Az első 158 sor.
چرا پا شدی اومدی استرالیا؟
چون آفتاب اینجا افتضاحه
تازه، اگه بتونی توی این کار، اینجا به جایی برسی
دیگه هر جای دیگهای هم میتونی
با «تنسفورم» متحول شو
و بهترین نسخهی خودت باش
چه خبره؟
دقیقاً همون اتفاقی داره میافته که فکرش رو میکنی
اگه زنت رو دوست داری... تاداااا
پول رو جور میکنی
باید از شرش خلاص شیم
فکر کنم یه نفرو میشناسم
همین الان یه جسد رو دادیم یه خزنده بخوره
هر چی میخوایم همینجا توی سیدنیه
یه امتحانِ کوچیک. اگه به این ارقام برسی، کار رو گسترش میدیم
میدونم اتفاقی که دیشب افتاد
به نظر میرسید ته خط باشیم
اما اگه شروعِ راه باشه چی؟
«کَش»ـه
با «کاف» نوشته میشه
چی شد؟
خب، باعث افتخار بود
و ممنون که پیش ما موندید
خواهش میکنم
آره، مانی
خودشه ها
آزادی
کَش کجاست؟
اوم
اوه
هی، مارتین
الو؟
صبح بخیر! صبح بخیر
اصلاً خوابیدی؟
نتونستم! خیلی کار سرم ریخته
چی، کلهسحر بیدار شدی که... که
که لوازم اداری بگیری؟
خب، کاغذبازیها باید مرتب باشن دیگه ویکی، نه؟
باشه، پس واقعاً داریم این کار رو میکنیم
ببین، خب، اگه بخوایم این شرکت رو راه بندازیم
باید توی سه روز آینده ۲۰۰۰ تا قوطی «تنسفورم» تولید کنیم
خب، تولیدکنندهها که اون سر دنیا توی چین هستن
یه ماه طول میکشه تا قوطیها رو بفرستن
یه قدم جلوترم ویکی، خب؟
ببین، داشتم به تولیدکنندههایی زنگ میزدم
که همینجا تولید میکنن
و حدس بزن چی شد
حدس بزن. حدس بزن. حدس بزن. حدس بزن
من... حدس بزن. حدس بزن
حدس بزن. حدس بزن. یکی رو پیدا کردی؟
اوه، معلومه که پیدا کردم، ویکتوریا ماروین
اووووه
و اونا... اونا... اونا اسپری برنزه تولید میکنن؟
آره. خب، یعنی، اسپری رنگ، میدونی که
مگه فرقی هم میکنه؟
منظورم اینه که فقط ریختنِ مایعات توی قوطیهای آئروسله
چیز پیچیدهای نیست
اوه، در ضمن، قبول کرد که
از همون قرارداد خردهفروشیمون
به عنوان ضمانت پرداخت استفاده کنه
خب، پس تا آخر هفته بهمون میرسونه؟
آره، حتماً میتونن
گفتن میتونن سریع تحویل بدن
خوبه دیگه، فکر کنم
اوه، به نظر خوب میآد، نه؟
فکر میکنی؟ فقط «فکر میکنی» خوبه؟
چون من فکر میکنم عالیه، معرکهست
باشه
اوه، و حدس بزن اسمش چیه
اسمش «ناگت»ـه
فقط تو استرالیا ممکنه
فکر کن اسم یکی ناگت باشه
«اوه، اسم بچهتون رو چی گذاشتید؟»
«اسمش رو گذاشتم ناگت، به یاد پدربزرگش.»
«بابابزرگ ناگت.»
هی، حالت خوبه؟
مثلاً، بعد از اون همه اتفاقی که دیشب افتاد؟
اوه، آره
تو همیشه چی میگی؟
میدونی دیگه، «تمرکز روی هدف، عزیزم!» درسته؟
والا فکر نکنم هیچوقت همچین چیزی گفته باشم
ببین، خب، جسد کَش که غیب شده، مگه نه؟
آره. آره
یعنی حالمون خوبه. کاملاً خوب
ردیفِ ردیف. باشه
خب. پس لباس عوض کن
باید بریم اون یارو قوطیساز رو ببینیم
باشه. تکلیفمون با «جویس» چی میشه؟
نه، هنوز ردیف نیست. ممنون که یادآوری کردی
آره، باید برم اون قضیه رو حل کنم. بزن بریم
بیا دیگه! هووو
بیزحمت به این یه رسیدگی بکن؟
«توی یه بار بودیم. دعوا شد.»
«یکی زد گوشیم رو از دستم انداخت.»
منطقیه دیگه، نه؟ خیلی
راستش، یه گسلایتینگ کلاسیک و تر و تمیزه
باشه
و... ارسال شد
خب، حالا چی؟
بیا توی این بهم کمک کن. باشه، حتماً
ول کن. بذارش اینجا اون بالا
اوه، اوه! آخ
اوه، لعنتی
ببخشید، ببخشید، ببخشید
جواب داد. جواب داد! چی گفت؟
اوم، گفت میخواد یه قهوه با هم بخوریم
همین الان؟ آره. مشکلیه؟
بهتر نیست یکم بیشتر استراحت کرده باشی؟
خب، ممکنه دیگه دعوتم نکنه
چطور شدم؟
عین... گند شدی
باشه. اوه! مشکلی نیست
الان با «تنسفورم» خودم رو متحول میکنم
باید این رو بکنیم تبلیغ تجاریمون
زیاد نزن
مارتین؟
از همین الان میفهمم که گند زدی. بسه دیگه
بسه
جویس، سلام
هی
اوم
سلام. تازه از تستِ محصول اومدی؟
اوه، آره، صورتم
آره، نه بابا. خب از مزایای شغله دیگه، نه؟
خب، دربارهی اون روز... نه، نه، نه
ببین، درک میکنم، خب؟
اینکه من اینجام، یکم زیادهرویه، نه؟
و کلاً قضیهی تغییر دادنِ خودم برای اینکه دوباره به دستت بیارم؟
آره، خیلی شدید بود. ببخشید
آره، خب... آره
یکم شدید بود. اوم
ولی... از دیدنت خوشحالم، مارتین
اوه. منم از دیدنت خوشحالم
و، حالا که اینجایی
خوبه که یکم وقت با هم بگذرونیم
عالی میشه
ولی حرفهایی که اون شب زدم
هنوز سر جاشونه
مشکلی نداری؟
آره، نه، میفهمم، آره
فقط میخوام مطمئن شم که از این به بعد مرزهامون مشخصه
درسته. اومهوم. آره
پس قضیه، برگشتنِ ما پیش هم نیست
نه. کاره
مارتین؟
نظرت چیه؟ میتونیم سعی کنیم فقط با هم دوست باشیم؟
بله! بله! آره
مطمئنی؟
کاملاً. البته. آره
ویکی، چطوری؟
به به، ببین کی اینجاست، خودِ خانم جویس ماروین
راستش الان برای کار از فامیلی قبلیم استفاده میکنم
خب، شروع دوباره چطور پیش میره؟
خب، توی گاراژ خونهی پدر و مادرم میخوابم
و برای یه رئیسی که متولد اواخر دههی نوده، تیترهای زرد مینویسم
هه
خب، پس کاملاً منطقیه
که داداشم رو دک کنی، عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.