Mr. & Mrs. Smith

Mr. & Mrs. Smith

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Mr and Mrs Smith 1941 1080p BluRay FLAC1 0 x264-RO
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Mr. & Mrs. Smith 1941 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2026-01-08
Letöltések: 30
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

صبحانه، آقای اسمیت

خب، دارن چیکار می‌کنن؟

اون زیر پتوئه

اونم داره ورق‌بازی می‌کنه

از سوراخ کلید که نگاه نکردی؟

به هر حال چیزی دیده نمی‌شه

فقط گوش دادم

منزل اسمیت

نه آقای کاستر، هنوز بیرون نیومدن

تازه در رو واسه صبحانه باز کردن

ولی هیچ ظرفی رو بیرون ندادن

دارم بی‌ظرف می‌شم

آخه الان سه روزه اون تو هستن

طولانی‌ترین مدتی که این بساط رو داشتن چقدر بوده؟

هشت روز

سمی هنوز نرسیده اونجا؟

همین الان اومد تو

آقای کاستره

بله آقای کاستر؟

گوش کن سمی

اون برگه باید امضا بشه

پس تا امضا نشده از اونجا جُم نمی‌خوری، فهمیدی؟

روی تو حساب می‌کنم سمی

با امضا برمی‌گردم، آقای کاستر

منو ببر دم اتاق

آقای اسمیت؟

آقای اسمیت، منم سمی، از دفتر

آقای کاستر می‌گه باید اینو امضا کنید

نمی‌تونیم پرونده رو هی عقب بندازیم

بفرستش زیر در

دارم می‌ذارمش زیر در، آقای اسمیت

ببینید

با مداد امضا کردین

جوهر نداشتم

با مداد قبول نیست

خب، پس خودت با خودکار روش بکش

اما این جعل کردنه

نه، نیست

در ضمن، کسی نمی‌فهمه

ولی آقای اسمیت

من خرداد ماه امتحان وکالت دارم

ممکنه برام دردسر بشه

یه خودکار بده به من

ممنونم آقای اسمیت

فکر کردی رفتم، نه؟

اگه از اون در می‌رفتم بیرون چیکار می‌کردی؟

ترکم می‌کردی؟

واسه همیشه؟

تا وقتی زنده‌ایم، هرگز نباید این قانون رو عوض کنیم

درسته

می‌دونی، اگه همه‌ی زوج‌ها این قانون رو داشتن

هیچ‌وقت طلاقی تو کار نبود

باید اینو توی مراسم عقد هم بگن

اجازه نداری بعد از دعوا از اتاق خواب بری بیرون

مگر اینکه آشتی کرده باشین. خب، این ساده‌ست

بالاخره مجبوری آشتی کنی

اکثر مردا از پسش برنمی‌ان که از دفتر کارشون دور بمونن

اونم سه روز پشت سر هم

اون جلسه‌ی هشت روزه رو یادته؟

و اون شش روزه؟

آره، دو تا شش روزه داشتیم

دو تا؟

یکیش هفته‌ی کریسمس بود و، اوم

اون یکی هم آخر هفته‌ی مسابقه‌ی یِیل

اون در واقع پنج روز و نصفی بود

از بعدازظهر شروع کردیم

نظرت چیه یه کم صبحانه بخوریم، خانم؟

چقدر هم مردانه

ما به عنوان دو تا آدم برای هم احترام قائلیم

فوت کوزه‌گریمون همینه. اوهوم

زن و شوهر، خب درسته

ولی آدم به آدم، اینم توی ازدواج مهمه

اوهوم

این شکلی کن

می‌دونی، فکر کنم با هم دوست می‌شدیم

اگه هر دومون مرد یا هر دومون زن بودیم، نه؟

اوهوم

احترام به همدیگه به عنوان یک شخصیت مستقل

اینه که مهمه

اینکه همیشه راستش رو بگیم

هر عواقبی که داشته باشه

می‌دونی، فکر کنم اگه فقط یه دونه دروغ به هم می‌گفتیم

باید اعتراف می‌کردیم که شکست خوردیم، نه؟

اوهوم

و اونوقت چی برامون باقی می‌موند؟

یه ازدواج مثل بقیه‌ی مردم

شک، بی‌اعتمادی

ادامه دادن با هم، فقط چون راحت‌ترین راهه

اوهوم

سلمونیت صورتت رو خیلی از ته می‌تراشه

کاش باهاش صحبت می‌کردی

اوهوم

می‌دونی، همه‌اش تقصیر من بود

نه عزیزم، تقصیر من بود

تقصیر من بود جانم

نُچ. مال من بود عزیزم

نباید اینقدر حسودی می‌کردم

و باید، اوم

دست از سر خانواده‌ت برمی‌داشتم

یه زن باید جوری رفتار کنه که شوهرش راضی باشه

این یکی از قانوناییه که می‌خوام بذارم

یکی دیگه؟ اوهوم

امروز چندمه؟

اوم عزیزم، فکر کنم دیگه بهتره راه بیفتم برم

اوه نه عسلم، هنوز نه

قانون شماره هفت رو یادته؟

آره، ولی فکر کردم اونو بیخیال شدیم

همیشه کلی برامون دردسر درست می‌کرد

اگه حتی یکیش رو بیخیال بشیم، یعنی داریم

به همون اندازه از رابطه‌ی فوق‌العاده‌مون کوتاه می‌آیم

یعنی داریم کم می‌ذاریم

نمی‌خوای همچین حسی داشته باشم، مگه نه؟

آخه اون سوالایی که هر ماه می‌پرسی

درباره‌ی اون سفری که به پاریس رفتم

سالی که از دانشکده فارغ‌التحصیل شدم

فقط ۲۱ سالم بود

خب، اون رو که بخشیدمت

بپرس

اگه قرار بود همه‌ی اینا دوباره تکرار بشه

باز هم با من ازدواج می‌کردی؟

صادقانه بگم، نه

نه اینکه بخوام با کس دیگه‌ای ازدواج کنم

ولی فکر می‌کنم وقتی یه مرد ازدواج می‌کنه

یه مقدار از آزادی و استقلالش رو از دست میده

اگه قرار بود دوباره انتخاب کنم

فکر کنم مجرد می‌موندم

خودمون خواستیم که صادقانه جواب بدم

چون برای هم احترام قائلیم

با هم صادقیم

ناراحت که نشدی، شدی؟

نه، نه. کاملاً روبه‌راهه

دیگه کافیه

داشتم خودم رو تو هول و ولا می‌انداختم

اصلاً و ابداً عصبانی نیستم

اوه، چرا هستی

متوجه نیستی

من فقط به یه سوال فرضی جواب دادم

که اگه قرار بود دوباره انتخاب کنم، چیکار می‌کردم

دیوید، اگه آزادیت رو می‌خوای

نمی‌خوام از اون جور زن‌هایی باشم

که وقتی شوهرشون اونا رو نمی‌خواد، بهش می‌چسبن

عزیزم، من واقعاً می‌خوام با تو متاهل بمونم

دوستت دارم. می‌پرستمت

بهت عادت کردم

ما چطوری همیشه گرفتار این بحث‌ها می‌شیم؟

خب، اگه تنها چیزی که منو برات نگه داشته

اینه که بهم عادت کردی

اوه عزیزم، کل قضیه رو اشتباه متوجه شدی

نمی‌دونم بدون تو چیکار می‌کردم

تو دختر کوچولوی منی. من

حالا دیگه گریه نکن

گریه نکن

منو می‌بخشی؟

بگو که منو می‌بخشی

حالا دیگه می‌تونم برم سر کار؟

زود برمی‌گردم

و منظورم واقعاً زوده

زیاد کار نکن عزیزم

صبح بخیر

صبح بخیر آقای اسمیت

خب، صبح بخیر دیوید

صبح بخیر جف

خب، دیگه می‌دونی اون چطوریه

توی این جور مسائل باید باهاش راه بیای

از من عذرخواهی نکن دیوید

از صمیم قلب بهت غبطه می‌خورم

ای کاش جای تو بودم

آره، دختر فوق‌العاده‌ایه

واقعاً کارها رو هم تلنبار می‌شه، نه؟

آره، چیه سانی؟

یه آقای دیور منتظره تا شما رو ببینه

نمی‌گه واسه چی اومده

می‌گه یه موضوع خصوصیه

خب، بگو بیاد تو

خب دیوید، تنهات می‌ذارم با بدبختی‌هات

اگه تونستی، ناهار توی کلوپ چطوره؟

سعی می‌کنم بیام، جف

آقای دیور

سلام، حال شما؟

سلام، خوشبختم

اوم، بفرمایید بشینید

اوم

چه کاری از دستم براتون برمی‌آد؟

شما اسفند ۱۳۱۵ توی بیچام ازدواج کردین؟

بله، همین‌طوره

خب، می‌دونید

بیچام اون طرف رودخونه‌ست

و همیشه جزو منطقه‌ی برندِر حساب می‌شد

اما، می‌بینید که منطقه‌ی برندِر توی ایالت آیداهوئه

و بنابراین، اوم

خب

متوجه حرفام هستید، نه؟

بله، بله

خب، ما توی بیچام فهمیدیم که حقی نداشتیم

که جزو منطقه‌ی برندِر باشیم

چون از اون طرف رودخونه‌ی بَس

ما جزو نوادا هستیم

بله. خب، خب، خب

آره. خب، تازه متوجه شدیم

هر کسی که بین سال ۱۹۳۶ تا الان ازدواج کرده

More Farsi Persian subtitles for Mr. & Mrs. Smith

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left