Home Sweet Home

Home Sweet Home (Dom dobry)

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Dom dobry 2025 1080p AMZN WEB-DL DD5 1 H 264-playWEB
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Dom dobry 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-26
Letöltések: 31
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

"گوشم موقع لمس کردن تازه، زبر، خنک و آبدار بود، مثل یه برگ." کی اینو گفته؟

فرانتس کافکا، ۳:۴

"عشق رو نمی‌شه فهمید. این عشقه که باعث می‌شه همه‌چیز رو بفهمی."

نمی‌دونم

پدر جوزف تیشنر، ۴:۴

کی می‌ری؟

اولای فوریه

"هرچی که می‌بینیم یا به نظر می‌رسه، فقط رویاییه توی یه رویای دیگه."

هیچ‌جا خونه خود آدم نمی‌شه

ادگار آلن پو، ۶:۵

حضوری؟ یه قهوه‌ای چیزی؟

"همه دوران کودکی سختی داشتن." کی؟

مارک هواسکو

خب، اون قهوه چی شد؟

"واسه من، تو توی تمام دنیا تک خواهی بود

واسه تو هم، من توی کل دنیا بی‌همتا می‌شم."

گوشکا، کمک می‌کنی یا خودم تنهایی پیراشکی‌ها رو درست کنم؟

چرا این‌قدر کم توش مواد ریختی؟

کریسمسه. یه حرف قشنگی بزن

قلبم خیلی درد می‌کنه

دارم پیراشکی درست می‌کنم. کارت تموم شد؟

بیخیال دیگه

کلاس‌های زبانت خوب جواب دادا

ولی بازم مدرک نگرفتی

تازه، الان دیگه همه انگلیسی بلد‌ن

تو که بلد نیستی

من چون تو رو آوردم بیخیال درس و مشق شدم

من که نخواسته بودم به دنیا بیام

اینا همش مزخرفه

می‌تونی قدر کارهایی که برات کردم رو بدونی

اومدن

اِدِک کلی لفتش داد تا در رو قفل کنه. دزدها عاشق تعطیلاتن

بعد کاشف به عمل اومد که سوییچ ماشین رو روی میز جا گذاشته

شوهرم احمقه

یولکا امروز چِشه؟ قلبش و فشارش

چرا تنهایی؟

گوشکا

تو این کار کمکم کن. باشه

می‌دونم کریسمسه ولی

یه مشکلی پیش اومد

کسب‌وکار اِدِک ورشکست شده

اجاره رو بردن بالا، داریم دوباره تلاش می‌کنیم

وای، خدای من

چطوری؟

نپرس

چقدر؟

پنج هزار تا

مرسی

اسمش چیه؟ نمی‌گم

عکسشو نشونم بده! نه

اذیت نکن دیگه! برو

خواهش می‌کنم! ممنون

بشارت خداوند

سپاس خدای را... درود بر عیسی مسیح

امیدوارم بالاخره یه شوهر پیدا کنی

مرسی مامان

اِدِک

امیدوارم دوباره سرِ پا بشی و شروع کنی به پول درآوردن

شاید اون‌موقع بچه‌دار هم شدید

خودت می‌دونی چی لازم دارم

خواهر گراژینا بهت زنگ می‌زنه. از مأموریت برگشته

بهش انگلیسی یاد می‌دی. مرسی

آره دیگه

گوشکا داره برمی‌گرده سرِ درس و مشقش

واسه همین، من و اِدِک داشتیم فکر می‌کردیم

یکم تو منگنه گیر کردیم

فکر کردیم به جای اینکه اجاره بدیم

بیایم پیش تو زندگی کنیم

واسه شش ماه

ته تهش یک سال

اگه اون بره، می‌تونی اتاقشو برداری

همه‌ی زن‌ها بهم خیانت کردن

شب کریسمس داری به کی پیام می‌دی؟

نمی‌شناسیش

کیه؟ یه دوست

دنبال مرد تو اینترنتی؟

اونا همه‌شون فقط دنبال سکسن

تمومش کن، اون دیگه بالغه

فقط عقلش نمی‌رسه

اگه شروع کنه از اون عکسا فرستادن چی؟

چه عکسایی؟

شاید اون یارو موتوریه همچین بدم نبود

اینم اضافه کن که من بزرگترین شکست زندگیتم

امروز هنوز اینو نشنیده بودم

کریسمس کوفتمون شد

تا پنج دقیقه‌ی دیگه برمی‌گرده

مراسم نیمه‌شب، حضوری ببینمت؟

کدوم کلیسا؟

شرمنده. کارِ پلیسی پیش اومد

بلیط خریده بودم، نوشیدنی

یه مدل موی خفن می‌زنم

لعنت به همه‌چیز

سال نو تو برلین! همینه

نپرس چطوری پیدات کردم

در مورد اون مراسم نیمه‌شب... خیلی خجالت کشیدم

از

اینکه یکم سنم بیشتره

و تپل‌تر از عکسای پروفایلمم

خب، خجالت می‌کشیدم دیگه

و فکر کردم

اونجا جای مناسبی واسه اولین قرار نبود

چی؟ کلیسا؟

شاید دارم تند می‌رم

ولی شاید بهتر باشه بیای به مهمونی سال نوی من

کی هست؟

سی و یکم

سی و یکم

بیا تو

می‌دونستم می‌آی

بفرما. مرسی

پالتوت رو بدم؟

صداشو کم کن

گوش کنید! این گوشیاست

اینا هم بقیه‌ان

زبیشک. سلام، زیبی

دوستام این‌طوری صدام می‌کنن

گوشیا

حواست باشه، ایشون شهردارمونه

همسرم، یولا

یولا. گوشیا

اینم زیگموند

اسم مستعارش "بالاآوردنی"ه. نپرس چرا

ای بابا، بیخیال

اون لِشِک و زنش ایزاست

و آرت، تهیه‌کننده از بیدگوشچ

های! سلام

آگنیشکا. گوشیا

بفرما. من اهل الکل نیستم

چرا؟ آخه

رفتم انگلیس تا زبانم رو تقویت کنم

و یکم پول دربیارم

و بعد دوست‌پسرم

اون تصادف، برگزیت، پاندمی

مامانم به کمک احتیاج داشت

و شش ماه مثل برق و باد گذشت

اسم پسره چی بود؟

کلکسیون کتاب. قلبِ خونه

"رنج کشیدن باعث می‌شه آدم زود پخته بشه."

منو بکش

جوزف کنراد

نتیجه ۱۰ به ۸ئه. من بُردم

پدرم جای دو نفر می‌خورد و منو کتک می‌زد

ولی برام خوب شد

هنوز اون کابل رو یادمه

بابای تو چی؟ بابای من؟

هیچ‌وقت نبود

همیشه توی مأموریت‌های نظامی بود

وقتی برمی‌گشت، همه‌چیز باید به خط می‌شد

ظاهراً خانواده‌ام تا قبل به دنیا اومدن من هیچ دعوایی نداشتن

یولکا، مامانم، یه بار اینو بهم گفت

یولکا چه جور آدمیه؟

یادمه می‌رفتم از جلوی مغازه جمعش می‌کردم

ده سالم بود

و حس می‌کردم

ما - خواهرم هم همین‌طور

خجالت می‌کشیدیم

ولی ما نمی‌خوردیم. اون می‌خورد، درسته؟

چه آرزویی برات بکنم؟

دلم می‌خواد سفر کنم

اسپانیایی یاد بگیرم، غواصی و رانندگی

و تو چی؟

اینکه با تو سفر کنم

بهت غواصی و رانندگی یاد بدم

با زبان اصلاً میانه‌ی خوبی ندارم. استعداد ندارم

سال نو مبارک

این ملانیه

الان دیگه بیشتر از یه ساعته که همدیگه رو می‌شناسیم

نوری در تاریکی و عشقی در قلب، یا یه همچین چیزایی

خدانگهدار، گوشیا

گوشکا

یانِک، از دوران دبیرستان

یادته؟

درسته! یانِک! بیا، بیا برقصیم

چه غلطی داری می‌کنی؟

باهاش خوش گذشت رقصیدی؟

من باید برم

اگه دلت می‌خواد بمونی

درِ اتاق خواب از تو قفل می‌شه

اشتباه متوجه شدی

باشه

می‌رسونمت. تو مهمون داری

خودشون از پسش برمی‌آن

یه از خدا بی‌خبری کفش لعنتی منو دزدیده

برات قصه‌های کوتاه بگم

باهات برقصم

خورشیدی از یه پرتقال رو

بذارم توی دستات

بهم خوش گذشت، ولی الان دیگه برو

نمی‌تونم

عاشقت شدم

برو

مرسی که اومدی

من رفتم

دلم می‌خواد بقیه‌ی عمرم رو با تو باشم

می‌خوای هرزگی کنی؟

پس از خونه‌ی من گمشو بیرون

برو بیرون

پسره رو درست‌حسابی نمی‌شناسی و مثل سلیطه‌ها داری باش لاس می‌زنی

گوشکا

برو گمشو

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left