Az első 200 sor.
باید ایمان داشته باشیم باید باور کنیم
نمیدونم تا کی میتونم دووم بیارم
نمیدونم تا کی میتونم این رو باور کنم
- موندیم چون راه برگشتی نداشتیم - شاید تو راه برگشت نداری
کارولین منظورت چیه؟
- مری! - مری؟
- مری؟ - کارولین
کارولین
کارولین
الیزا؟
وای خدای من
خیلی خب بلند شو بشین
اوه
چیزی نیست که با یکم کیک و چای حل نشه مادر همیشه همینو نمیگفت؟
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::.. .:: Telegram: @Bamabin_Com ::. .:: Instagram: @Bamabin_Com ::.
فقط چند حبه از قندهای افرا برامون مونده
باورت میشه؟
پیتر یه روزم نمیتونه بدون شیرینی سر کنه
- حالا باید به جنسای مغازه قناعت کنیم - من اینجا چیکار میکنم؟
سر عقل اومدی
منظورت چیه؟
خودتم میدونی که بدون اون وضع بهتری داری
تو و دخترا
و این بچه
من... من نمی...
کی من...
کارولین
کارولین
کارولین
هوم
- هوم - تو خواب داشتی حرف میزدی
حالم خوبه
هنوزم که عصبانی نیستی؟
خودت چی فکر میکنی
باید مایعات بخوری
تو همیشه بهتر از همه میدونی نه؟
این حرف توئه نه من
- مری کجاست؟ - تبش پایینتر اومده
لورا پیششه
خوبه
خیلی سردمه
- دارم میلرزم - این نشونه خوبیه
بابا میگفت این یعنی تبت داره میاد پایین
ولی هنوز استخونام درد میکنه و گلوم هم خیلی خشکه
بیا یکم آب بخور
استراحت کن بره کوچولو
تا صبح حالت بهتر میشه
انگار چند روزه که چشم رو هم نذاشتی
همینطوره
اوضاع چطوره؟
تب نوبتی یهو همه جا پخش شده
خیلی از تازهواردا گرفتن و گنهگنه منم تموم شده
- محموله شما رسیده؟ - متاسفم
دو هفته پیش سفارش دادم ولی هنوز نرسیده
باید به دهها نفر دیگه سر بزنم احتمالا همشون حالشون بده
بدجوری به اون گنهگنه نیاز دارم
کیلب میشه ساندویچم رو از اتاق پشتی بیاری؟
تا حالا اینقدر اوضاع رو خراب ندیده بودم
مردم لرز میکنن
بعد تبشون میره بالا و دوباره دماشون میاد پایین
و فکر میکنن خوب شدن ولی دوباره دو برابر بدتر شروع میشه
- شاید بدونم از کجا میتونی یکم گیر بیاری - از کجا؟
جما جیمز چند ماه پیش یه عالمه سفارش داده بود
- ولی بعید میدونم ازش دل بکنه - بذار شانسم رو امتحان کنم
اجازه هست؟
تیزه(جذابه)
حالا برای جنگیدن آمادهای
اینو بخور
مراقب خودت باش
این شهر طاقت از دست دادن تو رو نداره
صدم زو میزارم
برای منه؟
واقعا؟
میگن قهوه جلوی تب رو میگیره ضرر که نداره نه؟
مزه خاک سوخته میده
خب متاسفم که شکر نداریم
فقط تظاهر کن شربت افرای پدربزرگه
مطمئنی که به دکتر تن نیازی نداریم؟
نگران نباش تب همیشه دوره خودش رو طی میکنه
وقتی تو و مری کوچیک بودین همش تب میکردین
مثل بخاری آتیش میگرفتین
به مادرتون میگفتم هی کارولین امشب نیازی به هیزم نداریم
میذاریم دخترا تو شومینه بخوابن و کل خونه رو گرم کنن
مامان میگفت نه
باید تو تخت گرم و نرمتون میموندین و مادربزرگ روتون رو حسابی میپوشوند
الان اون جنگل بزرگ خیلی دور به نظر میرسه
قول میدم اگه تبشون بالاتر رفت و دیگه آب نخوردن
اون موقع میرم دنبال دکتر تن
چرا تو و جک نمیرین از نهر یکم آب بیارین؟
بعدشم من به پت و پتی آب و علوفه میدم
کار خیلی خوبی اینجا کردی چارلی
یه کار واقعا عالی
جرج
این طاقچه میتونه از این عالیتر باشه؟ فکر میکنی ما بنا به دنیا اومدیم
و فکرش رو بکن تو نمیخواستی با من بیای غرب
معلوم شد
کانزاس دقیقا همون چیزی بود که نیاز داشتم
بابا؟
چی شده؟
کمک کن برم تو تخت هاف پینت
فقط باید چشمام رو ببندم و یه دقیقه استراحت کنم حالم خوب میشه
نگران نباش جک فقط نیاز داره یه دقیقه استراحت کنه
باید به کارام برسم
خانم جیمز خوشحالم که خونه پیداتون کردم
- حالت چطوره؟ - اوه
خیلی خوبم ممنون چه کاری از دستم برمیاد دکتر تن؟
راستش دارم به مردم سر میزنم
و خانواده شما همگی سالمن درسته؟
- همه صحیح و سالمن ممنون - خب از شنیدنش خوشحالم
متاسفم که بگم این موضوع برای بقیه خانوادههای این منطقه صدق نمیکنه
تب نوبتی به شکل خیلی بدی همهگیر شده
بیماری وحشتناکیه
شنیدم که شما مقدار زیادی گنهگنه(نوعی دارو) سالم دارین
از قبل برنامهریزی کرده بودم درسته
شاید اونقدر سخاوتمند باشین که یکم ازش به من قرض بدین؟
البته فقط تا زمانی که محموله بعدی برسه
متاسفانه نمیتونم ازش دل بکنم من اون گنهگنهها رو برای مواقع ضروری نگه داشتم
اوه قطعا من...
من میگم این یه موقعیت ضروریه
مخصوصا برای تازهواردها که هیچ تجربهای
در مورد این... این نوع بیماری ندارن
مواقع ضروری برای خانواده
خوشحال میشم که ازتون بخرمش
- حداقل یه پیشپرداخت بدم - بحث پول نیست
اوه نه البته که نیست
از تمام کارایی که میکنین ممنونم ولی متاسفانه نمیتونم کمکی کنم
بدون گنهگنه
مردم میمیرن
و درست نیست اجازه بدم خانواده خودم هم جزو اونا باشن
لورا؟
مری کجایی؟
لورا؟
مری؟
اوه اینجایی همه امشب مشتاق دیدن تو هستن
برای همین گفتم یه لباس برات پیدا کنیم
دخترا کجان؟
معلومه مدرسه
این لباسا دیگه نخنما شدن
مجبورت کرده بود اون بیرون چیکار کنی؟
من چارلز رو با این لباس دیدم
اینو یادت میاد؟
اینو تو عروسی والتون پوشیده بودی
رابرت بنتون نمیتونست از تو تو این لباس چشم برداره
اون ثروتمند و مهربون و قابلاعتماد بود
قطعا تو رو نمیکشوند به اون سر دنیا (تیکه انداختش)
اونم در حالی که بارداری
میدونی که این بهترین کاره
- میدونم - بیا
باید مایعات بخوری
فقط داره یه دقیقه استراحت میکنه
بدنش خیلی داغه
بابا میگه باید مایعات بخوری
- تو چی؟ حالت چطوره؟ - من خوبم
داشتم به کارا میرسیدم
خودت رو خسته نکن
نمیکنم قول میدم
همین باید کافی باشه
بیا تو
امیلی میگه گنهگنهت تموم شده
دنبال هر چیز دیگهای میگردم که بتونم باهاش علائم رو درمان کنم
- ریشه مار ریواس روغن کرچک... - چی؟ اوه... بذار کمکت کنم
تو خونه یه مقدار قایم کردم میتونی ازشون استفاده کنی
گنهگنه؟ چطوری؟
ضرر یکی به نفع ما تموم شد میخوای با من بیای؟
راه بیفت
بابا
وقت خوردنه
هوم
مامان بیدار شو وقت خوردنه
چرا دوباره اینقدر داغ شدن؟
مری
اوهوم
- من و جک میریم کمک بیاریم - چی؟
مامان و بابا تو تب میسوزن و هیچ آبی هم نمیخورن
- باید پت رو زین کنم و دکتر تن رو بیارم - اما تو نمیتونی
- تا حالا تنهایی اسبسواری نکردی - طوری نیست پت راه رو بلده
زود برمیگردم
قول میدم
پت؟
پتی؟
پت! پتی!
منتظر دعوتنامه رسمی هستی؟
کی برنامه داری که راهی غرب بشی؟
اوایل بهار
قبل از اینکه یخ دریاچه آب بشه
برادرت یه ریز داره دربارهاش حرف میزنه
تمام پولش رو خرج رمانهای ارزون و یه کلاه پوست راکون کرده
فکر میکنه قراره دیوی کراکت بشه
آره
درباره اون...
خب حرفت رو بزن
نمیتونم جرج رو با خودم ببرم
خب اون ناامید میشه
اگه تصمیمت اینه میتونه با ما خونه بمونه
- اینجا هم نمیتونه بمونه - اوه نمیتونه؟
عقلش درست کار نمیکنه پدر خودت میدونی از بعد جنگ دیگه اون آدم سابق نیست
مسخرهبازی درنیار
یه یونیفرم پاره میپوشه
که دو سایز براش کوچیکه سربازایی رو میبینه که اونجا نیستن
هر شب با جیغ از خواب میپره
No comments yet. Be the first to leave one.