The Rat Catcher

The Rat Catcher

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

the rat catcher 2023 hdr 2160p web h265-betty
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian The Rat Catcher 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-31
Letöltések: 17
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 170 sor.

برگرفته از داستان کوتاهی اثر رولد دال

بعدازظهر بود که موش‌گیر اومد دم پمپ‌بنزین

با قدم‌هایی نرم و بی‌صدا، از ورودی خزید تو

پاهاش روی شن‌ها اصلاً صدا نمی‌داد

یه کوله‌پشتی ارتشی انداخته بود روی شونه‌ش

یه کت کبریتی قدیمی با جیب‌های بزرگ تنش بود

شلوار کبریتی‌ش رو هم با نخ‌های سفید زیر زانوهاش بسته بود

سلام؟ بله؟

مامور کنترل جوندگان

چشم‌های ریز و سیاهش تندتند دور و بر رو برانداز می‌کرد

موش‌گیر؟ خودمم

لاغر بود و پوستش مثل چرم، با یه صورت استخونی

دو تا دندون بلند و زردِ کبریتی

از فک بالاش زده بود بیرون و افتاده بود روی لب پایینش

گوش‌هاش گرد و نازک بودن و عقبِ سرش قرار گرفته بودن

چشم‌هاش تقریباً سیاه بودن

ولی وقتی بهت نگاه می‌کرد، یه برقی از زردی توشون دیده می‌شد

زود اومدی. دستور مستقیم از اداره بهداشته

حالا قراره همه موش‌ها رو بگیری؟

آره. چطوری؟

بله، چطوری؟

بستگی داره چه موشی باشن، کجا باشن. واسه هر موشی یه راهی هست

فکر کنم با تله بگیریشون. چیه؟

با تله؟ با تله؟

موش‌گیر پوزخندی زد

اون‌جوری نمی‌شه گرفت‌شون. موش که خرگوش نیست

صورتش رو گرفت بالا

هوا رو بو کشید و دماغش به وضوح این‌ور و اون‌ور می‌پرید

موش‌ها باهوشن. اگه بخوای بگیری‌شون، باید بشناسی‌شون

تو این کار، باید موش‌ها رو بشناسی

می‌دونی چی کار می‌کنن؟ زیر نظرت می‌گیرن

تمام مدتی که داری نقشه می‌کشی قلع‌وقمع‌شون کنی

اونا دارن تماشات می‌کنن

این کارِ فاضلاب که نیست، هست؟

نه، کارِ فاضلاب نیست

کارِ فاضلاب قلق داره. فکر نکنم از پسش بربیای

فکر نمی‌کنی، نه؟ دوست دارم ببینم چطوری از پسِ کارِ فاضلاب برمیای

واقعاً دلم می‌خواد بدونم اصلاً چطوری شروع می‌کنی

احتمالاً بهشون سم می‌دم

اون‌وقت دقیقاً سم رو کجا می‌ریزی؟

توی فاضلاب؟

چشم‌های موش‌گیر با پیروزی برقی زد

آره، می‌دونستم. «توی فاضلاب»

می‌دونی چی می‌شه؟ همه‌ش رو آب می‌بره

کلِ سمّت رو. فاضلاب مثل رودخونه‌ست

خیلی خب. خب آقای موش‌گیر، شما چی کار می‌کنی؟ تو فاضلاب؟

موش‌گیر یه قدم اومد جلوتر

صداش مرموز و محرمانه شد

مثل کسی که داره رازهای مگوی حرفه‌ش رو لو می‌ده

باید بر اساس این اصل پیش بری که موش یه حیوونِ جونده‌ست، فهمیدی؟

هر چی بهشون بدی، می‌جونش

خب، حالا یه کارِ فاضلاب بهت خورده. چی کار می‌کنی؟

صداش یه خشِ نرمی داشت، مثل غورغورِ قورباغه

و انگار کلمات رو با لذت و لب‌های خیس مزه‌مزه می‌کرد

انگار که روی زبونش طعم خوبی دارن

می‌ری پایین توی فاضلاب

و چند تا کیسه کاغذی قهوه‌ای معمولی با خودت می‌بری

پر از پودر گچ ساختمونی. فقط همین

بعد اونا رو از سقف فاضلاب آویزون می‌کنی

طوری که آویزون بمونن ولی به آب نرسن

در حدی بالا که موش دستش بهشون برسه

کلاد با دقت و شیفتگی گوش می‌داد

موشِ پیر همون‌طور که تو فاضلاب شنا می‌کنه، کیسه رو می‌بینه. وامی‌سته

یه بویی می‌کشه. بوی بدی نمی‌ده

چی کار می‌کنه؟ می‌جوَدِش

خودشه! شروع می‌کنه به جویدن کیسه و کیسه پاره می‌شه

و نصیبِ موشِ پیر از اون همه زحمت، یه دهنِ پر از پودر گچه

خب؟

خب، همین دخلش رو میاره

اون می‌کشتش؟ درجا تموم می‌کنه

گچ وقتی خیس بشه باد می‌کنه

می‌ره تو لوله‌های بدنِ موش و همون‌جا باد می‌کنه

و سریع‌تر از هر چیزی تو دنیا می‌کشتش

اینجاست که می‌گم باید موش‌ها رو بشناسی

صورتش از یه غرورِ مرموز می‌درخشید

انگشت‌های باریکش رو به هم مالید و دست‌هاش رو آورد بالا جلوی صورتش

خب، حالا این موش‌ها کجان؟

کلمه «موش‌ها» رو جوری غلیظ تلفظ کرد

که انگار داشت با کره آب‌شده قرقره می‌کرد

توی اون کومه علف، اون‌ورِ جاده

تو نیومدن؟ فقط تو علف‌ها؟ جای دیگه نه؟

شرط می‌بندم تو هم اومدن، به غذاتون دست می‌زنن و مریضی پخش می‌کنن

اینجا مریضی چیزی دارین؟ زل زد به من و بعد به کلاد

همه خوبن. کاملاً مطمئنی؟

کاملاً. هیچ‌وقت معلوم نمی‌کنه

ژستِ مامور سلامتِ عمومی به خودش گرفته بود

و انگار ناامید شده بود که چرا طاعون نگرفتیم

بگذریم، موش‌ها توی اون علف‌ها هستن. چطوری می‌خوای بیرون‌شون کنی؟

موش‌گیر لبخندِ مکارانه‌ای زد و دندون‌هاش رو ریخت بیرون

دست کرد تو کوله‌پشتی‌ش و یه قوطی بزرگ درآورد

همون‌طور که حرف می‌زد، قوطی رو تو دستش بالا و پایین می‌کرد

سم. سم مخصوص. سم کشنده

اگه حتی یه قاشق از این دستت ببینن، می‌اندازنت آب‌خنک بخوری

اینجا اون‌قدری هست که یه میلیون آدم رو بکشه

می‌خوای ببینی؟ بله، لطفاً

یه سکه درآورد و درِ قوطی رو باز کرد

بفرما، اینم از این

تقریباً با عشق درباره اون مواد حرف می‌زد و گرفت‌ش جلوی کلاد

ذرته یا جو؟

جودوسره. جودوسری که تو سمّ کشنده خوابونده شده

فقط کافیه یه دونه‌ش رو بذاری دهنت، سه دقیقه‌ای کارِت تمومه

این قوطی هیچ‌وقت از جلو چشمم دور نمی‌شه

قوطی رو نوازش کرد و تکونش داد

طوری که صدای خش‌خشِ جودوسرها از توش بلند شد

ولی موش‌های شما امروز از این نمی‌خورن. اصلاً لب بهش نمی‌زنن

اینجاست که باید موش‌شناس باشی. موش‌ها شکاکن. به‌شدت شکاکن

پس امروز بهشون جودوسرِ تمیز و خوشمزه می‌دم

که هیچ ضرری براشون نداره

فقط تپل‌مپل‌شون می‌کنه. فردا هم همین‌طور

پس‌فردا و روزهای بعدش هم همین‌طور

اون‌قدر خوشمزه می‌شه که کل موش‌های منطقه

خیلی زود راه می‌افتن میان اینجا

خیلی هوشمندانه‌ست

تو این کار باید باهوش باشی، باهوش‌تر از موش

که این خودش خیلی حرفه

«آدم باید خودش هم یه جورایی موش باشه.»

قبل از اینکه بتونم جلوی خودم رو بگیرم، از دهنم پرید

دست خودم نبود، داشتم همون لحظه بهش نگاه می‌کردم

تأثیری که روش گذاشت عجیب بود

بزن قدش! داد زد

حالا فهمیدی، گل گفتی

یه موش‌گیرِ خوب باید بیشتر از هر چیزی شبیه موش باشه

حتی باهوش‌تر از موش

و بذار بهت بگم که این اصلاً کارِ راحتی نیست

خب، بریم سر وقت کار

لیدی لئونورا بنسون تو عمارتش فوری دنبال من فرستاده

اونم موش داره؟

همه موش دارن

موش‌گیر لنگ‌لنگان از ورودی رفت بیرون

مدل راه رفتنش اون‌قدر شبیه موش بود که آدم تعجب می‌کرد

اون راه رفتنِ آروم و ظریف، با زانوهایی که هی خم می‌شدن

و پاهایی که روی شن‌ها اصلاً صدا نمی‌دادن

از روی دروازه پرید و تند دور کومه علف چرخید

و مشت‌مشت جودوسر روی زمین پاشید

روز بعد برگشت و همون کار رو تکرار کرد

فرداش هم اومد و پس‌فرداش هم همین‌طور

و بالاخره، روز چهارم، جودوسرهای سمی رو ریخت

ولی این‌ها رو پخش نکرد. به جاش، اونا رو کپه کرد

توی هر گوشه از کومه علف

سگ داری؟ بله

خب، اگه دلت می‌خواد با درد و عذاب جون بده، بذار بره اون‌طرفِ دروازه

روز بعد، اومد تا جنازه‌ها رو جمع کنه

یه گونی کهنه برام بیار. لازم دارم که موش‌ها رو بریزم توش

الان دیگه بادی به غبغب انداخته بود و چشم‌های سیاهش از غرور برق می‌زد

می‌خواست نتیجه شکارش رو به تماشاچی‌ها نشون بده

کلاد یه گونی آورد و رفتیم اون‌ورِ جاده

موش‌گیر دورِ کومه علف پرسه می‌زد

و خم شد تا یکی از کپه‌های سمش رو چک کنه

یه جای کار می‌لنگه. زیر لب گفت

صداش آروم ولی عصبی بود

رفت سراغ یه کپه دیگه و نشست تا از نزدیک معاینه‌ش کنه

یه جای کار می‌لنگه. موضوع چیه؟

جواب نداد، ولی معلوم بود که موش‌ها به طعمه‌هاش دست نزدن

گفتم: «موش‌های اینجا خیلی باهوشن.»

موش‌گیر کلافه شد

و این رو تو صورت و دماغش و مدلی که اون دو تا دندون زردش

روی لب پایینش فشار می‌آوردن، نشون داد

این اراجیف رو به خورد من نده. همون‌طور که بهم نگاه می‌کرد گفت

این موش‌ها مشکلی ندارن، یکی داره بهشون غذا می‌ده

یه جا یه چیزِ خوش‌خوراک و فراوون پیدا کردن

هیچ موشی تو دنیا دست رد به جودوسر نمی‌زنه، مگه اینکه شکمش در حال انفجار باشه

موش‌گیر با بدخلقی روش رو برگردوند

دوباره زانو زد و با یه بیلچه کوچیک جودوسرهای سمی رو جمع کرد

و با احتیاط ریخت‌شون توی یه قوطی

وقتی کارش تموم شد، هر سه تایی برگشتیم اون‌ورِ جاده

موش‌گیر کنار پمپ‌بنزین ایستاد

حالا دیگه یه موش‌گیرِ پشیمون و فروتن شده بود

و کم‌کم داشت می‌رفت تو فکر

به خاطر شکستش تو خودش فرو رفته بود

چشم‌هاش تیره و خبیث شده بودن

More Farsi Persian subtitles for The Rat Catcher

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left