Az első 171 sor.
گاهی میبینمش
میدونی که خطرناک نیست، مگه نه؟
و اگه میخوای تنها باشی، میتونی بگی که همینو میخوای
میدونیم که تو و هنریتا بیرون تو ماشین بودین
همون شبی که مونا مُرد
چرا هنریتا سعی کرد خودش رو بکشه؟
نه، هنریتا! کمکش کن
نمیخوام
اصلاً نباید نگهش داری. نمیتونم
فسفر باعث کمبود اکسیژن میشه
و همین کمبود اکسیژنه که باعث سقط جنین میشه
در مورد ناتالی فریکدال اومدم
فکر کردم میدونی. فوت کرده
ولی شاید بخوای به مامانت سر بزنی؟
ممنون
فکر کنم یه چیز مهم پیدا کردم
میتونیم همین الان همدیگه رو ببینیم؟
تا ۲۰ دقیقه دیگه برمیگردم
بله؟ سلام، منم. گوش کن
مجبور شدم برم سر یه کاری و بچهها تو خونه تنها موندن
میخواستم ببینم میتونی خودت بری دنبالشون
لعنت بهت، ورونیکا
الو؟
الو؟
مرسی
حالت خوبه؟
چی شده؟
چند بار زنگ زد و گفت که کار مهمی داره
آخرش وقتی جواب نداد، خودم اومدم اینجا
چیز دیگهای هست؟
من میرم تو. کلارا تو راهه
هی. سلام
چطوری اومد تو؟
با اینا
نصیر
نظرت چیه؟
معاینه اولیه، شکستگی گردن. هوم
نپرس که خودش افتاده یا هلش دادن
خودش افتاد یا هلش دادن؟
این دیگه کار توئه
بیا تمومش کنیم
سلام. سلام
سلام. سلام
پس بهت زنگ زد و اصلاً به فکرت نرسید به نصیر خبر بدی؟
چرا، به فکرش بودم
خب، میتونی بری خونه، فردا بیشتر در موردش حرف میزنیم
با توماس تماس گرفتین. الان نمیتونم جواب بدم، ولی
این دیگه چه کوفتیه؟ صفحههای زوج
خب، این فانیه
سلام. سلام
اوم... یه لحظه وقت داری؟
بعداً میبینمت. آره، فعلاً
خداحافظ
لطفاً بذار توضیح بدم چی شد
خب، گفتی که تو دفتر کار میکنی
نمیدونم چطور با این قضیه کنار بیام. نمیتونم بهت اعتماد کنم
چون اصلاً نمیفهمم چطوری فکر میکنی یا اولویتهات چیه
پس چی برات از همه مهمتره؟ معلومه، بچهها
اتفاقی که افتاد فقط یه بار بود
یه تماس داشتم... بسه
دیگه نمیکشم
فقط دیگه بهم دروغ نگو
باشه؟
اصلاً غیرقابل درکه
قرار بود تو هتل با مربی کلیسا شام بخوریم
من یه کم تو فعالیتهای جوونا کمک میکنم
ولی پائولا هیچوقت نیومد
۶ حدوداً چه ساعتی بود؟ از
تا حدود هفت و نیم اونجا mundim
بعدشم رفتی خونه، درسته؟ با تاکسی رفتم
زنگی، پیامی، هیچی بهت نداد؟
شاید بگی از دنیا عقبم، ولی من گوشی موبایل ندارم
موضع کلیسای شما در مورد سقط جنین چیه؟
ببخشید؟ سقط جنین
موضع کلیساتون در این مورد چیه؟
ما معتقدیم که خودِ زن باید این حق رو داشته باشه
که برای بدن خودش تصمیم بگیره
ولی نه اینکه به عنوان یه روش پیشگیری بهش نگاه کنه
ناتالی فریکدال در اثر مسمومیت مُرد
اونم وقتی سعی داشت با فسفر سقط جنین کنه
چی داری میگی؟
وحشتناکه
چیزی در مورد "آرسنیس" میدونین؟
یه بنیاد خیریه برای کمک به معتاداست
اسمش برام آشناست
اگه کلیسا کمکی بهشون کرده باشه
باید توی دفاتر حسابداریمون باشه
میتونم یه نگاهی بهشون بندازم؟
من بهشون دسترسی ندارم. مونا لارسون مسئولش بود
بله، متوجهم
دیگه مزاحمتون نمیشیم. روزگارِ سیاهیه
ساکت باش
سلام. اوا کینونن؟
هیس، شنل
ورونیکا گرن هستم، از پلیس
تسلیت میگم... قبلاً شما رو جایی ندیدم؟
میتونم بیام تو یه کم با هم حرف بزنیم؟
شنل هیچوقت پارس کردنش رو تموم نمیکنه. از غریبهها خوشش نمیاد
اینطوری بهتره
شنیدم شما کسی بودی که ناتالی رو رسوند بیمارستان
تو حموم پیداش کردم. خیلی وحشتناک بود
وقتی خواهرم و شوهرش
حدود پنج سال پیش تو تصادف مُردن، اومد پیش من
کس دیگهای رو نداشت
ممکنه دوستپسر داشته بوده باشه؟ تا جایی که میدونم نه
هیس، شنل. فکر کنم کارمون تمومه. خیلی ممنون
برو تو، شنل
ناتالی فریکدال. میشناختیش؟
از اعضای کلیسا بود
ناتالی پدر و مادر نداشت، برای همین مامانم
ازش حمایت میکرد
کلاً همینطوری بود. به همه کمک میکرد
این چند هفتهی آخر، مادرت رو با ناتالی دیده بودی؟
یه روز ناتالی اومد خونمون
شنیدم داشت گریه میکرد و خیلی ناراحت بود
ولی نمیدونم در مورد چی حرف میزدن
بعداً شنیدم پدر و مادرم دارن دعوا میکنن
بابا فریاد میزد که خدا تنبیهش میکنه
کی رو تنبیه میکنه؟ مادرت رو؟
گوش کن، باید یه خبر ناراحتکننده بهت بدم
دیشب جسد پائولا رو پیدا کردن
نه. متأسفم
هنریتا، چیزی در مورد پائولا هست که بتونی بهم بگی
که بتونه یه کمکی بهمون بکنه؟
چیزی گفته یا کاری کرده که به نظرت عجیب اومده باشه؟
کسی بهش سر زده؟ هر چیزی
کار من بود
الان چی گفتی؟
من مادرم رو کشتم
میتونی بگی چی شد؟
نمیدونم. ولی تقصیر من بود. من... من بودم
اونوقت کجا این اتفاق افتاد؟
نمیدونم. یادم نمیاد
تو پذیرایی
ولی این درست نیست. ما میدونیم که جسد مادرت جابهجا شده
مجبورم تو رو به جرم قتل مونا لارسون بازداشت کنم
فعلاً تحت نظر اینجا میمونی و برای بازجویی بعدی یه وکیل میگیریم
آرون، نمیدونم چیکار کنم
کارل نمیخواد اون رو تو "بلومستربرگا" بستری کنه
باید بهم اعتماد کنی
اونا روشی دارن که بهش کمک میکنه
کلاً گیر کرده، واسه همین یه نگاهی بهش میندازیم
همین که یه کم گرم شدی
اتفاق دیگهای افتاده؟
میدونی که نینی یه کم با بقیه فرق داشت، مگه نه؟
آره. تو هم همینطوری
یه لحظه صبر کن
بفرما، این صندوقچه گنج مادرم بود
اینجا مریمگلی داریم برای پاکسازی خونه
و بعد هم ریشهی مِهرگیاه، هم واسه ثروت و هم عشق
آهان، آره. اینجاست
بیا
تورمالین
در برابر روحهای ناخوانده ازت محافظت میکنه
نه، تا هر وقت که لازم داری پیشت نگهش دار
فکر کنم قفلش شکسته. آره
آره، خب
یه خواب راحت شبانه. گاهی آدم فقط همین رو لازم داره
آره
با من بیا
هنریتا گفت که مادرش رو خفه کرده
فکر میکنی داره راست میگه؟
واضحه که یه نفر داره دروغ میگه. الان میرم با هانس لارسون حرف بزنم
با عمه/خاله چطور پیش رفت؟
خبر جدیدی نیست. به نظر نمیاد چیزی بدونه
یه قهوهای چیزی بخور
تو هیچی در این مورد نمیدونی، باشه؟
ورونیکا گرن
اوه، خوب شد اومدی. متوجه نشدم کی اومدی تو
چی بود... آهان
باردار بود
No comments yet. Be the first to leave one.