The Santa Clauses

The Santa Clauses

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

The Santa Clauses S02E06 1080p WEB h264-EDITH
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 The Santa Clauses زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-21
Letöltések: 9
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

اوضاع چطوره؟

دارم یه چیزی رو رهگیری می‌کنم. سورتمه‌ست

هوگو، باید بدونم بابانوئل و خانومش سالم هستن یا نه

چرا ارتباط قطب شمال هنوز وصل نشده؟

دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، خب؟

تلاشت فایده‌ای نداره، بچه

گوش کن، من تا حالا توی همچین موقعیتی نبودم

حتی موقع امتحان‌هام توی مؤسسه‌ی فناوری مافین

خدا رو شکر. می‌دونی، نگران بودم یه وقت ۳۰ ثانیه بگذره و

هوگو به این‌که رفته MIT اشاره نکنه

بچه‌ها، نذارید استرس بهتون غلبه کنه

الان باید چیکار کنم؟ - چرا از اون می‌پرسی؟

آه، آره. یادم رفته بود که برگشتی

دیگه نمی‌خوام باهاش حرف بزنی. - ببخشید، عسلم

اون هیچ اهمیتی برام نداره

ببخشید، عسلِ کاغذی

از لحاظ فنی من هنوز توی دوره‌ی «کریبل کربل» هستم

که یعنی تو هنوز رسماً سرپرست الف‌ها هستی

تو باید تصمیم بگیری چیکار کنیم

اما من گند می‌زنم. همیشه گند می‌زنم

نه، من تو رو توی یه شرایط غیرممکن تنها گذاشتم

گرداب‌ها دوباره وصل شدن! تونستی، هوگو

پس چرا الان نمی‌تونم بابانوئل رو ببینم؟

بعداً باید با هم صحبت کنیم

درباره‌ی این‌که وقتی استرس داری چطوری با بقیه حرف می‌زنی

بهترین دوست

اونا دوست ما نیستن

نه. برای یه خنده‌ی شرورانه باید صدات رو بم‌تر کنی. از ته گلو

بیا توی این مایه صدا

دوباره امتحان کن

آره

همین‌طوری روش کار می‌کنیم

باید اعتراف کنی که خنده‌ش بهتر شده

دارن مستقیم میان سمت ما. گرداب‌ها رو قطع کن

نه

بذار بیان

دعوا می‌خوان؟

به خواسته‌شون می‌رسن

اوه

خوبی؟ - اوه! آره

خیلی خب. - هی. اوه

آره! - اوه. «سانتا بلستر» دووم نیاورد

اوه. از این طرف. - باشه

حس‌های بابانوئلی‌ت دارن بهت میگن

که «کل» و «مگنوس آنتاس» کجا ممکنه باشن؟

آره

همین‌جا، اما یه چیزی

یه جای کار می‌لنگه. - باشه

حواست رو خوب جمع کن

باشه. اون... اون نزدیکه. همین نزدیکیاست. - «کل» با خودش چی فکر کرد که اومد اینجا؟

این کار رو کرد تا من رو تحت تأثیر قرار بده، عزیزم. تقصیر منه

اوه

نه، نه، نه، نه، نه

وای خدای من! اسکات، اون مرده؟ - اوه. اوه

نه، نه، نه

اوه. اونا... اونا فقط تبدیلش کردن به یه فندق‌شکن

آخرین نفری که تبدیلش کردن به فندق‌شکن

سال همون‌طوری گیر افتاده بود ۷۰۰

بیارش بیرون! - خودم میارمش بیرون

خیلی خب، برو عقب. شروع کردیم. - باشه

باشه، برو. - اسکات! همین الان درستش کن

می‌دونی چیه؟ آروم بیارش پایین

می‌بریمش پیش «لا بفانا». - درسته

اون می‌تونه یه راهی پیدا کنه. - باشه

همه چیز درست میشه. - درسته

سلام عزیزم. مامان و بابا اینجان، هوات رو داریم

تکلیف این یکی چی میشه؟ - چی؟ اوه

هی، تو خوبی؟

بابانوئل؟

کریس

او... اون چشم‌ها

هیچ‌وقت اون لحظه‌ای که اون چشم‌های آبی با چشم‌های قهوه‌ای من رو‌به‌رو شدن رو فراموش نمی‌کنم

گوش کن، اونایی که تو رو گذاشتن اینجا

یادت میاد چیزی درباره‌ی این‌که کجا می‌خواستن برن گفته باشن؟

خانوم بابانوئل! - آره

شما اولین کراش من بودین! - می‌خوای دهنش رو با چسب بسته نگه دارم؟

نه. هی، کریس

بچه‌هامون و قطب شمال در خطرن

و ما باید هرچه زودتر برگردیم اونجا

واقعاً؟ چون راستش رو بخوای... - آره

من به اون یکی بابانوئل و اون کوتوله‌ی واقعاً ظالمش شک داشتم

اوم، اونا داشتن نقشه می‌کشیدن و کلی کارهای بد می‌کردن

آره. - چه کارهای بدی؟

اوه. ممنون که پرسیدی

مثلاً، کلی فیلم کرایه کردن

در حالی که من اشتراک همه‌ی سرویس‌های پخش فیلم رو دارم

می‌تونی پولت رو پس بگیری؟

آره، بعداً یه فکری به حالش می‌کنم. - باشه

فکر می‌کنیم «مگنوس آنتاس» داره میره به قطب شمال

تا به سلطنت اسکات پایان بده و خودش رو دوباره به عنوان تنها بابانوئل واقعی منصوب کنه

وا... واقعاً متأسفم

او... اونا کاری کردن باور کنم که اون بابانوئل واقعیه

خ... خیلی زودباور به نظر میام؟

چون یه بار یه بچه‌ی نوپا این رو بهم گفت

گوش کن، باید قشنگ درباره‌ش فکر کنم. - باشه

می‌دونی چیه؟ مطمئنم بابانوئل عصبانی سورتمه‌م رو برده

از کجا می‌دونی؟ - چون اگه منم بودم دقیقاً همین کار رو می‌کردم

باشه. - اوه، خب، خب، خب

اگه سورتمه تنها مشکله، من خودم ردیفش می‌کنم

هی، بفرمایید. اینم از این، بچه‌ها. ای بابا

فقط وقتی رفتین تو، حتماً کلی سر و صدا راه بندازین

چون چند تا سنجاب توش زندگی می‌کنن و اگه غافلگیر بشن حمله می‌کنن

سنجاب! - اوه

هی، همیشه بامزه‌ای. - اوه

گوزن‌ها چی؟ یکی باید این رو بکشه

گوزن هم دارم

یالا الف‌ها، حرکت کنید

سریع آمار بابانوئل و زنش رو برام دربیارید

اوم، قربان

می‌دونید، وقتی اون سخنرانی رو کردید که «اونا جنگ می‌خوان، پس بهشون جنگ میدیم»

وا... واقعاً الهام‌بخش بود. بدنم مورمور شد

یه «اما» هم پشتش هست، نه؟

اما، اون موقع که این اتفاق افتاد من اینجا نبودم

و من بیشتر یه الفِ حسابدارم

راست میگه. اینجا برای اون امن نیست

یا هیچ‌کس دیگه‌ای

می‌خوام الف‌ها رو ببری یه جای امن دور از اینجا

اووم، «ایدی» می‌تونه این کار رو بکنه. من می‌خوام پیش تو بمونم

تو هدف اصلی هستی

بهم اعتماد کن. حواسم هست

نوئل، من

لازم نیست چیزی بگی

می‌دونم دوستم داری

آره دارم

اما فقط می‌خواستم بگم واقعاً ای کاش مجبور نبودم با «گری» برم

خب، اوم، چطوری پروازش می‌دی؟

با یه ذره، اوم

یه ذره جادوی بابانوئلی

خیلی خب. یالا. برو، برو، برو

هی، اونجا رو ببین. - آفرین عزیزم

امیدوارم برای کل سفر کافی باشه

هی، می... اوم. منم می‌تونم با شما بیام؟

اوه! می‌دونی... - اوم

احتمالش زیاده که اصلاً جواب نده، خب؟

آره. منظورم اینه که حتی اگه از روی اقیانوس منجمد شمالی هم بگذریم

نمی‌دونم اون‌قدر قدرت دارم که بابانوئل عصبانی رو شکست بدم یا نه

می‌دونید بچه‌ها، موضوع اینه که من... من تمام عمرم رو وقف کردم

وقفِ کریسمس و بابانوئل کردم

اگه برای همچین لحظه‌ای نباشه، پس اون همه تلاش برای چی بوده؟

انجامش بدیم

صد در صد

باشه، ولی یکم خوراکی بردار. خوشم نمیاد وسط راه توقف کنیم

حله! ایول

منم میرم! منم میرم

یه راه مخفی جلوتر هست که به غارهای یخی قدیمی می‌رسه

که می‌تونه ما رو به یه جای امن ببره

«اولگا» هر جا بریم ردّمون رو می‌زنه

راست میگه

هیچ‌کس کنار من امنیت نداره

کجا داری میری؟ نوئل گفت باید پیش هم بمونیم

باید کاری رو که ۷۱۲ سال پیش شروع کردم تموم کنم

تا وقتی برگردم، مسئولیت اینجا با توئه

خیلی خب، الف‌ها

از این به بعد من اینجا کلانترم

تمام مدت این همراهش بود؟

نباید ساندرا رو تنها می‌گذاشتیم

الان نمی‌خوام بهش فکر کنم

ایول! اونا... اونا کوه‌های یخی‌ان اون پایین؟

پسر! این بهترین لحظه‌ی زندگیمه

مـ... منظورم اینه که، نگران ساندرا هم هستم

در ضمن، باید «کل» رو از این حالت چوبی‌بودن خارج کنیم

آره. - اوه

هی، اون یه

فکر کنم یه حشره قورت دادم

خونه

اوه، آره. همین الان هم دارم حس می‌کنم که قوی‌تر میشم

بیا گنوم‌ها رو احضار کنیم

نقشه اینه

وقتی گنوم‌ها برسن، آمادگی ندارن

اما بعد از چند هفته تمرینِ سخت

هیچ‌کدوم از اینا مهم نیست

به محض این‌که طلسمم رو پس بگیرم، شکست‌ناپذیر میشم

و یه هدیه‌ی کوچیک توی سورتمه برات گذاشتم

برای دوستت، «بتی»

الف‌ها

ساندرا - ورد انجماد

خانواده‌ی منن. خانواده‌ی منن. بابانوئل عصبانی نیست

ای وای

اوه. - عزیزم

صبر کن، ببخشید. تو وقتی داری ورد انجماد می‌خونی، میگی «ورد انجماد»؟

خب، معمولاً این‌طوریه:

«خون و روح این موجود را آرام کن

و جسمش را مثل کره‌اسبی مرده بی‌حرکت کن.»

اما من دوست دارم برای سوگلی‌هام از میان‌بر استفاده کنم

اوه، چه جالب. دوست دارم بعداً بیشتر درباره‌ش بشنوم

اما الان بابانوئل عصبانی برگشته

و غیر از قطب شمال، مشکلات دیگه‌ای هم داریم

اون «کل» رو به یه فندق‌شکن تبدیل کرد

رفیق. وای خدای من

این که «کله»! - پسرمون فندق‌شکن شده

می‌تونی برش گردونی؟

وردهای ابطالِ طلسم... - آره

خیلی سخت و خطرناک هستن

چی؟

نپرس

من توانایی باطل کردنِ طلسمش رو ندارم

اوه، ببخشید. فقط... می‌دونم الان وقتش نیست

اما باورم نمیشه که جلوی «لا بفانا» ایستادم

من فقط برای این‌که درباره‌ت مطالعه کنم ایتالیایی یاد گرفتم

این هالو توی خونه‌ی من چیکار می‌کنه؟

More Farsi Persian subtitles for The Santa Clauses

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left