The Hill

The Hill

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

The Hill 1965 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-SbR
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian The Hill 1965 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-30
Letöltések: 25
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

کاری از وارنر بروز

آخ

استوار

یه نفر غش کرد

صبح بخیر قربان

گرمازده شده

منتظر یه سری زندانی جدید هستیم

مگه نه؟

اسم پنج نفر رو دارم، قربان

ولی ممکنه خیلی بیشتر بشن

واقعاً؟

حمله جدید شروع شده

به محض اینکه اوضاع یه کم شلوغ بشه

این علاف‌های لعنتی التماس می‌کنند که بیان اینجا

یه مورد خاص داریم قربان، یه استوارِ خلعِ‌درجه شده

چی، رابرتز؟ پس بالاخره محکوم شد؟

شکی توش نبود، مگه نه قربان؟

گمانم همین‌طوره

می‌خوام قبراق باشه، قربان

اگه قبراق باشه، تحویلش می‌گیری، جناب استوار

می‌خوامش، قربان

۳

۴

۱

۲

۳

۴

۱

۲

صبح بخیر، هریس

صبح بخیر، قربان

تو نگهبان جدیدی؟

بله قربان

اسم؟

استوار ویلیامز، قربان

استوار

بله قربان

می‌خوای بذاری این جیم‌فنگ‌ها

تمام روز رو لفتش بدن؟

خبردار

پیش‌فنگ

تو زندان‌های غیرنظامی کار کردی، نه؟

بله قربان

تو آلدرشات هم بودی؟

بله قربان

چرا راحتیِ زندگیِ شخصی رو ول کردی؟

می‌خواستم بیام مأموریت خارج از کشور، قربان

آلمانی‌ها زندان اسکرابز رو بمباران کردن. درسته؟

بله قربان

پس اینجا خوشت می‌آد

جای خوب و ساکتیه، مگه نه استوار هریس؟

من وظیفه‌م رو انجام می‌دم

هر جا که فرستاده بشم، قربان

هه. از کار تو زندان لذت می‌بری؟

فکر می‌کنم برای این کار ساخته شدم، قربان

این‌طور فکر می‌کنی؟ استوار هریس که اینجا نشسته خودش رو

آدمی که مأموریت خاصی داشته باشه نمی‌بینه

درسته، هریس؟

خب، کارهای دیگه‌ای هم هست

هنوز تو خط مقدم به آدم نیاز دارن، قربان

پس چرا کدوم گوری نرفتی قاطیِ کماندوها بشی؟

منظورم فقط این بود که

من ۲۵ سال خدمت کردم

فکر می‌کنی الان دلم می‌خواست کجا باشم؟

هیچ‌کس قرار نیست به ما مدال بده

ولی این رو خوب تو گوشت فرو کن

هر کاری به اندازه بقیه کارها مهمه. فهمیدی؟

مرد: دو تا زندانی برای آزادی، قربان

دِ بدو بیارشون اینجا

چپ! راست! گردش به راست

چپ! راست! چپ! راست

چپ! راست! درجاکار

به کارت برس، نگهبان

بله قربان

عقب‌گرد

به راست راست

زانوها بالا. بیار بالا

۲ ایست! ۱، ۱،

حالا

اسمتون رو بگید

تو

والترز، قربان ۷۴۳

ساکت رو بذار زمین. تو

مارتین، قربان ۱۵۸

ساکت رو بذار زمین

وقت آزادتونه، هان؟

بله قربان. بله قربان

برای چی اینجا بودی، مارتین؟

غیبت داشتم، قربان

تو چی والترز؟ غیبت داشتم، قربان

باز هم می‌خوای غیبت کنی؟

خیر قربان. خیر قربان

وقتی آوردنشون پیش من

در حال فرار بودن

تو قاهره حسابی خوش می‌گذروندید، نه؟

بله قربان

با یه مشت زنِ کاباره‌ای ول می‌گشتید

خیلی هم ادعای لاتی‌شون می‌شد، انگار که جاکش باشن

قصد نداشتید هیچ‌کدوم از دستوراتم رو انجام بدید، مگه نه؟

خب، بنال دیگه

یه جورایی همچین فکری می‌کردیم، قربان

شکایتی از زیردست‌های من دارید؟

خیر قربان. خیر قربان

خوشحالم که این رو می‌شنوم

ما با شما خوب رفتار کردیم، بهتر از اونی که لایقش بودید

ریختت بهتر شده

و بوی بهتری هم می‌دی

روزگارتون رو سیاه کردم، نه؟

نه قربان

می‌تونست بدتر از این باشه، قربان

کی به تو گفت نطق کنی؟

می‌دونی چرا مجبورتون کردم عذاب بکشید؟

برای اینکه بفهمم هنوز یه ذره آدم تو وجودتون هست یا نه

با تلاش برای شکست دادنِ من، فقط خودتون رو اذیت کردید

تنبیه تپه، تمرین با تجهیزات، همه‌ش رو تحمل کردید

و انضباط رو از راه سختش یاد گرفتید

من هزاران نفر مثل شما رو به دو آوردم اینجا

آشغال‌ها، تفاله‌ها، کثافت‌های لب جوی

ولی وقتی با دو از اینجا بیرونشون کردم

شبیه شما دوتا شدن

شبیه مَرد

و باعث افتخارِ این لباس

ساک‌هاتون رو بردارید

عقب‌گرد

قدم‌رو، بدو

چپ! راست! چپ! راست

چپ! راست! چپ

یالا! تکون بخور

راه بیفت! یالا

سریع! تکون بخور

استوار

بله قربان

تو بخش "ب" برای پنج تا زندانی جا داری؟

بله قربان

همه‌شون تو یه سلول. ردیفش کن

بله قربان. انجام می‌شه

آشغال‌های جدید و قدیم خوب با هم قاطی نمی‌شن

استوار ویلیامز رو می‌ذارم زیر دست تو، هریس

بذار با این سریِ جدید آب‌دیده بشه

درجاکار

ردیفش کن

بله قربان

ایست

ورودی‌های جدید زندان، قربان

عرقشون رو دربیار

قبل از اینکه تحویل من بدی، حسابی بدوُنشون

بله قربان

قدم‌رو، بدو! چپ! راست

چپ! راست! چپ! راست

چپ! راست! چپ! راست

من آدم منصفی هستم، استوار

تنها خواسته‌م اینه که زندانی‌ها از دستورات اطاعت کنن

با دو

وظیفه تو اینه که مطمئن بشی انجام می‌دن

بله قربان

من از تک‌تک نیروهای تحت امرم کاملاً حمایت می‌کنم

البته فرمانده پادگان هم هست

فرمانده فقط کاغذها رو امضا می‌کنه

حتی حکم مرگ خودش رو هم امضا می‌کنه

اگه من بدم دستش

ولی اینجا رو من اداره می‌کنم، فهمیدی؟

فرمانده خوشش نمی‌آد مزاحمش بشن

با مسائل پیش‌پاافتاده

پس فقط مسائل جدی رو بهش بگو استوار

مثل آتیش‌سوزی یا مرگ ناگهانی

ولی همیشه اول بیا پیش من

به چپ چپ

چپ! راست! چپ! راست

درجاکار

ایست

تحویل بگیر، استوار

بله قربان

صف رو منظم کنید

یالا! چابک باشید

تکون نخورید

وسایل‌تون رو خالی کنید

مرتبش کن

مرتبش کن

مرتبش کن

مرتبش کن

مرتبش کن

مرتبش کن

تکون نخور

قربان، اون حلقه ازدواجـ

بهت رسید می‌دیم

نامه‌های عاشقانه

خواهش می‌کنم قربان، این‌ها رو زنم نوشته

برو به جناب استوار بگو

اون نامه‌ها قربان، لطفاً، مالِ همسرمه

خودم بهت می‌گم کی حرف بزنی

پس این‌طوریه

اون مغز وامانده‌ت این‌طوری کار می‌کنه؟

فکر کردی می‌تونی آلوده کنی

زندانِ اعلی‌حضرت رو

با عکس‌های هرزگی، هان؟

قربان؟

لابد فکر کردی می‌ذاریم به عنوان عکسِ دیواری نگهشون داری

لابد همین‌طوره، حیوونِ کثیف

استوار، این چیه؟

به جناب استوار بگو

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left