Z-O-M-B-I-E-S 4: Dawn of the Vampires

Z-O-M-B-I-E-S 4: Dawn of the Vampires

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

zombies 4 dawn of the vampires 2025 hdr 2160p web h265-rvkd
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Zombies 4: Dawn of the Vampires 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-31
Letöltések: 18
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 158 sor.

خوش اومدین به سی‌بروک

شهر ما یه ذره با بقیه جاها فرق داره

جایی که یه سنگِ ماهِ کهکشانیِ مرموز

به دنیای ما زامبی‌ها، گرگینه‌ها و آدم‌فضایی‌ها رو هدیه داد

و حالا همه‌مون مثل یه خانواده بزرگ، شاد، پشمالو، سبز و نیش‌دار کنار هم زندگی می‌کنیم

و حالا بعضی‌هامون توی کالجِ «ماونتِن» هستیم

با آدم‌های زیادی از همه‌جا آشنا شدیم و کلی داستان شنیدیم

ولی این یکی از همه بیشتر به دل‌مون می‌شینه

افسانه‌ها می‌گن یه سنگِ ماهِ دیگه روی کوه «ری‌برن» سقوط کرده

و باعث شده دوتا هیولای جدید در دو دنیای جداگانه به وجود بیان

روزگردها

و خون‌آشام‌ها

اون سنگ ماه، «میوه‌ی خون» رو هم به وجود آورد

که هر دو موجود برای زنده‌ موندن بهش نیاز دارن

اما در طول سال‌ها، اونا سرِ این منبع غذاییِ باارزش با هم جنگیدن

و اختلاف‌شون به شک و ترس تبدیل شد

برای همین خودشون رو برای همیشه از دشمن‌های قسم‌خورده‌شون جدا کردن

تا الان

سلام، من زِد هستم، قهرمان زامبیِ شهرمون

و به‌ تازگی هم ستاره‌ی جدید فوتبال کالجِ «ماونتِن» شدم

آره جون خودت، نیمکت‌نشین

خیلی خب. هنوز یکم جای کار داره، ولی چیزی نیست که از پسش برنیام

زد، اگه تابستون رو وقت بذاری و روی اصول اولیه تمرین کنی

سه‌سوت می‌ری توی ترکیب اصلی

اوه... بله مربی

تمرین توی کمپ فشرده‌ی فوتبال

سخته که کل تابستون بقیه رو نبینم

ولی خب، فقط من نیستم که دارم سعی می‌کنم راه خودم رو باز کنم

سلام، من ادیسون هستم

شاید فکر کنین که چون یکم رگم به آدم‌فضایی‌ها می‌خوره

توی تیم تشویق‌کننده‌های کالج یه امتیازی دارم

ولی این تیم واقعاً کارش درسته

و اگه بخوام کاپیتان تیم بشم، باید حواسم رو حسابی جمع کنم

واسه همینه که این تابستون دارم می‌رم یه کمپ تشویق در سطح جهانی

دلم واسه زد و دوست‌هام کلی تنگ می‌شه

ولی اگه می‌خوایم خودمون رو نشون بدیم، باید تمرکزمان رو حفظ کنیم

این تقلب بود، زد

سلام مربی

سلام زد. باید درباره فوتبال حرف بزنیم

اوه، آره

کمک

سفر جاده‌ای! سفر جاده‌ای! سفر جاده‌ای

خیلی خب. همگی خسته نباشین

یادتون نره، تمام قدرت‌تون رو بذارین روی این کار

صاف وسطِ نیش‌ها. یااا

یااا

باید آماده باشیم، مگه نه؟

«میوه‌ی خون»‌مان داره از بین می‌ره، اگه بخوایم زنده بمونیم باید بیشتر پیدا کنیم

پس، برگردین سرِ کار

اگه قرار نیست بذارین برم، پس اصلاً چرا باید این کار رو بکنم؟

واسه اینه که وقتی ما نیستیم بتونی از شهر محافظت کنی، کوچولو

بیا اینجا

نوا؟

هی

نوا، کجایی؟ از فضا بیا زمین

نوا

ازت خواستم نیروهای جدید رو برای مانورهای آموزشی آماده کنی

بعد الان دارم می‌بینم دقیقاً داری چیکار می‌کنی؟

دارم یکم با خودم خلوت می‌کنم

راه بیفت، باید حرف بزنیم. باشه

همگی به کارتون ادامه بدین

نوا، ما وقت نداریم بشینیم پایِ رویا و خیال‌بافی‌های تو

اگه باغ‌های ما دارن نابود می‌شن، مالِ خون‌آشام‌ها هم احتمالاً همینطوره

اونا واسه گرفتنِ آخرین میوه، ما رو نابود می‌کنن

بابا

تا کی باید با ترس از آدم‌هایی زندگی کنیم

که حتی تا حالا ندیدیم‌شون؟

خب، تا وقتی که من رئیس هستم

می‌دونم برای امنیت مردم‌مون چیکار باید کرد

و اگه می‌خوای یه روزی رهبر بشی، باید از من یاد بگیری

درسته. نوا

می‌تونم روت حساب کنم؟

می‌تونی. قول می‌دم

می‌دونم که می‌تونم

راه رو واسه «ری» باز کنین

عالیه، ری

شنیدم برای چیدنِ «میوه‌ی خون» نیرو کم داریم

خواستم مطمئن شم که صفِ اول، همون‌جایی که هیجان هست، حضور دارم

وقتی خون‌آشام‌ها بخوان با ما دربیفتن، فاتحه‌شون خونده‌ست

به لطفِ جنابِ «ری»

ری، تو باید از دستورات من اطاعت کنی

فهمیدی؟ صد در صد، فرمانده برایت

فکرِ خوبیه

می‌خوای تو شروع کنی؟

روزگردها، سفرمون شروع می‌شه

وارگاس، اگه بازم سوت بزنی

پرتت می‌کنم وسطِ خورشید

ورا، سوت زدن باعث می‌شه یادم بره دارم کار می‌کنم

و کار کردن هم باعث می‌شه یادم بره گرسنه‌مه

ویکتور کجاست؟

حالم از تنبلی کردنش به هم می‌خوره، اون‌وقت من باید ناخن‌هام رو خراب کنم

و کارهای اون رو انجام بدم

ببخشید که این‌طوری پریدم وسط

ویکتور، وایسا

واو، رفیق

واو

این یکی از بهترین فرودهام بود

ویکتور! در خدمت شماست

بزرگِ خون‌آشام‌ها مدام سراغت رو می‌گیره

فکر می‌کردم تو رهبر بعدیِ مایی

دیگه نمی‌تونم گندکاری‌هات رو بپوشونم

ببخشید، ولی برای جبرانش یه چیزی برات آوردم

میوه‌ی خون

اوه! برام هدیه گرفتی، اونم با رنگ موردعلاقه‌م. قرمز خونی

اینو از کجا پیدا کردی؟

اینو واسه هر سه‌تامون گرفتم

تا بیرون اومدن‌مون از این شهر رو جشن بگیریم

جشن بگیریم؟ همه دارن از ترس می‌لرزن

هیچ‌کس نمی‌خواد از «شیدی‌ساید» بره

خب، من می‌خوام

ببینین، من عاشقِ شیدی‌ساید هستم

واقعاً دوستش دارم. ولی یه دنیای بزرگ اون بیرون هست

و من می‌خوام همه‌ش رو ببینم. هر تیکه‌ش رو

دنیا مالِ خودت

اگه زندگیِ شبانه نداشته باشم، یعنی اصلاً زندگی نمی‌کنم

نگران نباش، سه‌سوت از حوصله‌سررفتگی برمی‌گردی همین‌جا

ولی فعلاً بیاین این فسقلی رو با هم بخوریم

آره، باشه. می‌دونی که از شریک شدن متنفرم

ولی پایه‌م. یس

خون‌آشام‌ها! وقتشه که شیدی‌ساید رو نجات بدیم

وقتِ برداشت محصول رسیده

یس

درسته مربی. توی موقعیتم آروم می‌مونم

قبل از اینکه بازی شروع شه، صحنه رو تصور می‌کنم. بله

دارم تصور می‌کنم. دارم تصور می‌کنم

مربی، قول می‌دم این تابستون فقط به فوتبال فکر کنم و نه هیچ چیز دیگه

الان چی؟ دقیقاً دارم بهش فکر می‌کنم

حداقلش اینه که ماشین زد رو واسه کمپ‌ زدن‌مان قرض می‌گیریم

چیه ویلا؟ این همون وقتِ خوبی نبود که آرزوش رو داشتی؟

الان چی؟ مچمو گرفتی مربی. معذرت می‌خوام

داشتم به فوتبال فکر نمی‌کردم، ولی الان دیگه دارم فکر می‌کنم

هی

واو، ویلا! چی شد؟

اوه، انگار واردِ نقطه‌ی کور شدیم

بیخیال شما دوتا. پس تعادل بین کار و زندگیِ هیولایی چی می‌شه؟

نه، تنها تعادلی که الان برام مهمه

حفظ کردنِ تعادل بالای هرمِ تشویق‌کننده‌هاست

داشتم به چی فکر می‌کردم؟ یکیش فوتبال بود

زد، چی شده؟

زد، داری بیش از حد از این قراضه کار می‌کشی

آره خب، من و این قراضه از پسش برمی‌آییم

زد

خیلی خب، از پسش برنیومدیم

مارشمالوها! مارشمالوها رو نجات بدین

همگی خوبین؟

اون چی بود؟ بچه‌ها، لازم نیست وحشت کنین

مارشمالوها حال‌شون خوبه

بیخیال. یس

اون عالی بود

می‌تونیم از هم جدا شیم تا کمک پیدا کنیم

این‌طوری مسیرهای بیشتری رو می‌گردیم

یه چیزی حس می‌کنم. از اون طرف

شاید همون چیزی باشه که «زد-بندِ» زد رو قاتی کرد

با من میای؟ شاید به علمِ تو نیاز پیدا کنم

همین الان هم دلم برات تنگ شده. کلِ سال رو دلتنگت بودم

هی، می‌دونی چیه؟ سه‌سوت دوباره می‌زنیم به جاده. اوه

درسته، و بعدش هم هر کسی می‌ره کمپ خودش

باشه

Z-O-M-B-I-E-S 4: Dawn of the Vampires subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Z-O-M-B-I-E-S 4: Dawn of the Vampires

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left