Love from 9 to 5

Love from 9 to 5 (Amor de oficina)

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Amor de oficina S01E02 The Pencil Sharpener 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Amor de oficina 2026 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-02
Letöltések: 21
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

گراسیلا، کجایی؟

دیرم شده، مجبور شدم کارای «پروژه ب» رو راه بندازم

موقع اومدن دیدم پنچر کردم

دختر، فده همین الانشم اینجاست

یه جوری سرگرمش کن، خواهش می‌کنم. نباید بذارم خط تولید لباس بارداری من رو از «ساب‌اوربیا» حذف کنه

در ضمن ماریل، نذار متئو از این قضیه چیزی بفهمه

واقعاً؟ اونوقت دیر هم کردی؟ - ملامتم نکن دیگه دختر

همین‌طوریشم دارم سکته می‌کنم

بهش بگو پنچر کردم ولی اسمی از «پروژه ب» نیار

نه، معلومه که نه، «پروژه ب» کاملاً مخفیه

کی می‌رسی؟

هی، چقدر دیگه طول می‌کشه؟

مثلاً نیم ساعت. تا ۲۰ دقیقه‌ی دیگه اونجام

۵ عشق از ۹ تا

الو؟ آره، هنوز منتظر گراسیلام

اگه تا ۵ دقیقه‌ی دیگه نیاد، من رفتم. از گشنگی دارم می‌میرم

پس تو «برانچ» می‌بینمت. باشه

یه دستمال کاغذی می‌دی بهم، لطفا؟ - حتماً

مدادتراش

هی، ساعت ریچارد میلت معرکه‌ست

قشنگه، نه؟ - آره

هی، شنیدم منتظر گراسیلایی. - آره

مشتری نباید پاشه بیاد پیش تامین‌کننده، تازه اونم که منو کاشت

خب، از دیدنت خیلی خوشبختم. متئو سلیس هستم، مدیرعامل جدید «سوفینتیم»

چطوری؟ فدریکو اورکیزا هستم

چه خبر؟ نمی‌دونستم مدیرعامل عوض شده

آره، خب، تازه این اتفاق افتاده

تبریک می‌گم. نظرت چیه این کارو کنیم؟

بیا تو دفترم، تا منتظر گراسیلایی یه نوشیدنی با هم بخوریم

صد در صد! چرا که نه؟ بیا بریم

شماها می‌دونید این «پروژه ب» چیه؟

قشنگ شنیدم ماریل به گراسیلا گفت یه پروژه‌ی مخفیه

واسه همینم هست که گراسیلا دیر کرده

عجب

خب، امیدوارم قضیه تعدیل نیرو نباشه

بیاید آمارشو دربیاریم. هر کی بفهمه چیه، امشب مهمون ماست

صبح بخیر

تو «بیگ برادر» کی کاندید شد؟

صبح بخیر. صبح بخیر

گراسیلا گوش کن. به فده بیسکویتی چیزی تعارف کردی؟

منم همینو می‌خوام بگم. فده کجاست؟

رفت. - چی؟

رفت دستشویی، متئو هم دنبالش رفت

من که نمی‌تونستم برم تو. چیکار می‌کردم؟ می‌گفتم حس می‌کنم مَردم؟

چرا ویکتور رو نفرستادی؟ - اون خیلی لفتش می‌ده

دختر، شرمنده. از دستمون در رفت. ولی یه چیز بدتر هم هست

موقع رفتن، فده بهم گفت مدیرعامل جدید آدم خیلی بامرامیه

اون «بچه‌پولدارِ پارتی‌دار» واقعاً جرئت کرد خودش رو این‌طوری به مشتری من معرفی کنه؟

تازه بهش گفت «داداش»

اینم یه جورایی مثل «خواهرخواندگی» واسه مردای استریته دیگه، نه؟

نه! از اینم بدتره

جوئل شنیده که اونا قراره بعداً با هم برن بیرون غذا بخورن

یه رستوران خیلی شیک

تازه تولد هر دوتاشون هم تو یه روزه

نه، ببخشید. اینو از خودم درآوردم. جوگیر شدم

ای بچه‌یِ... باباش

بابی، صداشو کم کن

چقدر کسل‌کننده‌ای پسر. باشه، یه لحظه صبر کن

دفتر چطوره؟

عالیه. یه حمام بذار اونجا، می‌شه خونه‌ی مجردی

آمار هزینه‌هاشو درمیارم

نه، صبر کن

نمی‌خوام آدمای بیرون فکر کنن ما تافته‌ی جدابافته‌ایم

می‌خوام این بیزنس یه فضای برابر و صمیمی باشه

نه، دیگه شلوغش نکن

من با این آدما صمیمی نمی‌شم

همون شام آخر سال واسه قاطی شدن با این «عوام‌الناس» برام کافیه

خب، حالا می‌تونم برم؟ - نه

صدات کردم چون فده، داداشِ جدیدم

بهم گفت که خط تولید لباس بارداری فروش نداره

معلومه دیگه

چون گراسیلا و ماریل طراحیش کردن که خودشون هم بدتیپ هستن

با اون ریختار هیچ‌کس دلش نمی‌خواد بچه‌دار بشه

به فده گفتم که ما یه استراتژی واسه فروشش پیدا می‌کنیم

اگه موفق بشم و اون بخره

قهرمان داستان می‌شم و پیش بابام امتیاز می‌گیرم

آره بابا! دمت گرم متی

خب لاری، ازت می‌خوام یه طرح خفن بزنی

که به محض اینکه خط بارداری جمع شد، جایگزینش بشه

بابی، تو هم تو شبکه‌های اجتماعی یه حرکتی بزن

ایول، خوشم اومد. می‌رم میان‌وعده‌ی قارچمو بخورم

تا بتونم تمرکز کنم. - زیاده‌روی نکن

توهم‌زا که نیستن پسر. - هی

این چیه می‌شنوم که قراره با مشتری من بری غذا بخوری؟

تقصیر من ننداز، خودت دیر کردی

نگران نباش، همین الانشم دارم رو مشکل خط تولید بارداری کار می‌کنم

نه، من نیازی به تو ندارم

قرار بود امروز استراتژی «تغییر برند» رو به فده نشون بدم

نه. استراتژی واسه کسی که کپیِ یه ساعت گرون‌قیمت رو دستش می‌بنده، فرق می‌کنه

فده فقط یه کارمند ساده‌ست که پله‌های ترقی رو طی کرده، بهت برنخوره

یکم باهاش راه بیای، هر چی بخوای رو امضا می‌کنه

در واقع، می‌خوام مطمئن بشم که اون لباسای ضدِحالِ تو از فروشگاه‌ها جمع نشن

بهم اعتماد کن. - نمی‌تونی

حق نداری بدون من با مشتریم دیدار کنی

گریس، نمی‌خوام تبعیض‌آمیز یا زن‌ستیزانه حرف بزنم

ولی وقتی بحثِ جمع‌های مردونه‌ست، حضورِ یه زن جادو رو باطل می‌کنه

اگه اجازه بدی، کار دارم. می‌رم بخش مالی

متئو، ماساژِ «بازدهیِ کاری» که رزرو کرده بودی چی شد؟

ماساژ؟

مارتیتا، تو بی‌نظیری. کنسلش کن. کلی کار دارم

چلا، تو ماساژ می‌خوای؟

تخت و شمع و روغن همه‌چی آماده‌ست. - نه مرسی مارتیتا

کسی ماساژِ «بازدهیِ کاری» نمی‌خواد؟

پولش قبلاً پرداخت شده

من

چقدر خوب که متئو برگشته

مطمئنم شما دوتا هنوز هم از هم خوشتون می‌آد، مگه نه؟

مامان، اصلاً حرفشم نزن. از دوران دبیرستان دیگه متئو برام تموم شده

خب، نباید این‌طوری باشه عزیزم

ازش استفاده کن تا مدیر طراحی جدید بشی

این اتفاق هیچ‌وقت نمی‌افته، چون سلیقه‌ی آقای انریکه افتضاحه

اون عاشق این آشغالاییه که ماریل و گراسیلا طراحی می‌کنن

خب حداقل یه دفتر جدید بخواه

یادت نره عزیزم

«آدما همون‌جوری باهات رفتار می‌کنن که به نظر می‌آی.» - «...به نظر می‌آی.»

می‌دونم مامان

راستش آخرین باری که از آقای انریکه پرسیدم

که می‌تونم برم تو یه دفتر بزرگتر، گفت دیگه هیچ اتاقی خالی نیست

جدی؟ اینو گفت؟ - آره

اون یه احمقه

ازش متنفرم. بیا متهمش کنیم که داره مشتری می‌دزده

نه، اونوقت آقای انریکه ازم می‌پرسه چرا سر جلسه نبودم

و منم مجبور می‌شم توضیح بدم که همه‌اش زیر سر «پروژه ب» بوده

بیخیال شو

تنها کاری که باید بکنم اینه که مشتریم رو پس بگیرم

چطوری می‌خوای این کارو کنی وقتی حتی نمی‌دونی کجا رفتن؟

سلام

یه کوپن واسه کافه «لوکسون» دارم. پایه‌ای بریم قهوه بخوریم؟

نمی‌تونم، باید بفهمم متئو کجا رفته غذا بخوره

حالا چرا برات مهمه کجا رفته غذا بخوره؟

مشتری منو قاپیده، الانم با هم هستن

من برات آمارشو درمیارم، ولی در عوضش باید با هم بریم شام

قهوه

اینو قبول می‌کنم

باشه. ولی لطفاً موقع آمار گرفتن تابلو بازی درنیار

دختر، قهوه خوردن با عشقِ سابق هیچ‌وقت فکر خوبی نیست

چی می‌خوای رجینا؟ من خوب می‌دونم کی می‌خوای یه چیزی ازم بخوای

به نظر منصفانه نمی‌آد

اگه متئو یه دفتر جدید گیرش می‌آد

چرا لاریِ من باید تو اون سوراخ موش بمونه؟

خب، فعلاً هیچ جای دیگه‌ای خالی نیست

در واقع، متئو مجبور شد یه اتاق کنفرانس رو تغییر کاربری بده

عالیه، پس لاری هم می‌تونه یه جاهایی رو تغییر بده

مگه نه انریکه؟

منظورم اینه که برای اینکه بین من و تو مشکلی پیش نیاد

می‌تونیم یه کاری بکنیم، نه فرانک؟

باید این پرسشنامه رو پر کنی تا اسمت وارد سیستم بشه

با دست؟

چون تو تو کار رستوران و این‌جور چیزایی

می‌خوام یه دختر رو ببرم بیرون غذا بخوریم، کجا رو پیشنهاد می‌دی؟

نمی‌دونم، هر جایی که شماها می‌رید

یه رستوران خانوادگی

یا اگه خیلی سر کیسه رو شل می‌کنی، برو یه جا استیک بخور. یا برو خیابون «اینسورخنتس سور»

اونجاها رو که خودم بلدم، منظورم پیشنهادِ خودته

نمی‌دونم داداش. من بیش‌فعالی دارم، باشه؟ نمی‌تونم همزمان دو تا کارو با هم انجام بدم

تو اینترنت بگرد

برنامه‌ی «اوپن تیبل» رو نصب کن. متئو مشتری رو برده رقص روی میز؟

نه، اون و فده رفتن رستوران «نوبو»

با «و» مثل وروره یا «ب» مثل بزغاله؟

با «ب» مثل بابی، داداش

اگه لک‌لک‌ها می‌تونن به شورت‌های ما اعتماد کنن

شما هم می‌تونید

نه، این شبیه طرحای مطب دکتر اطفاله

خیلی تحت فشارم

اگه یه چیز فوق‌العاده درست نکنیم

متئو و این تازه‌کارها مشتریمون رو از چنگمون درمیارن

تازه، خیلی هم خوش‌تیپه

چه خبره؟ چرا؟ لطفاً

چوچو؟

لوپز، ناهارت رو پشت میزت بخور، ما داریم از این فضا استفاده می‌کنیم

ببخشیدا، شما تو دفتر جدید من هستید

چی؟ دفتر جدیدت؟ اینجا سالن غذاخوری ماست

بود! چون طراح ارشد باید بتونه کل قلمروشو زیر نظر داشته باشه

داری چی می‌گی؟

من هنوز سرطراحِ «سوفینتیم» هستم

پس دست از سر سالن غذاخوری ما بردار

شرمنه عزیزانم. چی بگم؟ دستور آقای انریکه است

پس لطفاً ظرفای غذاتون رو بردارید و برید

این مایکروویو رو هم با خودتون ببرید، خیلی داغونه. اصلاً کار هم نمی‌کنه

کمکم کن

عیبی نداره. بذار باشه

هر چی. اونم پیش خودم نگه می‌دارم

از چکمه‌هات خیلی خوشم می‌آد! روز خوبی داشته باشی

زود باش، بگو کجا رفتن

به خدا من براشون جا رزرو نکردم

ولی اگه این کارو کرده بودم هم می‌دونی که این اطلاعات محرمانه‌ست

و من خیلی دهن‌قُرصم. مارتیتا خیلی دهن‌قُرصه

خیلی زیاد

هورتنسیا، این خیلی مهمه

اگه بهم نگی، همه‌مون کارمون رو از دست می‌دیم. حتی خودت

این به «پروژه ب» ربطی داره؟

«پروژه ب»؟ اینو از کجا آوردی؟

هی چلا، می‌دونم کجان

از زیر زبون اون پسره‌ی هیپستر که موهاش رو مدل گوجه‌ای می‌بنده حرف کشیدم. - مرسی پدرو، تو بهترینی

یکی طلبت

یه نصیحت

می‌دونم دارم «من‌اسپلینینگ» (عالم‌نمایی مردانه) می‌کنم

ولی با آدمای ازخودراضی و عوضی مثل اونا، باید قاطع باشی

آره

واسه اون قهوه بهت زنگ می‌زنم

Love from 9 to 5 subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left