Az első 200 sor.
دلم میخواد تمام روز رو تو تخت بمونم
هر چی گفتی، خوشم اومد
ترجمهاش میشه: «کسی که بخوابه، نصیبی از ماهی نداره.»
اومم. ماچ
اوه
خب، بدم میاد رفتنت رو ببینم، ولی از تماشای رفتنت لذت میبرم
یعنی: «از باسنت خوشم میاد.»
وای خدای من! اوه! اوه! اوه
وای خدا، میندی رو مبل خوابیده
آره
لازم نیست بری، مین
نه، همه چی ردیفه
«بالاندو» پیشنهاد داد برم یه هتل شیک، خب چرا که نه؟
که با بهترین دوستت وقت بگذرونی؟
بهترین دوستی که نمیخوام مدام مزاحم خلوتش بشم
مارچلو عملاً امروز صبح داشت با همونجاش منو دک میکرد
انگار واسه خودش عقل داره. باشه
خب، کدوم هتل میفرستنت؟ اوم، اورینت اکسپرس لا مینروا
اوه! عالیه
اوه! فکر کنم، امم، آلفی هم اونجاست. باید بهش پیام بدی
نه، نه، نه. کلی تمرین رقص برای اجرا دارم، فرداست دیگه
امیلی، باورم نمیشه قبول کردم این کارو بکنم
باز هم معذرت، میندی
اوه، بیخیالِ "D"
یعنی "Deal" (مهم نیست)
چیز مهمی نیست
"D" گفتنت حرف نداشت. تو
میدونی چیه؟ من دیگه برم
هتل کانوِنت
سلام، خواهر سلستینو
چطور خوابیدی؟
هان؟
سلام، خواهر ویویانا، چطوری؟
روز خوبی داشته باشی
کافیه پسرم؟
اوه، بله. گرازیه، خواهر اِستا
همه چی ردیفه
سلام. اوم، بونجورنو
اجازه هست ما هم، اوم، بشینیم؟
اوه، آره. نه، اصلاً. بفرمایید
بهت گفتم که انگلیسی بلده
سلام، من دیویدم. اینم همسرم، کیتی. اوه
از آشناییتون خوشبختم. من لوک هستم. آمریکایی هستید؟
اهل اوهایو. اولین بارمونه میایم اروپا
باورت میشه اینجا چقدر ارزونه؟
اگه ساعت منع تردد ۱۱ شب و حمومهای مشترک رو فاکتور بگیریم
به خوبی هر هتل دیگهایه
دقیقاً. واسه همینم من اینجام
و فریتاتای خواهر کریستینا هم
شنیدم تخممرغهاش متبرک شدن
تخممرغهای بندیکتین، هان؟
تبلیغ اینطوری شروع میشه:
یه زن زیبا که تو سینما تنها نشسته
وقتی چراغها خاموش میشن
یه مرد میاد پیشش
دستشو میذاره رو زانوی زن
و معلومه که همدیگه رو میشناسن
فیلمی که روی پرده پخش میشه، یه سری صحنههای کوتاه و سریعه
اولش یه دختر و پسر کوچولو که تو «سولیتانو» دنبال هم میدوان
بعد همون دختر و پسر در دوران نوجوونی
لاس میزنن و دزدکی به هم نگاه میکنن
و برمیگردیم به سینما
دست مرد شروع میکنه به حرکت کردن سمت ران زن
روی پرده
اون دو تا نوجوون رو میبینیم که دارن تو روستا قدم میزنن
و نمیتونن از هم دست بکشن
در نهایت، اولین بوسهشون رو تجربه میکنن
کات میخوره به سینما
و فقط اون زن زیبا رو میبینیم
که داره تنهایی فیلم رو تماشا میکنه
و به اون خاطرات لبخند میزنه
یا شاید همهاش فقط یه رویا بود؟
خیلی خوبه
یه حس کلاسیک ایتالیایی داره، تقریباً مثل فیلم «سینما پارادیزو»
درسته
«سینما پارادیزو» یکی از فیلمهای مورد علاقهی منه
ماله اومبرتو هم بود
عاشق فیلم بود. واسه همین دادیم اون سالن تئاتر رو بسازن
پس شاید بتونیم اسم عطر رو بذاریم «موراتوری پارادیزو»
موراتوری پارادیزو
خوشم اومد. منم همینطور
اما اگه هدف اینه که برند برای مخاطب جهانی جذاب باشه
شاید بهتر باشه تبلیغ کمی مدرنتر و بینالمللیتر باشه
مثلاً تو رم یا میلان یا حتی نیویورک فیلمبرداریش کنیم
نه؟ نه
اصلاً حس خوبی بهم نمیده
خب، ما... امم... میخوایم مطمئن بشیم
که مردم از همه جای دنیا بتونن با این تبلیغ ارتباط برقرار کنن
واسه همینه که منو استخدام کردید
نگران نباش، قراره عالی بشه
میدونم چقدر دلباخته شدی
ولی این آنتونیاست که باید راضیش کنیم، نه مارچلو
سعی دارم هر دو رو راضی نگه دارم
خب، همون یکی هم کفایت میکنه
باعث دردسر نشو، امیلی
یه مدتی هست که اینجاست
میدونه که به زودی وقت رفتنه
دوباره؟
دوباره
باشه
باشه
میدونی چیه؟ فعلاً بسه
از اول
باشه
اوم-هوم
چرخش
و رها
دستت
سه، دو
یک
اوه! خیلی معذرت میخوام
وای، خدا مرگم بده
میدونم، زانوهام خیلی تیزن
جیانا! لطفاً بیا اینجا
دارم سعی میکنم با یه یخچال برقصم! اون یه تازهکاره
باشه
سلام، من میندیام. چائو
بله، میندیِ یخچالی که نمیتونه بلند بشه
بالای سر؟ بله
یه دانشجوی سال اول رقص هم از پسش برمیاد
اون یه خوانندهی تیکتاکیه
در جریانم
نگاه کن
راحت
باشه، «فاسیل». میدونم یعنی چی
یالا. دوباره
بیا، من کمکت میکنم
اوه، من ایتالیایی بلد نیستم. اوه. حدس میزنم که رضایت دارم
پنج، شش، هفت، هشت
دست
و... پایین
خیلی پایینه. عجب، باشه
این دست
شاید بتونیم یه پایان دیگه برای رقص پیدا کنیم
آره، شاید... شاید مثلاً یه تعظیم بلندبالا بکنیم
دوباره
دوباره
باشه
خب، بعد از اون آبروریزی تو «فندی»
باید با یه مشتری لوکس دیگه قرارداد ببندیم
نه فقط برای حفظ اعتبارمون
بلکه برای توجیه نگه داشتن دفتر کار
سلام تیم. خب، شما میخواید بهشون بگید یا من بگم؟
داشتم همین رو میگفتم
اوه، خب
خوشبختانه برای همهتون
تونستم یه وقت جلسه با «اینتیمیسیمی» بگیرم
برند لباس زیر؟
لانژری
اوه، لانژری و لباس زیر دو تا چیز کاملاً متفاوتن
بحثِ ظاهر در برابر کاراییه
مثل تفاوت مصرف سوخت کم و خوشدستیِ یه ماشین اسپرت
شما دو تا واقعاً دارید در مورد لانژری به من فضلفروشی مردونه میکنید؟
یعنی هیچکدومتون تا حالا امتحانش کردید؟
در کمال تعجب، نه
شورت پوشیدنِ من مثل بستن پوزهبند به خرس قطبیه
ولی فکر کنم باید روی من برای این پروژه حساب کنید
همین الانش هم چندتا ایده دارم
یه چیز دارک و جذاب
فیلم «پورتال شب» با بازی شارلوت رمپلینگ رو یادتونه؟
نه؟ اوم-هوم
دربارهی یه افسر سابق اساس و زنیه که زندانیش بوده
میتونیم روی تمهای فاشیسم و تسلیمشدگی کار کنیم
واسه تبلیغ لانژری ایده داغ و جنجالیایه
خوشم اومد
جدی؟
فکر کنم امیلی مهرهی مناسبی برای این پروژه باشه
فرصتی داری تا گندی که تو فندی زدی رو جبران کنی
«آخ»، همونطور که مادربزرگ یهودیم میگفت
برو خونه، بهش فکر کن
شاید بد نباشه چند تاشون رو امتحان کنی
چندتا عکس هم برامون بفرست
نه
میخوام ثابت کنم فرانسویها تو فروختن جذابیتهای جنسی بهتر از ایتالیاییها هستن
ولی من آمریکاییام
خب، اون مشکل خودته. پای ما رو وسط نکش
مرسی که کمکم کردی
بهتر از اینه که یه شب دیگه بشینم و تماشا کنم که چطور آنتوان شرابش رو مزهمزه میکنه
کارت خیلی خوبه
بچگیهام به زور میفرستادنم کلاس رقص بالروم
اوه! مامانم میگفت بالاخره یه روزی به دردم میخوره
اصلاً باورم نمیشه که حق با اون بود
برای پرش آمادهای؟
شاید
نه، نمیتونم این کارو بکنم
تو میتونی
فکر نکنم بتونم
واقعاً نمیتونم
فقط فکر کردن بهش رو تموم کن
ذهنت رو خاموش کن
و بپر
باشه
بیا از همون حرکتِ تکون دادنِ سر شروع کنیم
آه، میخوای از اون قسمتِ پررو بازیش شروع کنی
وایسا
آمادهای؟
آره
وای خدای من
دیدی گفتم. انجامش دادم
بالاخره
No comments yet. Be the first to leave one.