Az első 200 sor.
بپر بالا، یلا
میرسونمت
بیا دیگه، یلا
نه یلا، فاصلهمو حفظ میکنم
باشه؟
بیا فقط یه کم حرف بزنیم
کار پیدا کردی
حتماً کار خوبیه، یه کارِ واقعاً خوب
از راه رفتنت معلومه
از طرز راه رفتنت
اونجا نوشته: «عابرین پیاده لطفاً از سمت دیگر عبور کنند»
پس من باید بیام سمتِ تو، درسته؟
توی اشتندال، یادت هست؟
بعد از اون سخنرانیِ عالیت توی انجمن
دقیقاً همینطوری راه میرفتی
از توی مزرعهها رد شدیم و تو کفشهاتو درآوردی
همینطور کنار رودخونه قدم زدیم
یلا، خیلی دلم برات تنگ شده
میتونی برگردی، کارِ ساختوساز تموم شده
پدرم اونجاست؟
بِن دنبالته، حتی این جلوها پلک میزنه
کار رو گرفتم، بابا
از کی شروع میشه؟
از دو روز دیگه. فردا صبح زود راه میافتم
یه اتاق توی هتل اجاره کردم
تا وقتی دوره آزمایشی رو بگذرونم. بعدش یه جای درست و حسابی میگیرم
شرکتِ خوبیه بابا. ماژولهای هدایت برای ایرباس میسازن
دور هم نیست. کلاً دو ساعت راهه
یلا
یلا، بلند شو
این برای توئه
لازم ندارم بابا. خودم دارم پول درمیارم
ولی باید دوره آزمایشی رو رد کنی
برای اون هم حقوق میگیرم
تاکسی اومد
یلا، آقای فیشته
میتونم تا ایستگاه برسونمت؟
فقط تا ایستگاه
قطارت کی حرکت میکنه؟ ۱۶ دقیقه بعد از ساعت
هانوفر؟
چه جور کاریه؟
این که راه ایستگاه نیست، بن
فقط یه تغییر مسیر کوتاه و احساسی
فکر کردم دوست داری خونه و شرکتمون رو ببینی
میخوام برم ایستگاه، بن
برای نرمافزار حسابداری چقدر دادیم؟ شبکه، کامپیوترها؟
هفتاد هزار تا بود یا هشتاد هزار تا؟ یادت هست؟
دیروز قیمتش رو برآورد کردن
کلاً ۲ هزار تا میارزه. در حالی که حتی یک سال هم ازشون نگذشته
حدس بزن بهزودی کجا میرم
پیشِ برونر
همه چیز رو حسابکتاب کردم
بیا، یه نگاه بنداز
هزار تا لازم دارم ۲۵
اون وقت میتونم لیندمن رو آروم کنم و دستمزدها رو بدم
دکتر اشتریتز گفت طرحهای فرودگاه تا دو هفته دیگه تایید میشن
سیستمهای گرمایشی و تهویه مطبوع حدود ۳۰۰ هزار تا ارزش دارن
و قرارداد
حداقل یه نگاه بنداز
حداقل یه نگاهی بنداز
میخوام پیشم بمونی
مثل قدیما میشه. دوباره همه چیز خوب میشه
تو از پسش برمیای، بن
«تو از پسش برمیای، بن»؟ ببین چطوری باهام حرف میزنی
مثل یه تراپیست یا چی؟ «تو از پسش برمیای، بن»
میخوام پیاده شم، بن. «میخوام پیاده شم، بن.»
معلومه، وقتی دیگه پولی نمونده، یلای زیبا میخواد بره
میره هانوفر، دنبال کار میگرده و پاهای قشنگش رو نشون میده
و بنِ احمق هم خونه میشینه روی کپه آشغالهاش
و برای شبکهاش فقط ۲ هزار یوروی ناچیز گیرش میآد
همینجا نگه دار
لطفاً همینجا نگه دار
میخوام پیاده شم، بن
متأسفم
دیگه کلمهای حرف نمیزنم
دوستت دارم، یلا
بن
ها-ها، گول خوردی
برای شش هفته رزرو کردید؟ بله
ولی مبلغ بیعانه رو پرداخت نکردید
ازم نخواستید
من نخواستم؟ یا همکارم
اون همکار اشتباه کرده
متأسفم، این کارت کار نمیکنه. کارت اعتباری دارید؟
میتونم کارت شناساییمو بذارم؟
فردا درستش میکنم، فقط احتیاج دارم یه کم بخوابم
همه چیز مرتبه، نگران هیچی نباشید
ممنون بابت پول، بابا
بهزودی بهت برمیگردونمش
میتونی با اینجا تماس بگیری. شمارهاش ۰۵۱۱ هست
۳۳۴۴-۳۴۶
بهزودی میبینمت بابا. بهم زنگ بزن
به ترازنامهها علاقه داری؟
ببخشید
یه کم مغرورانه به نظر رسید: «به ترازنامهها علاقه داری؟»
بله
من به ترازنامهها علاقه دارم
انگلیسی؟
انگلیسی تجاری
اینجا چیکار میکنی؟
اینجا زندگی میکنم
توی هتل، موقتی
دوره آزمایشی؟
کجا مشغول به کار شدی؟
آلفا وینگز
هنوز دارن نیرو میگیرن؟
کی استخدامت کرد؟
اشمیت-اوت؟
برای فردا موفق باشی
یلا
یه لحظه صبر کن، گرد
یلا، میتونی بری بالا و یه سری مدارک از دفترم بیاری؟
توی میزم، کشوی بالا سمت چپ، یه کیف مدارک کوچیک از پوست خوک
تو فرشتهای
خب گرد، من برگشتم
اینجا چیکار میکنی؟ چطور مگه؟
پرسیدم اینجا چیکار میکنی! دکتر اشمیت-اوت ازم خواست چیزی رو بیارم
دکتر اشمیت-اوت اجازه ورود به ساختمان رو نداره، لطفاً اینجا رو ترک کنید
الو؟ الو
گفتم هیچکس اجازه ورود نداره. اون پایین چیکار میکنی؟
برو کریستین رو صدا کن. باید اینجا رو پلمب کنه
یلا
کیف مدارک رو آوردی؟ بله
اشمیت-اوت هستم، یه ماشین میخوام توی محوطه نمایشگاه
خیابون «رو دو پاری»، نبش «سیدنی گاردن»
ماشینت کجاست؟ ماشینِ شرکت بود
میشه کیف رو بدی به من؟
تکلیف کار من چی میشه؟
میتونم توی هامبورگ یه کاری برات جور کنم
کیف مدارک
چه جور کاریه؟
اون کار توی هامبورگ
اینجا قرار بود چه کاری باشه؟
برای چه سمتی درخواست داده بودی؟
حسابدار
خب خوبه، پس همون حسابداری
برای حقوق شروع چقدر توافق کرده بودیم؟ دو و نیم، سه؟ یا
حالا میشه کیف رو داشته باشم؟
انگار یه نفر قبل از من بهش رسیده
نه نه، متهمت نمیکنم
نه تو رو
تا حالا ساعت ۱۱ صبح صدف خوردی؟
کجا میشه صدف پیدا کرد؟ توی فورستنموله
پس میریم فورستنموله
اونجا اتاقهای خوبی هم داره
ببخشید
الو؟
الو؟
به یه نفر احتیاج دارم که توی یه جلسه همراهم باشه
کسی که از ترازنامهها سردر بیاره
اونها پمپهای تزریق جدید دارن
توی آزمایشگاه تستشون کردن
تقریباً مطمئنن که گواهی اختراع میگیرن و حالا میخوان به تولید انبوه برسن
قراردادشون با یه تولیدکننده موتور فرانسوی هنوز قطعی نشده
باید همین الان تولید رو شروع کنن و برای این کار به پول نیاز دارن
چقدر پول لازم دارن؟
هزار تا ۸۵۰
و تو چقدر میخوای؟
درصد ۳۰
سود؟
سهام
میخوام قوانین مذاکره رو من تعیین کنم
میتونی به سه جهت نگاه کنی. اول، به طرف مقابل
نه به وکیل، بلکه به دکتر فریتز، مدیر بازرگانی
اون یارو مهندسه، یه توسعهدهنده
از سه چیز متنفره
پول، مذاکره، و پرحرفی
وقتی تکیه میده، با آرامش بهش زل بزن
وقتی نگاهت کرد، ۲ یا ۳ ثانیه نگاهت رو حفظ کن
بعد دوباره به صفحهت نگاه کن. جهت دوم مانیتورته
چرا؟ چون ترازنامهها توی مانیتورن
و اونها نشون میدن که چرا دیگه نمیتونه وام معمولی بگیره
دوست دارم هر از گاهی این رو بهش یادآوری کنم
و جهت سوم؟
با «ژستِ دلالی» آشنایی داری؟
مثل وکیلهای جوان توی فیلمهای مزخرفِ گریشام
دوست ندارم توی مذاکرات اینطوری بشینم، ولی تأثیرگذاره
اگه من ژست دلالی گرفتم، تو خم شو و یه چیزی درِ گوشم پچپچ کن
چی؟
فرقی نمیکنه، هر چیزی
مثل اون صحنههای دادگاه که یه نفر یه یادداشت به وکیل میده
و اون هم بلافاصله درِ گوشِ یکی یه چیزی میگه
همه میخوان بدونن توی یادداشت چی بوده. تمرکزشون رو از دست میدن
لطفاً اینها رو بپوش
نه، اصلاً به درد نمیخورن
توی ماه جولای، اونها رو روی ماشینهای فرمول ۱ سوار میکنیم
ببخشید. چند تا؟ ۳ تا برای شروع
پیتر، مهمه که این یه مدلِ آزمایشگاهیِ حجیم نباشه
بلکه دستگاهی باشه که یه محصولِ واقعی به حساب بیاد
پیر سامبارت موافقت کرده که ۳ تا ماشین رو برای مسابقه اول اصلاح کنه
و بعد برای نصب اونها روی سریِ ۶۰۹ در ماه سپتامبر فشار بیاره
۶۰۹ حجمِ سریِ جدید
هزار واحد خواهد بود ۱۲
ایده پیر بود که مدلهای قدیمیترِ ۶۰۸ رو بازسازی کنه
که میشه ۹ هزار واحد
اگه جواب بده
برام مهمه که بگید: «من به این طرح اعتقاد دارم.»
ما فقط درباره اعداد حرف نمیزنیم
شما باید با نهایت مهارت و پایبندی به اصول، به هدفتون برسید
یه پیشنهاد دارم
No comments yet. Be the first to leave one.