The Night Shift

The Night Shift

Farsi Persian felirat letöltése

3. évad

Kiadási információk

The Night Shift S03E12 Emergent 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 12 The.Night.Shift زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-02-12
Letöltések: 26
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

مرد: تا الان آتیش ۹ تا خونه رو نابود کرده

آتیش همین‌طوری داره پخش می‌شه

باشه

آره، خبرا از خط مقدم میگه که اوضاع فقط داره بدتر می‌شه

باید منتظر مصدومای سوختگی بیشتری باشیم

و همین‌طور بیمارایی که دود استنشاق کردن

خیلی بیشتر. همه آماده‌باش باشن

سخته بخوای خودت رو آماده نشون بدی

وقتی صاحبِ کارت داره بازی رو واگذار می‌کنه

خبری از زمانِ رسیدنِ اخراج‌نامه‌هامون داری؟

پل: اوه، اوه. هنوز هیچی رسمی نشده

هوبارت هنوز چیزی نخریده، درسته؟

درسته. هنوز نخریدن

و من با خریدارای دیگه هم تماس گرفتم

تا سعی کنم راضیشون کنم قیمتی بالاتر از پیشنهاد هوبارت بدن

و ما رو کنار هم نگه دارن

پس تا وقتی جوابی نگرفتم، بیا امیدوار بمونیم، مالی

صاحب‌خونه‌ من "امید" حالیش نیست

اونم اولِ ماه، توفر

مالی! گرمازدگی

فقط یه سرم می‌خواد و چند ساعت استراحت

فقط اون این‌طوری نیست

مالی

توفر، به خودت نگیر، باشه؟

مالی از سه تا اورژانس دیگه پیشنهاد کار داره

همه‌ی پرستارها گزینه‌های خودشون رو دارن

شنیدم بعضی از دکترا هم همین‌طور. تو الان چند تا پیشنهاد داری؟

سه تا. از جمله بالتیمور

گوئن می‌خواد برگردم اونجا، ولی من زیر بار نمی‌رم

باشه؟ بقیه هم همین‌طورن

همه‌مون می‌دونیم که دیگه هیچ‌وقت همچین خانواده‌ کاری‌ای پیدا نمی‌کنیم

هی، اون به سی‌تی‌اسکن سر و بخیه نیاز داره

هلیکوپتر داره سوخت‌گیری می‌کنه، بعدش برمی‌گرده تا مریضای بیشتری بیاره

ولی انگار اینجا دیگه جا نداریم

خب، یه جوری جا باز می‌کنیم. همگی، نگران نباشید

اورژانس تعطیل نمی‌شه

دارم بهتون می‌گم، خیلیا دنبال خریدن اینجان

ما پیش هم می‌مونیم. همه‌چی درست می‌شه

آره، منم... منم موافقم

اشکالی نداره. همه‌چی... همه‌چی درست می‌شه

آره، واسه تو و اسکات

شما جراح هستید. هوبارت شما رو ول نمی‌کنه

بقیه‌مون بدبختیم

زن، ۳۰ ساله

داشته با موتور چهارچرخ آتیش رو بررسی می‌کرده که واژگون شده

افتاده وسط شعله‌ها

سوختگی درجه دو و سه در دیواره شکم

احتمال آسیب داخلی؛ موتور چهارچرخ دقیقاً افتاده روش

۱ باشه. اتاق تروما

و مریضای بیشتری هم دارن میان

چی شده؟

این احمق وقتی آتیش‌سوزی شد، داشت سعی می‌کرد حیوونای زبون‌بسته رو نجات بده

وقتی آتیش‌سوزی راه افتاد

تله گازش گرفت

شاید اگه یکم حواست به اطرافت بود

دفعه بعد کمتر درد می‌کشیدی، هیپیِ لعنتی

۲ باشه. مریض جدید. تروما

اسم من دریکه و این دردی که دارم هیچی نیست

در مقایسه با دردی که اون حیوونا می‌کشن، فاشیست

توفر: هی، مَک

آخرین باری که دیدمت، تو افغانستان داشتی تیراندازی می‌کردی

آخرین باری هم که من دیدمت، داشتی ازش فرار می‌کردی

هی، درو. این مک رایلیه

اون پارسال تو افغانستان به من و تی.سی کمک کرد

اوه. درو آلیستر، دکتر ارتش

عراق، افغانستان

هنوزم دارم اعزام می‌شم، انگار سیر نمی‌شم

آره، وقتی بیای بیرون دلت براش تنگ می‌شه

درو! اوه! هی، خب، وظیفه صدام می‌کنه

از دیدنت خوشحال شدم مرد. آره، منم همین‌طور

ممنون. اوه، هی، دکتر

آره. ببین، قبل از اینکه برگردم

یه خواهشی ازت داشتم

دارم به این فکر می‌کنم که دوباره برگردم به کارهای قراردادی نظامی

و، اوم، فقط به امضای یه دکتر نیاز دارم

پای فرمِ معاینه فیزیکیم

آره، حتماً. بفرما داخل

چکاپت می‌کنم

آره، دکتر باید برگردم پیش تیمم

چ-چرا همین‌طوری الکی امضاش نمی‌کنی؟

خب، من... من نمی‌تونم همین‌طوری امضا کنم

یه معاینه سریع و بعدش می‌تونی بری

تهش ۱۰ دقیقه طول می‌کنه. هی، ناتالی؟

اوم، می‌تونی بفرستیش به... تروما ۳؟

حتماً. راستی، تی.سی کجاست؟

دوباره رفته مأموریت خارج از کشور

می‌شه یه جنگجو رو از میدون جنگ دور کرد

ولی نمی‌شه جنگ رو از وجودش پاک کرد

آره، نگو که دلم خونه

یه ماهه اینجاییم و تُرک‌ها هنوز اجازه نمی‌دن از مرز رد بشیم

این پانسمان‌ها رو روزی دو بار عوض کن

ممنونم

از کمک‌تون خیلی ممنونیم

ولی خیلی از هم‌وطنام به کمک نیاز دارن

خب، ما کلاً دو نفریم، حمدی

پس داریم با هر چی که داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم

این رو می‌خوای؟

برید عقب

انگار به تجهیزات بیشتری نیاز داریم

ببخشید آقا! آقا

ما مایل‌ها راه اومدیم، بدون غذا، بدون آب

آقا، خواهش می‌کنم. خیلیا از ما زخمی شدن

لطفاً کمک کنید. داری چیکار می‌کنی؟

ما نمی‌دونیم این مردم از کجا اومدن

نمی‌دونیم کی هستن

ما حمدی رو هم نمی‌شناختیم تا اینکه باهاش آشنا شدیم، خب؟

باشه، ولی ظرفیتمون تکمیله

و داروهامون هم داره تموم می‌شه

بعضی وقتا فقط باید بی‌گدار به آب زد، باشه؟

بعداً... بعداً یه نقشه‌ای می‌کشیم. یه کاریش می‌کنیم

دروازه رو باز کن. نه، نه، نه

داری چیکار می‌کنی؟! داری چیکار می‌کنی؟

در رو باز نکن! در رو باز نکن

هی! هی! آروم باشید

در رو ببند

آروم باشید! چیزی نیست! هی! هی! هی

توی چادر آب هست

فقط حس می‌کنم این هفته خیلی سرد و دور بودی

نه، سرد نبودم

فقط... اینجا خیلی اتفاقا داره می‌افته

با این قضیه احتمال فروش اینجا

منظورم اینه که، اگه این اتفاق بیفته برگردم دالاس؟

یا بمونم؟ دالاس؟

خب... پس تکلیف من این وسط چی می‌شه؟

خب، نمی‌دونم. آخه

جوابم رو گرفتم

ببین، امشب اینجا خیلی شلوغه

می‌شه بعداً در موردش حرف بزنیم؟

زن: دکتر فرانکلین، ۳۷۲۱. حتماً

دکتر فرانکلین، ۳۷۲۱. هی، توفر. سلام

هی، یه مشکلی پیش اومده

خب، تازه آمار دستگاه "پیکسیس" رو چک کردم

و دیدم یه سری دارو نیست. حدوداً ۱۲ تا "نورکو"

آمار شیفت روز درست بود، پس مسئولیتش با ماست

مطمئنی؟ سه بار چک کردم

می‌دونم با این وضعیتی که تو داری

سعی می‌کنی یه خریدار دیگه واسه بیمارستان پیدا کنی، چقدر این موضوع بد به نظر میاد

منظورم اینه که، این می‌تونه همه‌شون رو بپرونه

یادم ننداز. باشه. گزارش‌ها رو چک کن

ببین کیا به "پیکسیس" دسترسی داشتن

ممکنه اوضاع بیخ پیدا کنه، پس تا وقتی بیشتر نفهمیدیم، صداش رو درنیار

باشه

همه‌جام... درد می‌کنه

تعجبی نداره

شکمت بدجوری سوخته و همه‌جات هم کبود شده

فقط سعی کن آروم باشی. راستی، من دکتر ریورا هستم

والسکا

دو ماهه رفتم سر کار و از همین الان افتادم توی اورژانس

مامانم عاشق این وضعیت می‌شه

نمی‌خواست آتش‌نشان بشی؟

اوه، اون می‌خواست همونی که بودم بمونم

یه آدم ماشینی پشت میزنشین

قبل طلوع خورشید می‌رفتم سر کار، بعد غروب برمی‌گشتم

بیشتر شبیه خون‌آشام بودم تا آدمیزاد. متنفر بودم ازش

ولی مامانم عاشقش بود

لابد به نظرش اون‌طوری امن‌تر بود

ممم، ربطی به امنیت نداشت

اون... فقط همون چیزی بود که ازم انتظار می‌رفت

همه‌اش همون بود که انتظار می‌رفت

می‌دونی که، دردسر درست نکن

پا از گلیمت درازتر نکن

شاید حق با اون بود

خب دکتر، باهام روراست باش

می‌تونم... می‌تونم دوباره برگردم سر کارم؟

ما هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم تا این اتفاق بیفته

هشت سال طول کشید

تا جرئت پیدا کنم اون شغل رو ول کنم

اگه تهش برگردم همون‌جایی که شروع کردم

انگار تمام کارایی که این وسط انجام دادم همه‌اش

بیهوده بوده

انگار... انگار هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده

انگار هیچ‌وقت نرفته بودم

اون حس رو می‌فهمم

والسکا، حس می‌کنی نفست بالا نمیاد؟

ممم

یه کیت گاز خون برام بیار

و لطفاً ببین دکتر کامینگز از اتاق عمل اومده بیرون یا نه

گزارش رو چک کردم. مالی، جاسلین و هِدِر

تنها کسایی بودن که امشب به پیکسیس دسترسی داشتن

ولی آنی همه‌جا همراهشون بوده

آنی. یادم رفته بود که داره دوره می‌بینه

امشب همین‌طوری داره عالی‌تر می‌شه

نگو که دلم خونه

همین الان صاحب‌خونه‌م زنگ زد

آب از دستشوییِ باشگاه نشت کرده به مغازه پایینی

دلار خسارت آب و همین‌طور داره بیشتر می‌شه ۲۵۰۰

متاسفم که اینو می‌شنوم

نمی‌دونم چطوری هم این کار رو می‌کنی و هم یه بیزینس رو می‌چرخونی

آره، خودمم نمی‌دونم. احتمالاً ایده‌ی زیاد جالبی نبوده

ولی ببین، تا جایی که به مظنون‌ها مربوط می‌شه

فکر کنم آنی بهترین گزینه برای شروع باشه

بیخیال بابا

واقعاً فکر می‌کنی سه تا از بهترین پرستارامون

یهو تصمیم گرفتن شروع کنن به دارو دزدیدن؟

نه، منظورم اون نیست... هی، چی

چی داری می‌گی؟ کی داره دارو می‌دزده؟

بیا... بیا در موردش حرف بزنیم

یه مقدار "نورکو" از پیکسیس گم شده

امشب چند تا از پرستارها ازش استفاده کردن

فقط داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کار کی بوده

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left