Az első 200 sor.
چی؟ بابام اگه تو رو ببینه
فکر کردی از بابات میترسم؟
مسخرهبازی درنیار. اونو بذار کنار. اگه نذارم چی؟
باز همون یارو. بهش هشدار داده بودم، اون آدم بشو نیست
خوشحال باش که میرسونتش خونه
خودم میرم شخصاً ازش تشکر میکنم
لعنتی
یوهان؟
یوهان؟
آره، کافی به نظر میرسه
مزاحمم؟ قرارمون چی بود؟
واسه کار اومدم اینجا. به خاطر اون بچه اسبآبی
پس تو بخش اشتباهی هستی
زود رسیدم، گفتم یه سری به دامپزشک محبوبم بزنم
چِشه؟ لوزههاشه؟
داری مزاحم میشی
اینجوری دوست داره؟ منظورم کروکودیله
یا شایدم نَره؟
عین کیف دستی منه. هیچی توش پیدا نمیشه
آیفون ۵. دیدی گفتم
یورو بهم بدهکاری. اون سامسونگها بزرگترن ۲۵
هنوز کار میکنه؟ ممکنه
نه، تازه تموم کردم. فوریه؟
باشه، وصلم کن
سیسی. مکدونالد، همون که تو میدونه
فکر خوبی نیست، اینقدر زود
میتونی اون تردستی با آیفون رو دوباره انجام بدی؟
لیزی
این کار خطرناکه؟
نه دیو. خیانت کردن به دوستدخترت، اون خطرناکه
اون اینو گفت؟ هر چی میشنوی رو باور نکن
نباید مشکلی باشه. ۳۰ دقیقه دیگه؟
میدونی، فکر کنم به خاطر نبش قبر این همه حیوونه
یه گازهایی از خودشون ساطع میکنن که... خودت از پسش برمیای، مگه نه لوت؟
مشکلی نیست. کجا میری؟
بعدازظهر برمیگردم. یه کار فوری پیش اومده
فعلاً خداحافظ، خفنخان
قرار امشبمون یادت نره. امیدوارم بتونم بیام
بیخیال لیز. نمیتونی یکم مهربونتر باشی؟
توافق کرده بودیم. قرار نبود یهو اینجا پیدات بشه
اینجا قانون داره
انگار حیوونا برات مهمتر از دوستاتی
در مورد تو، شاید واقعاً همینطور باشه
حالا با این عجله کجا میری؟
یه اسب تو جوبه؟ یا یه گربه بالای درخت؟
چهار تا اسبِ نَرِ وحشی میخوان غوغا کنن
اسبهای آبی بغل خونهی حشراتن
یه وقت هم بذار برو به مورچهها گیر بده
لیزی استورم. بله، بفرمایید
خانم استورم؟ لیزی؟
اولاف برینکرز هستم. قبلاً همدیگه رو دیدیم
همون پانداهای قرمزی که از توی آب کشیدیم بیرون
همون قاچاق حیوونها؟ درسته، حدود شش سال پیش بود
انگار امروز با پانداها سر و کار نداریم
کاش همون پانداها بودن
پدر خونوادهست. حدود ساعت یک نصفهشب اتفاق افتاده
بازوش کجاست؟
همونجایی که سر زنش هست؟
دخترش و دوستپسرش
چهار تا قربانی؟ یه دختر دیگه هم بود
حدوداً پنج سالهست. هنوز پیداش نکردیم
غیرممکنه
سگهای وحشی؟
اون پسره سابقه داشت و با آدمهای درستی نمیپلکید
میتونیم از اون زاویه هم بررسی کنیم
من چهار سال تو تانزانیا بودم. تو مانیارا
تو بیمارستان محلی کار میکردم. هر هفته یه نفر رو میآوردن
البته اگه زنده میموندن
میترسم بخوای یه چیز خیلی عجیب بهم بگی
واسه همین ازم خواستی بیام اینجا
ترجیح میدم بهم بگی کاملاً دارم اشتباه میکنم
ردی هم هست؟ تا حالا که هیچی، به خاطر بارون
احتمالش هست، حتی یه ذره، که اشتباه کرده باشی؟
این زخمها رو میشناسم. زیاد از اینا دیدم
روتوایلرهای دورگه؟ پیتبول؟
حتی نزدیکش هم نیست
بدر هاری؟ مگه اون زندان نیست؟
یه شیر آدمخوار
اینو چطوری باید توضیح بدم؟
میتونی بشینی و بهش بخندی، ولی واقعاً راسته
چرنده. فقط واسه اینکه خودنمایی کنی اینو میگی
دیو، ۵ نفر کشته شدن
آره، تو اخبار دیدم. ولی حرفی از شیر نزدن
نمیخوان باعث وحشت بشن. آره، ولی بعدش چی؟
اگه یه شیر وحشی اونجا باشه، اقدامات لازم رو انجام نمیدن؟
اگه میخوای خبرِ دسته اول رو داشته باشی، صدات درنیاد. من قول دادم
در هر صورت کسی حرفمو باور نمیکنه. دقیقاً
از این لحاظ سابقه درخشانی داری
منظورت چیه؟
نه جدی! دوباره قضیهی اون دختره تو کلوپ رو شروع نکن
قبلاً که برات توضیح دادم. یه چیزی تو چشمش رفته بود
اون وقت تو هم با شلوارِ افتاده بهش کمک کردی
الان مُده که شلوار رو یکم پایین بپوشن. اون مال پارسال بود
مگه خودت نگفتی وزن کم کردم؟ لباسام برام گشاد شدن
میشه دوباره دربارهی اون شیر حرف بزنیم؟ کدوم شیر؟ سلام لیز
اون شیره تو باغوحش "آرتیس" دوقلو زاییده. ای بابا، نه. باز دوباره شروع شد
یکی دیگه رو بفرست. اون اسبآبی هم حرفی واسه گفتن نداشت
باید سوالات درست رو بپرسی. بامزه بود
حالت چطوره؟
تا دو هفتهی دیگه میتونم تحملش کنم
اون شورتهای کثیف و موهای توی راهِآب دارن میرن رو اعصاب
منم دقیقاً همین حس رو داشتم. ولی اون پسر حساسیه
آره، متوجه شدم
خیلی خب بسه دیگه مارتن. مگه نرفته بودی نوشیدنی بیاری؟
شما دوتا واسه هم ساخته شدین، از همون اولش فهمیدم
سفارش بدیم؟
یکم زمان میخوام. تو که همیشه کالاماری میخوری
دارم دربارهی خودمون حرف میزنم. گفتم که متأسفم
به این سادگیها نیست. دیگه حوصلهی رابطههای پرفراز و نشیب رو ندارم
باید بتونم بهت اعتماد کنم... میتونی بهم اعتماد کنی. بیا
میتونی تمام واتساپهام رو بخونی. نه با شکم خالی
دارم رو خودم کار میکنم، جدی میگم. واسه یه رابطهی جدی آمادهام
یه چیز عمیقتر، با احترام متقابل
زیاد دکتر فیل تماشا میکنی. بعضی وقتا حرفاش بدجوری میشینه سر جاش
فکر کنم همون کالاماری رو سفارش میدم
این یعنی بله؟ بلهی چی؟
یعنی "بله، میتونی برگردی و رابطهمون رو عمیقتر کنیم."
منظورت اینه که یه سکس حسابی داشته باشیم؟
اونم بخشی ازشه. اول غذا
شایدم یه چیز دیگه به غیر از این کالاماریِ همیشگی سفارش بدم
یه چیزِ تکراری همیشه خستهکننده میشه
به دوستت آمار نده وگرنه ممکنه نظرم عوض بشه
و اون زیرپوشهای کثیف رو هم دیگه نمیخوام ببینم
با ماشین تو بریم یا من؟ با تراموا اومدم
خیلی خوشبینانه بود. آدم بعضی وقتا باید ریسک کنه
هی، دیوی. سلام
اون فیلمه به کجا رسید؟ فیلم؟ کدوم فیلم؟
همون فیلم پورنی که ازش گرفتی، مرتیکهی منحرفِ کثیف
اوه، حالا یهو یادش رفت
آهان، همون فیلمِ تست بازیگری. از اون جاش فیلم گرفتی
میخواستی فیلم بسازی؟ واسه سینما؟
من هیچوقت همچین حرفی نزدم. خداییش
میدونی با آدمهایی مثل تو چیکار میکنیم؟ هی، نکن. لیزی
دوست دارم بشنوم
آروم گلوتو فشار میدیم
ناخونهاتو میکشیم و بعد رو آتیش کبابِت میکنیم
یکم دردسرساز به نظر میرسه
سرت تو کار خودت باشه. ولش کن بره
فردا فیلم رو بهت میده. مگه نه دیو؟
البته. مشکلی نیست
بهت هشدار دادم. عوضی
این آدمها کاملاً دیوونهان
چی؟ به کار کردن روی خودت ادامه بده دیو
بیخیال، اون دیگه پیازداغشو زیاد کرد
لخت نبود که. هنوز شورت پاش بود
از اون شورتهای ماماندوز، واقعاً
نمیتونستی فقط واسه دو هفته آدم باشی؟ بله، سلام
تو منو از خونه انداختی بیرون. من که از سنگ نیستم
خداحافظ، دیو
اعتراض دارم. چرا نمیری اون فیلم رو ببینی؟
متر ۱۱۳
خودِ خودشه. با یه ضربه، صاف تو هدف
این یه "بِردی" میشه. بِردی، بِردی، بِردی
دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم. میکِشمش کنار
کاغذها رو آوردی؟ آره
هی، شما توپبازهای ناشی. به استاد توجه کنید
امیدوارم دردسر درست نکنه. ازش میترسی؟
میتونه حسابی وحشی بشه. فقط بسپارش به من
لعنتی، چطور ممکنه؟ باد اینجا قویتر از اونیه که فکرشو بکنی
چرخش دستت خوب نبود. باید با یه "فِید" میزدی
خودت گفتی از شماره پنج استفاده کنم. واسه همینه که هیچوقت به حرفت گوش نمیدم
باید درست بزنی. الان میزنم تو پوزت
هو هو، "برام" راست میگه. شما دوتا باز طبق معمول با هم دستبهیکی کردین
شروع کردن یه تجارت با شماها ممکنه بزرگترین اشتباه زندگیم باشه
هاها، شوخی کردم
فکر کردین واقعاً عصبانیم، نه؟ باید قیافههاتون رو میدیدین
با شما دوتا همیشه خوش میگذره. مثل یه مهمونیِ بزرگه
یکم با سیاست مطرحش کن
بله
توپ، توپ. کجایی ناقلای کوچولو؟
با اون صورتِ سفیدِ قشنگت بیا بیرون
هندریک، باید با هم حرف بزنیم. آهان، اینجایی
میدونی چرا روی توپ گلف چاله چوله داره؟
چاله چوله؟ آره
نمیدونی. اینا اطلاعات عمومیه، برام
چیزی که شما دوتا هنوز کم دارین
من و "یاپ" تصمیم گرفتیم که این وضع نمیتونه همینطور ادامه پیدا کنه
اه. بیخیال برام. این فقط یه بازیه
این چیه؟ میخوایم تمومش کنیم
تمومش کنید؟ جدی که نمیگی. میخوای منو بندازی بیرون؟
قصد و غرض شخصی نداریم، ولی خودت هم قبول داری که اینجوری جواب نمیده
باورم نمیشه
معاملهی بدی نیست هندریک. ما خیلی دستودلبازی کردیم
میخوای اینو امضا کنم؟
آره، روی همون نقطهچینها
خیلی عاقلانه بود هندریک. کار خیلی عاقلانهای کردی
برگردیم به همون سوالت دربارهی اون چالهها
تکون نخور. برام
چیکار کردی؟ من کاری نکردم
جلو نیا. میدونستم. میدونستم
نکن. گوش کن! برام
اینجا چه اتفاقی افتاده؟ یه جور حیوون اونجا بود
باید به پلیس زنگ بزنیم
کیلومتر تو یه شب. مگه داره دو ماراتن میده؟ ۴۰
بزرگه. چقدر بزرگ؟
خیلی بزرگ. حداقل ۲ متر طول و ۲۰۰ کیلو وزن. دو متر؟
بدونِ احتساب دمش. داری شوخی میکنی
به جز دویدن، دیگه چه تفریحاتی داره؟
قطعاً به آدما مربوط میشه
و متأسفانه فکر کنم آدمهای آمستردامی رو ترجیح میده
No comments yet. Be the first to leave one.