Sleepless in Seattle

Sleepless in Seattle

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Sleepless In Seattle 1993 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Sleepless in Seattle 1993 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-29
Letöltések: 17
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 183 sor.

مامان مریض شد

و خیلی یهویی اتفاق افتاد

هیچ‌کس کاری از دستش برنمی‌اومد

عادلانه نیست

هیچ دلیلی نداره

اما اگه بپرسیم چرا

دیوونه می‌شیم

پنج دقیقه تو مایکروفر

هر کدومشون

پنج دقیقه و تمام، آماده خوردنه

بلدی آبمیوه بگیری؟

مایکروفر. پنج دقیقه

بیا

روان‌شناسم

بهش زنگ بزن

«گروه حمایت از کسانی که همسرشون رو از دست دادن.»

«شبکه خانواده‌های سرطانی شیکاگو.»

«والدینِ تنها.»

«همسرانِ بدون والدین.»

«خودت رو بغل کن.»

«یه دوست رو بغل کن.» «روان‌شناست رو بغل کن.»

یا «کار کن. سخت کار کن.»

«کار نجاتت می‌ده.»

«کار تنها چیزیه که باعث می‌شه این دوران رو پشت سر بگذاری.»

به دل نگیر. اون فقط مَردیه‌ که زنش رو از دست داده

فکر می‌کنم چیزی که واقعاً بهش نیاز داریم

تغییره

ایده خوبیه

دو هفته مرخصی بگیر، برو زیر آفتاب استراحت کن

«جونا» رو ببر ماهیگیری

نه. تغییر واقعی

یه شهر جدید

یه جایی که هر وقت می‌پیچم تو یه خیابون

یاد «مگی» نیفتم

کجا می‌خوای بری؟

داشتم به سیاتل فکر می‌کردم

بالاخره تا چند ماه دیگه

با زن‌های دیگه آشنا می‌شی

از یکی خوشت می‌آد

آره، درسته. زندگی ادامه داره

این همون کاریه که می‌خوام بکنم

و بعدش تا چند ماه دیگه

بوم! حالم خوب می‌شه

لابد یه قلب جدید برام درمی‌آد

سم، متاسفم. منظورم اون نبود

می‌دونم، می‌دونم

ببین، این اتفاق دو بار نمی‌افته

اون بلندقده با موهای قرمز، دخترعموت «آیرین»ـه

از قیافه همیشه ناراضی‌ش می‌شناسیش

که با «هارولد» ازدواج کرده

همونی که با منشی‌ش فرار کرد

ولی برگشت چون «آیرین» تهدید کرد که سگ رو خلاص می‌کنه

اگه برنگرده

برادرت «دنیس» تو دانشگاه جانز هاپکینز استاده

با... امم... «بتسی» ازدواج کرده

رقابت‌جوترین زنِ دنیا

نمی‌دونم چطوری قراره همه اینا رو یادم بمونه

اوه... خب... والتر، یادت می‌مونه

و عمو «میلتون»ـت کل پولش رو به باد داد

و همین‌طور پول چند نفر دیگه رو

توی یه شرکت هرمی

حرفی از اداره مالیات یا سیستم زندان‌های فدرال نزن

مادرت «باربارا»ست، پدرت «کلیف»

پدرم قطار برقی داره

واقعاً؟

من همونی‌ام که اون‌ها انتظارش رو داشتن؟

اوه والتر، اون‌ها عاشق تو می‌شن

همگی گوش کنید

«آنی» یه خبری داره

اوه

من و والتر نامزد کردیم

مرسی

ممنونم

مامان می‌دونست

بابا، مامان می‌دونست

آنی، انگشترت رو نمی‌بینم

تبریک می‌گم والتر

عافیت باشه

عافیت باشه

خوبی؟

چیزی نیست

شاید از گل‌ها باشه

من می‌برمشون

نه، بهشون دست نزن

واقعاً خجالت می‌کشم که تو چنین موقعیتی عطسه می‌کنم

الان موقعیت خیلی مهمیه

اون به همه‌چی حساسیت داره

نگران نباش

زنبور. من به زنبور آلرژی دارم

«هارولد» به هر نوع زنبوری حساسیت داره

ما همیشه باید یه سرنگ آدرنالین همراهمون داشته باشیم

هر جا که می‌ریم

آنی: اگه حتی یه تیکه آجیل بخوره

سرم مثل هندونه باد می‌کنه

و درجا غزل رو می‌خونم

آیرین: برای هارولد و زنبور هم همین‌طوره

من و مادرت تو عروسیمون ماهی سالمون داشتیم

و یه عروسی بدون سالمون سرد

من به سالمون آلرژی ندارم

اوه! اون به سالمون آلرژی نداره

فکر نکنم

ولی آدم از فرداش خبر نداره

هیچی معلوم نیست

هارولد هم همیشه به زنبور حساسیت نداشت

اوه عزیزم، چه حیف

یکم شامپاین داشتیم

و برای چی ازش استفاده کردیم؟

آزادی مشروط عمو میلتون

خوشمزه بود

همین‌طور بود، مگه نه میلتون عزیزم؟

کی عروسی می‌کنین، آنی؟

اوایل ژوئن، توی باغ

اوه

هارولد، حتماً باید توی باغ باشه؟

تکلیف هارولد و زنبورها چی می‌شه؟

من به زنبور آلرژی دارم

باربارا، روت حشره‌کش اسپری می‌کنیم

سالمون سرد

یه سالاد خیار عالی

توت‌فرنگی

متاسفانه من به توت‌فرنگی آلرژی دارم

والتر، تو با اینا مشکلی نداری؟

امروز من خودم رو خوش‌شانس‌ترین مرد-مرد-مرد

روی کره زمی-زمی-زمین می‌دونم

دیالوگِ «لو گهریگ»

یادته بابا؟ دیالوگ «لو گهریگ»

از فیلمِ... امم

«غرور یانکی‌ها». غرور یانکی‌ها

در مورد بیسباله

یه اشاره‌ی تاریخیه

می‌خوام یه جام به سلامتی بنوشم

به سلامتی

به سلامتیِ خواهر کوچیکم

به سلامتیِ والتر و دختر عزیزم

برای والتر و آنی

باربارا: همگی بفرمایید میل کنید

قبل از اینکه سرد بشه

بیا، اینجاست

انجمن تاریخ این رو می‌خواست

ولی هیچ‌وقت بهشون ندادمش

آنی: اوه مامان

دیدم این چیزها دوباره مد شدن

لباس مادربزرگه

اوه عزیزم

اوه

اون مرد خیلی دوست‌داشتنی‌ایه، آنی

می‌دونم

فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

و ورزشکار خیلی خوبیه

خانواده‌ش آدم‌های خوبی هستن؟

عاشقشون می‌شی. امشب می‌ریم «دی‌سی»

تا صبح کریسمس پیششون باشیم

چطوری شد که با هم آشنا شدین؟

خب... واقعاً مسخره بود

تو دفتر دیده بودمش

اون نایب رئیس انتشاراته

و بعد یه روز

هردومون از یه جا ساندویچ سفارش دادیم

و ساندویچ کاهو و گوجه‌ی من با نون سبوس‌دار رو اشتباهی برداشت

که بهش آلرژی داشت

و من ساندویچ کاهو و گوجه‌ی اون با نون سفید رو برداشتم

چقدر جالب. واقعاً عجیبه، نه؟

آدم میلیون‌ها تصمیمِ بی‌اهمیت می‌گیره

و یه روز یه غذای بیرون‌بر سفارش می‌دی

و همون زندگیت رو عوض می‌کنه

دست تقدیر در کاره

مامان

تقدیر چیزیه که خودمون اختراع کردیم

چون نمی‌تونیم این واقعیت رو تحمل کنیم

که هر اتفاقی می‌افته، تصادفیه

پس چطوری توجیه می‌کنی

که هردوتون یه مدل ساندویچ سفارش دادین

به جز نونش؟

مگه چند نفر تو این دنیا هستن

که ساندویچ کاهو و گوجه دوست داشته باشن

بدون هیچ چیز اضافه‌ای مثل تن ماهی؟

خب

اون یه نشونه نبود

فقط یه تصادف بود

من با خانواده‌م تو «آتلانتیک سیتی» بودم

کلیف گارسون بود

اصلاً قرار نبود اون شب کار کنه

و فرض کن اگه نمی‌اومد چی می‌شد؟

More Farsi Persian subtitles for Sleepless in Seattle

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left