Contagion

Contagion

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Contagion 2011 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Contagion 2011 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-27
Letöltések: 21
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

۱۴۵۷ دوباره عرض می‌کنم، مسافران پرواز شماره

به مقصد اورلاندو، لطفاً از امکان تحویل داوطلبانه‌ی کیف و چمدان دم گیت استفاده کنید

می‌تونید بارتون رو تو بخش تحویل بار اورلاندو بردارید

پرواز امروز خیلی شلوغه

الو؟ - آره، جان نیل هستم

تو همین الان تو هتل با من خوابیدی و بدون خداحافظی رفتی

آره، آخرش پرواز تأخیر خورد و... ببخشید، هول شده بودم

خب، اگه دیگه همو ندیدیم

فقط می‌خواستم بگم از دیدن دوباره‌ت خوشحال شدم

آره، منم از دیدنت خوشحال شدم. هه

ام، و گوش کن، از اون یکی ایمیلی که بهت دادم استفاده کن

چون فقط اون امنه، باشه؟

باشه

خوبی؟

آره، فقط

فقط بدنم هنوز به ساعت اینجا عادت نکرده. خسته‌ام

باید بری خونه و استراحت کنی. راه هنگ‌کنگ خیلی دوره

مسافران پرواز ۵۲۲۸ توجه فرمایند

اوه، صبر کن. -... به مقصد مینیاپولیس

مال توئه؟

آره، خودشه. دارن پرواز منو اعلام می‌کنن

خیلی خب. ببین، واقعاً خوشحال شدم زنگ زدی

مرسی. خداحافظ. - خداحافظ

لطفاً کارت‌های پروازتون رو آماده نگه دارید

ممنون

صبح بخیر راجر. سلام

خب، توی پیش‌بینی فوتبال حسابی گل کاشتی، نه؟

باید بیخیال تیم «لاینز» بشی. با عقلت انتخاب کن، نه با دلت

آره، ممنون بابت نصیحتت

آره. هی، هی. دکتر؟... بله؟

می‌دونم سرتون شلوغه. ام... من

یه لحظه وقت دارین؟ حتماً

یه سؤال پزشکی داشتم. بفرمایید

ام، بچه‌م تو مدرسه به مشکل خورده

از این‌هایی که تمرکز ندارن. بیش‌فعالی؟

آره. تشخیص قطعی دادن؟

مسئله همینه. می‌خوان ببرمش پیش یه متخصص

می‌خواستم ببینم شما می‌تونید یه نگاهی بهش بندازید؟

من اصلاً از اون مدل دکترها نیستم. اوه. هه هه. نمی‌دونستم. فقط فکر کردم

ولی شاید بتونم به کسی معرفی‌ت کنم

واقعاً؟ آره. قابل درمانه

باشه. یه نفر رو پیدا می‌کنیم که معاینه‌ش کنه

نباید مشکلی باشه. باشه

خیلی خب. آره

ممنون دکتر. خواهش می‌کنم

چرا هیچ‌کس بهش کمک نمی‌کنه؟ حالش خوبه؟

کامنت‌ها رو بخون

بعضی‌ها می‌گن صحنه‌سازی بوده. یه پروژه‌ی هنری

بعضی‌ها می‌گن مقامات اجازه ندادن کالبدشکافی بشه

ماست‌مالی‌ش کردن

چی رو ماست‌مالی کردن؟ نمی‌دونیم

شاید بیماری میناماتا باشه. همون که از جیوه توی ماهی میاد

قبلاً هم شایع شده بود. صنعت ماهیگیری پنهانش می‌کنه

«بیماری صنعتی». آره، ولی این فقط یه نفره

نمی‌دونیم چی شده. فقط یه نفر توی فیلمه

همه که پیش‌بینی نمی‌کنن جلوی دوربین بمیرن

اون‌هایی که نمی‌بینیمشون نگرانم می‌کنن

ماهی از اونجا به کل دنیا فرستاده می‌شه

فکر می‌کنی چند نفر موقع خوردن سوشی، روزنامه‌ی تو رو می‌خونن؟

آلن، ما دیگه تقریباً بودجه‌ای برای خبرنگار آزاد نداریم، مخصوصاً بعد از داستانِ اچ‌وان

حالا ببین. تا چند روز دیگه، این توی توئیتر و یوتیوب کل دنیا رو پر می‌کنه

ما نمی‌خوایم اون روزنامه‌ای باشیم که الکی چوپان دروغگو می‌شه

نشونِ هوبارت می‌دمش. اون مسئول بخش سلامت ماست

می‌خوای داستان منو بدی به اون؟ می‌خوای داستانم رو به اون بدی، نه؟

نه آلن، دارم سعی می‌کنم کمکت کنم. فقط یه مرده توی اتوبوس

من صدای این جلسه رو ضبط کردم. ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم

اگه این داستان توی «کرونیکل» چاپ بشه، ازت شکایت می‌کنم و پوستت رو می‌کنم

عالیه. باشه، خداحافظ آلن. دیگه به من زنگ نزن

رسانه‌های چاپی دارن می‌میرن، لورین

دارن غزل خداحافظی رو می‌خونن. توی اتوبوس برات جا نگه می‌دارم

سلام، میچ امهوف هستم. ناپدری کلارکم. کلارک مورو

خیلی خب، بهش خبر می‌دم که اومدید

باشه

می‌گفت سر کلاسِ خانم تیتوم خیلی احساس گرما می‌کنه

از وقتی زنگ زدم دوباره تبش رو گرفتم. یه ذره از صد درجه بالاتر بود

باشه. خب، اول مامانش و حالا هم کلارکِ قهرمان، ها؟

خیلی خب، بریم یه کم سوپ برای تو و مامان بگیریم

امیدوارم زودتر خوب بشی کلارک، باشه؟

باشه. ممنون

باریکلا پسر

تا روز شکرگزاری این مریضی رو ضربه‌فنی می‌کنیم

تگزاسم. امتحانش می‌کنم. هر چیزی رو یه بار امتحان می‌کنم

هه هه. دروغه

جوری بعد از سفر گروه موسیقی، مستقیم می‌ره پیش مامانش

مصاحبه‌ی کاری منم افتاد برای هفته‌ی بعد

واقعاً نمی‌دونم معنیش چیه. امیدوارم هیچی نباشه

هی

دستم

بیا اینجا، بشین، بشین. مواظب پات باش. بیا

بیا. بیا عزیزم

خب، چی شد؟ از اون مزخرفاتِ آنفولانزا زیاد خوردی؟

عزیزم؟ بث، بث. هی، هی، هی. عزیزم، عزیزم

بث. یا عیسی مسیح. خدای من. عزیزم. عزیزم. هی، بث

مامان؟ نه، نه، نه. ام... همون‌جا بمون کلارک. نیا

فقط برو... برو بالا تو اتاقت عزیزم. ام

عزیزم، عزیزم

بث. بث، صدام رو می‌شنوی؟

من دکتر آرینگتون هستم. شما تو بیمارستانید

امروز صبح تشنج کردی، بث

سابقه‌ی تشنج داره؟ نه، نه، نه

حساسیت؟ ام، فکر کنم به پنی‌سیلین حساسیت داره

اخیراً زمین نخورده؟ سرش به جایی نخورده؟ نه، تازه از سفر برگشته

مواد چی؟ ام‌دی‌ام‌ای؟ اکس؟

نه. نه، ما اهل این کارها نیستیم

یکی بیاد کمک کنه! یا خدا. بث. بث

آقا، شما باید برید بیرون. باید برید بیرون

براش رگ بگیرید

و لطفاً ۲ میلی‌گرم آتیوان به من بدید

خب، ام... با وجود تمام تلاش‌های ما، ایشون واکنشی نشون ندادن

خب. و قلبشون ایستاد

و متأسفانه، ایشون فوت کردن

درسته

متأسفم آقای امهوف. می‌دونم پذیرشش سخته

خب. یعنی، پس می‌تونم برم باهاش حرف بزنم؟

آقای امهوف، واقعاً متأسفم. همسر شما فوت کرده

منظورم اینه که همین الان دیدمش. همین الان خونه بودیم

کسی هست که بخواید بهش زنگ بزنیم؟

کسی که فکر می‌کنید باید الان پیشتون باشه؟

آخه ما شام خوردیم. پیتزا خوردیم. گفت بدنش هنوز به ساعت اینجا عادت نکرده

گفتید که سفر بوده. هنگ‌کنگ؟

ما آخرین گزارش‌ها رو چک کردیم

تنها چیزهایی که اونجا بود سرخک و اچ‌وان‌ان‌وان بود

و این اون نبود

پس چی بود؟

ما همیشه همه‌چیز رو نمی‌دونیم

بعضی‌ها یه بیماری می‌گیرن و زنده می‌مونن، بعضی‌ها هم حالشون بدتر می‌شه و می‌میرن

ما باید به پزشکی قانونی اطلاع بدیم

و ممکنه اون‌ها درخواست کالبدشکافی بدن

یا اگه خودتون بخواید، ما می‌تونیم دستور کالبدشکافی بدیم

اما تضمین نمی‌کنم که چیز بیشتری از اطلاعات من بهتون بده

حدس من اینه که یا مننژیت بوده یا التهاب مغزی

و در مورد التهاب مغزی، ما اکثر اوقات چیزی نمی‌دونیم

اگه تابستون بود، می‌گفتم نیش حشره‌ست، مثلاً نیل غربی

نمی‌دونم... تبخال هم می‌تونه باعث التهاب مغزی بشه

اون تبخال نداشت

داری درباره چی حرف می‌زنی؟ باشه

چه اتفاقی براش افتاد؟

چه اتفاقی براش افتاد؟ باشه، باشه

آقای امهوف، مشاورانی برای سوگواری هستن

که برای این‌جور فوتی‌ها خیلی کمک می‌کنن، باشه؟

شاید اونجا بتونید به آرامش برسید

حالا، من واقعاً متأسفم

الو؟

۹۱۱ تلفن رو قطع کن و همین الان زنگ بزن به ۹۱۱. همین الان.

گفت سردرد داره، منم بردمش بخوابه

فکر نکنم نفس بکشه

کلارک. کلارک

وای خدای من، مرده؟

چیزی که از پکن می‌شنویم اینه که شیوع بیماری مهار شده

و محدود به مجتمع «کریسنتیمم» در هنگ‌کنگه

دو مورد مرگ و ۱۰ مورد مشکوک

«مهار شده» رو چطوری تعریف می‌کنیم؟

دارن از همون پروتکل‌هایی استفاده می‌کنن که برای سارس وضع شده بود

مجتمع رو قرنطینه کردن و دارن دنبال علائم می‌گردن

کاولون متراکم‌ترین منطقه‌ی مسکونی دنیاست

و هنگ‌کنگ هم یه بندره

پخش خواهد شد

هنگ‌کنگ داره نمونه‌های خون رو برامون می‌فرسته

داریم روی نمونه‌هایی از لندن هم کار می‌کنیم

دوتا خوشه‌ی آلودگی: یکی تو هتل، اون یکی تو یه کلوپ ورزشی

پنج کشته، التهاب مغزی

و اون مرده توی اتوبوس تو توکیو

سه کشته توی اون خوشه. هیچ‌کدومشون به چین یا لندن سفر کرده بودن؟

داریم بررسی می‌کنیم

آقای نیل، با من باش

صدام رو می‌شنوی؟ قبلاً سابقه تشنج داشتی؟ آقای نیل؟

اگه می‌تونی چشم‌هات رو باز کن. نفس می‌کشه، نه؟

نتونستم بیدارش کنم. رسیدم خونه، نتونستم بیدارش کنم

امروز صبح هر دومون مریض بیدار شدیم

مواظب سرش باش

همم

خب، شیارهای مغزی از بین رفتن. بیا پایه رو نگاه کنیم

وای خدای من

می‌خواید نمونه بردارم یا...؟

می‌خوام که از میز فاصله بگیری

به کسی زنگ بزنم یا...؟ به همه زنگ بزن

خب، این‌جور چیزها گهگاه اونجا اتفاق می‌افته

مننژیت توی خوابگاه کالج بعد از مسابقه شنا

یا نیل غربی توی یه اردوگاه تابستونی کنار دریاچه

داشتم می‌خوندم که تابستون گذشته شیوعِ «آنسفالیت انتروویروس» داشتن

صد و سه مورد، که عمدتاً بچه بودن

خب، الان احتمالاً اونجا برای این مریضی خیلی سرده

تا دیشب، پنج کشته و ۳۲ مورد ابتلا وجود داشت

یه خوشه آلودگی توی یه مدرسه‌ی ابتدایی هست

این از اون چیزهایی هست که باید براش آماده باشی

کل اخبار رو پر می‌کنه

هدف اصلی و نهایی‌ت برای اطلاع‌رسانی چیه؟

مریض‌ها رو جداسازی می‌کنیم و کسانی رو که فکر می‌کنیم در معرض خطر بودن، قرنطینه می‌کنیم

خوبه

از این لحظه، من و تو از طریق موبایل به هم وصلیم

اگه منابع لازم داشتی، زنگ بزن. اگه تو دردسر سیاسی افتادی، زنگ بزن

اگه ساعت ۳ صبح بیدار بودی و داشتی به دیوار زل می‌زدی

و از خودت می‌پرسیدی چرا این شغل رو قبول کردی، زنگ بزن

امیدوارم لباس‌های گرم‌تری از این‌ها برداشته باشی

دما با احتساب سوزِ باد، حدود صفره

نمی‌خوام سرما بخوری

می‌خوای اول بری هتل مستقر بشی؟

اگه ممکنه، ترجیح می‌دم کار رو شروع کنیم

باشه. اداره چقدر راهه؟

حدود نیم ساعت از اینجا

More Farsi Persian subtitles for Contagion

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left