Az első 177 sor.
دِره، حاضری؟
آره، یه ثانیه وایسا. اوه، نزدیک بود یادم بره
اوه دِره، من خیلی هیجانزدهام
انگار پیشگامهای شجاعی هستیم که دارن میرن دنبال ماجراجویی
تا زندگی جدیدشون رو توی یه سرزمین جادویی شروع کنن
آره، یه جورایی میشه اینطوری گفت
بسیار خب. خیلی خب، بزن بریم
یادت نره بری دستشویی
ام... باشه
میدونم، میدونم، میدونم، میدونم
باشه، باشه
تازه موهام رو درست کردم
خیلی خب، خیلی مواظب اون باش. باشه
بعداً میبینمت عمو چارلی. دوستت دارم
بدو دِره، نباید از هواپیما جا بمونیم
خداحافظ. بعداً میبینمت، دِره
خداحافظ بچهها. دلمون براتون تنگ میشه
نه پسر، ماله خودت
بیا دیگه دِره، بگیرش
دمت گرم پسر
بسیار خب دِره، بیا دیگه باید بریم
باشه، خداحافظ بچهها
به محض اینکه نشستیم زنگ میزنیم
خانمها و آقایان، به پرواز... خوش آمدید
برداشتیش؟
آره
به مقصد پکن
دِره، نگاه کن. رسیدیم به درس دهم
حالت چطوره؟
یادت هست اون یکی چی بود؟
نه
دِره، داری منو میکُشی
مامان نگاه کن، توی چین همهچی قدیمیه
خونههای قدیمی، پارکهای قدیمی، آدمهای قدیمی
نگاه کن. این یارو حداقل ۴۰۰ سالش هست
دِره لطفاً تمرکز کن، باشه؟
اسمت چیه؟
باید تمرین کنی
آره، باید امتحانش کنی. نه، مامان
آره دِره. دِره. مامان
ازش بپرس. برو دیگه
ازش بپرس "اسمت چیه؟"
و "حالت چطوره؟"
همین الان انجامش بده
اِم
داداش، من بچه دیترویتم
اوه
اِم
چه خبر؟
زمان پرواز ما ۱۳ ساعت و ۳۰ دقیقه خواهد بود
با شام و صبحانه در خدمت شما هستیم
اون گفت که دم شماره پنج ببینمش
اون چیه؟
خانم پکر؟
اوه
سلام. سلام
"پارکر" هستم
اوه. معذرت میخوام خانم پارکر
به پکن خوش اومدید
و این هم کارت برقتون هست
فرقی نمیکنه
فکر میکنید نسخهی انگلیسیش رو داشته باشید؟
نگاه کن! اون دهکده المپیک هست
زیبا نیست؟
آره
انگار توی چین هیچچیز قدیمیای وجود نداره، نه دِره؟
اونجا رو نگاه کن دِره. بورلی هیلز
همیشه حرفش رو میزدیم که اونجا زندگی کنیم، نه؟
فکر کنم منظورمون اون یکی بود، مامان
حس خوبی به اینجا دارم
اوه، آره. تو باید پسرِ جدیدِ واحد ۳۰۵ باشی. من هریام
هی. چه خبر؟ منم دِره هستم
بیا، بذار کمکت کنم
دمت گرم
خب چطور شد که اومدین چین؟
مامانم انتقالی گرفت
پاسپورت لطفاً. ممنون
اون توی کارخونه ماشینسازی کار میکنه. باشه
میشه لطفاً این کارت برق رو توضیح بدید؟
چون ما از اینها توی آمریکا نداریم
چینی بلدی؟
اِم... نه
اینجا چینه. شاید فکر بدی نباشه یاد بگیری
اون پارک ماست. باید بیای اونجا
ببین چه زود داری دوست پیدا میکنی
سلام، من مادر دِره هستم. سلام. از دیدنت خوشبختم
منم همینطور. میتونی خانم شری صدام کنی
من هری هستم. سلام هری
خب پس فکر کنم بعداً میبینمت، درسته؟
شاید. باشه، عالیه. فعلاً
خیلی خب، اینم قرارداد اجارهتون به زبان انگلیسی
صاحبخونه خانم وانگ هستن. انگلیسیشون خوب نیست
اما اگه مشکلی پیش اومد، برید پیش آقای هان
انگلیسی ایشون خیلی خوبه
باشه. باشه
خب، به پکن خوش اومدید خانم پارکر
ممنون
پس فردا میبینمتون، باشه؟
باشه، حتماً. ممنون
اوه! وایسا، وایسا
یه چیزی در مورد رفتن به اداره پلیس گفتی
واو، این عالیه دِره
هر چیزی که لازم داریم همین دور و بره. میدونی چیه؟
اگه بخوای، میتونیم هر روز ناهار رو
توی مدرسهات با هم بخوریم
جواب منفیه. اصلاً راه نداره
نُچ. نُچ
دِره، ما توی پکن از این کارها نمیکنیم
دِره، ژاکتت رو بردار
مامان، من خستهام باشه؟ هواپیمازدگی دارم
"هواپیمازدگی"؟
منظورت جتلَگ هست
میدونم عزیزم، منم همینطورم
اما نباید بخوابیم
چون اونوقت ساعت ۲ صبح بیدار میشیم
و تو فردا مدرسه داری
دِره! میتونی بری تعمیرکار رو پیدا کنی؟
میخوام دوش بگیرم
و آب گرم خرابه! آره
ببخشید
دنبال تعمیرکار میگردم
آقای هان؟
ممنون
آقای هان؟
سلام
اِم
ما تازه اسبابکشی کردیم به ۳۰۵. آب گرم کار نمیکنه
آبِ داغ نداریم، نو آگوا
دنبال آقای هان میگردم
هان؟
آقای هان؟
آقای هان؟
۳۰۵ من و مامانم تازه اومدیم اینجا. واحد
آب گرم کار نمیکنه
آقای هان؟
باشه
یا اینکه میتونم یه وقت دیگه بیام
یا فقط میتونی بهم نشون بدی چطوری درستش کنم
تا از شرم خلاص بشی
اِمم
چه حالبههمزنه
اِم
فکر کنم الانه که بالا بیارم
توی واحد ۳۰۵، همونجایی که آب گرمش کار نمیکنه
فکر کنم سرش شلوغه
هی پسر، بالاخره اومدی. خوش اومدی
ممنون
بازی میکنی، نه؟ آره
بیا دیگه
خیلی خب، ما سه نفر در مقابل اون چهار نفر. حله
بسیار خب
ایول، ایول
پاس بده
تعویض! تعویض
دستِ شوتزنم یه کم هواپیمازدگی داره
واسه همین فقط
اینو میخوای؟
میخوای من بازی کنم؟
میدونی که من با بردن پیرمردها هیچ مشکلی ندارم
اونجایی که من ازش میام، بهم میگن
دِرهی پینگپونگباز، باشه؟
میخوام باهات راه بیام
بیخیال مرد. من ۱۲ سالمه
آخ
اوه
اون واقعاً خوبه. تا حالا ندیدم به کسی ببازه
آره
پسر. میخوای بری باهاش حرف بزنی یا چی؟
با کی؟ با اون
همون دختری که داشتی بهش زل میزدی
بهش زل نزده بودم پسر
چرا، زده بودی
باید بری باهاش حرف بزنی. مگه اینکه ترسیده باشی
من از هیچچی نمیترسم
پس انجامش بده. برو. یالا
باشه. همین الان
هی
No comments yet. Be the first to leave one.