Az első 159 sor.
عوض شدی
بهتر شدم؟
آره، از جنبهی خوب
ما نمیتونیم با «گلو برونز» رقابت کنیم
وقتی آفرِ «یکی بخر، دو تا ببر» میدن
پس کلاً منبعشون رو قطع کن
تری، تو بهم آرامش دادی
و منم دوست دارم هوای کسایی که هوامو دارن رو داشته باشم
یه مشکلی داریم. مشکل؟
رفیق، باید تست اعتیاد بدی
بالاخره باید عواقبی داشته باشه
چه جور عواقبی؟
باید قلمروت رو واگذار کنی
کازینو رو؟
چیزی پیدا کردی؟
آره، پیدا کردم
یه فرصتی برام پیش اومده
که ربطی به هیچکدوم از اینا نداره
هیچجا نمیری
وای خدا
تبریک میگم! موفق شدید
واقعاً شد! بیاین جشن بگیریم
اووه! ایول
اوه، میخواستم برای تو هم بیارم ولی
تمام کارها رو ما کردیم
خب، میتونستی حداقل یه سایزِ نرمالش رو بیاری
حتماً میتونستم
خب، بیا دربارهی گسترش کار حرف بزنیم. اومم
چقدر طول میکشه تا «تنسفورم» رو تو قفسهی فروشگاههای کل کشور ببینیم؟
آره، دربارهی اون... خب، نیازی به نگرانی نیست
خب، وقتی اینطوری میگی
داری بیشتر آدم رو نگران میکنی
خب، ببین
توی این دو هفتهی اخیر، یه سری تغییراتی
در سطح مدیریتیِ اینجا، یعنی «کمیک گلور»، افتاده
منظورت چیه؟
یعنی معاون جدیدِ بخش خردهفروشی
من نیستم، پست رو نگرفتم
اون قراردادهای جدید رو همینطوری امضا نمیکنه
مگه اینکه خودش شخصاً بررسیشون کرده باشه
باشه، چقدر تاخیر قراره بیفته؟
اوه، زیاد نه. سه تا شش ماه
شش ماه، هنلی؟
آره، خب، میفهمم اعصابت خورده
واقعاً میفهمی، هنلی؟ جداً؟
آره، تو گفتی اگه به اندازهی کافی اسپری برنزه بفروشیم
کارمون کشوری میشه
توی چشمای ما نگاه کردی
و قسم خوردی
به جونِ هر سه تا بچهت، مرد
فکر نکنم همچین کاری کرده باشم. فکر کنم تو کردی
خب، این معاونِ جدید؛ میتونیم ببینیمش؟
خب، بذارین یه کم بگذره تا جا بیفته
و من برای چند هفتهی دیگه یه جلسه ترتیب میدم
ما واقعاً چند هفته وقت نداریم
اوضاع مالیمون خرابه
آره، نمیشه زودتر باهاش حرف بزنیم؟
خب، من امشب باهاش قرار شام دارم، ولی
میتونم سفارشتون رو بکنم و شاید زودتر وقت بگیرم براتون
گفتی امشب؟
این یه دعوت نبودا
ببین، اگه ما موفق بشیم تو هم موفق میشی، مگه نه؟
خب... ا-البته
پس بهمون کمک کن تا بهت کمک کنیم
امم. آره
و هنلی، حتی اگه دعوتمون هم نکنی
ما میفهمیم کجا شام میخورین
و به هر حال خودمون رو میرسیم
باشه، خیلی خب
۷ راس ساعت
و سعی کنین ظاهرتون مناسبِ موقعیت باشه
ایول، دمت گرم! حله
ایول! بریم. جزئیات رو برامون بفرست. آره
آره. اوه، مارتین، مارتین، یه لحظه بمون
عجیبه
چی شده؟
خب، اومم، معاون جدید
آدمِ... آدمِ قلقداریه
به این راحتیا راضی نمیشه
و قصد نداره قراردادهای جدیدِ زیادی رو تایید کنه
پس اگه میخوای امشب طبق میلِ تو پیش بره
همهچیز باید بینقص باشه
اوه، متوجهیم
منظورم اینه که
شاید عاقلانه باشه که
ویکی اینبار نیاد
صبر کن، ویکی نصفِ این شرکته. نمیتونم بهش بگم تو خونه بمونه
اوه، میدونی چیه؟
نگران نباش. آره، میتونم مدیریتش کنم
هی، تو رانندگی میکنی دیگه، نه؟
پس من میتونم مالِ تو رو بخورم؟
آخ جون
شامپاین دوست داره
میدونی که متاهلی دیگه، نه؟
آره
آ-آره
و همسرت خیلی نکتهسنجه
و م-م... متفاوت با خواهرته؟
خیلی زیاد
اونم با خودت بیار
اون، اومم... شاید بتونه جو رو برای ویکی تلطیف کنه
میدونی، همهچیز رو متعادل نگه داره
باشه
مارتین
من دارم هواتو دارم
اوه، ممنون... در جریان باش
این شانسِ توئه
هنلی واقعاً گفت که من نباید بیام؟
واقعاً فکر میکردم اون یارو عاشقم شده
بهش گفتم که تو حتماً باید اونجا باشی
آره، معلومه که باید اونجا باشم
و جوری بهش ثابت میکنم اشتباه میکنه که
اوه، نه لطفاً دردسر درست نکن
نه، نه، نه. همهچیز روبهراه میشه
در واقع، قراره انقدر مودبانه رفتار کنم
و انقدر با پرستیژ باشم
که هنلی از اینهمه شخصیت داشتنم
کف کنه و زبونش بند بیاد
باشه، خب، عالیه
من هنوزم قصد دارم جویس رو بیارم چون هنلی فکر میکنه کمک میکنه
باشه؟ هی
یه مشکلی داریم
خب، پس اون هیچ مدرکی رو از بین نبرده
نه جلسهی مخفیانهای با آدمای مشکوک داشته
نه گریههای بیاختیار تو اماکن مذهبی
هیچچیزی که نشون بده احساس گناه میکنه
خب، رفتارش چطور بوده؟
هنوز داره سعی میکنه دل منو به دست بیاره
پس... مهربون و با توجه شده
فکر میکنی فهمیده یه خبراییه؟
نه، ولی داره سخت میشه
تظاهر به اینکه همهچیز عادیه
مطمئنی میخوای به این کار ادامه بدی؟
باید بفهمم دستش تو کار بوده یا نه
واقعاً فکر میکنی تواناییِ قتل رو داره؟
نمیدونم ولی... اون فرق کرده
از اون فرق کردنایی که «آدم رو خوراکِ تمساح میکنه»؟
مسلماً اینکه شبِ مرگِ «کش» ازش اخاذی شده، مشکوکه
ولی... هومم
ثابت نمیکنه که اون قاتله
درسته، ولی باعث میشه اسمش بره تو لیست اصلیِ مظنونین
باز هم هیچ مدرکی نیست
شاید بهتره برگردیم به اولِ ماجرا
ممکنه این وسط چیزی از زیرِ دستمون در رفته باشه
باشه. برای من همهچیز از وقتی شروع شد که اون تمساح ترکید
امم-هوم
اوه، حالا که حرفش شد، اینو ببین
چیه؟ قشنگه، نه؟
باید از اینا بفروشم
آره، من یکی برمیدارم
چی باعث میشه همچین انفجاری رخ بده؟
اوم، من گوگل کردم: «آیا تمساحها خودبهخود منفجر میشن؟»
نمیشن
ولی شاید باید از همینجا شروع کنیم
امم
اون چیه؟
از دست دادنِ کازینو ضربهی بدی بود
جایگزین کردنِ اون درآمد کارِ سادهای نیست
معلومه که نیست
No comments yet. Be the first to leave one.