Az első 200 sor.
مثل همیشه، این تابستون هم با رفتن به کلبه پدربزرگ شروع شد
پدربزرگ گفت بهمون یاد میده چطوری مثل نینجاهای واقعی پرواز کنیم
تامتام، آدما که نمیتونن پرواز کنن. ولی نینجاها میتونن، پدربزرگ اینجوری گفت
ای بابا، داره سرکارت میذاره
با اون وضعی که شروع شد، فکر میکردیم تابستون خیلی کسلکنندهای داشته باشیم
ولی عجب اشتباهی میکردیم
پدربزرگ، بزن کنار
لو رفتیم
وای
اینم از آرامش و سکوتی که منتظرش بودیم
چه خبره؟ اون بیرون چیه؟
لابد یه خرگوش صحرایی که اعصاب نداره
عصر بخیر
همونطور که میبینید، اینجا بدجوری بلبشو شده
ولی یه چیز واسه من کاملاً روشنه
یه جای کار توی سرزمین عقابها بدجوری میلنگه
سرخپوستهای نکبت. فقط مایه دردسرن
هوی
اون خبرنگار رو از اینجا دور کنید
ما اینجا زن نمیخوایم. آقای هاردینگ؟
اینجا اصلاً جای شماها نیست
مردم، نگرانیهاتون رو درک میکنم، ولی راهش این نیست
اون رو بده به من
شماها این رو فرو کنید تو کلهتون
اینجا زمین شما نیست
اینجا زمین منه. شما اجارهنامه امضا کردید
هر کاری دلم بخواد با زمینم میکنم، به کسی ربطی نداره
حالا بهتره گورتون رو گم کنید، وگرنه میدم به جرم ورود غیرقانونی بازداشتتون کنن
جک هاردینگ، اونی که باید بازداشت بشه تویی
کسبوکارت داره مردم ما رو به کشتن میده
تخلیه زباله بسه! کشتوکشتار بسه
چه باحال! سرخپوستها
خیلی خب. برید سوار شید. کامیونها رو روشن کنید
چه خبره؟
نمیدونم ولی اوضاع خیته
هی، اون دختر منه! جو؟
تخلیه زباله بسه! کشتوکشتار بسه
بیاید دیگه. حرکت کنید! برید جلو
پدربزرگ، بیا بریم
جک، به آدمهات بگو بکشن کنار. بذار من ردیفش کنم
خفه شو. خیلی خب، ران. خالی کن
برگردید اون تو
تامتام
صبح بخیر پدربزرگ. صبح بخیر راکی
صبح بخیر پدربزرگ. صبح تو هم بخیر کُلت
تامتام
اومدم! دارم میام
پدربزرگ، تو یخچال هیچی واسه خوردن نیست
پیتزا! پیتزا
من پیتزایی که نفخ بیاره نمیخورم. فقط پپرونی بگیر
منم اصلاً ماهی روی پیتزام نمیخوام، باشه؟
باشه
هر کی زودتر برسه سفارش میده
هی، وایسید منم بیام
عجله کن پدربزرگ
شما برید، منم میرم یه کم خرتوپرت بخرم
باشه
شماره ۱۳ بیاد تحویل بگیره. ایول
شماره ۱۴ بیاد تحویل بگیره
نوبت ماست
خب، برو بگیرش دیگه
شماره ۱۵ بیاد تحویل بگیره
خب، خب، ببین کی اینجاست
ببین باد باز کدوم آشغالی رو آورده اینجا
بهت گفتم دیگه دنبال ما راه نیفت
پدرم کجاست؟ باهاش چیکار کردید؟
نمیفهمم چی میگی. گمشو از اینجا بیرون
این کار رو نکن
صبر کن. نه، این درست نیست
اون فقط یه دختربچه است
واسه آبجو خوردن هنوز دهنش بو شیر میده. ولم کن
ای نیموجبیِ
چیه؟ کسی با این موضوع مشکلی داره؟
گفتم کسی مشکلی داره؟
آره، من مشکل دارم
بذار حدس بزنم
قدت اونقدری نبوده که توی شهربازی سوار وسیلههای خفن بشی
اینش کجاش خنده داشت؟
شما کلهپوکها چرا دست از سرش برنمیدارید؟
چی گفتی جوجه؟
گفتم ولش کنید، کلهپوکها
بیاید اینجا الفبچههای خیرهسر
باید یه کم ادب یادتون بدم
غمانگیز نیست؟ بعضی بچهها اصلاً آدم بشو نیستن، مگه نه؟
بگیریدشون
ممنون
وروجک! حالا دیگه کارت تمومه
پسر، عجب پیتزای معرکهایه
نمیبینی دارم کوفت میکنم؟
بله
مراقب باش
اجازه هست؟
نمیبینم! چشمام
اگه جای تو بودم به اون دست نمیزدم
هی داداش، کی بهت راه رفتن یاد داده؟
کُلت! نکن
کُلت، آخه این چه
کُلت! تمومش کن
تامتام
راکی
پیتزام
دعوا نکنید. من که دعوا نمیکنم
داری چیکار میکنی؟ دارم حالشون رو میگیرم
خب، بس کن دیگه
خودم ردیفش میکنم
رفیق، نباید با چاقو بازی کنی. الگوی بدی میشی
راست میگی. الگوی بدیه
اون بچهها رو بگیرید
تلافیاش رو سرتون درمیارم
شماها عالی هستید
این چیزا رو کجا یاد گرفتید؟
اینا رو پدربزرگمون بهمون یاد داده
میشه به ما هم یاد بدید؟ یاد گرفتنش سخته؟
نه... یعنی آره، خیلی سخته
اسماتون چیه؟
این راکیه، این کُلته، منم تامتامام
اینا اسمهای نینجاییمونه
شما نینجاهستید؟
فکر میکردم نینجاها آدمبده هستن
نه بابا. نینجای خوب داریم، نینجای بد هم داریم
آره، مثل دندونپزشکها
هی پدربزرگ، ما اینجاییم
دیدی چطوری دخلشون رو آوردیم؟
داریم میریم
آخه من هنوز پیتزام رو نخوردم
صبر کن
بله، متوجهم
فکر خوبیه
بچهها فردا کلهسحر اونجا هستن
خواهش میکنم
باید خسارتهایی که به پیتزافروشی زدید رو بدید
چرا؟ پدربزرگ، اونا شروع کردن
اونش مهم نیست. بذار این
واسه ما درس عبرت بشه
پس میخواید قهرمان بازی دربیارید، نه؟
شاید بهتره دیگه بهتون درس نینجایی ندم. نه
خودتون گفتید باید به آدمهای محتاج کمک کنیم. گفتم
ولی نگرانی من واسه این نیست
دارید زیادی از خود راضی میشید. بشینید
گوش کنید
شما به بقیه کمک میکنید تا واسه خودتون قهرمان بشید
این کمک به اونا نیست، کمک به خودتونه
این یه جور دروغه
حالا این رو ببینید
منظورم از مسیر درستِ نینجا، این بود
گل؟
این گلهای قشنگ رو میبینید؟ باید یاد بگیرید مثل اینا باشید
منظورتون اینه که تو خاک و خل وایسیم و بوی خوب بدیم؟
خیلی بامزهای
به صدای گل گوش بدید
میتونه بهتون یاد بده چطوری در مسیر درست قدم بردارید
مگه اینا انگلیسی حرف میزنن؟
بهشون گوش کنید
صدای شکفتن گلها رو بشنوید
فقط اون موقع است که میتونید یه نینجای واقعی بشید
چرا نمیتونید راحت بهمون بگید؟
من میتونم خیلی چیزا بهتون یاد بدم
ولی بعضی چیزا رو خودتون باید یاد بگیرید
کُلت! بذار بیام بیرون
اون یکی
سلام بچهها
سلام. من جو هستم
من کثیفم. یعنی راکیام
سلام راکیِ کثیف
چی؟
سلام
پدربزرگتون گفت که شما اینجایید
دارید این کار رو به خاطر من انجام میدید؟
نه، این بخشی از تمرینات نینجاییمونه
دیروز واقعاً فوقالعاده بودید. باورم نمیشه نینجاهای واقعی هستید
میفهمم چی میگی. امروز بیشتر شبیه نینجاهای زبالهجمعکنیم
میتونم کمک کنم؟
ممنون که دیروز ازم دفاع کردید
اوه، چیزی نبود که
راستی اونا کی بودن؟ چرا دنبالشون میکردی؟
واقعاً میخوای بدونی؟
باورت بشه یا نه، همهاش به زبالهها ربط داره
این بحث داره اشتهام رو کور میکنه
پس فکر میکنی اون سه نفر پدرت رو دزدیدن؟ مطمئنم کار خودشونه
ولی هیچکس حرفم رو باور نمیکنه
همه فکر میکنن رفته سفر کاری. شهردار اینجوری میگه
شهردار؟ آره، پدرم واسه اون کار میکنه
یه روز قبل از اینکه پدرم غیبش بزنه بهم گفت
بهم و به مامانم گفت که تو دفتر شهردار یه چیزی پیدا کرده. یه رازی در مورد محل دفن زبالهها
چه رازی؟
دقیقاً نمیدونم
ولی گفت اون راز باعث میشه محل دفن زبالهها رو برای همیشه ببندن
اونا هر چیزی رو اونجا میریزن. نه فقط آشغال
دارن زمین رو نابود میکنن
و بدون زمین، زندگی هم وجود نداره
عمر آدمیزاد مثل علفهای صحراست
مثل یه گل صحرایی میشکفه
و بعد از بین میره
ولی زندگی ابدی در روح ماست
و همین روحهای درخشان هستن که
به پیشگاه خدا میرن. آمین
خب، حالا باید چیکار کنیم؟
چه کاری از دستمون برمیاد؟ هر کاری میتونستیم کردیم
معلومه که نکردیم. مردم هنوز دارن میمیرن
دیگه چند نفر رو باید دفن کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.