Az első 200 sor.
تو تنها مدیر تیم میشی. خودت و هیچکس دیگه
قراردادت حاضره، فقط منتظر امضای توئه
بیخیال، آخه من باید چیکار کنم؟
نمیتونم اون دو تا رو همینطوری به امون خدا ول کنم
من مثل تو نیستم، جولیو
اگه همونقدر که میگی بااستعدادن
یه تیم دیگه پیدا میکنن
اونا خونوادهت نیستن الِنا. اونا تو رو مثل ما نمیشناسن
وقتی با یه سری آدم خاص زیاد بپری
یادت میره که تو یه دنیای دیگه زندگی میکنی
آره، «یه سری آدم خاص»
هوم
آرتورو بنینی داره نزدیک میشه
داره با سرعت تمام از کنار همتیمیش رد میشه
ولی نه، ترمز نکرد
از داخل راهی واسه ترمز زدن نیست
از پشت میاد
ماشین میکِله ونتوری تو هوا معلقه! داره میره که
هی! بلو
وای
غیبت زد. داشتم آماده میشدم
داشتم یه تصمیم بزرگ میگرفتم. ولی تو خوبی؟ چی شده؟
هیچی
خوبم
هی، میخوای بعداً با هم حرف بزنیم؟
بلو
کدوم گوری هستی؟
همونایی که بابا میپوشید؟ آره
یه کم برات بزرگن ولی میخوام امروز اینا رو بپوشی
بـ... بلو
هی، به جواب دادنِ گوشی حساسیت داری؟
چون وقتی زنگ میخوره، یعنی باید جواب بدی
هوی! بهم دست نزن لعنتی
امروز روز مهمیه براش
فقط یه کم تنهاش بذار
از پسش برمیای بلو. مگه نه؟
مگه توافق نکردیم که لاستیک نرم نندازیم؟
با این سیستم تعلیقِ خشک، نمیتونستیم ریسک کنیم
این پیست با کسی شوخی نداره و خودتم میدونی چرا
نمیخوام توی تصمیمت دخالت کنم
اوه، نه، خواهش میکنم. یه لطفی کن و منبر رفتنت رو بذار واسه یه روز دیگه
باشه. توی پیتاستاپ لاستیکها رو عوض میکنیم، حرفی هم توش نیست
چشم قربان
تصمیم یا نقشهی دیگهای هم هست که بخوای ردیفش کنی؟
داری چه بازیای درمیاری؟
ماجراجویی کوچیکت با این آدمهای سطح پایین تموم شده
فکر کنم وقتشه برگردی به همون قصر بلورینت
فقط بگو میخوای چی بگی. نه، هیچی نیست
ولی منو هالو فرض نکن. دیدم داشتی با جولیو حرف میزدی
اون فقط یه پیشنهاد بود، همین
آره، حتماً. آدمایی مثل تو معمولاً پیشنهادها رو قبول نمیکنن
مگر اینکه اول خوب سبکسنگینش کنن. ولی خب من چی میدونم؟
آره، تو یکی دیگه حرف نزن
در حال حاضر دمای پیست حدود ۳۳ درجهست
بدونِ وزشِ حتی یه ذره باد
ردهبندیها
هر کاری میخوای بکن، فقط به اون دختر گند نزن
من یا تو؟
به نظر میاد تنها کسی که اینجا داره بهش گند میزنه تویی
من اون کسی نیستم که اجازه بدم گذشته و دلتنگیام توی کارم دخالت کنن
نه، ردیفه
بالاخره رسیدیم به رویدادی که همه منتظرش بودن
ماقبلِ آخرِ مسابقهی این قهرمانی در یک پیست افسانهای
مسابقهی ۵ از ۶، پیست ایمولا
شروع کردن! مسابقه شروع شد
غولهای اتو جیتی رها شدن
آلفا بلیز با فرّی، و پولینی با برسلّی در جلو هستن
۱۷ درست پشت سرشون ونتوریه با مدلِ جدید اسسی
صبر کن بلو. الان وقتش نیست
اوه بلو! نری رو چمنها
عجله نکن، مسابقه طولانیه... ارتباط قطع شده. صداتو نمیشنوه
اونجا رو ببین! ونتوری یه حرکت متهورانه میزنه
داره از برسلّی سبقت میگیره
تنها رانندهای که جلوشه، پائولو فرّیه
اون اینجاست؟ آره
امیدوارم کار احمقانهای نکنه
آریانا، بلو در مورد ویدیو بهم گفت. اون همه چی رو میدونه
آرتورو
اون میدونه. ویدیوها، نوارها، همهی فوتجها رو دیده
چی داره میگه؟
از سر راهم گمشو کنار لعنتی
ونتوری لحظهی آخر ترمز میکنه
میره واسه یه سبقت تماشایی
و حالا اون پیشتازه! بلو ونتوری پیشتازه
بلو ونتوری! اسسی ۱۷ اوله
بلو! همین الان برو توی پیت استاپ
برو به جهنم بارنی! زود باش
آرتورو؟
یکی بهم بگه چه خبره. آرتورو
به نظر میاد از اینکه تنهایی این کار رو بکنه لذت میبره. تیمش میتونن نفس راحت بکشن
چون راکت زردش واقعاً داره پرواز میکنه
داره ریسک میکنه که ماشین دور خودش بچرخه! پاش رو گذاشته رو گاز
هنوز داره تکوتنها میتازه و از بقیه جلو میزنه
اون هنوز با یه قلب سرکش داره میرونه
و به غریزهی خودش گوش میده
اون میرونه
نه
شما پدرش هستین؟
من مادرشم
دخترتون بعد از حادثه به کما رفته
آسیب به سر باعث یه خونریزی داخلیِ جزئی شده
ولی وضعیتش پایداره. علائم حیاتیش هم خوبه
اما اصلاً معلوم نیست کی ممکنه به هوش بیاد
توصیهم اینه که برین خونه
اگه تغییری تو وضعیتش پیش بیاد، بلافاصله باهاتون تماس میگیریم
فردا صبح میبینمتون
آرتورو، کجا داری میری؟
شنیدی که دکتر چی گفت. اینجا موندن فایدهای نداره
بله، ولی
آرتورو، میخوای همونطوری که میکِله رو ول کردی، اینم ول کنی؟
تو حتی تو مراسم خاکسپاریش هم نیومدی
بس کن. خجالت بکش
تو منو با بابات تنها گذاشتی. ما تابوت رو انتخاب کردیم
شما دو تا خیلی صمیمی بودین، مگه نه؟
میکله مُرد و تو قبل از اینکه بره زیر خاک بهش پشت کردی
و تمام این مدت داشتی با هر دوی ما میخوابیدی
از اینجا برو! این دفعه رو دور بمون وگرنه خودم میکشمت
آروم باش! اصلاً واسه چی اینجایی؟
دنبال سود خودتی یا چی؟
فکر کردی با دادنِ چند تا پولِ بیمارستان، وجدانت راحت میشه؟
نه، اینطور نیست
اصلاً برام مهم نیست از چه خونوادهی لعنتیای میای
تو فقط به فکر خودتی، هرزه! چرا نمیری گورتو گم کنی؟
برو دیگه! من جایی نمیرم! اصلاً حرفات منطقی نیست
این دختر منه که اون تو داره میمیره! تو برو خونه لعنتی
و این سلیطهی لعنتی که داری باهاش میپری
چرا بهت اعتماد کردم؟ تو اونم کشتی
هی! ما اینجا اجازه نمیدیم کسی اینطوری رفتار کنه
همین الان برین، وگرنه نگهبانی رو خبر میکنم
بیا بریم یه هوایی بخوریم
وایسا آرتورو. اون ترسیده
منظوری نداشت. اوه! فقط داشت خودش رو خالی میکرد
راست میگه. من میکله رو کشتم. یه تصادف بود
نه، تقصیر من بود. آرتورو، من اونجا بودم. همه چی رو دیدم
اون میدونست هر لحظه ممکنه بمیره. همه اینو میدونن
چیزی که مهمه اینه که حال بلو خوبه و داره نفس میکشه
اوه، هی
فقط نفس بکش، باشه؟
میخوای شب رو با هم بگذرونیم؟
شب رو با هم؟ چی؟
اصلاً نمیفهمم تو الان کی هستی
اصلاً نباید این کارِ لعنتی رو قبول میکردم! داره زندگیمو نابود میکنه
صبر کن، صبر کن، یه لحظه صبر کن. باشه
خستهای و استرس داری. یه کم استراحت کن
باید بخوابی
همهمون خستهایم، بنینی
آ-آ-آ
آ-آ، آ، آ، آ، آ، آ-آ-آ
آ-آ، آ، آ، آ، آ، آ-آ-آ
آ-آ، آ، آ، آ، آ، آ-آ-آ
آ-آ، آ، آ، آ، آ، آ-آ-آ
آ-آ، آ، آ، آ، آ، آ-آ-آ
اون دووم میاره
بلو قویترین و شجاعترین آدمیه که تا حالا شناختم
هیچچیزی اونو نمیترسونه
اون میجنگه
بلو تنها چیزیه که برام باقی مونده
اون اجازه نمیده یه تصادف احمقانه از پا درش بیاره
هیچچیزی جلودارش نیست
اون یه جنگجوئه
و میدونم الان باورش سخته
ولی اون از پس هر کاری برمیاد
بابا، داری چیکار میکنی؟
یه چیزی بهم بگو. اینطوری میخواستی از تعمیرگاهم مراقبت کنی؟
باید بیدارم میکردی
آره جون خودت، بیهوش افتاده بودی
مرخصت کردن؟
چیه، میخواستی بقیهی عمرم رو تو بیمارستان بگذرونم؟
من هیچوقت به هیچکدوم از رانندههام پشت نکردم
مخصوصاً اگه تو دردسر افتاده باشن
من قهوه درست میکنم
یادته بهت گفتم از بوگاتی شیرون هم سریعتره؟
سرعتش نزدیک به ۳۱۰ مایل در ساعته
اسب بخار، صفر تا صد در ۳.۳ ثانیه ۱۸۰۰
فورد جیتی ۴۰ رو یادته؟
همونی که چهار بار پشت سر هم قهرمانِ «لو مان» شد؟ ماشین فوقالعادهای بود
چراغهای جلوی بزرگی داشت، مثل دو تا چشم
کاپوتش مثل یه... چطوری بگم؟
مثل یه... اسم اون پرنده چی بود؟
همونی که با منقارش شیرجه میزنه توی
اسمش یادم نمیاد. آرتورو
لطفاً حرف نزن. مغزم داره سوت میکشه
نه، بهم دست نزن
نه
مامانم اینجاست؟ همونجاست
بابت تمام اتفاقایی که برات افتاد خیلی متأسفم
فقط میخوام فراموشش کنم
توی اون پیچ آخر خیلی به ماشین فشار آوردم
وقتی مسابقه میدی، احساس میکنم دارم میمیرم
ولی بعدش، وقتی مسابقه تموم میشه، میبینم چه تواناییهایی داری و
نمیدونم
انگار دوباره همه چی ممکن میشه
انگار زندگیم رو پس میگیرم
نمیتونی تا ابد تاوان پس بدی
واسه هر کسی سنگینه
تشنمه. تو استراحت کن، من برات آب میارم
ممنون
هنوز فرار نکردی؟
من به رانندهم وقتی تو دردسره پشت نمیکنم، پس
حتی وقتی داره مثل احمقها رفتار میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.