر حال، یه جای خالی توی کارخونه باز شده
شاید بتونم یکم پارتیبازی کنم
و تو هم تابستون رو پیش بابات کار کنی
چطوره؟
ام، نه ممنون
"نه ممنون."
خب، دیر یا زود باید یاد بگیری
اون کارخونه، اون کارخونه ازت یه مرد میسازه
ولی من نمیخوام تو کارخونه کار کنم
میخوام آهنگ بسازم
چی؟ میخوای آهنگ بسازی؟ شنیدی مری؟
انگار یه بینگ کرازبیِ واقعی رو دستمون باد کرده، نه؟
نیک، داری خجالتزدهش میکنی
اوه، واقعاً؟ چرا یه دهن برامون نمیخونی، بینگ، هان؟
چه بلبل خوشآوازی. یکی برامون بخون
بسه، بسه! تو رو خدا داری چه غلطی میکنی؟
اینها که کلمات اصلی نیستن
میدونم. بهترشون کردم
با عوض کردن متن یه آهنگ معروف؟
نه پسر، کاری که تو میکنی گیجکننده و شیطانیه
خدای من، من اجازه نمیدم
همچین کفرگوییهایی توی خونه خودم اتفاق بیفته
ولی بابا
آخه چت شده آلفرد؟
هوم؟ با این آهنگها و مجلههای مسخره؟
همهاش همین الان تموم میشه جوون
عزیزم، میدونم شنیدن این سخته
ولی من و بابات مفصل با هم حرف زدیم
و به این نتیجه رسیدیم که برای همهمون بهتره
اگه دیگه خودت نباشی
و کارهایی که دوست داری رو انجام ندی
شما منو درک نمیکنید
چند هفته بعد بود
که یه غریبه مرموز جلوی در خونه ظاهر شد
و زندگی من رو برای همیشه تغییر داد
الفی، در رو باز کن
به به، بعد از ظهر بخیر آقا
صاحبخونه تشریف دارید دیگه، درسته؟
خب، تبریک میگم. امروز روز شانس شماست
دوست دارید حسادت همه دوستهاتون رو برانگیزید
و محبوبترین آدم توی شهر بشید؟
خب، هر چیزی که برای رسیدن به این هدف لازم دارید
همینجا توی این جعبهست
ام، راستش بابام
تادا
چشمهاتون رو صفا بدید
تا حالا چنین سازِ محشری دیده بودی؟
از اون بهتر، امتحانش کن
پسرم، وقتی آکاردئون میزنی
خودت یه پا ارکستری
ستاره هر مجلسی میشی
بیا جلو پسرم، کلاویهها رو قلقلک بده
یه استعداد ذاتی
پسرم، نباید هدرش بدی
باید این دلبر رو بخری و من تضمین میکنم
که دخترا تا سر کوچه برات صف میکشن
به یه غریقنجات احتیاج پیدا میکنی
چون قراره توی اونهمه ک... غرق بشی
هی! چه خبره اینجا؟
و سلام به شما آقا
توی خونه من چیکار میکنی؟
و چرا بچه معصوم و جوون من
اون جعبه موسیقیِ شیطانی رو تنش کرده؟
این در واقع جدیدترین مدلِ
فکر کردم بهت گفتم خفه شو
یادم نمیاد قبلاً بهم گفته باشی خفه شم
ولی اگه الان داری میگی، با کمال میل
بابا
آه
بابا، بسه! داری میکشیش
نیک؟ اوه نیک، اوه نیک
نه نیک! هی! نیکی، همین الان تمومش کن
تو مجبورم کردی این کار رو بکنم پسر
تو این موجود پلید رو آوردی تو خونه
حالا خودت رو ببین
خودت رو ببین
همین الان اون هیولای شیطانی رو از تنت دربیار
دیگه هیچوقت نمیخوام اون رو تنت ببینم
نیک، چرا نمیری یکم قدم بزنی؟
فکر کنم بهتره یکم آروم بشی
آره. آره
به یکم هوای تازه احتیاج دارم، چون اینجا بوی گند میده
زود برمیگردم. جایی نریها
همینجام
آقا، واقعاً بابت این قضیه متأسفم
شوهرم، فقط یکم زودجوشه
ولی مرد خوبیه و نیتش خیره
به هر حال، اگه باهاش موافق باشید
ما مایلیم اون آکاردئون رو بخریم
مامان! جدی میگی؟
نظرت درباره یه کادوی کریسمسِ زودرس چیه؟
آره! این بهترین اتفاق دنیاست
خیلی ممنون
فقط یه چیزی
هیچکس نباید تو رو در حال زدنِ این ببینه، مخصوصاً پدرت
این راز بین ماست. متوجه شدی؟
مامان... بابا از من متنفره؟
نه، معلومه که نه عزیزم
پس چرا همیشه اینقدر باهام سختگیره؟
گوش کن، الان برای درکش خیلی جوونی
ولی بهم اعتماد کن، پدرت دلایل خودش رو داره
فکر کنم ریهم سوراخ شده
آقا، ما داریم با هم صحبت میکنیم
تا چند سالِ بعد، تو خودم بودم
و تمام تلاشم رو کردم تا مامان و بابا رو راضی نگه دارم
ولی تهِ دلم، حس میکردم دارم با یه دروغ زندگی میکنم
درسته، خوشرفتار بودم و نمرههام خوب بود
ولی هیچوقت نذاشتم کسی خودِ واقعیم رو بشناسه
هی، یانکویچ، امشب میری مهمونی خونه هافستادر؟
پدر و مادرش شهر نیستن. - اه، بچهها، نمیدونم
من اجازه ندارم برم مهمونی
احتیاجی به اجازه پدر و مادرت نداری
یواشکی جیم بزن
ف-فکر نکنم بتونم
مامانم همیشه منو میخوابونه که یه وقت کابوسِ شبانه نبینم
کابوس شبانه داری؟
نه، م-میدونی، محض احتیاط
خب، پس از یه پسرِ کاهی استفاده کن
پسرِ کاهی؟ اون دیگه چیه؟
نمیدونی پسر کاهی چیه؟
اوه رفیق، خیلی چیزها هست که باید یاد بگیری
بسپار به ما. امشب میایم دنبالت
باشه، حله
شببخیر، الفی
نذار ساسهای تخت بهت کابوس بدن
منظورم اینه که مایرون فلورن خیلی عالیه و این حرفا
لارنس ولک که خیلی ازش خوشش میاد
ولی دیگه خیلی زیادی تو چشمه
از نظر من، این ووپی جان ویلفارتـه که
واقعاً باعث میشه به وجد بیام و برقصم
من عاشقِ سبکِ مینسوتام، پسر
ببینید چی پیدا کردم! هی، هی
هی، نگفته بودی که قراره پولکا پارتی باشه
چیه، از پولکا خوشت نمیاد؟ - نه، خوشم میاد، فقط
اگه پدر و مادرم بفهمن اینجام منو میکشن، باشه؟
خیلی خیلی معذرت میخوام بچهها
م-م-من باید برم. نمیتونم... نمیتونم اینجا بمونم پسر
بیخیال ال. یکم زندگی کن
بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟
ممکنه برای یه بار هم که شده گاردت رو بیاری پایین
و از زندگی لذت ببری؟
آره، آره، میتونم... گاردم رو بیارم پایین
هی... و متأسفم
هی همگی، ببینید چی پیدا کردم
رفیق، ردش کن بیاد. بده من
باشه پسر. باشه
ال، بیا. باید اینو امتحان کنی
اوه نه. نه نه، مرسی. من خوبم
ال میترسه که مامان و باباش
بفهمن دست به آکاردئون زده
فقط نمیخوام بزنم، باشه؟ دست از سرم بردارید
نه بچهها
من نمیخوام
من نمی... من نمی... من نمی
باشه. آره، حتماً. میزنم، آره
پلیسه! همه فرار کنید
ببخشید که مزاحمتون شدم خانم
ولی متأسفانه پسرتون رو توی یه پولکا پارتی پیدا کردیم
داشت آکاردئون میزد
No comments yet. Be the first to leave one.