Az első 200 sor.
بیاین پایین
چند نفرو فرستادی بیرون. چند تا دیگه موندن؟
سه تا بیرون، هشت تا موندن
ادگار هنوز همهکارهست؟
ادگار همهکارهست
ادگار، ازت ممنونم که گذاشتی این آدما برن
بقیه رو هم بفرست بیرون، اونوقت میتونیم مسالمتآمیز حلش کنیم
اینو خوب گوش کن. من نه به تو اعتماد دارم نه به هیچ مامور دیگهای از این دولت اشغالگرت
یه بار دیگه به حرفم گوش کن
من از دادگاه مردمی داکوتای جنوبی حکم دارم
تا اموال نامشروع این بانک رو ضبط کنم
آدمات رو از اینجا ببر عقب، وگرنه این خونآشامها تو آتیش جهنم میسوزن
دارن آماده میشن که بیان تو
بذار بیان
من باید برم خونه. برو پایین
خواهش میکنم، بذارید برم خونه. خواهش میکنم، بذارید برم خونه
کپه مرگت رو بذار! فقط میخوام برم خونه
وقتی میگه "بشین رو زمین"، فقط انجامش بده
لعنتی
اصلاً حالم خوب نیست
گفتی قبل از اینکه بفهمن از کجا خوردن، کار رو تموم میکنیم و میریم
گفتی اونا عقبنشینی میکنن
اونا عقب نمیشینن، ادگار
یه ارتش اون بیرون چیدن
میریزن اینجا و همهمون رو میکشن
خدا فقط میخواد معجزهاش بزرگتر باشه
خدا نمیخواد پسرهات کشته بشن، ادگار
ما زمان بیشتری لازم داریم، عوضیها
تو اینجا کارهای نیستی. پس خفه شو
تلفن رو قطع کردن
باید بریم تو. ما اونجا نفوذی داریم
زمان بیشتری میخواد
آره. یه مامور مخفی که اصلاً نباید اونجا میبود
داریم میریم تو. بذار با بلندگو امتحان کنم
اگه جواب دادن... سه دقیقه وقت داری
ادگار، من مامور بلکول هستم
ازت میخوام گوشی رو برداری
باید باهات حرف بزنم
میدونی که هنوزم میتونیم از اینجا بیایم بیرون؟
فقط باید جلوی اون وایستی
فقط بهش بگو میخوای بری خونه. میتونی؟
ادگار، خواهش میکنم گوشی رو بردار. هنوزم میتونیم حلش کنیم
ادگار، خواهش میکنم گوشی رو بردار. قبلاً داشتیم خوب پیش میرفتیم
قربان؟
حق با پیتره
اونطوری که گفتی نشد
میخوام برم خونه
ادگار، حق با پسرهست
خائن
بابا... خفه شو آیزاک
بذار بهشون زنگ بزنم. ما به اون احتیاجی نداریم
هنوزم میتونیم از اینجا بریم بیرون. انجامش بده، ادگار
به خاطر پسرهات، انجامش بده
بخوابید روی زمین! بخوابید روی زمین
افبیآی! بخوابید روی زمین
برو، برو، برو
بابا
همونجا بمون! تکون نخور
تکون نخور، لعنتی
من افبیآیام. افبیآی! از روی من بلند شو عوضی
به آدمات بگو شلیک نکنن
پیتر
پیتر
جیمز؟
جیمز، سرت رو بدزد! کجایی؟
پیتر! نه! نه! نه
شلیک نکنید
نه! نه
لعنتی
لعنت بهش
تیر خورد! افتاد
یه پزشک بیارید اینجا
یه پزشک بیارید اینجا لعنتیها
حرف نزن. حرف نزن
یالا دیگه، لعنتی
یه پزشک بیارید اینجا
اون مرده
کی دستور حمله داد؟
کی اینجا فرماندهست؟
هارتلی
هارتلی
مامور ویژه هارتلی
هارتلی! شنیدی گفتم زمان بیشتری میخوام؟
دستت رو از رو من بردار. شنیدی؟
شنیدی گفتم زمان بیشتری میخوام؟
پات رو از گلیمت درازتر کردی جفریز
من زیادهروی کردم؟ من؟
مگه من پنج نفر رو به خاک و خون کشیدم؟ ها؟ من بودم؟
سه ثانیه دیگه، هارتلی، همهشون رو زنده میآوردم بیرون
قتلعام
اونا فقط یه مشت بچه بودن
فقط یه مشت بچه
منم مثل تو به واشینگتن گزارش میدم، جفریز
راست به طرف وسترن
چپ به طرف بلمونت
هی، سایمون، یه غافلگیری برات دارم. راست به طرف هالستد
چپ به طرف فولرتون
آدرسهای خیلی خوبی میدی
ببین. یه چیز خیلی خیلی خاص دارم
این پازلها رو دوست داری، نه؟
آره. باشه ولی هنوز نه، سایمون
اگه کتاب پازل رو بهت بدم
ازت میخوام با بقیه کلاس همراه بشی، باشه؟
عالیه
الان وقتشه که بری پیش گروه، باشه؟
صبح بخیر سایمون
صبح بخیر خانم معلم
به من نگاه کن
صبح بخیر خانم معلم
چطوری؟
خب، یه روز دیگه توی اداره
آمادهای؟
آره
خیلی خب، بیا دربارش حرف بزنیم
قربان، مامور جفریز اومده شما رو ببینه
روانشناس پایین پروندهات با حروف بزرگ نوشته:
"پارانوئیای توهمی"
خب، اخراج شدم؟
نه، اخراج نشدی
ولی دیگه نمیتونم به عنوان مامور مخفی بفرستمت سر کار. اون دیگه تموم شد
انتظار دارن چیکار کنم؟
کارت رو انجام بدی
کار من ماموریت مخفیه. شغل من همینه
الان یه کار جدید داری
اون وقت چی هست؟
شنود، کشیک دادن و ثبت نوارها
یکم هم روابط عمومی. بعد از ۱۴ سال سابقه، کلش همینه؟
باید با یه تازهکار بشینم پای شنود و به سفارش خرید یه زن خانهدار گوش بدم؟
تنها کاری که باید میکردی این بود که دهنت رو بسته نگه داری. تمام کاری که کردم این بود که حقیقت رو بگم
جوری رفتار کن که انگار عضو تیمی. کدوم تیم؟
اون یه مشت کتشلواری که پشت میز نشستن و سعی میکنن بودنشون رو توجیه کنن؟
مثل من. منظورت اینه؟ نمیدونم، جو
چرا حتی یه کلمه برای حمایت از من نگفتی؟
چون اشتباه میکردی! من اشتباه نمیکردم
کاملاً در اشتباه بودی
اونا دو تا بچه نوجوان رو با خونسردی کشتن، خودت هم اینو میدونی
اونا دزدهای لعنتیِ بانک بودن، محض رضای خدا
بچه بودن
هی، میشه داکوتای جنوبی رو فراموش کنی؟
فراموش کن کی حق داشت و کی نداشت
این یکی از بهترین مامورهای مخفیه که تا حالا داشتیم
چطور میتونم فراموش کنم؟
بشین، آرت
بعضی وقتها یه چیزی داری
مثل معجزه میمونه
بعدش از بین میره
تو داشتیش
ولی اون معجزه دیگه تموم شده
بهت گفتن تا میتونی به پر و پای من بپیچی تا خودم استعفا بدم
قرار نیست کار رو برات راحت کنم
اگه میخوای بشینم پای شنود، انجامش میدم
اگه میخوای دنبال پروندهها بدوم، اونم انجام میدم
هر کاری از دستت برمیآد بکن
صندوق نامههات رو برای ماموریتهای جدیدت چک کن
هی، سایمون، رسیدیم
مامانی، سایمون اومد خونه
به من نگاه کن
سلام مامان
سلام عزیزم. دلم برات تنگ شده بود
بیا تو خونه
مراقب باش
خیلی داغه
آروم آروم بخور
بابا زود میآد خونه
وقتی تمومش کردی، میتونی توی اتاقت منتظرش بمونی
تبریک میگم. شما با مرکز پازل تماس گرفتید
برای حل کردن یکی از پازلهای سخت ما
برنده اشتراک دو ساله مجله دلخواهتون شدید
میتونم خواهش کنم نام، آدرس و شماره تلفنتون رو بگید؟
تو غریبهای
ببخشید. اینجا مرکز پازله
این شماره رو از کجا آوردی؟
پازل نود و نه
چی گفتی؟ تو کی هستی؟
سایمون گوشی رو بذار زمین
سایمون، سایمون، یه لحظه صبر کن. خواهش میکنم قطع نکن
قطع کرد
یالا، یالا
ارقام
ببین با هم همخونی دارن یا نه
اگه ندارن، شاید موقع انتقال چند بایت یا یه کلمه کلیدی رو از دست دادی
نمیتونی رمزگشایی کنی. بله؟
خطت امنه؟
دست از سرم بردار لئو، سرم شلوغه
بحثِ "مرکوریه" دین. یکی همین الان روی آب راه رفت. باید همین الان بیای اینجا
چی گفتی؟
تو غریبهای
این کیه؟
سایمون گوشی رو بذار زمین
سایمون، سایمون، یه لحظه صبر کن. خواهش میکنم قطع نکن
این کیه؟
به طنین صداش گوش کن
یه بچهست
اون حتماً مادرش بود
درسته. فقط یه وروجکه
که داشته با تلفن ور میرفته و همینجوری یه سری شماره رو گرفته، نه؟
ما اونقدرها هم خوششانس نیستیم
باید به "کودرو" زنگ بزنیم
چی؟ دین، چی داری میگی؟
نه، نه، نه. لازم نیست به کسی زنگ بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.