Az első 200 sor.
کجا داری میری، خانمی؟
هیچجا با تو، ابله. بزن به چاک
پنجشنبه میبینمت، خوشگله
هی. هی
روز قشنگی رو واسه مفتسواری انتخاب کردی
آره، خب، یه فولکس واگن خوشگل تو ساحل «استینسون» دارم که سیلندرش ترک خورده
هی، شماها طرفای «میلولی» نمیرید، نه؟
هی اندی، مگه قرار نبود بریم «میلولی»؟
اون بالا چند تا آبجوی تگری دارم، اگه پایهای
مرتیکهی عوضی
باشه، بپر بالا
چند وقته تو کار شرکت برق و گاز «وسترن» هستی؟
اصلاً یادم نمیآد چند وقته. چند وقته تو این کارم؟
همینجا بپیچ داخل
باید از این جاده بری بالا
آره، الان میام پیشت
هری، بهتره از اینجا بپیچی چپ، تو خیابون «بِی» ترافیکه
هی، این شهروند رو چشه؟
جناب سروان، مشکل چیه؟ اوه، خداروشکر. اون توئه
زود باش، طرف سکته قلبی کرده
همینجا منتظر بمون
راه رو باز کنید، لطفاً. برید کنار
لطفاً برید کنار. وضعیت اضطراریه
ببخشید، لطفاً. برید اونطرف
لطفاً جا بدید. ایشون افسر پلیسه
پلیس؟ آمبولانس کجاست؟ این بیچاره سکته کرده
ولی فکر کنم هنوز نفس میکشه
یالا، بلند شو
پاشو. داری چیکار میکنی؟
یالا، یالا، بلند شو
پاشو، پاشو. بلند شو دیگه. زود باش
هی با توام
مهمونی تموم شد. دمت گرم هری
چته غارغار میکنی؟ غذای مجانیت رو که کوفت کردی
آره، ولی همیشه از سواری با آمبولانس کیف میکنم
برو بابا
به تمام واحدها اعلام میشه
موردِ ۴۰۶ داریم
هری، فراخوانِ تمام واحدهاست
معرکهست
زنم منو میکشه
امشب مراسم دعا داره و بهش گفتم واسه شام زود میام خونه
مظنونین مسلح هستن
۳۳ کد ۳۳. کد
۴۰۶ بازرس ۷۱، در پاسخ به مورد
چه خبره؟
چند تا عوضی به اون مشروبفروشی دستبرد زدن
یکی از بچههای ما تصادفی مچشون رو گرفت و اونا هم آبکشش کردن
چهار تا گروگان گرفتن
اگه بهشون ماشین ندیم و نذاریم برن، یکییکی میکشنشون
منتظر چی هستید؟
ستوان برانیگان از دایره سرقت
گفت تا وقتی خودش برسه، سرگرمشون کنیم
خدایا! نذار منو بکشن! ما اون ماشین لعنتی رو همین الان میخوایم
خدایا
خیلی خب، ولی تا من نیام تو و حرف نزنیم، خبری از هیچی نیست
باشه! اسلحهت رو بذار روی کاپوت اون ماشین
پس من چی؟ من همکارتما
شاید مجبور شم سریع عمل کنم، حوصله ندارم یه کوه اسپاگتی وبال گردنم بشه
خیلی باکلاسی هری
بخواي زرنگبازی دربیاری، مغز این خانم محترم رو میپاشم روی هیکلت. راه بیفت
کپه شو رو زمین، لجن
تو رو خدا آقا، هر چی میگه گوش کن
این بهترین کت اسپرت منه
گفتم بنشین رو زمین مرتیکهی عوضی
دست و پا باز رو زمین! تکون بخور
بخواب زمین
بیا پایین
بهترینهای پلیس سانفرانسیسکو
میچ
برِش گردون
چیزی همراهش نیست
قضیه از این قراره
اول اینکه، میخوایم همه این خوکها از اینجا برن بیرون
دوم، یه ماشین میخوایم
که بیسیم پلیس داشته باشه. بیاریدش درست همین جلوی در
دو تا گروگان با خودمون میبریم
هر دو تا زن رو
اگه دقیقاً همون کاری که میگم رو نکنید، مخشون رو میترکونیم
شیرفهم شدی؟ آره
خب، منتظر چی هستی؟
بدو دیگه، مرتیکهی لافزنِ عوضی
چی میخوان؟ یه ماشین میخوان
میخوای چیکار کنی؟
یکی بهشون میدم
مرتیکهی عوضی
چی باعث میشه یه آدم اونقدر خل بشه که پلیس شه؟
اگه فهمیدی به منم بگو
هزار و ۳۷۹ دلار ۱۴
چطور ممکنه؟ ریز هزینهها رو میخوای؟
دو تا درب ورودی رو داغون کردی، یه پنجره، و ۴ متر از پیشخوان رو
به علاوهی خسارت به اجناس. تازه یه ماشین شهرداری هم اسقاط شد
و سه تا گروگان هم تو بیمارستانن که احتمالاً همهشون از شهرداری شکایت میکنن
واسه چی؟ واسه استفاده بیش از حد از زور
محض اطلاعت، کالاهان
اقلیتهای جامعه دیگه از این مدل پلیسبازیها خسته شدن
منظورت از «اقلیتهای جامعه»، همون اراذل و اوباشن دیگه؟
دست بر قضا اونا هم شهروند آمریکا هستن
اون خانمی که لوله شاتگان تو گوشش بود چی؟
نمیخوام سر این موضوع بحث کنم
امروز صبح دو بار با شهردار تلفنی حرف زدم
حسابی قاطی کرده بود. بهش دربارهی اون جلسه گفتی؟
کدوم جلسه؟ همون جلسهای که همینجا دو ماه پیش داشتیم
وقتی گفتی اولویت اصلی بیرون ریختن این اراذل و اوباشه
من هیچوقت نگفتم از خشونت استفاده کنید
لابد باید میرفتم بهشون میگفتم «هالووین مبارک»؟
بیخیال هری
من از تو و تمام آدمهای این نیرو انتظار دارم
که با خویشتنداری رفتار کنید یا اینکه استعفاتون رو بدید
بهت اخطار میدم کالاهان
این بساط غرب وحشیای که دیروز راه انداختی، دقیقاً همون چیزیه که
این اداره دیگه حاضر نیست تحملش کنه
روشن شد؟
بله قربان
اگه فرمایش دیگهای نیست جناب سرهنگ، من کلی کار دارم. ولی نه تو دایره قتل
چی؟
منتقلت کردن به بخش کارگزینی
کارگزینی؟ اونجا که جای احمقهاست
من ۱۰ سال تو کارگزینی بودم
آره دیگه
همینه که هست
فردا رأس ساعت ۹ صبح، خودت رو به هیئت ممتحنه شفاهی معرفی میکنی
نه، نه، اصلاً متوجه نشدی
من دزدم، تو پلیس
خب، الان من تو یه فروشگاهم، فهمیدی؟
۲۱۱ مچم رو گرفتی. در حین ارتکاب جرم، یه موردِ
ولی دارم میام بیرون و یه گروگان هم دارم
یه بچه که اسلحه رو گذاشتم روی سرش. عمراً بتونی منو زنده بگیری
ثانیه وقت داری تصمیم بگیری ۱۰
چیکار میخوای بکنی؟
یک... تو
دو، سه، چهار... شما بازداشتید
پسره یا دختره؟ یه کاری بکن
قدش چقدره؟ همینجوری وای نستا، یه حرکتی بزن
بنگ، مردی
دیر کردی کالاهان. شرمنده
سلام کراوس. سلام
خیلی خب، بوستانوبی، نمرهت بهت اعلام میشه
بهت گفته شده بود ساعت ۹ اینجا باشی
تا مامور بیرون منتظر امتحان هستن ۵۰
واسه چند تا پست خالی؟ هشت تا
از بین این گروه، پنج مرد و سه زن به درجه بازرسی ارتقا پیدا میکنن
سه تا زن؟ اعتراضی دارید بازرس؟
خب، شما کی باشید؟
اوه، ایشون خانم گِری از دفتر شهردار هستن
ایشون اومدن تا روی امتحانات نظارت کنن
ایشون هم بازرس کالاهان هستن
بله، یه چیزهایی درباره بازرس کالاهان شنیدم
و باید بهتون بگم بازرس
نیت شهردار اینه که این اداره رو همسو کنه
با جریان اصلی تفکرات قرن بیستم
خب، ایشون دقیقاً چطور میخواد این کار رو بکنه خانم گِری؟
خب، یکیش اینه که
جناب شهردار قصد دارن
زمینههای مشارکت زنان در نیروی پلیس رو گسترش بدن
خب، خیلی شیک به نظر میرسه
فکر کنم یه چیزهایی هم درباره
تصفیهی آدمهای عقبمانده از اداره گفته بودن
بهتره بریم سراغ کارمون. داوطلب بعدی
افسر مور؟ بله قربان
همونطور که میدونید، این مرحله آخر امتحان شماست
یه آزمون غیررسمیه که توش سعی میکنیم قدرت تصمیمگیری لحظهای شما رو بسنجیم
واکنشتون به استرس و فشار
تواناییتون در اجرای قانون در موقعیتهای فرضی و غیره. حله؟
بله قربان
چند وقته تو نیروی پلیسی؟
نُه سال. کدوم بخش؟
بیشتر تو بخش کارگزینی و بایگانی
کارگزینی و بایگانی، هه؟ بله قربان
هری؟
سوالی از داوطلب نداری؟
سوال. صد متر رو تو چند ثانیه میدوی؟
بیخیال کالاهان، خودت میدونی روال این جلسات چطوریه
باشه، معذرت میخوام
خودت میدونی که
اگه طبق دستورالعملهای جدید شهردار بازرس بشی
ممکنه مجبور شی بری تو خیابون و گشت بزنی
بله قربان، امیدوارم همینطور بشه
افسر مور، شاید بهتر باشه از مهمترین دستگیری جناییتون برامون بگید
من تا حالا هیچ دستگیری جناییای نداشتم
خب، پس شاید از بهترین دستگیریتون تو موارد جزئی بگید
هیچ موردِ خلافی رو هم تا حالا دستگیر نکردم
آخه چه غلطی به تو این حق رو میده که بازرس بشی
وقتی مردهایی هستن که ۱۰-۱۵ ساله دارن اون بیرون جون میکنن؟
منظورت اینه که جای زن تو خونهست؟
فکر کردی اینجا جلسه روانشناسی گروهیه؟
میخوام بدونم وقتی یکی اسلحه گرفت سمتش
و گفت: «بنشین رو زمین!»، چیکار میکنه؟
تو داری عمداً سعی میکنی این داوطلب رو رد کنی، نه؟
اگه اون بیرون کم بیاره، به فنا میره
فنا شدنِ منه
و بدشانسیِ خودم
مشکل اینجاست که اون بیرون قراره یه همکار داشته باشی
اگه تو رو بزنن، همکارت هم با تو به فنا میره
این بهای خیلی سنگینیه واسه شیک به نظر رسیدن
بازجوییت تموم شد کالاهان؟
موقعیت فرضی، هان؟
من لبِ خیابون وایستادم
و خانم گِری میاد جلو و به من پیشنهادِ بیشرمانه میده
که اگه باهاش برم خونه، در ازای ۵ دلار، با یه اسبِ پونی نمایش برام اجرا میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.