Az első 200 sor.
نه، نه، نه، داداش
ما برای تو اینجا نیومدیم
حتی فکرش رو هم نکن
تکون نخور کثافت
دستت رو از اون اسلحه دور کن، داداش
آروم باش لعنتی
داریم دستبرد میزنیم
گلولههای ضد زره
توی لوله این اسلحه هستن
لطفاً اون احمقی نباش که مجبورم میکنه ازش استفاده کنم
پات رو از روی گاز بردار
دکمه قفل رو بزن و از ماشین پیاده شو
وگرنه با زور میکشیمت بیرون
انجامش بده لعنتی
همین حالا
انتخاب با خودته
برو
این دیگه چه کوفتی بود؟
اون عوضی رفت سراغ اسلحهاش
قهوه لعنتیش ریخت
لعنت بهش
گاردنا، ۳۰ ثانیه دیگه میرسیم. مفهومه؟
ثانیه تا مقصد ۳۰
عجله کنید
بازش کن. آماده
دشمن روبروست
وقت نداریم لعنتی
آماده درگیری بشید
درگیری سمت راست
۱۰۰ فاصله
آتیش پوششی
درگیری سمت چپ
مرکز، ۱۰-۹۷
پلیس لسآنجلس تو صحنهست
زیر آتیش سنگین هستیم
لعنتی
حرامزاده
هوی، هوی
هواتو دارم
هواتو دارم
بریم، بریم، بریم
اون دیگه چه کوفتی بود؟
دیدی چطور دست برد سمت اسلحه؟
نمیدونم
فقط دیدم «باسکو» بستش به رگبار
دومین خروجی چپ رو بپیچ توی تونل
از کنار فرودگاه برو
برو توی تونل
سمت راست به طرف خیابون «دوتی»
راست، خیابون «دوتی»
حواست به اون اسلحهها باشه
نمیخوام شلیک اتفاقی داشته باشیم
واسه چی داری به اون نگاه میکنی؟
رِی
من با اون حرف نمیزنم
دارم با تو حرف میزنم
اون چه گندی بود زدی؟
دیگه چه گندی بالا آوردی، هان؟
آه
مطمئنی کل مسیر تا خونه دمت کسی نبود؟
تعقیبت نکردن؟
مارکوس کجاش تیر خورد؟
شریان فمورال
کارش تمومه
خب، ریسکش رو میدونستیم
اوضاع به هم ریخت
جمع و جورش کردیم
همین
هی، «بی»
برگرد اونجا
ببین کی اومده سر صحنه
احتمالاً کلانتری لسآنجلس باشن
اونا جایگزین پلیس گاردنا میشن
اما اگه دایره جرایم سنگین باشه، بدبخت شدیم
همه چی ردیفه؟
جیپیاس نداره؟
از این مدل قدیمیهاست، پسر
ردیفیم
باید این قضیه رو ماستمالی کنیم
باید ردش رو پاک کنیم
خوبی؟
دیگه شدیم قاتل پلیس
یا عیسی مسیح
زهرهترکم کردی عزیزم
نکن این کار رو
الان داری چیکار میکنی؟
داری تماسهای اخیرت رو پاک میکنی؟
گوشیم رو؟
منظورت چیه؟
من که بلد نیستم با این گوشی وامانده کار کنم
خودت که میدونی
«من که بلد نیستم با این گوشی وامانده کار کنم
خودت که میدونی.»
بیخیال
عزیزم، واقعاً الان وقت این حرفاست؟
کجا بودی؟
ساعت ۶ صبحه
کجا بودی؟
سر کار بودی؟
کشیک میدادی؟
داشتی از موادفروشها دزدی میکردی؟
چون بوی زنای تو کاباره رو میدی
معلومه که سر کار بودم
جالبه، چون این پیام برام اومد
خب، چی انقدر داغ بود؟
این پیام کاریه؟
هان؟
گند زدی
به جای اون، به من پیام دادی
آخه کی این کار رو میکنه؟
اینا همش بازیه عزیزم
اون چیزی نیست که فکر میکنی
معذرت میخوام
منم همینطور
لعنت بهش
میریم خونه خاله
چون بابا باید یکم به کارهای خونه برسه
و یه کار دیگه هم داریم که باید انجام بدیم
بیخیال، این چه کاریه؟
هی، یوهو
صداش براتون خیلی زیاده، باشه؟
هی
دِب، دِب؟ این رو میپوشی؟
میتونی تو این کار بهم کمک کنی؟ داری چیکار میکنی، دب؟
داری چه غلطی میکنی؟
صداش برای شماها خیلی زیاده
خانومم، خانومم
جدی، داری چیکار میکنی؟
بابا هم با ما میآد؟
نه، بابا الان وقت نداره با ما بیاد
واقعاً که، خیلی لطف داری
دستت درد نکنه. میتونی این رو تنش کنی؟
هی، عزیزم
مامان منظوری نداشت، باشه؟
هی، قشنگم، بیا اینجا
مامان منظوری نداشت، خب؟
اون منظوری نداشت، باشه؟
عزیزم، خوبی؟
آره، عالیام
عالی
هی
بیا اینجا عزیزم
من الان نمیتونم بیام
اما یکم دیرتر میام، باشه؟
باشه
بیا اینجا
بغلم کن. الان وقت رفتنه
محض رضای خدا
میشه یه لحظه آروم بگیری؟
بابا حالش خرابه
خیلی خستهست
مگه نه عزیزم؟ دب
دب
دب، میشه یه لحظه آروم بگیری؟
از این طرف میریم
دب. باشه، مواظب قدمهات باش
بسیار خب
دب، میشه آروم
خیلی خب
بیا
بریم
اول خواهرت رو سوار میکنیم
بفرما
خب عزیزم، آمادهای؟
عزیزم، همه چی درست میشه، خوشگلم
باشه؟ بریم
خیلی خب، ساکها رو بذار اونجا
میخوای خواهرت رو بذاری روی صندلی؟
ساک صورتی کجاست؟
عقلت رو از دست دادی لعنتی؟
اوه، چه ادبیاتی، اونم جلوی دخترم
عجب پدری
آفرین، آفرین
جلوی دخترهام فحشهای خوارمادر میده
«بچههای من»؟
«بچههای من»؟ عجب پدری
میرم سراغ یه مردی که واقعاً واسم راست بشه
دب، دب، دب
وایسا
لطفاً این کار رو نکن
خواهش میکنم
این یکم سخته
الان فقط ترسیدی، باشه؟
گیج شدی
باشه
برو کنار، نیک
از سر راه برو کنار، نیک
گمشو از اینجا بیرون، آشغال
کثافت
برو عقب
حرفم رو میفهمی کثافت؟
از ما دور بمون! آفرین
باریکلا
خوبه، خوبه
باشه
مامان حالش خوبه
بعداً میبینمت
صبح بخیر
آره
آره
No comments yet. Be the first to leave one.